ددرس‌گفتارها

بسم الله الرحمن الرحیم و به این استعین.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیات.

سلام علیکم و رحمة الله.

کلمه سی و چهار.

[نفس عمیق] آنکه در اعتلاى نفس از قوه به فعل بیندیشد که اون قوای وجودیش رو، استعداداتش رو شکوفا کنه که هرچه داناتر می‌شود برای اخذ معارف قوی‌تر آماده‌تر می‌شود.

هرچی که داناییش بیشتر می‌شه آماده می‌شه برای گرفتن معارف قوی‌تر.

پی می‌برد که کسی که این کار رو کرد، پی می‌برد که نفس را رتبت فوق تجرد است.

همون بحثی که داشتیم فوق تجرد.

یعنی علاوه بر مجرد بودنش حد یقف نداره.

اصلاً انتها نداره.

یک لحظه اگر ایستا باشه و بایسته گرفتار شده و اون مریضی بولیموس اومده سراغش و به سر اثر گرامیه "یا ملا تزیده کثرة العطا الا جود و کرم" آگاه می‌گردد که یکی از اسماء خدا در جوشن کبیره که "یا ملا تزیده کثرة العطا" ای کسی که زیاد نمی‌کند از زیادی بخشیدنش، کثرت بخشیدنش "الا جود و کرم" مگر اینکه باز چیکار می‌کنه؟

می‌بخشه.

"جود و کرم" اهل کرم و بخشش.

دیگه به این می‌رسه، به سر این ذکر.

از چی؟

از اینکه هرچی میره جلوتر می‌بینه که آمادگیش برای اخذ حقایق عرشی و فوق عرشی بیشتر می‌شه.

آدم وقتی توقف می‌کنه در اون ابتداییات و بدیهیات و اولیات، چیزهای متعارف و این‌هایی که بین مردم هست، دو دو تا چهار تا خب.

این که معلومه این که ابتدایی‌ترین مسائل علمیه.

همین جا که توقف می‌کنه دیگه نفسش به اون قوت نمی‌رسه.

باید حرکت کرد.

حرکت نفس از مجهول به معلوم دیگه.

که حالا آیاتی هم بر این زمینه داریم که خدای ممنون همه چی رو برا ما خلق کرده.

یعنی چه همه چی رو برا ما خلق کرده؟

یعنی همه کثرات اعم از این آسمان و زمین و اینا همه می‌تونن معلوم نفس ناطقه ما باشن.

یعنی ما علم به اون‌ها پیدا کنیم، معرفت به اون‌ها پیدا کنیم، یعنی ما احاطه به اون‌ها پیدا کنیم.

یعنی از اون عقل هیولایی که اول داشتیم، اون نفس هیولایی که ابتدایی‌ترین حالت نفس ناطقه ما بوده بیاییم بریم به عقل بالملکه، به، به عقل بالفعال بریم همینطور تعالی و بریم بالا، بالا تا دیگه بزرگان رفتن اهل بد و رفتن به عقل بالمصطفى یا عقل بسيط که همه علم اونجاست رسیدن.

خب چرا ما نرسیم؟

چرا ما پشت سر اونا حرکت نکنیم؟

مگر او کسی که فرمود "سَلُونِي قَبْلَ أَنْ تَفْقَدُونِي" از من بپرسید قبل اینکه منو از دست بدید از آس-- راه‌های آسمان از من بپرسید مگه امام ما نیست؟

مگه پیشوای ما نیست؟

پس ما می‌تونیم.

چرا نتونیم؟

اگه اون امام ماست می‌تونیم پشت سر اونا حرکت کنیم به تأسی اونا.

منتها ضعیف، متأسفانه خودمون رو ضعیف و نحیف نگه داشتیم.

در حالی که قرآن آیه دوازده سوره نحل رو براتون بخونم.

"سخر لکم الليل والنهار".

سخر چی؟

لکم.

برای شما تسخیر کرده خدا.

مسخر کرده چی رو؟

"الليل والنهار والشمس والقمر".

همینطوری برو هرچی خلق کرده مسخر دست شماست.

اصلاً برای شماست.

آیه سیزده جاسیه "وسخر لكم ما في السماوات وما في الأرض جميعا".

اصلاً همه چی برا شماست.

اینا همه می‌تونن معلوم وجود تو بشن.

معلوم-- تو بهش علم پیدا کنی، احاطه وجودی پیدا کنی، بشه معلوم وجودی تو، بشه شأنی از وجود تو.

همه این عوالم هستی.

می‌شه انسان بزرگ‌تر از زمین و آسمان‌ها بشه، اون بشه معلوم تو.

قرآن داره میگه دیگه.

از خودم که نمیگم.

چطور می‌شه که انسان هی میره جلوتر بزرگ می‌شه، هی صعه وجودی پیدا می‌کنه، آماده‌تر می‌شه برای اون ق-- حقایق عرشی‌تر؟

به جهت اینکه خب هی غذا، غذا می‌خوره هی قوی می‌شه دیگه روحش همینطوریه و در حقیقت هی رشد می‌کنه و اصلاً ببین مثالی که حضرت استاد علامه علیه الرحمه دارن در جلسه صد و هفته شرح فصوصشون دارید ببینید.

اونجا می‌فرمایند که مثال می‌زدن.

میگن وقتی بچه در رحمه از اون خون حیض و حالا بند ناف مادر اینها خون می‌خوره، غذاش اونه.

درسته؟

غذا اون خونه.

الان تو بریزین جلوت می‌خوری؟

حالت به هم می‌خوره ولی اون موقع غذات بوده.

ولی وقتی به دنیا میای بهترین یعنی غذای نسبت-- غذا نسبت به مقتضیه دیگه متناسب با مقتضیه.

شما الان که به دنیا اومدی چی می‌خوای؟

دو تا مشک به قول علامه دو تا مشک خدا قرار داده در سینه مادر به بهترین وجه ممکن غذای تو رو آماده کرده خدا از قبل.

چی شد غذا اگه اون غذا رو تو رحم مادر به بچه می‌دادی می‌مرد.

حالا اومد قوی شد.

این حالا این تازه سیر جسمیه.

بعد، بعد از دو سالگی دیگه اون شیره باز براش ضرر داره.

دیگه دوباره غذاهای بهتر از اون هی بزرگ می‌شه، بزرگ می‌شه، دندون پیدا می‌کنه، معدش قوی می‌شه، هی غذاهای کامل‌تر، بهتر، مقوی‌تر.

این تازه سیر جسمیشه.

علامه می‌فرماید حتی اشاره می‌کنه به کتاب شریف اسرار الحکم ملا هادی سبزواری علیه الرحمه که اونجا ملا هادی می‌فرماید در سیر روحی و ج-- عرض شود علمی و نفسانی‌ام بلکه عین همین.

اونم چط-- چگونه‌ست که بچه در رحم خون میخوره بعد شیر میخوره بعد برنج و گوشت میخوره.

در سیر عقلی و سیر و سلوک و این‌ها کارهای عقلی هم این چنینه.

از همین بدیهیات، همین ابتداییات، اولیات که فطریات ماست که رأس المال ماست.

شروع می‌کنی هی قوی‌تر میشی رأس المال‌ت بیشتر میشه مثل کسی که اِ-- دارایی‌ش بیشتره، دارایی‌ش بیشتره، سرمایه‌ش بیشتره لذا سودش بیشتره.

هی میره جلو صعده وجودی پیدا می‌کنه.

اینطوری نیست که حالا ما مسائل عقلی و عرشی و مثلاً سنگین و تا بیایم بگیم همون ابتدا آدم بفهمه باید زحمت بکشه.

"ليس للإنسان إلا ما سعي".

خودشو ول کرده نه مطالعه‌ای داره، نه حال و حوصله‌ی کار عقلی و تفکر و فشار آوردن به وجود خودش داره.

سلول‌های خاکستری‌شو به-- نمی‌جنبونه.

بعد تا می‌شینه این حرفا رو می‌زنه می‌گه این حرفا به چه درد ما می‌خوره؟

اینا سنگینه.

خب تو خودت حرکت نکردی.

"اقرأ وارتق تعال".

بیا بالا ببین چقدر غذاها برای ما آماده کردن.

ما کوبیدیم تو سر خودمون.

متأسفانه رحمت خدا هم که بخواد شامل حال ما بشه باید غفران خدا شامل حال ما بشه.

می‌دونید چی دارم عرض می‌کنم؟

یعنی خدا می‌خواد به ما رحم کنه.

خب به یکی خدا رحم می‌کنه، می‌رسونش به مرحله عقل بسیط.

احاطه پیدا می‌کنه بر علوم.

یکی هم خدا بهش رحم می‌کنه مثل من رحمت خدا شامل حال میشه، گناهمون می‌بخشه.

اتفاقاً این یه اصلیه که چند بار من این اصلو هم خوندم هم از شرح علامه گوش دادم.

خیلی برام شیرین بود.

بذارید اصلاً از رو براتون بخونم این انتهای بحث خیلی-- تو اون آیه شریفه "إن الله الله إن الله وملائكته يصلون دائماً صلاة سأل النبي يا أيها الذين آمنوا" شما هم صلوات بفرستید.

این صلوات وقتی از سمت خداست "يصلون إن الله".

صلوات خدا رحمتشه.

رحمت خاص و ویژشه.

رحمت عام نیست.

مثل این هوا نیست که کافر و مؤمن ازش استفاده می‌برن.

خاصه مثل علمه، مثل اندیشه‌ست حالا.

رحمت خاص.

رحیمیه است.

صلوات ملائکه چیه؟

دو-- صلوات ملائکه استغفاره.

صلوات انسان‌ها، شما هم صلوات بفرستید برای پیغمبر.

اون چیه؟

دعاست.

خب حالا بعد اینجا علامه قیسری میاد اینجا این جمله، این دو جملات رو میگه.

اینو بگم خوب توجه کنید و تمام.

ی-- می‌فرماید "قيل الصلاة من الله الرحمة".

همونطور که گفت این صلا-صلوات "من الله الرحمة" صلوات خدا بخواد شامل حال هرکی بشه، مثلاً ما حدیث داریم تو یه بار صلوات به پیغمبر بفرستی، خدا در میان افواجی از ملائکه به تو صلوات می‌فرسته، بلکه هفتاد برابر.

این صلوات خدا که به ما می‌رسه چیه؟

اینجا علامه قیسری داره شرحش میده.

می‌فرماید "يتعلق بكل شيء بحسب استعداد ذلك الشيء بطلب إياها".

یعنی هر چقدر طلب وجودی توئه، وجود تو، اون نفس ناطقه تو طلبش چیه؟

اون عین ثابت تو چی می‌خواد از خدا؟

طلب تو چیه از خدا؟

منشرح کنی، باز کنی وجود هرکسیو.

هرکی یه زبان حالی داره.

زبان حال تو از خدا چی می‌خواد؟

همون رحمت خدا رو وقتی به تو نازل میشه نسبت به زبان حال تو ازش بهره می‌گیری.

حالا بعد بازش می‌کنه.

می‌فرماید "من حضرة الله تعالی فالرحمة".

اول هم می‌زنه به گناهکارا مثل من.

"falرحمة على العاصين المذنبين الغفران والعفو عنهم".

رحمت خدا، همون رحمت خاص خدا وقتی بیاد بزنه به گنهکار، عفو خدا، غفران خدا.

چیکار کنه بدبخت مثل من گناه کرده باید عفو خدا شه.

رحمت خاصو اینطوری دریافت می‌کنه.

یعنی خودش رو پیدا نکرده می‌زنه داغون می‌کنه.

متأسفانه.

"ثم ما يبتني على المغفرة من الجنة وغيرها على المطيعين الصالحين".

آدمای مطیع، صالح.

اینا چگونه رحمتو دریافت می‌کنند؟

"الجنة والرضا ولقاء الحق تعالی".

همینجا به لقای خدا می‌رسن.

به بهشت می‌رسن.

"وغير ذلك".

چگونه به، به چه بهشت‌هایی؟

"من ما لا عين رأت".

که چشم‌ها ندیده "ولا أذن سمعت".

گوش‌ها نشنیده "ولا خطر على قلب بشر".

قل-قلب بشری خطور نکرده به این‌ها می‌رسن.

"مطيعین و صالحین".

رحمت خدا رو اینطوری اخذ می‌کنند.

"اما و على العارفين الموحدين".

اونایی که عارف‌اند.

به عرفان رسیدن.

به معارف الهیه رسیدن.

"ما ذلك افادة العلوم اليقينية والمعارف الحقيقية".

می‌رسن به علوم یقینی، معارف حقیقی.

همون رحمت واسعه‌ست به گنهکار می‌خوره، عفو گناه بدبخت بیچاره مثل من.

الک زده.

خودشو باخته.

تو مسیر رشد و ارتقای نفس ناطقه‌ش حرکت نکرده.

هی گناه کرده.

حالا رحمت خدا به جهت صلوات که بر پیغمبر فرستادی به تو نازل میشه اما گناهت بخشیده میشه.

اما برای عارف چی؟

علم پشت علم، حقیقت کشف میشه براش.

بعد می‌زنه حالا "وعلى المحققين الكاملين المكملين من الأنبياء والأولياء عليهم السلام от تجليات الذاتية والأسماء والصفات وأعلى مراتب الجنان بالجنات الأعمال والصفات والذات".

اوه، اوه، اوه همینطوری میره جلو تا ادامه داره.

اینا مال اوناست من اصلاً در-- از-- حرفی در بارش ندارم.

ببین چقدر ما خودمون رو باختیم.

یه کاری کردیم ختم کلام، یه کاری کردیم که رحمت خاص خدا هم که به ما می‌خواد بریزه به جهت صلوات که به پیغمبر فرستادیم، محبت که به اهل بیت داریم باید بزنه گناهان ما رو جمع کنه، جارو کنه.

ولی یکی نه، حقایق عینیه و یقینیه براش نازل میشه و هی رو به کمال خودش میره.

این کجا اون کجا؟

ان‌شاءالله عاقبتمون ختم به خیر بشه.

به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

سلام بر محمد و آل محمد