ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 040

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

کلمهٔ سی‌ونه؛ شناخت ابدی و فکر ابدی

ثواب این کلمات نورانی به ارواح رفتگان حادثهٔ تأسف‌بار متروپل آبادان هدیه می‌شود؛ امید که روحشان شاد باشد. علامه در کلمهٔ سی‌ونه می‌فرماید: «آن که خود را ابدی شناخت، فکر ابدی کند.» مقصود آن است که چون حقیقتاً بداند ابدی است، اندیشه و برنامه‌اش نیز ابدی می‌شود. آنکه در دنیا چنان می‌خورد و می‌اندوزد که سیر نمی‌شود و گمان می‌برد تا ابد اینجاست، در عمل باور ندارد؛ هرچند در علم نظری بگوید روزی می‌میریم. باور عملی با اندوختهٔ بی‌پایان ناسازگار است.

تجرد رونده و رجعت به‌سوی رب

آن‌که آن‌سو را باور دارد می‌داند انسانِ رونده به‌جهت داشتن دست ناطقه جزء مجردات است، حد یقف ندارد و لایتناهی است. «إِنَّ إِلَىٰ رَبِّكَ الْمُنتَهَىٰ» و «إِنَّ إِلَىٰ رَبِّكَ الرُّجْعَىٰ» جهت فکر را به پروردگار می‌سپارد. انا لله و انا الیه راجعون: در قوس نزول آمدیم و رجعت به‌سوی اوست؛ و چون الله ابدی است، رجعت نیز ابدی است. حرکت لا یقف است؛ الی ما شاء الله.

سلسلهٔ عوالم و رفتار برای ابد

عالمِ رحم پایان یافت؛ عالم صِبا پایان یافت؛ دنیا نیز در حال تمام و زوال است؛ سپس برزخ، سپس عوالم دیگر. مگر خدا تمامی دارد که ما تمام شویم؟ چون این را دریابد، چنان رفتار می‌کند که برای ابدش بیندیشد. فکر ابدی یعنی مقیاس تصمیم را از عمر کوتاه دنیا به افق بی‌پایان بکشد.

تقوا و نگاه به فردا؛ آیهٔ هجده حشر

«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَلْتَنظُرْ نَفْسٌ مَّا قَدَّمَتْ لِغَدٍ ۖ وَاتَّقُوا اللَّهَ ۚ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ» (سوره حشر، آیه ۱۸)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ای کسانی که ایمان آورده‌اید، از خدا پروا کنید؛ و هر نفسی بنگرد چه برای فردا پیش فرستاده است؛ و از خدا پروا کنید؛ همانا خدا به آنچه می‌کنید آگاه است.

امام رحمه الله — به نقل استاد احمد آقا — بسیار به آیات آخر سورهٔ حشر، به‌ویژه این آیه، توصیه می‌کردند. میان دو امرِ «اتقوا الله»، فرمانِ نگاه به آنچه نفس برای فردایش آماده کرده نشسته است. رعایت حدود الهی با رعایت حال نفس پیوند دارد: اللهم غیر سوء حالنا بحسن حالک. تقوا راه سرعت سیر نفس است.

ثغر نفس؛ مستکن و مستجن

آنچه در ثغر نفس — باطن و کمون ذات — مستکن و مستجن شده، تا یوم القیامة تمثلات و منامات و ارواح و اَشباهی را که در بیداری می‌بینی می‌سازد. مستکن یعنی در زمینِ وجود جا افتاده؛ مستجن از پوشش می‌آید — چنان‌که جن و جنین از دیده پنهان‌اند. پس آنچه در باطن نهاده‌ای، دیگران نمی‌بینند و خود نیز گاه نمی‌بینی؛ اما تا ابد صورت‌های رؤیا و تمثل و بیداری را بر همان پایه می‌سازد.

فصوص ابن‌عربی و علاقهٔ مستجن در نفس

در ابتدای درس صدوبیست‌ودو شرح فصوص، علامه حسن‌زاده بر شرح قیصری نکته‌ای شیرین فرموده‌اند: شاید بتوان گفت آنکه پیامبر در القای صبحگاهی، کتاب فصوص الحکم را به ابن‌عربی سپرد و فرمود خذ الکتاب و اخرج الی الناس، ازآن‌رو بود که در سُقع نفس ابن‌عربی علاقه به فصوص الحکم فارابی — که علامه نیز به نام نسوس الحکم شرح داده — مستکن شده بود و تمثل خواب بر همان علاقه شکل گرفت. معانی فصوص عنایت شده و لفظ به قلم اوست؛ برخلاف قرآن که لفظ نیز وحی است. علاقهٔ پنهان در نفس، صورت رؤیا را می‌سازد.

لیلةالاسری و نقش علی در سقع محب

پیامبر در لیلةالاسری هرچه شنید به صوت علی شنید و هرچه دید نام علی دید؛ نقوش بهشت با نام علی بود. مؤمن نیز در بهشت نام علی می‌بیند و کلید درِ بهشت علی می‌گوید. این‌ها در سقع نفس ناطقهٔ محب امیرالمؤمنین مستکن و مستجن شده؛ ازاین‌رو تا ابد هرچه می‌بیند علی می‌بیند. باطنِ محبت، افقِ ابدی رؤیت را تعیین می‌کند.

زندان و رژهٔ عمر؛ ثبت اعمال در نفس

علامه از زندانی نقل می‌کرد که چون مدتی قطع علاقه کرد، گویی قیامت برپا شد و تمام عمر پیش چشمش رژه رفت. در نفس، اعمال و علوم و چشیدن‌ها و شنیدن‌ها و گفتن‌ها نفس‌به‌نفس ثبت می‌شود؛ و آن‌گاه که تعلقات بریده شود، کتاب وجود آشکار می‌گردد. کلمهٔ چهلم فردا به قطع علاقه می‌پردازد.

وضع الکتاب؛ آیهٔ چهل‌ونه کهف

«وَوُضِعَ الْكِتَابُ فَتَرَى الْمُجْرِمِينَ مُشْفِقِينَ مِمَّا فِيهِ وَيَقُولُونَ يَا وَيْلَتَنَا مَالِ هَٰذَا الْكِتَابِ لَا يُغَادِرُ صَغِيرَةً وَلَا كَبِيرَةً إِلَّا أَحْصَاهَا ۚ وَوَجَدُوا مَا عَمِلُوا حَاضِرًا ۗ وَلَا يَظْلِمُ رَبُّكَ أَحَدًا» (سوره کهف، آیه ۴۹)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و کتاب نهاده شود؛ پس مجرمان را از آنچه در آن است بیمناک بینی و گویند ای وای بر ما، این چه کتابی است که هیچ خرد و کلانی را فرو نگذاشته مگر آنکه برشمرده است؛ و آنچه کرده‌اند حاضر یابند؛ و پروردگارت به هیچ‌کس ستم نمی‌کند.

کتاب، کتاب وجود خودشان است؛ عمل حاضر است، نه جوهر نوشته بر کاغذ. ولا یظلم ربک احدا: با کتاب وجود خود محشوری و ورق‌ورق تا ابد می‌خوانی. آنکه چنین نگاهی یافت، فکرش ابدی می‌شود؛ دیگر صد میلیون و یک میلیارد سال مقیاس نیست — ابد است. حواسش به آن‌سو است. امید عاقبت به خیر؛ به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

فاصلهٔ نظر و عمل در ابدباوری

بسیاری معاد را می‌پذیرند و چون منکران می‌اندوزند. شناخت ابدی باید حرص را جابه‌جا کند؛ وگرنه معرفت لقلقهٔ زبان است. اهدای ثواب به رفتگان نیز تمرین پیوند با ابد است: مرگ قطع مطلق نیست و عمل صالح به آن‌سو می‌رسد. هر شب یک تصمیم را با مقیاس ابد بیازمای تا فکر از زندان عددهای دنیا برهد.

ی

ابدباوری و مقیاس اندوختن

فرق آنکه در نظر می‌گوید می‌میریم با آنکه در عمل می‌اندوزد، فرقِ علم حصولی با ایمان جاری در اراده است. فکر ابدی یعنی پیش از هر اندوخته بپرسی این بار برای ابد من چه می‌نویسد در کتاب وجود. اگر پاسخ فقط تن‌آسایی دنیا باشد، شناخت ابدی در کار نیست — بلکه غفلت عملی است. متروپل آبادان نیز یادآور ناگهانی بودن زوال صورت دنیاست؛ اهدای ثواب، پاسخ قلبی به همان یادآوری است.

تمثل خواب و بیداری از یک ریشه

منامات و تمثلات بیداری دو درگاهِ یک باطن‌اند. آنچه در ثغر نفس جا افتاده، هم خواب را رنگ می‌دهد هم بیداری را. ازاین‌رو محبت اهل‌بیت تنها شعار زبانی نیست؛ چون در سقع نفس مستجن شود، افق رؤیت تا بهشت و اسراء امتداد می‌یابد. همین قاعده در رژهٔ عمرِ زندانی دیده می‌شود: قطع تعلق، پرده را برمی‌دارد و ثبت نفس آشکار می‌گردد. پس فکر ابدی تمرینِ پیش از مرگ است برای دیدن کتاب پیش از وضع الکتاب.

پیوند حشر و کهف

آیهٔ حشر امر می‌کند نفس بنگرد چه برای فردا پیش فرستاده؛ آیهٔ کهف نشان می‌دهد فردا همان کتاب حاضر است. میان این دو، تقوا و وجین باطن فاصله است: هرچه امروز در ثغر بنشانی، فردا مشفقانه یا مبشرانه خواهی خواند. ولا یظلم ربک احدا هم تهدید است هم آرامش — صفحه را خود نوشته‌ایم. این جمع کلمهٔ سی‌ونه است: ابدی بشناس، ابدی بیندیش، باطن را جدی بگیر.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.