رحیم و به نستعین.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته.
سلام علیکم و رحمة الله.
روز بسیار مبارکیست، روزیست که حضرت حق قدرت نمایی کرد و خرمشهر رو به قول امام آزاد کرد.
تبریک میگم این روز رو و خواهش میکنم که در این لحظات و آنات عرفانی یاد کنیم از همه شهدامون که مدیونشون هستیم.
ثار روح بلند امام و شهدای صلوات هدیه کنید.
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل.
اونچه که امروز عرض میکنیم هدیه میکنیم به روح بلند اونها.
ان شاء الله در اند رب بهم یرزقون ما رو دعا کنن.
کلمه سی و هفت: "آنکه در آثار صفات و اخلاق انسانها و در احوال و اح- افعال حیوانها دقیق شود" یعنی آثار و صفات انسانها رو بررسی کنه بعدم احوال و افعال حیوانات رو.
این دو تا رو بررسی کنه.
"حیوانها را تمثلات" یعنی مثالهایی.
"تمثلات ملکات" یعنی اون چیزهایی که راسخ شده تو نفسشون، محکم شده، جا افتاده.
"حیوانها را تمثلات ملکات انسانها مییابد." قبلاً گفته بودیم که آنچه که ما در عالم خواب که مثال عالم مثال منف-- متصل ماست در درون ماست، میبینیم در سقع نفس خودمونه.
در اون باطن کمون ذات خودمونه که اونچه که میبینیم انشائات نفس ناطقه مونه.
اونچه تو خواب میبینیم نفس اینا رو ایجاد میکنه.
آنچه که تمثلات، اون مثالهایی که ما در خواب میبینیم کار خودمونه.
اونا بر اساس چیه؟
این ملکات نفس.
هر چیزی که در نفس رسوخ کرده، جا انداخته، ریشه دوانده.
قیامت همچنینه که حضرت استاد میفرمود حتی قیامت هم به محض اینکه ما مردیم آنچه که ما اونجا صور و اشکال میبینیم حتی در برزخ منفصل بیرون از خودمون، اونجا ما یه عالم هرچی بیرون داریم تو خودمون هم داریم.
اگر بیرون عالم عقول و ملائکه و مجردات طامه داریم تو خودمونم عقل داریم.
اگه بیرون مثال مت-- منفصل، بی فصل، جداست جدا داریم یا برزخ که مردم مثلاً ارواح امم از اموات الان اونجان، تو خودمونم داریم.
چیز عجیبی نیست اینا رو ازش فرار کنیم.
هرچی کوه بیرون هست تو خود-- کوه نماد عظمت و س-ستوت عاد انسانه.
ننه نماد اقتداره.
دریا [سرفه] نماد وسعت و زلال بودن وجود ماست.
اینا همه در خودمون یه نمادی داریم.
ملک بدن داریم.
ملک هم که بدن عالمه.
حالا در به هر حال اونجام که وقتی ما میریم عزیزان آنچه که ما صور و اشکال در برزخ اونجا میمیریمها میبینیم بر اساس ملکات نفسمونه.
ملکات اون چیزیه که رسوخ شده تو نفس.
چگونه راسخ میشه؟
ملکه میشه؟
قبلاً گفتیم بر اساس تکرار و اصرار هر عملی.
وقتی یه عملی چه خوب چه بد اصرار شد، تکرار شد، میشه ملکه نفس و اونچه که ما صور و اشکال میبینیم یا خودمون، خودمون به اون صور و اشکال در میایم بعد از مرگ بر اساس ملکات نفسمونه.
پس این.
بعد حالا حضرت استاد میفرماید وقتی شما حیوانات رو نگاه میکنی میبینی که اینها احوالاتشون، افعالشون، اینها، میبینی تمثلات همین ملکات نفسن.
بر اساس این هم ما آیات زیاد داریم، حکایت زیاد داریم، روایت زیاد داریم تا دلت بخواد.
مثلا همون عالم، عالمی که حالا اسمشون یادم نیست از بزرگان بودن.
دم حرم دیدن که یه سگ، یه جنازهای رو دارن میبرن.
معروفه زیاد شنیدید.
یه سگی روی جنازه است.
به بغل دستیش زد که میبینی روی تابوت این آقا چیه؟
گفت نه من چیزی نمیبینم.
فهمید که این از تمثلات خودشه، کشفیات خودشه.
فهمید هر کسی نمیبینه.
بعد تا رسید به حرم میخواست جنازه رو دیدی میبرن مثلا حرم امامزاده تعارف میکنن یا امامزادهها سگه رو، سگه همونجا پرید پایین.
پرید پایین.
نشد.
نتونست.
لا یمست ول المتحرون.
راه نمیدن تو.
حرامه دیگه.
اون تو راه.
پرید پایین.
بعد وقتی دوباره بدن رو برگردوند عالم دید که سگ دوباره جهید روی تابوت رفت داخل قبر.
چرا؟
این تمثلاته.
تمثلات اعمالشه تا قیامت، قیامتم باهاشه.
یعنی خودشه اصلاً.
ما این حکایتهای اینطوری زیاد داریم.
آیات قرآن چگونه؟
مثلاً آیه صد و هفتاد و نه اعراف.
زیاد شنیدید.
زیاد هم ما اینجا خوندیم.
و لقد ذرأنا لجهنم كثيرا من الجن والانس.
بسیاری از اینها رو مثلا برای آتیش خلق کردیم.
لهم قل-- چرا؟
لهم قلوب لا يفقهون بها.
دل دارن.
اصلا اهل تفقه و عمیق شدن نیستن.
ولهم اعین لا یبصرون بها.
چشم دارن نمیبینن حقایقو.
ولهم اذان لا يسمعون بها.
گوش دارن، اهل شنیدن نیستن.
دل و جان، گوش جان نمیسپارن به حقایق.
برای همین آیه قرآن دارم میخونم برا خودمون.
اولئک کل An'am اینا مثل حیواناتن بل هم اول.
اولئک هم الغافلون.
به جهت غفلتشون مثل حیوانات بلکه پستتر از حیواناتن.
پیغمبر در اون سفر معراجیهشون که کشف تام کردن رفتن دیدن دیگه صور و اشکال رو.
میگفتن ده قسط شده بودن امت من.
و چقدر دردناکه اون حدیث.
صور-- صورتهایی که اونجا می-میبینن پیغمبر و نقل میکنن.
حالا یه آیه دیگه مثلا آیه چهل و چهار فرقان.
الان اینجا موقع نماز دیدم سریع نوشتم.
ان تحسبن ان اکثرهم يسمعون او يعقلون.
تو اینا رو گمان میکنی اکثرشون مثلا اهل تعقل و شنیدن و اینا هستن؟
اما نه ان هم.
الا كالأنعام بل هم أول سبیلا.
مثل حیوونن بلکه پستتر از ایناست راهشون.
اینو آقا قرآن داره میگه ما نمیگیم.
روایات مثلا در مجمع البيان طبرسی علیه الرحمه از پیامبر روایتی آورده که گروههایی از امت من به صورتهای مختلفی محشور میشوند.
توجه بفرمایید میگه امت من یعنی امتی مسلمانن اینا.
محشور میشن برخی به صورت میمون، برخی به صورت خوک.
چرا؟
به جهت تمثلات دیگه.
تمثلات ملکات نفسشونه.
مثلا پی-- خود حضرت اس-- خود حضرت امام علیه الرحمه فرمود کسی که عادت کرده به صبوعیت یعنی وحشیگری، خب چه بعید که، بعید هم نیست که مثلا به شکل کلب، سگ محشور بشه.
سگ صفته.
روی روایت دیگهای در تنزیه الخواطر و نزهت النواظر، نواظر دیدهم.
حالا این همون مجموعه بررام، معروف به مجموعه بررامه این.
اونجا روایت هست که پیغمبر فرمود آدمای زورگو و متکبر و اینها روز قیامت مثل مورچههای ریز پراکندن و اینا به جهت پستی که پیش خدا دارن اینا مردم لگدمالشون میکنند و اینا که لگدکوب میشن.
حالا بعضی از عرفا گفتن چرا به مورچه؟
چون اینجا متکبر بودن، پست فطرت بودن، اونجا هم لا-- ظاهرا تمثل نفس خوارشونه، نفس پستشونه، ضعیف.
اونجا هم همینطور مثل مورچه.
ببین تمام.
حالا یه روایت خیلی عجیب که خیلی این روایت عجیبه.
من جرات نمیکردم این روایت رو بگم تا اینکه یعنی بازش کنم تا اینکه دیدم یکی از بزرگان علمای از اساتید ما گفته دیگه ما هم جرات کردیم بگیم که اینو حتما شنیدید اما ببینید درون مایه اش.
حالا یه وجهش رو من باز کنم و ربطش با بحث.
امام صادق صلوات الله علیه فرمود اما اینو خوب گوش بدید چون مرتبطه با هممونه به نوعی.
درک کردیم تو روزگارمون.
فرمود شب عاشورا حیوانات اهلی و احشی و وحشی [مکث]، اذل بهوش و هوشرت، حیوانات اهلی و وحشی گرد هم جمع میشن.
متفقا برای جد ما حسین عزاداری میکنند.
ما کی تا حالا دیدیم مثلا گرگ و آهو شب عاشورا بیان کنار هم؟
کی حالا تازه شب عاشورا که میبینیم چقدر این حیوانات اهلی رو ما میکشیم و سر میبریم.
کی ما حالا، حالا میبینیم یک، یک عالم با ذرهبین طهارت نفس اینو نگاه میکنه، یه وجهش رو برای ما باز میکنه.
فرمود منظور همون تمثلات و ملکات انسانهان.
حیوانات اهلی و وحشی یعنی آدمایی کهاند.
آدمایی که اهلیاند، آدمایی که وحشیاند.
آدما، نه حیوانات.
این که میگه حیوانات اهلی و وحشی یعنی همه آدمهای ماهاییم.
جسارت میکنم امثال من که حالا شب عاشورا میاد تو هیئتا چه دعواهایی هم میشه.
چه بکش و بکش تو بعضی هیئتا.
چه داد و فریاد سر علمکشی و سر این و اون و این دو طرفدار مرید اونه، اون مرید اینه.
اینا حیوانان اما خب کاری به هم ندارن.
وحشی و اهلی قاطی.
هم تو شراب خوره هم دهنشو میشوره میاد تو هیئت امام حسین.
امام صادق فرموده اینا رو.
ببینید این که قرآن میفرماید جزاء وفقا، جزای اینا موافق اعمالشونه.
از اون طرف میفرماید فمن يعمل مثقال ذرة خيرا خیرا يره.
این ضمیر به کجا برمیگرده؟
يره چی رو میبینه؟
اون خیر رو میبینه دیگه.
شر و خیر رو میبینه.
يره یعنی عین عمل رو میبینه.
چگونه میبینه؟
به تمثلات ملکات.
از این بترسیم.
و حالا [مکث] بعضیا میگن آقا مثلا شما حرفات یه مقدار عجیب غریبه فلان.
نه اینا ما ازش دوریم.
اینا عجیب غریب نیست.
مثل این که بگه آقا شما چرا سالمی؟
شما چ-- ببخشید شما چرا-- اه آره همین.
چرا سالمی؟
چرا شما همه سالمید؟
ما میگیم آقا اصل بر اینه که همه سالم باشن.
اسم از سلام خدا داره پیاده میشه در عالم.
انقدر همه مریضن ما یکی که سالمه میگیم عجب آدم سالمه!
این آقا سردرد نداره، این آقا مثلا.
خب بابا اصل بر این بوده.
نفس ناطقه ما مجرده یا مادهست؟
همه میگید مجرده یعنی مربوط به عالم ماده نیست.
پس اصل بر اینه که ما ارتباط داشته باشیم با عالم مجردات و عقول.
عقل داریم دیگه و مرتبط باشیم با عالم عقول بیرون، با مجردات، با ملائکه.
شب قدر از الان ملائک و الروح اینا میان که این کارو آسون کنن.
اما ما یه نفر، یه خواب خوب، یه کشف تام خوب، یه چه میدونم تمثل قشنگ اینا تو همین جزئیاتش تازه جرات نمیکنه به دیگری بگه.
انقدر که حرف در میاد.
او آقا رو خواب دیده، آقا ک-- تمثلی براش رخ داده.
این چرت و پرتها چیه میگی فلان.
توجه کردید؟
اینا خیلی بده.
یعنی ما انقدر اکثرمون مریض شدیم، حقایقی که مثل مثلا یکی از علما حسن زاده میاد راحت تو کتاب انفاق و ارسا-- انسان در عرف عرفانش تمثلاتشو میگه، میخندیم.
بعد این کتابو هدیه میکنه به رهبرمون.
همین کتابی که تمثلاتش توشه.
چون اون میفهمه.
خب انشالله که عاقبتمون ختم به خیر بشه به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
اللهم صل على محمد و آل محمد