ددرس‌گفتارها

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته.

سلام علیکم و رحمة الله.

شاید یکی از وجوهی که ما قبل از این که اون سلام واجب نماز که سلام آخر است رو بگیم که السلام علیکم و رحمة الله و برکاته که به همه عوالم هستی، همه جزئ جزئ و کل نظام هستی من جمله پیغمبر عزیز عالم، امام عصرمون، ائمه و اولیا به قول حضرت علامه حائری یزدی علیه الرحمه حتی انبیاء دوره‌های قبل و دوره‌های بعد که قراره بیان سلام میدیم و در پس یه همچین سلامی همه عالم هستی دست به دست هم میدن که تو رو به سلامت بذارن که این بحثش قبلاً گذشت.

شاید یه وجه این که قبل از این سلام واجب نماز مستحبه بگیم السلام علینا و على عباد الله الصالحین ما به خودمون سلام میدیم شاید یه وجهش در این باشه.

من خودم این برداشت خودمه شاید شما بگید اشتباس اما شاید یه وجهش این باشه که هرچه اتفاق میفته از درون ما میفته؛ یعنی ما از درون خودمون مرتبط می‌شیم با عالم بیرون که اگر کسی این ارتباط درونی خودش، نفس خودش، اون رب وجودیش، ربش که قراره او رو ملاقات کنه حداقل حقیقت موت می‌شه ملاقات رب خودت؛ یعنی اون اسمی که منتشر شده از حضرت حق و تو رو ارتباط می‌ده با الله.

اون اسم رب توست.

ربی الاعلی، ربی العظیم و به همده این‌ها شاید یه وجهش این باشه که از هرچه اتفاق میفته از درون خودت و اون رب نفس خودته.

اینو مقدمه کردم برای شاید اولین ااا جمله ایست از این صد کلمه که من براش مقدمه چیدم که بهتر متوجه بشیم.

کلمه بیست و ششم.

آن که من عرف نفسه فقط عرف ربه را درست فهم کند.

من عرف نفسه فقط عرف ربه.

هر کس به تحقیق نفسش رو شناخت، پروردگارش رو شناخته.

می‌فرماید آن که این رو درست فهم کند جمیع مسائل اصیل فلسفی، اینو دقت کنید، جمع میاره.

جمیع مسائل اصیل فلسفی و مطالب قویم حکمت متعالی و حقایق متین عرفانی را از آن استنباط تواند کرد.

عجب!

یعنی حکمت، عرفان، فلسفه، اون اصلش، اساسش، قوامش.

اینا همه بسته به فهم این جمله داره.

لذا معرفت نفس را مفتاح خزائن ملکوت فرمودند.

مفتاح خزائن ملکوت.

کلید خزینه‌های عالم الوهی.

پس برهان شرف این گونه، این گوهر یگانه، برهان شرف این گوهر یگانه، این گوهر یگانه منظور چیه؟

نفس انسانی.

اعنی جوهر نفس همین معثور شریف من عرف بس است.

میگه برای اینکه عظمت این نفست رو بشناسی همین یک حدیث که معجزه قولی امیرالمؤمنین و قبلاً عرض شد تمام قرآن و روایات رو اگر مندمش کنی در یک جمله همینه، بسه.

چه کرده مولامون.

حالا در رساله شریف انه الحق صفحه صد و پنجاه و یک حضرت علامه می‌فرمایند این اعجوبه کون یعنی شما، یعنی انسان که قبلاً عرض شد در فلسفه مادون ف-فلک قمر رو میگن اکوان، کون، هرچی که هست کون، اکوانه.

در عرفان ماسوی الله رو میگن اکوان که یکیش می‌شه انسان، کون.

که انسان کامله می‌شه کون جامع.

حالا ایشون علامه فرمود این اعجوبه کون یعنی بین همه موجودات شما اعجوبه ای.

می‌خواد بگه تو کی هستی علامه ها؟

معجونی شگفت است که همه اسباب کار در وی جمع است.

همه اسباب کار در وی جمع است.

میگه سال‌ها دل طلب جام جم از مامی کرد.

آنکه خود داشت ز بیگانه تمنا می‌کرد.

هرچه که هست در وجود خود ماست.

هرچه هست در ما تعبیه شده است.

اصلاً قرآن در ماست.

به یک معنا قبلاً عرض شد که یک شکل قرآن، قرآن انفسیه در وجود ماست و هر اتفاقی هم میفته در درون انسان‌هاست.

شما هرچی کلاس درس و بحث و فلسفه و عرفان و اینا معدات که تو رو آماده می‌کنند بری، اتفاق نهایی، اون انفجار اصلی تو وجود خودت رخ میده.

اون دروازه‌ها باز می‌شه، دریچه‌ها باز می‌شه، ارتباط کانال وجودی تو با اون دریای لایتناهی برقرار می‌شه.

اون کانال وجودی تو که ارتباط می‌گیره با اون دریای لایتناهی حق، اون، اون کاناله چیه اسمش؟

اون اسم اعظم وجودی توئه.

حصه وجودی توئه.

سر وجودی توئه.

همون اسمیه که در تو پیاده شده از حضرت حق.

اسم اعظم توست که اون قراره مرتبط بشه با اون دریای لایتناهی.

اون رب توئه.

اون اسمی که مرتبط شده با الله تو رو برقرار کرده، اون رب توئه.

حالا میگه خودت رو شناختی، اون رب رو شناختی.

چون مطابق با خودت، اون رب ارتباط گرفته با اون دریا.

بعد علامه تو اون یکی اون از، از اون اصول می‌فرماید باید این کانال رو همین اسم رو لای رو بی کنی از آلودگی‌ها.

بعد ببینید چجوری ارتباط می‌گیری با دریا.

دیگه قطره وقتی وقت وصل به دریا شد دریاست دیگه همه اینو می‌پذیری دریاست.

بعد اون دریای لاتناهی، لایتناهی رو رب پیغمبر بگیر.

رب پیغمبر که و ان الی ربک المنتهی.

اون انتها رب تو واقع شده پیغمبر.

همه میرن به سمت رب پیغمبر.

اون اسمی که از پیغمبر با حضرت حق بود.

حالا یه نکته‌ای هم بگم خیلی شریف، خیلی این خودش باور کنید منبر مستقل عالی می‌طلبه فقط روش فکر کنید.

در تفسیر، کتاب تفسیر اهل بیت علی ابن ابراهیم قمی صفحه دویست و چهارده، جلد هجده البته.

اونجا یه حدیث خیلی قشنگی از امام باقر میاره.

خیلی شیرینه این حدیث.

این "لقد خلقنا الانسان في احسن تقويم" رو کی خدا فرموده؟

آیسا به تحقیق خدا انسان را در احسن تقويم آفریده.

همه ما ذهنمون میره به سمت این خلقت ظاهری.

بله اینم حقه.

خلقت ظاهری ما احسن تقویمه.

فتبرك الله احسن الخالقین.

اما این "ولقد خلقنا الانسان في احسن تقويم" رو کی خدا این آیه رو فرموده؟

اون لحظه‌ای که از انسان در عالم زر نسبت به نبوت انبیا و ولایت اولیا عهد گرفت.

اون لحظه این آیه رو گفت "ولقد خلقنا الانسان في احسن تقويم".

یعنی چی؟

یعنی این احسن بودن تقويم انسان بر می‌گرده به باخبر شدنش از مقام رسالت و نبوت که نبوت هم از نبی میاد.

نابه، نابه، نبی یعنی باخبر به شدت باخبر.

نبه، خبر.

مقام وجودی تو نفس ناطقه تو وقتی خبر از عالم گرفت "ولقد خلقنا الانسان في احسن تقويم" باخبر میشی که تو در احسن تقويم هستی.

یعنی هرچی که خبر در عالم هست در درون خودته.

باید به نحو مکاشفه از مکاشفات suriye و ارضیه بگیر تا سماییه که حداقلش در خواب پیش میاد.

بعد تمثلات انسان رو رشد می‌ده بری برسی به اونجا و راهش بازه برای همه ما با ترک گناه.

ان‌شاءالله عاقبتمون ختم به خیر بشه و برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

اللهم صل علی محمد و آل محمد