ددرس‌گفتارها

و بهین استعین.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته سلام علیکم و رحمة الله.

اگر چنانچه خاطرتون باشه قبل از ماه مبارک رمضان بحث ما در рамون صد کلمه در معرفت نفس از تا استاد علامه حسن زاده علیه الرحمه بود تا س- کلمه سی و یکم رو اجمالاً البته توضیح دادیم.

می‌رسیم به کلمه سی و دو.

آن که در معرفت انسان و قرآن توقل کند یعنی عمیق بشه، تفکر عمیق کنه در معرفت انسان و قرآن.

به یه حقیقتی می‌رسه.

اون چیه؟

قرآن را صورت کتبیه انسان کامل شناسد و نظام هستی را صورت عینیه او یابد که قبلاً هم این رو اجمالاً توضیح داده بودیم.

می‌دونید که خب عزیزی که کار فکری می‌کنند ما چهار نوع وجود داریم یا صورت داریم.

وجود عینی یا خارجی که بر می‌گرده به عینیّت ما.

مثلاً خود من یک وجود عینی دارم که در خارج هستم.

خارج از ذهن وجود دارم.

این یک وجود.

یه وجود، وجود ذهنیه که شما ذهنیتی که نسبت به یک موجودی داری به اون عینیّت داری در ذهنت علمت به اون وجود چی-- چگونه است؟

چیه؟

اینم یه وجود.

یه وجود لفظیه.

بالاخره هر شیی یه اسمی داره.

مثلا اسم من چیه؟

علی اکبر.

این بهش میگن چی؟

وجود چی؟

لفظی یا صورت لفظیش.

یه وجودم، وجود کتبیه.

حالا شما بخواهی منو بنویسی روی یک مثلاً کتابی ترجمه‌ام کنی، اون میشه وجود کتبی من.

شما اگر سیر معرفت نفس رو با دستورات و آموزه‌های از تا استاد جلو پیش بری قشنگ بری جلو درست حسابی درست و درمان پیش بگیری بری جلو با دروس خود و قلم آسا خود استاد به جایی می‌رسی که می‌بینی که انسان کامل اون صورت کتبیش قرآنه.

یعنی اگر انسان کامل امام عصر بخواد کتاب بشه میشه قرآن و صورت عینی یا خارجیش نظام هستیه.

لذا قرآن به شدت تاکید داره در خوانش این کتاب‌ها، کتاب آفاقی و فی عرض شود "في الأرض آيات للموقنين" این کتاب آفاقی "و في أنفسكم" این کتاب انفسی "أفلا تبصرون".

این دو تا کتاب رو و کتاب عینی که خود قرآنه "واتل القرآن ترتيلا" تا می‌تونی قرآن رو بخون.

"فاقرؤا ما تيسر من القرآن" قرآن رو قرائت کنید.

هیچ چاره‌ای جز خوانش این کتاب‌ها ما نداریم.

حالا چقدر چه میزان ما این کتاب‌ها رو خوندیم؟

کتاب انفسیمون که منجر میشه به شناخت اون کتاب، کتاب آفاقی که صورت عینی امام عصره، کتاب کتبی قرآن که صورت کتبی امام عصره.

چه میزان ما خوندیم؟

چقدر از این کتاب‌ها آگاهی داریم و چقدر اخبار و اطلاعات بیخود که اصلا سی شایم به دردمون تو زندگی نمی‌خوره داریم.

به قول رهبر عزیزمون مثلا رونالدو رو می‌بینی یک-- یه زمانی فرمودن همه می‌شناسن و حتی چند تا گل زده.

چه-چیکار کرده فلان اینا حتی شماره شناسنامه‌شم شاید بعضی جوونا حفظ باشن اما چیزایی که به درد بخوره نه.

مثلا یک مرحوم شهید کاظمی آشتیانی رو خود رهبر فرمودن چطور اینو کسی رو نمی‌شناسه؟

اون مبدع و متفکر سلول‌های ب-بنیادین بند ناف اینا.

چرا نباید ما بشناسیم؟

چرا این گرفتاری از کجا اومده؟

از اینکه فاصله گرفتیم از بزرگانمون، از آثار اون‌ها.

یکی هم که میاد چون بالاخره حرف، حرف عرشیه، کلماتشون سنگینه، آثارشون قطعیه است.

فصل الخطابه، فصله، تفصیله، برهانه، قاطعه، برنده است، علمه، روشنگره، حجته.

این جوری نیست که حالا، حالا شاید ظاهراً آقا شما از اینجا مطلع هستی ظاهراً اینطوریه.

این از بیچارگی ماست به قول علامه.

این علم قطعی نیست.

فصل الخطاب کلام اون‌ها.

قطعیه.

یعنی برگرفته از آیات روایات ماست.

فصل الخطابه.

اتفاقاً اگر توجه داشته باشید در کتاب شریف انسان، انسان کامل حضرت استاد اونجا علامه حسن زاده اشاره به این آیه می‌کنند که "ونزلنا الیک الكتاب تبیانا لكل شیء".

الله اکبر.

"تبیانا لكل شیء".

این کتاب، این قرآنی که ما ازش بی‌خبریم از همه چی پرده‌برداری کرده و می‌کنه.

"تبیانا لكل شیء" و تبیان حالا "لکل شیء" که اینجاست بخواهیم هم وزنشو بگیریم اونجا که پیغمبر تو مسجد نشسته بود سلمان و حالا صحابه نشسته‌اند.

این روایت مشهور رو چند بار با هم توجه کردیم بهش خیلی شیرینه.

وقتی اون آیه "و کل شیء احصیناه فی امام مبین" رو تو surah یasin باید باشه ظاهراً پیغمبر قرائت کردن همه "کل شیء احصیناه".

این احصا از نوع اجمال نیست.

بگیم حالا مثلاً قوه است، استعداده رفته، رفته می‌رسه به کمالش.

نه "احصیناه" خط، خط نوشته شده یعنی به نحو، به نحو تفصیل، تفصیلاً، اجمال نه تمام به کل تبیان کل شیء همه چی درش "احصیناه کذا فی امام مبین".

گفتن امام مبین کیه؟

یکی گفت اینه، یکی اونه اسم اونا رو آوردن.

اون ملعون‌ها رو آوردن فلانیه.

گفت نه پیغمبر نه سلمان که زیرک بود تا امیرالمؤمنین وارد شد.

حالا دو جور روایت شده، یکی میگن سلمان نشا-اشاره کرد به مولا ایشون میگه پیغمبر خودش با انگشت مولا علی رو نشون داد.

فرمود "خذا امام المبین".

یعنی همه چی در او احسن اهو.

قرآن هم همه چی در او احسن.

لذا تبیان کل شیء.

حالا قبلاً ما بر-- عرض کرده بودیم که ما خود وجود ما نفس ناطقه ما یه حالت مندمج شده‌ای، کلیتی، اجمالی از این قرآن و اون عرض شود مقامات عالیه انسانی رو به خودش داره.

یعنی ما هم در طول اون هستیم.

ما هم شعون، شعون او هستیم.

جدایی از اون نیستیم.

متاسفانه چون از خودمون بی‌خبریم از قرآن هم بی‌خبریم.

شب قدر قرآن رو سر می‌ذاری علامه میگه قرآن به دل کن.

یعنی اینو داری تطبیق میدی اون قرآن رو با درون خودت.

اون علم قطعیه است.

بزرگان ما علمشون قطعیه.

بیچاره‌گی ماست که مثلاً فتوای بسیار-- شما مرجعی رو پیدا نمی‌کنید که مثلاً بگه اقوا این است نمی‌دونم.

ولی مثلاً ظاهراً این است یا احتیاط کنید احتیاط یا چه واجب چه مستحب هرچی.

احتیاط برای چی میگه احتیاط؟

چون از علم قطعی بی‌خبره.

این هم از بیچاره‌گی ماست.

بیچاره‌گی نفس ماست.

جدایی و دوری ما از امام و حجت زمانه.

که "و کل شیء احسن اهو فی امام مبین".

همه‌ی این‌ها عزیزان خسته‌تون نکنم از این شاهراه از کجا می‌گذره؟

از معرفت نفس.

علامه داره میگه آقا تا خودت رو نشناسی یک، امامت رو نمی‌شناسی دو، قرآن رو نمی‌شناسی سه، نظام آفاقی رو نمی‌شناسی.

"و فی الارض آیات للموقنین" یعنی آیه های الهین "و فی انفسکم" درون خودته.

"افلا تبصرون" چرا نگاه نمی‌کنی؟

آیه قرآنه.

تا این‌ها را نشناسی از خودت بی‌خبری.

تا از خودت بی‌خبری از همه جا بی‌خبری.

لذا [نفس عمیق] مرحوم الاخوینی حالا معروف به ابوبکر ربیع بن بهش میگن احمد بن احمد معروفه.

یه کتابی داره هدایت المتعلمین في الطب.

حالا عزیزانی که تو طب کار می‌کنن می‌دونید ایشون اونجا خیلی به پسرش توصیه می‌کنه به جگرگوشش.

بسیاری از-- خود علامه حتی خیلی توصیه دارن به طب.

میگن طب یک زیل اسم طبيب خدا تعریف شده.

اسم الهیه.

ما باید آگاهی داشته باشیم.

میگه طب مربوط به ظاهره.

انزل مراتب نفس ناطقه که بدنته.

میگه واجبه که بری بخشی از طب رو حالا نه با اون سطح تخصصم رو یاد بگیری که مریض نشی، حالت بد نشه، مزاجت به هم بریزه، همه چیت به هم می‌ریزه.

بعد میگه چطور که انزل مراتب نفس ناطقه که بدنته، بزرگان، حکما و عرفا واجب دونستن که بدی-- بری طب رو یاد بگیری، مزاج شناسی رو یاد بگیری که زندگیت به هم نریزه، به هم نپیچه.

بعد اون اصل وجودت که نفس ناطقته بی‌خبر باشی؟

ندونی تو کی هستی؟

چی هستی؟

از کجا اومدی؟

به کجا اومدی؟

برای چی اومدی و به کجا میری؟

نفهمی انا لله در قوس نزول یعنی چی و انا الیه راجعون قر-- در قوس صعود یعنی چی؟

نفهمی این خطاب به توئه.

بیچاره می‌شیم که شدیم.

انشاالله خدا آقامون رو برسونه.

عاقبتمون خیر بشه.

به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

اللهم صل علی محمد و آل محمد