ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 026

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

کلمهٔ بیست‌وپنجم؛ وجین کشتزار وجود

کلمهٔ بیست‌وپنجم از صد کلمه در معرفت نفس چنین است: «آن که کشتزارش را وجین نکند از گیاه هرزه آزار بیند.» وجین در کشاورزی چیدن علف‌های مزاحم از کنار نهال و جوانه است. بر پایهٔ کلمهٔ پیشین — زرع و زارع و مزروع — خود وجود انسان کشتزار است؛ دانه را در خود می‌کاریم. پس وجین نکردن یعنی ریشه‌کن نکردن آلودگی‌ها از درون. هرزه‌های باطن اگر بمانند، نهال ایمان را می‌آزارند و رشد را ناقص می‌گذارند.

فقدان مربی؛ عبادت بدون سلوک

از انفوان کودکی، چون معلم و مربی درست بالای سر نبوده، بسیاری صرفاً به عبادات روی آورده‌اند و حداکثر به اخلاقیات سطحی — دروغ مگو، غیبت مکن — و به سلوک و سیر الی‌الله و صائر و سالک و کاشف شدن نپرداخته‌اند. ازاین‌رو نور و ظلمت مشوب شده است: در حین عبادت، در حوزهٔ اعتقادات بوی شرک می‌آمده است. بسیاری از کارها و سخنان بوی شرک می‌دهد؛ و شرک چیزی است که قرآن می‌فرماید همهٔ گناهان را می‌بخشد مگر شرک. این هشدار لرزاننده است.

توحید صمدی و انگ شرک

گاه می‌گویند اول خدا، دوم خدا، سوم هم خدا؛ اما سپس «شما» را در عرض او می‌نشانند — و این شرک است. در سیر حکمت و عرفان، اگر توحید کسی توحید صمدی قرآنی نباشد، به تعبیر علامه مشرک است؛ و به تعبیر ابن‌عربی آنان که توحید وجودی را نپذیرند مشرک‌اند. پندار آنکه آسمان چیزی است و زمین چیزی و ملائکه چیزی و انسان چیزی و باید خدایی جدا برای خلقتشان جست، خود شرک است. یکی از مهم‌ترین کارها وجین کردن این آشغال‌ها و هرزه‌ها از زمین وجود است؛ وگرنه غبارات و آلودگی‌ها کار را دشوار می‌کند.

مزاج عالم؛ شرح فصوص علامه

حضرت علامه در جلسهٔ هشتادودو شرح فصوص نکته‌ای عرشی گشوده‌اند: چنان‌که انسان مزاج دارد، عالم نیز مزاج دارد. اگر غذایی مخالف مزاج بخوری حال تهوع می‌گیری و پس می‌زنی؛ عالم نیز اگر بر خلاف مزاجش کاری صورت گیرد حال تهوع می‌یابد و تو را پس می‌زند. پس‌زدن یعنی فرورفتن زیر اسم المنتقم؛ خدا در همین دنیا انتقام می‌گیرد — آبروریزی، رسوایی، گرفتاری، تنگی معیشت — و روز تبلی السرائر بجای خود.

«وَمَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكًا وَنَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَعْمَىٰ» (سوره طه، آیه ۱۲۴)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و هر که از یاد من روی بگرداند، زندگی تنگی دارد و روز قیامت نابینا محشورش می‌کنیم.

چون اینجا باطناً نابینا بود و نور الهی را نمی‌دید و به سمت ظلمت‌ها می‌رفت، آن‌سو که باطن آشکار شود نابینا محشور می‌شود. مخالفت با مزاج عالم چنین بلایی می‌آورد؛ و دست‌کم دو آیه سنت استدراج را بیان می‌کند.

خطر استدراج برای اهل مذهب

متأسفانه اهل مذهب بسیار در خطر استدراج‌اند و بی‌توجه‌اند: رفته‌رفته میان عبادات گناه می‌کنند و متوجه نیستند؛ به‌ویژه گناهان اجتماعی. نقل است رهبر معظم و آیت‌الله بهجت در آخرین دیدار حدود سی‌وپنج دقیقه در هم نظر کردند و از راه اشراق بهره بردند — مقام سرح و اطلاق اولیاء که از قیود خارج می‌شوند و در درون هم غور می‌کنند. چون برخاستند آقای بهجت فرمودند: انسان خوب است گناه نکند؛ و اگر می‌کند گناه اجتماعی نکند. گناه اجتماعی بسیار بد است: آبروی کسی را در جمع بردن، تحقیر در جمع، شکستن قبح گناه در برابر دیگران — چنان‌که عظمت حوری بهشتی را با نگاه به نامحرم بشکنند.

مزاج عالم عدل و حق است

اهل‌بیت فرموده‌اند بالعدل قامت السماوات والأرض؛ و قرآن می‌فرماید هو الّذی خلق السماوات والأرض بالحق. نظام عالم بر حق و عدل است. عدل وضع الشیء فی موضعه است. اگر کسی ناحق کند یا بگوید یا ببیند، یا ظلم کند و بر خلاف عدل رأی دهد و عمل کند، بر خلاف مزاج عالم رفتار کرده است؛ قطعاً دچار استدراج می‌شود؛ خدا رهایش می‌کند؛ زمین و زمان به جنگش برمی‌خیزند. هرچه کمر راست کند سخت‌تر زده می‌شود. این قاعده در همین دنیا رخ می‌دهد؛ اصل وحشتناک‌تر در روز تبلی السرائر است.

تذکر خصوصی؛ حفظ آبرو

اگر تذکر می‌دهی آبروی طرف را حفظ کن؛ در جمع تخریب مکن و پرونده مساز. نصیحت را به خود او بگو. این آفات غوغا کرده و سپس می‌پرسیم چرا نماز معراج مؤمن نیست؛ چون از ملکوت دور شده‌ایم. مخالفت با مزاج عالم انسان را زیر اسم المنتقم می‌برد.

شعبه‌های استدراج

استدراج شعبه‌ها دارد: گناه آمیخته به عبادت و پندار اینکه «کارم درست است و خدا کاری با من ندارد» — در حالی که رها شده‌ای چون بادبادک. دیگر آنکه نعمت را شکر نکنی و بنالی؛ حدیث بر این نیز هست. دیگر آنکه به کشف و کرامت و خواب و طی‌الارض و امور شگفت دلخوش کنی و از قرب و لقا غافل شوی؛ خدا رهایت می‌کند چون از اصل غافل شده‌ای. وجین همان کندن این هرزه‌هاست پیش از آنکه عالم پس بزند. امید عاقبت به خیر؛ به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

سرح و غور اولیاء

مقام سرح و اطلاق از مقامات اولیاء است: از هر قید خارج می‌شوند و می‌توانند در درون یکدیگر غور کنند و بهره بگیرند. دیدار سی‌وپنج‌دقیقه‌ای بدون کلام بسیار، نمونهٔ بهره‌بری اشراقی است. جملهٔ پایانی آیت‌الله بهجت — پرهیز از گناه اجتماعی — فشردهٔ یک اخلاق اجتماعی توحیدی است: گناه فردی بد است؛ گناهی که قبح را در جمع بشکند و آبرو ببرد، مزاج عالم را مستقیم‌تر جریحه‌دار می‌کند.

صلاة معراج و دوری از ملکوت

چون با آبروریزی و پرونده‌سازی و تحقیر در جمع، بر خلاف عدل رفتار شود، سپس شگفت نیست که نماز معراج نباشد. معراج فرع طهارت نسبت با خلق و حق است. دور شدن از ملکوت نتیجهٔ جنگ با مزاج عالم است؛ نه کمبود ذکر لفظی.

استدراج پنهان در رضایت از خود

خطرناک‌ترین شعبهٔ استدراج آن است که گناه میان عبادت جریان دارد و بنده می‌پندارد خدا با او کاری ندارد. سکوت ظاهری عقوبت را با هدایت اشتباه می‌گیرد؛ در حالی که نخ بادبادک باز شده و دوری رخ داده است. نشانهٔ سلامت، افزایش خشوع و شکر است نه افزایش راحتی در معصیت.

حفظ آبرو به‌عنوان عدل

عدل آن است که هر چیز در جای خود باشد. تذکر در خلوت جای خود را دارد؛ رسوایی در جمع جای خود را ندارد. بسیاری به‌نام امر به معروف، ظلم به عرض مؤمن می‌کنند و سپس از قبولی نماز می‌نالند. وجین این هرزه — حب تحقیر دیگران — از واجب‌ترین وجین‌هاست.

جمع کلمهٔ بیست‌وپنج

وجین، ترجمهٔ عملی توحید در کشتزار وجود است: هرزه‌های شرک خفی، گناه اجتماعی، ناسپاسی و کرامت‌زدگی را بچین تا نهال ایمان بیازارد نشود. مزاج عالم عدل است؛ مخالف عدل را عالم پس می‌زند و زیر اسم المنتقم می‌برد. اهل مذهب بیش از دیگران باید از استدراج بترسند، چون عبادت می‌تواند پوشش غفلت شود. شکر، تذکر خصوصی، و طلب لقا به‌جای نمایش کرامت، راه‌های بازگشت‌اند. امید عاقبت به خیر؛ به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.