ددرس‌گفتارها

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیات.

السلام علیکم و رحمة الله.

کلمه بیست و پنجم.

آن که کشتزارش را وجین نکند.

وجین یه اصطلاحی است که در کشاورزی به کار می‌ره و اون علف‌های مزاحم و هرزه رو می‌چینن از کنار اون نهال‌ها و این‌ها جوانه ها می‌چینن کنار می‌ذارن.

علامه فرمود آن که کشتزارش را این کشتزار حالا بر اساس اون کلمه بیست و سوم بود فکر کنم یادمون باشه که عرض کردیم زرع و زارعه و مزروع خود وجود انسانه.

یعنی ما کشتزار هم خودمون هستیم.

دانه و بذر رو در خودمون می‌کاریم.

می‌فرماید «آن که کشتزارش را وجین نکند از گیاه هرزه آزار بیند.» یعنی بر می‌گرده به ریشه‌کن کردن آلودگی‌ها از درون.

متأسفانه ما از همون بچگی از همون انفوان بچگی به جهت اینکه بالا سر خودمون یه معلم و استاد و مربی درستی نداشتیم صرفاً رفتیم سراغ عباديات.

فوقش حالا اخلاقیاته.

حالا در حد همین دروغ نگو، غیبت نکن همین.

نرفتیم سراغ اون سلوک.

سیر الی الله صائر بشیم، سالک بشیم، کاشف بشیم این‌ها.

لذا ز-- نور و ظلمت با هم مشوب شد.

یعنی در حینی که داشتیم عبادت می‌کردیم می‌دونی در حوزه اعتقادات اصلاً مشرک بودیم.

خیلی از کارها و اعتقادات از اصلاً حرف‌های ما بوی شرک می‌ده و شرک چیزی‌ست که خود قرآن صریحتاً-- صریحاً می‌فرماید که من همه گناه‌ها رو می‌بخشم الا شرک.

این خیلی ت-- واقعاً آدم تنش می‌لرزه.

شاید بعد مثلاً میگی اول خدا، دوم خدا، چقدرم برای خدا احترام قائله.

میگه سوم هم خدا.

اما بعدش شما.

تموم شد این شرکه.

حالا در خصوص شرک نمی‌خوایم.

حداقل در سیر حکمت و عرفان اگر کسی توحیدش توحید اصمد قرآنی نباشه به قول علامه این مشرکه.

به قول عارف عربی اون‌هایی که توحید وجودی رو قبول ندارن مشرکن.

چرا به ما انگ عش-- مش-- شرک می‌زنید؟

شما میگید آسمان یه چیز، زمین یه چیز، آس-- مثلاً ملائکه یه چیز، انسان یه چیز.

حالا بگردین خدا هم پیدا کنین که اینا رو خلق کرده به این شکل.

این شرکه.

یکی از مهم‌ترین کارهای ما اینه که وجین کنیم این آشغال‌ها و هرزه.

حالا این عرض شود گیاه‌های هرزه رو از زمین وجودمون وجین کنیم.

و اینا کار دست ما میدن.

غدارات و آلودگی‌ها.

یه جمله‌ای خیلی شریف، خیلی عرشی حضرت علامه دارن در ج-جلسه هشتاد و دو شرح فصوصشون اینو باز کردن.

خیلی عالی.

من اجمالاً همینجا تو این فرصت کوتاهی که دارم عرض کنم.

علامه می‌فرماید همونطور که انسان مزاج داره، عالم هم مزاج داره، عالم هم مزاج داره.

همونطوری که اگر شما به مخالف مزاج وجود خودت غذا بخوری حالت تهوع پیدا می‌کنی و پس می‌زنی اون غذا رو چون مخالف با مزاج توئه و بالا میاری.

عالم هم اگر بر خلاف مزاجش کاری صورت بگیره حال تهوع پیدا می‌کنه و تو رو پس می‌زنه.

تو رو پس می‌زنه یعنی می‌ری زیر اسم انت-- المنتقم حضرت حق و خدا از تو تو همین دنیا انتقام می‌گیره.

حالا يوم تبلی السرائر که بماند.

همینجا آبروت میره، رسوا میشی، گرفتاری‌ها پیدا می‌کنی، ضیغ معش-- معیشتی پیدا می‌کنی.

«و من أعرض عن ذکری» آیه قرآن هرکس که اعراض کنه، پشت کنه به ذکر من «فإن قطعاً قطعاً له معیشة ضنکا» تو همین دنیا دچار زنک معیشتی می‌شه چون پشت کرده به ذکر من ف-- و تازه این مال این دنیاست.

«ونحشره يوم القيامة أعمى» قیامت هم نابینا محشور می‌شه.

اون مال اون وره.

يوم تبلی السرائر که باطنش آشکار می‌شه.

چرا نابینا محشور می‌شه؟

چون اینجا هم نابینا بود.

باطناً اینجا نابینا بود.

نور الهی رو نمی‌دید.

لذا همه-- همش سمت ظلمت‌ها می‌رفت.

اون ور باطن آشکار شد.

نابیناست دیگه.

توجه کردی؟

این مخالفت با مزاج عالم انسان رو یه همچین بلایی سر انسان میاره که حداقل دو تا از آیات قرآن سنت استدراج خدا رو بیان می‌کنه.

متأسفانه ما مذهبی‌ها خیلی در خطر استدراج هستیم و بی‌توجه‌ایم به این قصه که خدا رفته رفته می‌بینی یا هی گناه می‌کنی لابلای عباداتت.

هی گناه می‌کنی و اصلاً حواست نیست، توجه نداری.

مخصوصاً این‌هایی که گناهان اشتباهی می‌کنند.

اجتماعی تو گن-- مثلاً اون جلسه‌ای که رهبر عزیز اون با آقای بهجت داشتن آخرین جلسه‌ای که سی و پنج دقیقه فقط همدیگه رو نگاه کرده بودند و سرشون پایین هی نگاه سر پایین.

حالا به نحو اشراق از همدیگه بهره برده بودند.

سرح اس-- اطلاقی یکی از مقامات اولیاء الله از هر قیدی خارج می‌شن و می‌تونن در درون هم غور کنن، از درون هم بهره بگیرن.

یه بحثی که قبلاً گذشته در ش-- رساله شرح رساله نهج‌البلاغه استاد اونجا ما گفتیم.

بعد این‌ها سی و پنج دقیقه همدیگه رو نگاه می‌کنند یا در همدیگه غور می‌کنند.

چ-- وقتی می‌خوان پاشن آقای بهجت یه جمله میگه.

می‌فرماید که انسان خوب است گناه نکند و اگر می‌کند گناه اجتماعی نکند.

گناه اجتماعی خیلی بده.

آدم مثلاً آبروی یکی رو تو اجتماع ببره یا تو جمع یکی رو تحقیر کنه یا تو جمع مثلاً یه حرف زشتی بزنه.

کراهت مثلاً کراهت یه گناهی رو قبش رو بشکنه نمیدونم آقا مثلاً یه زنو ببینه بگه عجب حوری بهشتی دنیایی فلان مثلاً اون عظمت حوری بهشتی رو اینطوری قبح این عظمتش رو بشکنه با شکستن قبح نگاه به نامحرم و امثالهم و و و.

اگر به مزاج عالم در بیفتی عالم باهات در میفته.

یه اصل اصیله.

حالا مزاج عالم چیه بگم و السلام.

البته یه جمله ای از حضرت امام آماده کرده بودم خیلی شیرین بخونم دیگه فرصت نیست چون بعد از عصر هم می‌خوایم روضه هم بخونیم همین مقدار بسه.

میگه در خانه اگر کس است یک حرف بس است.

مزاج عالم، اهل بیت فرمودند که بالعدل ببینید بالعدل قامت السماوات والأرض.

تو قرآن هم می‌فرماید هو الذي خلق السماوات والأرض بالحق.

نظام عالم بر اساس حقه و عدله.

اگر کسی ناحق کنه ناحق بگه ناحق ببینه یا کسی ظلم کنه بر خلاف عدل حرف بزنه، رأی بده، عمل کنه یعنی خب وز-- عدل هم که وضع الشی في موضعش است.

یعنی هر چیزی تو جای خودش باشه.

آدم متلاشی‌ایه، اصلاً نظم نداره.

این قطعاً دچار سنت استدراج می‌شه.

خدا ولش می‌کنه و این بر خلاف مزاج عالم عمل کرده.

عالم به جنگش بلند می‌شه.

عالم یعنی زمین و زمان به جنگش بلند می‌شه.

هر کاری بکنه می‌خواد کمرش رو راست کنه بدتر می‌زننش.

این یه قاعده‌ست.

تو همین دنیا هم رخ می‌ده بعد دیگه اصلش اون وله که يوم تبلى السرائر که دیگه وحشتناک.

یعنی اگر کسی بخوا-- آقا تذکر هم بخوای به کسی بدی آبروش رو حفظ کن تذکر بده.

نری تو جمع تخریبش کنی و بگی.

می‌خوای برای کسی حالا می‌خوای یکیو نصیحت کنی.

برو، برو به خودش بگو.

چرا باید براش پرونده سازی می‌کنی آبروشو می‌بری.

این‌ها متأسفانه غوغا کرده.

بعد می‌گیم چرا نماز ما نماز نیست.

صلاة معراج الموجین.

چی میگین؟

این حرفا چیه؟

معراج کجا بود؟

خبری نیست.

اصلاً دور شدیم از ملکوت.

مزاج عالمو باهاش در بیوفتی عالم می‌ری ذیل اسم المنتقم حضرت حق.

بعد تازه در خصوص استدراج هم چند تا شعبه داره.

یه وقت هست تو گناه من گناه می‌کنم قاطی عبادتم، سنت استدراج خدا ولت می‌کنه.

یه بعد فکر می‌کنی نه کارت درسته.

خدا کاری با من انگار نداره‌ها.

کارم درسته انگار.

نه ولت کرده.

مثل بادبادکی که هی استدراج می‌کنی.

هی بهش نخ میدی میره، میره، میره سر و گوشش می‌جنبه تو آسمون رفته اصلاً دور شده از اصلش.

یا اینکه نعمت رو شکر نمیگی.

اینم حدیث داریم.

هی نعمت‌ها رو شکر نمیگی.

هی مینالی.

هی نق می‌زنی.

دچار سنت استدراج الهی می‌شی.

یا نه حتی در کشف و کرامات بسنده می‌کنی به همین نخود کیش میاد-- کیش میشا، به خواب خوب، به حتی طی الارض، به نمی‌دونم ماف الزمیر خوندن، دلخوش می‌کنی به اینا از قرب و مقام لقای الهی غافل می‌شی.

اینم استدراجه.

اینم خدا ولت می‌کنه چون از اصل غافل شدی.

انشاالله عاقبتمون ختم به خیر بشه به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

اللهم صل على محمد و آل محمد.

آله محمد.

الله اکبر.

اللهم صل و سلم على الرسول و آل النبي العظيم.

اللهم صل و سلم على الرسول و آل النبي العظيم.

اللهم صل و سلم على الرسول و آل النبي العظيم.

اللهم صل و سلم على الرسول و آل النبي العظيم.