د
درسگفتارها
بپرس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۲۴
دارای متن همگام
کلمهٔ بیست و چهارم؛ غذایِ مسانخ
صد کلمه در معرفت نفس ۲۴
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۷:۵۱
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۴ سرفصل
بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین. درود بر داعیِ خدا و ربّانیِ آیاتش.
۰:۱۰
## طعامهایِ طبیعت و غذایِ روح
۱:۲۴
## علمِ لاینفع؛ پناه به خدا
۳:۰۱
## پس زدنِ حکمت به نامِ انقلابیگری
۶:۳۹
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
بسم الله الرحمن الرحیم و به این استعین.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی
آیاته. السلام علیکم و رحمة الله.
کلمه بیست و چهار. آن که غذا را مسانخ،
از سنخ میاد همجنسي.
آن که غذا را مسانخ مقتضی نیابد، هرزهخوار میگردد
و هرزهخوار، هرزهگو و هرزهکار میشود.
هم اشاره دارد به اون طعام پاکی که انسان حلال
بخورد که اگر کسی حرامکار و هرزهکار شد و هرزهگو و اینها،
این در خوردنش مشکل پیدا شده، طعام پاک نخورده، طعام حلال نخورده، طعام حرام خورده.
نشانههاشه. همچنین خب این مربوط به ظاهره، بدن ما
که انزل مراتب نفس ناطقه ماست و جدایی از نفس نیست و
حالات بدن ما در نفس ما تأثیرگذار که اگر کسی مثلاً کمردرد داشت
نمیتونه درست حسابی فکرش رو
متمرکز کنه در توحیدش حتی.
اینا تأثیرگذارن در هم. همچنین روح اگر
ناراحت باشه، مضطرب باشه اینها جسم رو اذیت میکنه.
جسم به اون نشاط خودشون اینا در هم
تأثیرگذارن چون یک حقیقت واحدن
مرتبه انزلش میشه بدن.
حالا این بدن همونطور که طعام داره، غذا داره، غذاهای مختلف.
در قرآن هم زیاد اشاره شده به عنوان نمونه از آیه بیست و هشت تا سی و یک سوره عبس رو ببینید
اشاراتی داره و "انب و قببا" انگور و
سبزی زیاد و "زیتون و نخلا" زیتون و نخل فراوان
و "حدائق غلبا" باغهای پردرخت
و فاکهه و عبا، میوه، چراگاه اینا.
خدا همینطوری که برای در نشئه طبیعت برای بدن ما
ات-- اون اطعمه و اشربههای خیلی خوب و پاک و به دردبخور،
نه تفاله باشه اصل باشه
اینها قرار داده که بین اینها باز انسان میگرده اون بهترینهاشو پیدا میکنه.
همچنین برای روح هم غذایی قرار داده خدا.
خدای منان برای روح هم
غذا قرار داده. ما متأسفانه برای بدنمون بهترین غذاها رو صبح تا شب سر کار جون بکن،
کسب و تجارت و اینا خیلی هم خوب.
الكاسب حبیب الله. اینها.
الكاد للعيال كالمجاهد في سبيل الله.
این احادیث هم خوب بلدیم. کسی که برای مثلاً امرار معاش زن و بچهش تلاش کنه مجاهده در راه خدا.
پس بریم تلاش کنیم صبح تا شب
برای یه لقمه نون اینها. ولی خب
درست هم هست. کسی انکار نکرده
ضروری هم هست. اما جان چی؟
نفس چی؟ غذای جانت چی؟
غذای نفست چی؟ اینجا علامه میفرماید حواست باشه چی به جانت میخورونی.
اونچه که به جانت میخورونی همون علوم و معارف هست که ببین اینو رو از کجا اخذ میکنی.
مگر در этого من این فرمایش علامه رو دیدم و چیزی که به ذهنم خطور کرد همین دعای بعد از نماز عصره.
اللهم إني أعوذ بك
من نفس لا تشبع،
و من قلب لا يخشع، و من علم لا ينفع.
عجب! کأن علم لا ينفع.
اولا وجود داره که امام گفته پناه ببر به خدا.
اللهم إني أعوذ بك.
به تو پناه میبرم. از چی؟
از اینها. که یکیش علم لا ينفع.
پس علم بدون منفعت وجود داره.
که حالا شاید اون نفس لا--
اون نفسی که من نفس لا تشبع
نفسی که پر-- یعنی
سیر نمیشه. قلب لا يخشع قلبی که خاشع نمیشه علتش این علم لا ينفع.
علم به دردبخور نیست. یعنی غذای جانش غذای درستی نبوده.
یادمه اون موقع که اون پایین نماز میخوندیم
زهرا محرم یکی دو سال پیش بود خیلی باصفا.
اونجا یه حدیثی رو ذیل آیه "فلينظر الإنسان
إلى طعامه أحسن".
اونجا فکر میکنم آیه بیست و چهار سوره عبس باشه اگه اشتباه نکنم.
"فلينظر الإنسان". باید انسان توجه کنه إلى طعامه.
به اونچه که میخوره. بعد،
از حضرت امام صادق صلوات الله.
این در تفسیر برهان هست.
پرسید آقا جون، زید پرسید از امام صادق آقا این چه طعامیه
که باید انسان بهش نگاه کنه؟
بعد حضرت فرمودن در جواب این سؤال خدا خیر بده به امثال
زید شهامها
که باعث شدن ما به این جوابها برسیم.
و الا اینا سؤال نمیپرسیدن کی برا ما مکشوف میشد اینها.
امام صادق فرمودن علمه الذي يأخذه عما يأخذه.
باید انسان یعنی اون آیه اشاره داره به علم.
"فلينظر الإنسان إلى طعامه".
انسان از حیث انسانیتش باید نگاه کنه غذای جانش چیه.
اینجا حالا اونو میزنیم به، به غذای ظاهری.
بله ببینیم چی داریم میخوریم.
توجه کرد به جای چیپس و پفک و
نمیدونم پفیلو و غذاهای پفیلایی،
فستفود اینها مثلا عسل بخوریم، غذاهای خوب اینا.
همینو نگاه میکنیم. اما امام میگه
تأویل آیه رو هم نگاه کن. تأویل آیه اینه که علمت رو از کجا داری اخذ میکنی؟
سرچشمه و منبع علمت چیه؟
یا وقتی بزرگ ما مثلا ما از
مثلا من به عنوان یه آخوند میشینم رو منبر مثلا اصلا از امام ریاض نکنم مثلا خیلی بده.
همه ما سر سفره امام و انقلاب و شهدا.
اما در حینی که دم از امام و شهدا میزنم
تا اسم شیخ الرئیس میاد حالم بد شه.
اسم ملا صدرا میاد حالم بد شه.
اسم ابن عربی میاد، علامه حسن زاده پس بزنم.
خب این چه انقلابیگریه؟
تو داری اون اصل علم رو، اصل علم پرمنفعت رو
پس میزنی که امام، اندیشمندان شرق و غرب عالم رو دعوت کرد سر این سفره.
بعد من و تو که دم میزنیم از انقلاب و
امام و شهدا و بسیج و این حرفا
تا حرف فلسفه و حکمت و عرفان و اون کتابهایی که اس--
صاحبان کتابهایی که اسبردیم همه
مادر و خدای این علمن.
العیاذ بالله حالا به تمثل--
به تمثیل عرض میکنیم. بعد مثلا پس بزنیم.
خب چه بسیجی، چه هیئتی
که حکمت و عرفان رو پس میزنیم فقط به ظاهر و بدن آیات و روایات توجه میکنیم.
میگه به باطن آیه هم دقت کن.
مثل اینجا که امام صادق صلوات الله علیه
ما رو توجه دادن به این آیه.
پس توجه داشته باشیم اینکه علممون رو از کجا اخذ میکنیم.
هرچی علم پاکتر،
زلالتر، عالیتر، من و شما جانمون متعالیتر میشه
و اون شا-- انشاالله به اون اعلا علیین دست پیدا میکنیم.
لذا حالا این جمله هم براتون بخونم اگر که چه بحثو جمع کردم اما حیفه در رساله
عنه الحق ببینید این جمله آخر رو از علامه ببینید نوشتم براتون بخونم.
علامه میفرماید انسان اینو گوش بدید.
"انسان از آن حیث که انسان است،
خوراک او علم نافع و عمل صالح است
و هرکس به صورت علم و عمل خود در نشئات اخروی برانگیخته میشود.
چه اینکه روح غیر از بدن عنصری محسوس است
و او را بدنهای در طول هم به وفق نشئات اخرویست و تفاوت ابدان"، یعنی بدنها، "و نشئات به نقص و کمال
است." یعنی ما الان داریم همونطور که قبلاً عرض کردیم
هم بدن برزخیمونو میسازیم هم نفس برزخیمونو با علم و عمل.
انشاالله عاقبت به بخیر بشه و برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
سلام الله.
جلسه قبل
جلسه بعد