ددرس‌گفتارها

السلام علیک یا داعی الله و ربانی ایاته سلام علیکم و رحمة الله.

تبریک عرض می‌کنم این روز بسیار با عظمت رو محضر همه شما خوبان.

روز بسیار فرخنده و با عظمت و پرنور و سروری‌ست.

روز کسی‌ست که به زعم آقای بهجت فرمودن ذیل اون فرمایش خود ابا عبدالله که فرمود أشبه الناس علی اکبر شبیه‌ترین مردم به رسول الله خلقاً خلقاً و منطقاً.

پس اگر خاتم نداشت ان-- نبوت، نبوت تشریعی البته، تمام نمی‌شد، خاتمیت نداشت حضرت علی اکبر پیغمبر می‌شد.

این کلام آقای بهجت هست.

خدا روحشون شاد کنه.

یادش بخیر قم که ما محضرشون زیاد می‌رسیدیم اسراری می‌گفتند و به هر حال و این‌ها خاک نخوره تو دل شما عشاق باشه مقام بسیار رفیع از علی اکبر دارد که حالا چون بحث ما بحث صد کلمه در معرفت نفس علامه است بحث رو نمی‌خوام منقطع بشه به همین میزان اکتفا می‌کنم اگرچه چیزی که ما الان عرض کردیم بزرگان باید ذیلش سخن بگن، کتاب بنویسن.

پیرامون عظمت حضرت علی اکبر.

کلمه سیام.

آن که در علم و عمل دقیق شود، علم را امام عمل و قائم بر آن می‌یابد.

خب اون کلمات پیشین حضرت علامه فرمودن که چقدر علم و عمل در سازندگی ما موثر و اصلاً علم و عمل جوهرند و انسان‌ساز و ما اتحاد وجودی برقرار می‌کنیم با علم و عملمون و همون هستیم.

ما همون هستیم یعنی چی؟

علم و عملمون هستیم.

اینجا در این کلمه سیام علامه می‌خوان اهمیت و عظمت و جایگاه علم رو بر عمل مشخص کنن در این کلمه که یعنی علم برتره.

می‌فرماید علم نر باشد و عمل ماده.

دین و دنیا بدین دو آماده.

انسان مرد و زمین زن در خرد.

هرچه آن انداخت این می‌پرورد.

آیه قرآن هم هست که نساءکم حرث لكم زنان شما زمین کشاورز شما.

شما دانه و بذر رو به اون میدی، اون می‌پرورانه.

لذا در کتاب شریف فس الاسماء حضرت استاد اونجا مفصل بحث شده قبلاً هم ما گفتیم که مقام زن وقتی دیگه به اون اوج اوجش برسد بشود حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها می‌شود مقام نفس کل.

مرد به اون اوج برسد که مقام امیرالمؤمنین سلام الله علیه هست می‌شود عقل کل.

که عقل بر نفس قیویمت دارد.

لذا الرجال قوامون على النساء عقل بر-- حالا نفس مقام پرورش است لذا مادر تو دامن‌ش می‌پروراند.

اینجا علامه می‌فرماید که علم جایگاهش جایگاه عقله.

جایگاه در نظام هستی عظمت علم اینجا مشخص می‌شه.

قو-قوامه و قیویمت داره بر نفس که پرورشه اگرچه پرورش همون علم رو می‌پرورانه.

یعنی بذر علم در زمین وجود نفس وجود شما کاشته می‌شه و او پرورش داده می‌شه با عمل.

اما اصل علمه.

اصل اون بذره.

اینجا مقام پدر معلوم می‌شه.

اصل اون بذر رو پدر می‌بخشه.

اگرچه مقام مادر هم کم نیست در پرورش اما بذر اون اصلی، بذر اصلی اون رو پدر می‌ده.

اگه بذر پوک باشه خب بچه معلومه что میشه.

اما اگر بذر یه بذر مرغوب و خوبی باشه بچه لذا فرمود الولد حدیثه الولد سر ابیه نعمة.

یعنی بچه سر پدرش می‌شه.

میگن بچه رو می‌خوای ببینی؟

پدرش رو ببین.

حالا اینا بحث‌های تربیتی‌ایه که باید به موقعش گفته شه اگرچه چند جلسه یادمه یکی دو سال پیش این‌ها رو بحث کردیم.

ادامه کلام هنوز تموم نشده.

کلمه سیام علامه.

بعدیشون ادامه میدن و مانند منی رجل که قوه مولده است و رطوبت مرأة یعنی زن که متولده است چه آن آسمان است و این زمین الرجال قوامون على النساء و از این دقت آگاه گردد که علم مشخص روح است.

علم مشخص روح است.

یعنی چی؟

یعنی علم روح ما رو می‌سازه.

قبلاً عرض کردیم در کتاب انسان در عرفان علامه این یک اصل بسیار رسین و عتیق است که من تو یه جایی حالا اهل علم بودن اینو گفتم.

یه نفر اومد گفت این کجا بوده تا حالا؟

این حرفو ما هیچ جا نشنیدیم.

[خنده] گفتم بفرمایید کتاب.

گفت واقعاً اینو علامه گفتن؟

بفرمایید کتاب انسان در عرفان فلان اصلش.

خیلی برای این‌ها جالب بود که می‌گه علم جان ما رو در بس-- پس از این نشئه طبیعت در برازخ بعدی اینا همه جان ما به شکل علممونه.

چه شکلیه جان ما، نفس ما چه شکلی داره به شکل علممونه.

و همچنین فرمود عمل مشخص بدنه است.

یعنی عمل ما قیافه و شکل و اون وضعیت و هیئت و کثفت بدن ما رو می‌سازه.

اعمال ما یعنی بدن برزخی ما به شکل اعمال ماست که اینا بحث‌هاش گذشت.

بعد ادامه میدن علامه که نه روح بی‌بدن است و نه بدن بی‌روح.

این قائم به آن است و آن قائم بر این.

این‌ها یک حقیقت کلی‌اند.

بدن نفس می‌شد گفت که انزل مراتب نفس ناطقه است.

دور از هم و جدای از هم نیستند.

و یه نکته خیلی مهمی رو اینجا ذیل همین قصه برای شما بگم اگرچه هی کاش امروز بیشتر وقت داشتیم.

این بحث خیلی شیرینه و دامنه بحث عرض عریضی داره.

حالا اهلش واگذار می‌کنیم به اهلش.

برید ببینید چه مکات- مطالب شیرین و عرشی رو اینجا علامه پیاده کرده.

یه نکته دیگه عرض کنم خیلی شیرینه.

خب آیه شصت و دو سوره واقعه می‌فرماید " ولقد علمتم النشأة الأولى فَلَا تُذَكِّرُونَ".

این نشئه اولا کیه؟

قبل از این نشئه طبیعیه است.

میگه ما اونجا به شما این علم و آگاهی رو دادیم.

چرا تذکر ندارید؟

چرا توجه ندارید؟

یعنی علم در ثغء ذات وجود شماست.

یعنی در وجود شما علم کاشته شده از قبل.

از قبل این بوده " ولقد علمتم" شما رو آگاهی دادیم.

کجا؟

"نشأت الأولى" اون نشئه‌های قبلی.

الان شما فقط باید اون جدول وجودیتون رو رای‌روبی کنید که وصل به دریای عمیق نواح وجود است تا به اون حقایق دسترسی پیدا کنید.

بعد اینجا علامه توی کتاب شریف هزار و یک نکته‌شون این اصل رو پیاده می‌کنند.

اینم گوش بدید و السلام.

نفس انسانی مستعد قبول علم از جواهر عقول است.

یعنی همون عالم مفارقات.

عقول، ملائکه، اسماء الله، ملائکه.

یعنی نفس ما به گونه‌ای است که مستعده که از ملائکه مستقیماً اخذ علم کنه و هیچ حجابی از جانب آنان نیست.

حجاب از جانب آنان نیست یعنی چی؟

یعنی ملائکه حجاب نیستند که.

اونا دائماً در افاضه‌اند.

حجاب کجا ایجاد شده؟

حجاب از قابل است.

ما قابلیت این رو باید داشته باشیم که اخذ علم کنیم.

یعنی غبار گناه رو نفس ما نشسته نمی‌ذاره این ارتباط برقرار بشه.

چون حجاب مرتفع شود و نفس به صفت تخلیه متصف شود یعنی تخلیه کنه اون زشتی‌ها و قضارات وجودش رو مقام تهلیه که متحلی شدن به حقایق و انوار ملکوتی است برای او حتم است.

یعنی قطعاً، قطعاً اگر کسی تخلیه کرد به تهلیه بعدم تجلیه می‌رسه.

تخلیه کرد یعنی چی؟

یعنی وجودش رو از قضارات، آلودگی‌ها، کثافات، خباث، خبائث، زشتی‌ها حفظ کنه.

تمام.

چنین کسی متصل می‌شه به انوار ملکوت حتی در ادامه بعد علامه حالا حدیثی میگن دیگه فرصت نیست بین دو نماز هم هست.

خیلی شیرین که اصلاً چنین کسی دیگه نیاز نداره تو خواب اخذ علم کنه.

در بحر برزخ یا م-- اون عالم مثال متصلش که در خودشه علم رو اخذ کنه، بیرون اخذ می‌کنه، بیرون از خواب و اصلاً یکی از صفات مردان روزگار اینه که خواب دیدنشون کم می‌شه.

حالا اینم راه‌هایی داره انشاالله به موقعش.

انشاالله که عاقبتمون ختم بخیر بشه.

به برکت محبت به آقا حضرت علی اکبر صلوات ختم کنید.

اللهم صل علی محمد و آل محمد