ددرس‌گفتارها

[نفس عمیق] یا داعی الله و ربانی ایاته سلامٌ علیکم و رحمة الله.

کلمه بیست و یکم.

آنکه طبیعتش را بر عقلش حاکم گردانیده است در محکمه‌ی هر بخردی محکوم است.

خب این مرتبه‌ی طبیعت همون انزل مراتب وجودی انسان است.

یعنی بدن که الان ما در نشئه طبیعت هستیم.

اون مرتبه‌ی عقل هم که مرتبه‌ی اشرف و اشمخ انسانه.

عقل وجود انسان که خدا حالا دهه فجر ااا پرنور هم هست، یاد می‌کنیم از امام عزیزمون شهدا.

امام خیلی تاکید بر عقلانیت داشتن.

اصلا انقلاب ایشون انقلاب عقلانیت بود سلام علیه و همون روزی هم که آمدن تو بهشت از زهرا سلام الله علیها توصیه‌شون این بود که ما آمدیم شما رو به تعالی، تعالی معنوی و عقلی برسونیم.

که حالا [نفس عمیق] عرض شود خدمتتون در نگاه امام اگر کسی اهل تحقیق بوده باشه میدونه که امام عقل رو [نفس عمیق] کلا م- وقتی موضوع عقل رو از امام بپرسی در آثارشون می‌بینی عقل رو اولاً خود حقیقت عقل رو که مبدأ عوالم هم بالایی هم مادونه، اون وجود منبسط و صادر نخستین میدونه که به یک معنا حقیقت محمدیه هم بهش میگن صلی الله علیه و آله و سلم [نفس عمیق] و عالم عقلی رو، عالم عقلی رو میاد حضرت امام به دو بخش تقسیم می‌کنه.

عالم عقلی انسانی و غیرانسانی.

و اون عالم عقلی غیرانسانی رو عقل کل می‌گیره.

عقل کل که همه مادون اونن.

عالم عقلی انسانی که الان مورد بحث ماست رو میگه دو بخش عقل عملی، عقل نظری.

عقل نظری میشه همین مباحث عقلی، مباحث برهانی، مباحث فلسفی و حکمی.

عقل عملی هم به یک معنا یعنی همون عرفانه، عرفان.

یعنی که بعد امام می‌فرماید عقل نظری باید بیاد در خدمت عقل عملی.

یعنی کسی عاقله که هم در حوزه ورزش فکری به قول حضرت آقا مصطفی نژاد حرکت کرده، مباحث عقلی رو دیده و هم اون رو پیاده کرده.

این یه مجموعه کاملی، یه هرمی بود که هندسه فکری حضرت امام رو بر اساس حالا نگاهشون به عقل بیان کردیم که اتفاقاً [نفس عمیق] در آیه چهار و پنج سوره تين اگر دقت فرموده باشید "لقد خلقنا الانسان في احسن تقويم".

اینجا می‌فرماید ما خلق کردیم انسان رو در بهترین وجه و نیکوترین وضعیت ممکن که اونجا رو مفسرین روایاتی آوردن خصوصاً در تفاسیر رواییمون که این احسن تقويم رو بعض از تفاسیر زدن به پیغمبر.

یعنی اون بهترین حالتش همون عقل اوله که پیغمبره.

باز عقل اوله، عقل.

و در بعض از تفاسیر هم گفتن یعنی اینکه انسان عقلش غالب بشه بر همه قوای وجودش.

یعنی سلطان و مالک وجودش، رهبر وجودش بشه عقل.

نه وهم، نه خیال.

عقلی نگاه کنه، عقلی بچشه، عقلی گوش بده، عقلی حرف بزنه.

به این صورت و حالا تفاسیر دیگه‌ای هم گفتن که کاری نداریم.

اما آیه بعدش که "ثم رددناه اسفل سافلین".

خدا اینجا آیه پنج سوره تين.

[نفس عمیق] خدا اینجا بیان می‌کنه که ما سپس اون رو به پایین‌ترین مرحله باز گرداندیم.

اینجا باز تفاسیر روایی بعضی‌ها گفتن اسفل بر وزن انزل پایین‌ترین یا پست‌ترین مراتب همون درکه.

جهنمه که اگر کسی دقت بفرمایید اینجا جمله چی بود؟

جمله علمه آنکه طبیعتش را بر عقلش حاکم کنه.

یعنی معذرت میخوام حیوانی زندگی کنه، عقلش رو تعطیل کنه در محکمه‌ی هر بخردی محکوم است.

یعنی حیوانی زندگی کنه یعنی اینجا می‌فرماید "اسفل سافلین".

یعنی پست‌ترین مراتب خودشو بلکه بلهم ازل میشه.

یعنی جهنم.

یعنی درک.

بعضی از روایات که اینا همه قابل جمع‌ان.

هر آیه بطون متعددی داره.

این روایت هم بگم خیلی شیرینه به دردتون، به درد همه ما الان می‌خوره.

مخصوصا اینایی که دیگه پا به سن دارن میذارن.

[نفس عمیق] سند تفسیر اهل بیت ج هجده، صفحه دویست و چهارده.

ابن عباس می‌فرمایده، ابن عباس هم از رووات خیلی قوی ماست.

می‌فرماید "ثم رددناه اسفل سافلین" می‌خواد اینو باز کنه وجهش رو.

"يريد الى الخرف".

شنیدین میگن فلانی خرف شده؟

از اینجا گرفته شده.

خرف یعنی کودن.

معذرت میخوام نفه.

یعنی میخواد بگه این آیه دلالت بر اینجور آدما داره که اگر عقلت رو تعطیل کنی به اینجور جاها می افتی.

"وأرول العمر" البته "أرول العمر" رو قبلاً تو آیه حج فکر می‌کنم آیه پنج بود حالا عددش یادم نیست.

در سوره حج اونجا بحث کردیم.

یعنی اون حالت فرتوتگی، افتاده‌حالی که انسان می‌بره، خدا انسان رو می‌بره از اون قوت و شباب و جوانی می‌کشونه به حالت پیری.

"والحرم" یعنی کهنسالی.

می‌بره به اون ضعف.

قاعده‌ست اینا همه به سمت ضعف میرن "ونقصان العقل".

یه نقصی در عقلش ایجاد میشه "والسافلون هم الزف-- ضعفاء".

حالا این داره میگه این سافلون "ثم رددناه اسفل سافلین" سافلون کیان؟

"هم الزعفاء" آدمای ضعیف "وزم-- وزمنای" یعنی اونایی که زمین‌گیرن "والاطفال" بچه‌ها "والشيخ الكبير" پیرمردا یا پیرزن‌ها "اسفل اولئك جميع".

اینا همه همون اسفل‌اند.

یعنی دیگه اون حالت مثلا ضعف تمام، فرتوتگی اینا میفتن و قراره همه ماها به اون سمت بریم و همه داریم الان به، به سمت اون کهولت میریم.

مهم اینجاست که مراقب باشیم نقص در عقل رخ نده.

هرچی پیرتر میشیم عقلمون قوی‌تر بشه رفقا.

اینجا خیلی مهمه این نکته که آدمایی که این رو مورد توجه قرار میدن هرچی پیرتر میشن عاقل‌ترن.

درسته بدنشون ضعیف‌تر میشه اما عقلشون قوی‌تره.

آدمای موفق‌تری‌ند.

میری پیش اون میگی چند تا پیرهن بیشتر پاره کرده یعنی عقلش بیشتره.

اما نه، اونایی که هوای نفسشون رو غالب کردن، عقلشون مشوب به وهم و هوای نفس شده.

نه، مطلقا از اینا نباید خیرخواهی کنی، مشورت بگیری چون زدن اون عقلیت وجودشونو که نظام احسن و اشمخ و اشرف وجودشونه اون رو از بین بردن.

گرفتار هوای نفس شدن.

ان شا الله عاقبتمون خیر باشه و برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

اللهم صل على محمد وآل