ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 031

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

روز علی‌اکبر؛ شبیه‌ترین به رسول خدا

تبریک این روز بسیار باعظمت به محضر همۀ خوبان. روزی بسیار فرخنده و باعظمت و پرنور و سرور است. روز کسی است که به زعم آقای بهجت — ذیل فرمایش خود اباعبدالله که فرمود اشبه الناس علی‌اکبر، شبیه‌ترین مردم به رسول‌الله خلقاً و خلقاً و منطقاً — پس اگر خاتم نداشت نبوت تشریعی تمام نمی‌شد؛ خاتمیت نداشت حضرت علی‌اکبر پیامبر می‌شد. این کلام آقای بهجت است. خدا روحشان شاد کند. یادش بخیر قم که محضرشان زیاد می‌رسیدیم اسراری می‌گفتند. خاک نخورد تو دل؛ عشاق مقام بسیار رفیع علی‌اکبر را بدانند. چون بحث صد کلمه در معرفت نفس علامه است بحث را منقطع نمی‌کنیم؛ به همین میزان اکتفا می‌شود هرچند آنچه گفته شد بزرگان باید ذیلش سخن بگویند و کتاب بنویسند پیرامون عظمت حضرت علی‌اکبر.

کلمۀ سیام؛ علم امام عمل و بذر روح

کلمۀ سیام: آنکه در علم و عمل دقیق شود، علم را امام عمل و قائم بر آن می‌یابد. در کلمات پیشین علامه فرمودند چقدر علم و عمل در سازندگی مؤثرند؛ اصلاً علم و عمل جوهرند و انسان‌ساز و ما اتحاد وجودی با علم و عملمان برقرار می‌کنیم و همان هستیم — یعنی علم و عملمان هستیم. اینجا در کلمۀ سیام علامه می‌خواهد اهمیت و عظمت و جایگاه علم را بر عمل مشخص کند؛ یعنی علم برتر است. می‌فرماید علم نر باشد و عمل ماده؛ دین و دنیا بدین دو آماده. انسان مرد و زمین زن در خرد؛ هرچه آن انداخت این می‌پرورد. آیۀ قرآن هم هست که نساءکم حرث لکم — زنان شما کشتزار شمایند؛ شما دانه و بذر را می‌دهید، او می‌پروراند.

لذا در کتاب شریف فصوص الاسماء حضرت استاد آنجا مفصل بحث شده — قبلاً هم گفته‌ایم — که مقام زن وقتی به اوج اوجش برسد و بشود حضرت صدیقه طاهره سلام‌الله‌علیها می‌شود مقام نفس کل. مرد به آن اوج برسد که مقام امیرالمؤمنین سلام‌الله‌علیه هست می‌شود عقل کل؛ که عقل بر نفس قیومت دارد. لذا الرجال قوامون علی النساء. نفس مقام پرورش است لذا مادر در دامنش می‌پروراند. اینجا علامه می‌فرماید علم جایگاهش جایگاه عقل است. جایگاه در نظام هستی عظمت علم اینجا مشخص می‌شود. قوام و قیومت دارد بر نفس که پرورش است اگرچه پرورش همان علم را می‌پروراند. یعنی بذر علم در زمین وجود نفس وجود شما کاشته می‌شود و او پرورش داده می‌شود با عمل. اما اصل علم است؛ اصل آن بذر. اینجا مقام پدر معلوم می‌شود. اصل آن بذر را پدر می‌بخشد. اگرچه مقام مادر هم کم نیست در پرورش اما بذر اصلی را پدر می‌دهد. اگر بذر پوک باشد بچه معلوم است چه می‌شود. اما اگر بذر مرغوب و خوبی باشد بچه — لذا فرمود الولد سر ابیه — یعنی بچه سر پدرش می‌شود. می‌گویند بچه را می‌خواهی ببینی؟ پدرش را ببین. این‌ها بحث‌های تربیتی است که باید به موقعش گفته شود؛ اگرچه چند جلسه یکی دو سال پیش این‌ها را بحث کردیم.

علم مشخص روح؛ عمل مشخص بدن

ادامه کلام هنوز تمام نشده. کلمۀ سیام علامه. بعد ایشان ادامه می‌دهند و مانند منی رجل که قوۀ مولده است و رطوبت مرأة یعنی زن که متولده است؛ چه آن آسمان است و این زمین — الرجال قوامون علی النساء — و از این دقت آگاه گردد که علم مشخص روح است. علم مشخص روح است. یعنی چه؟ یعنی علم روح ما را می‌سازد. قبلاً گفته‌ایم در کتاب انسان در عرفان علامه این یک اصل بسیار رصین و عتیق است. علم جان ما را پس از این نشئۀ طبیعت در برازخ بعدی شکل می‌دهد؛ شکل جان و نفس به شکل علم ماست. و همچنین فرمود عمل مشخص بدن است. یعنی عمل ما قیافه و شکل و وضعیت و هیئت و کثافت بدن ما را می‌سازد. اعمال ما یعنی بدن برزخی ما به شکل اعمال ماست که بحث‌هایش گذشته. بعد ادامه می‌دهند علامه که نه روح بی‌بدن است و نه بدن بی‌روح. این قائم به آن است و آن قائم بر این. این‌ها یک حقیقت کلی‌اند. بدن نفس را می‌شد گفت که انزل مراتب نفس ناطقه است. دور از هم و جدای از هم نیستند.

نشئۀ اولی و استعداد اخذ از عقول

نکته‌ای مهم ذیل همین قصه — اگرچه کاش امروز بیشتر وقت بود؛ این بحث خیلی شیرین است و دامنۀ عرض عریض دارد؛ اهلش واگذار به اهلش. آیۀ شصت‌ودو سورۀ واقعه می‌فرماید:

«وَلَقَدْ عَلِمْتُمُ النَّشْأَةَ الْأُولَىٰ فَلَوْلَا تَذَكَّرُونَ» (سوره واقعه، آیه ۶۲)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و به‌یقین نشئۀ نخستین را دانسته‌اید؛ پس چرا متذکر نمی‌شوید؟

این نشئۀ اولی کیست؟ قبل از این نشئۀ طبیعی است. می‌گوید ما آنجا به شما این علم و آگاهی را دادیم. چرا تذکر ندارید؟ چرا توجه ندارید؟ یعنی علم در طینت ذات وجود شماست. یعنی در وجود شما علم کاشته شده از قبل. از قبل این بوده ولقد علمتم — شما را آگاهی دادیم. کجا؟ النشأة الاولی — آن نشئه‌های قبلی. اکنون شما فقط باید آن جدول وجودیتان را جارو روبی کنید که وصل به دریای عمیق نواح وجود است تا به آن حقایق دسترسی پیدا کنید.

بعد اینجا علامه در کتاب شریف هزار و یک نکته‌شان این اصل را پیاده می‌کنند. نفس انسانی مستعد قبول علم از جواهر عقول است. یعنی همان عالم مفارقات. عقول، ملائکه، اسماء الله. یعنی نفس ما به گونه‌ای است که مستعد است که از ملائکه مستقیماً اخذ علم کند و هیچ حجابی از جانب آنان نیست. حجاب از جانب آنان نیست یعنی چه؟ یعنی ملائکه حجاب نیستند؛ آنان دائماً در افاضه‌اند. حجاب کجا ایجاد شده؟ حجاب از قابل است. ما قابلیت این را باید داشته باشیم که اخذ علم کنیم. یعنی غبار گناه روی نفس ما نشسته نمی‌گذارد این ارتباط برقرار شود.

چون حجاب مرتفع شود و نفس به صفت تخلیه متصف شود — یعنی تخلیه کند آن زشتی‌ها و قذارات وجودش را — مقام تحلیه که متحلی شدن به حقایق و انوار ملکوتی است برای او حتم است. یعنی قطعاً اگر کسی تخلیه کرد به تحلیه بعد به تجلیه می‌رسد. تخلیه کرد یعنی چه؟ یعنی وجودش را از قذارات، آلودگی‌ها، کثافات، خبائث، زشتی‌ها حفظ کند. تمام. چنین کسی متصل می‌شود به انوار ملکوت. حتی در ادامه بعد علامه حدیثی می‌گویند — دیگر فرصت نیست بین دو نماز هم هست — خیلی شیرین که اصلاً چنین کسی دیگر نیاز ندارد تو خواب اخذ علم کند. در بحر برزخ یا آن عالم مثال متصلش که در خود اوست علم را اخذ کند؛ بیرون اخذ می‌کند، بیرون از خواب و اصلاً یکی از صفات مردان روزگار این است که خواب دیدنشان کم می‌شود. حالا این هم راه‌هایی دارد ان‌شاءالله به موقعش. ان‌شاءالله که عاقبت‌مان ختم به خیر بشود. به برکت محبت به آقا حضرت علی‌اکبر صلوات ختم کنید.

«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خدایا، بر محمد و خاندان محمد درود فرست.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.