ددرس‌گفتارها

و بهین الساعین.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته.

السلام علیکم و رحمه الله.

کلمه سی و یکم.

آنکه به سر سوره قدر که این سوره قدر بسیار اسرار دارد.

خیلی سوره عجیبی‌ست که وصل بین عالم وحدت و کثرت ایجاد می‌کنه.

کسایی که می‌خوان خوابشون تصفیه بشه، خواب خوب ببینن، اینا سوره قدر رزق‌شون زیاد بشه سوره قدر.

ات-ارتباط ملک با ملکوت سوره قدر.

خیلی عجیبه این سوره.

حضرت علامه در این کلمه می‌فرماید، «آنکه به سر سوره قدر کشف تام محمدی برسد» صلی الله علیه و آله و سلم.

[هم پوشانی گوینده با صدای ضجه بچه] خب این کشف تام محمدی منظور قرآن است که در تام‌ترین یا اون کشف اتم پیغمبر تونست از ملکوت عالم به قلب مقدسش این قرآن رو، این کتاب رو اونم القرآن رو همه علم امکانی حضرت حق که به جز اسماء مستعصره‌شون نازل شدن در این عالم هستی رو به قلب مقدسشون بگیرن.

منظور همون قرآنه.

اگر در کتب و صحف نوریه عرفانی و حکمیه دیدید تا کشف تام محمدی منظور همون قرآن است.

انسان را صاحب مقام فوق تجرد شناسد.

کی؟

کسی که به سوره قدر توجه کنه.

یعنی چی انسان رو دارای مقام فوق تجرد؟

تجرد خب اینکه انسان مجرد باشد از عالم ماده.

وقتی میره به برزخ، تجرد برزخی می‌شه.

یعنی بخشی از خصوصیات ماده و طبیعت رو تو عالم برزخ با خودش داره.

چون برزخ حد فاصل بین دنیا و آخرته.

بعد احکام مافوق خودش که می‌شه عالم آخرت و قیامت و عقول و اینا اونجا رو هم داره عالم برزخ.

لذا تجردش تام نیست.

یعنی صورت هم داره، رنگ و شکل هم داره که طبیعت داره.

اما مثل عالم عقول نیست که یک پارچه حقیقت کلیه باشه.

یعنی بخشیش مادیه، صورت ماده داره بخشیش نه.

تجرد اون چنینیه.

یعنی بینابین برزخه.

وقتی که از عالم برزخ که رفتی بالاتر عالم عقول و این‌ها بعد به عالم قلب مخصوصاً اونجا دیگه و این‌هاییم که دارم میگم هم بیرون از ما خارج از مرتبه وجود ما که همین عوالم هستی‌ست اینا وجود دارن، هم در وجود ما این‌ها وجود-- هستن.

باید شناسایی بشن در سر معرفت نفس.

اونجا دیگه مثلاً تجرد تام در عالم عقول رخ می‌ده.

اصلاً تجرد تام اونجا عالم عقول، ارواح، مفارقات اینا.

بعد فوق اون هم هست.

فوق عالم تجرد که یک طور وجود ماست دیگه مرتبه قلب و سر و روح ماست که اتصال داره به مرتبه احدیت و ذات حضرت حق.

که این بحث‌ها قبلاً چون گذشته دیگه من دو مرتبه تکرار نمی‌کنم.

یعنی انقدر وجود ما اشمخه که اگر کسی این ارتباط رو بتونه بگیره، بگیره میره، میره تا می‌رسه به حضرت حق و بحث لقاء و این‌ها که بحث‌هاش گذشته.

از اینجا علامه می‌فرماید که از سوره قدر می‌تونید به این حقیقت برسید.

یا سر رو داره بیان می‌کنه.

چه اینکه قرآن مجید بی‌کران در لیله، این قرآن مجیدی که کران ندارد یعنی انتها ندارد.

علم لایتناهی حضرت حق درشه، بر کجا وارد شده؟

در لیله اینو این جمله رو دقت کنید.

ساعت‌ها حضرت علامه در شرح fusos پیرامون همین کلمه که الان می‌خوام بگم حرف زدن.

در لیله مبارکه بنیه محمدیه از غایت فسحت قلب و نهایت شرح صدرش به انزال دفعی فرود آمده است.

این، اینجا می‌فرماید اولاً انزال دفعی بوده در لیله القدر.

یعنی به یکباره اون حقیقت نازل شده.

ببینین قلب مقدس پیغمبر چه سع و گنجایشی داشته.

نکته بعد اینکه تعبیر می‌کنه از لیلة القدر به بنیه، بنیه محمدیه.

این حالا چرا لیلة القدر؟

یا می‌فرماید لیله مبارک بنیه محمدیه.

چرا لیله میاره؟

اینم چون بحثش گذشته باید دیگه با گوش شما آشنا باشه.

خیلی شیرین.

ما یه قوس نزول داریم، یه قوس صعود.

در همه حقایق همیشه این هست.

همین الان که ما اینجا نشستیم شما قوس نزول دارید.

دارید از اون عالم سر و روحتون آنچه که در ظاهر من دارم صوت انجام میدم، صوت ایجاد می‌کنم، می‌شنوی رو سرت، ملکوت وجودت داره اون رو حقیقتش رو از عالم بالا عکس می‌کنه.

چون گفتیم فهم چشیدن مربوط به ملکوته.

ربطی به اینجا نداره.

اینجا کمک می‌کنه.

سر شما داره از ملکوت، از، از اون جان وجودت، از اون ارتباطت با حضرت حق این چیزی که می‌شنوی رو می‌چشه، می‌فهمه.

از اونجا میاد پایین.

به این میگن قوس چی؟

نزول شما.

نزول شما.

یه نزول کلی هم داریم که انا لله از سمت خدا هم ابتدا اومدیم نطفه تشکیل شده و اینا.

اصلاً دائماً این در جریانه.

قوس صعود هم داریم.

چگونه؟

شما می‌خوای این مثلاً حرفی که شنیدی رو همین الان می‌خوای حرفی که شنیدی رو ببری براش صورت ایجاد کنی که بدیش به قوه وهمت براش حقایق اصلاً جزئی فهمیش کنی، بدی به قل-- عقلت کلی فهمیش کنی بدی به عالم قلبت اینو سان بده حاضر کنه توجه کنی به این حقیقت.

خب این حرفی که الان داری می‌شنوی رو چطور می‌خوای ببریش بالا؟

از قوه سامعیت داری می‌شنوی حواس ظاهریه در نشئه طبیعت.

این می‌شه چی؟

از قوه سامعه میره به حس مشترک و میره به قوه خیال، میره به قوه عقل.

می‌بینی دست منو هی داره میره بالا.

قوه قلب همینطوری تا سر و روح و پس قوس می‌شه صعود.

این هست.

حالا در قوس النزول هر وقت قوس النزول رخ می‌ده بهش می‌گن لیله.

چرا؟

چون همیشه مافوق نسبت به مادون شدت نوریه داره.

عالم طبیعت و دنیا نوره اما نسبت به برزخ ظلمته.

عالم برزخ هم یکپارچه نوره اما نسبت به عالم عقول ظلمته.

پس وقتی از پایین میری به بالا داری ز-از ظلمت میری به سمت نور.

بهش می‌گن چی؟

قوس صعود.

این می‌شه به سمت نهار داری میری به سمت روز داری میری.

درست شد؟

اما وقتی از بالا نزول پیدا می‌کنه حقایق میاد پایین چون از مافوق که شدت نوریش بیشتره میاد به پایین که شدت نوریش کمتره یا به عبارتی ظلمته؛ چون داره میاد به سمت تاریکی میگن لیله و چون نزول به قلب پیغمبر از عالم بالا از ذات حضرت حق "إنك" آیه قرآن "إنك لتلقى القرآن من لدن حكيم عليم".

قرآن علم لدنی حضرت حق است که بر قلب پیغمبر از ذات حضرت حق نازل شده.

اومده هی پایین اومده پایین.

همینطوری تا به لسان مبارک پیغمبر می‌شه چی؟

می‌شه قوس النزول.

پس لیله‌ست.

پس چون داره میره به سمت عالم ظلمت.

این الان سر‌هاییه که علامه اوو چندین جلسه تو شر-شرح fususشون به فضل الهی ما بهره بردیم.

این‌ها رو توضیح دادن که من دیگه MP3 رو سریع برای شما گفتم.

حالا اینجا داره می‌فرماید که این از غایت فسحت قلب و نهایت شرح صدرشه.

چی؟

پیغمبر.

یعنی اگر این شرح سدرو پیغمبر نداشت دست ما از قرآن از اون عالم، اون حقایق عالم بالا و اون ملکوت نظام هستی و ذات حضرت حق کوتاه بود.

ما هممون مدیون پیغمبریم.

اما بعد از پیغمبر سیزده نفر تونستن، این نکته آخر رو خوب توجه کنید.

همه این‌ها رو مقدمه کردم برای این.

سیزده تا عزیز تونستن در قوس صعود یعنی در صعود اع-عروجیشون تو همین عرشه نظام طبیعت در همین عرصه نشئه طبیعت از اینجا برن برسن به اون مقام و مرتبه، اتحاد وجودی پیدا کنن با حالا اون صادر نخستین که قبلاً گفتیم.

اون‌هام تنز- تنزل الملائکه.

این دیگه چیه؟

قوس چیه؟

نزوله اما سیر تدریجی.

برای پیغمبر انزال دفعی به یک باره.

برای اهل بیت بعد از پیغمبر تنزل الملائکه بازم تو سوره قدره.

الملائكة والروح فيها بأذن ربهم من كل أمر.

اینجا چه اتفاقی می‌افته؟

بر قلب مقدس پیغمبر دوباره همون بر قلب، قلب مقدس امام عصر.

همون حقایقی که بر قلب پیغمبر نازل شد تدریجاً داره میاد.

لذا علامه احمد همدانی علیه الرحمه در کتاب شریف‌شون خیلی حرف سنگینی رو پیاده می‌کنند.

می‌فرمایند امام عصر ما هر شب جمعه معراج داره.

هر شب جمعه معراج داره.

میره اونجا عالم بالا اخذ علم می‌کنه.

حقایق تنزل می‌کنه به قلبش و چه زیبا و شیرین که دقیقاً شب معراج امام عصر امسال خورده به شب نیمه شعبان و میلاد خودش.

بسیار شب سنگینیه.

اونایی که دنبال اخذ علم‌اند، می‌خوان تنزل حقایق از عالم بالا به قلبشون رخ بده، حواسشون جمع باشه که شب جمعه، این شب جمعه شب خاصیه و توسل به حضرت حجت داشته باشن.

قبلاً هم گفتم حیفم میاد این‌ها رو نگم.

حالا نگاه پرعطش شما می‌خوام دوباره بگم.

ماهی که روز اولش با روز جمعه بی-شروع بشه، عرفا، بزرگان مثل علامه حسن زاده نه آدمای کم، این‌ها فرمودن اون ماه، ماه مهدوی‌ست.

تمام آنات و ساعت‌ش بو امام عصر، رو امام عصر داره.

لذا تو کل این ماهی که مهدوی‌ست مثل امسال، امسال که نیمه شعبانه، خب شعبان هم که متعلق به حضرته.

اول این ماه هم با روز جمعه شروع شد.

متعلق به امام عصره.

لذا فرمودن تو کل این ماه دویست و پنجاه و شش بار آیه نور رو بخونی ربط وجودی با امام عصرت پیدا می‌کنی.

حالا روزی هر چند تا می‌تونی هر روز بخون.

تو کل ماه دویست پنجاه و شش بار آیه نور، می‌شه آیه سی و پنج سوره نور که بعضیا گفتن شبی چهارده بار قبل خواب بخونی که دیگه نور على نور.

ان‌شاءالله عاقبتمون ختم به خیر بشه به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

اللهم صل على محمد