ددرس‌گفتارها

بسم الله الرحمن الرحیم و به این استعین.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی یا ای یاس سلام علیکم و رحمة الله.

کلمه بیستم.

[مکث] آنکه از اطلاع فهم خطاب محمدی صلی الله علیه و آله و سلم- صلی الله علیه و آله و سلم سر باز زده است، اینجا منظور قرآنه.

خطاب محمدی یعنی قرآن.

میگه، می‌فرمود آنکه از اطلاع فهم این حقیقت، این قرآن سر باز زده است خود را به مفت باخته است.

خب به یک معنا ما قرآن انفسیم داریم دیگه.

ما قرآن انفسیمون همین خودمونی که در درون، قرآن در درون ماست و در درون ما تعبیه شده و شب قدر که قرآن به سر می‌گذاریم این دو قرآن رو با هم تطبیق میدیم و در حقیقت اگر کسی از این قرآن بی‌خبره از خودش بی‌خبره.

لذا می‌فرماید که خود را به مفت باخته است.

چه جالب که همه بزرگان اهل معرفت تصریح کردن که اون میزانی ما با امام عصرمون ارتباط داریم که با قرآن ارتباط، ارتباط داریم.

چه میزان با قرآن محشوریم، همون مقدار با امام عصرمون محشوریم.

امام عصر که تشریف میارن چقدر اجازه داریم با حضرت مس-- مهانست و مجالست و مصاحبت داشته باشیم به همان میزانی که الان با قرآن مهانست و مصاحبت و مجالست و این‌ها داریم.

[مکث] یک چیز اون به هر حال اون اصله، انسان کامله و این قرآن صورت کتبیه همان آقاست.

همین مقدار که الان برای قرآن وقت گذاشتی برای فهمش، همان مقدار هم برای آقا بعدا هم بهت اجازه همین مقدار میدن.

راحت می‌شه انسان خودشو بشناسه.

حالا اینجا جالبه که علامه فرمود از اطلاع فهم خطاب.

اطلاع یعنی صرفا فهم نه بلکه اطلاع، علو، تعال بیو بالا.

چرا اکتفا کردی فقط به ظاهر قرآن؟

چرا اونایی که حتی در مسیر تحقیق و پژوهش و تفکر و اینا میرن صرفا به تفسیر آفاقی، همین تفاسیر روزمره و متعارف پرداختند؟

چرا؟

که یه روز اینجا ما مثلاً یه نظر رو از حضرت علامه گفتیم که ایشون فرمودن خیلی از مفسرین اینجا اشتباه فهمیدن.

یکی از آقاهای همین تو جمع شما ناراحت شد به ما پرخاش کرد خیلی بد که شما جسارت کردی به مفسرین.

نظر علمیه.

خیلی‌ها اشتباه کردن.

اتفاقا امروز هم عرض می‌کنیم بعضی از مفسرین خیلی جاها اشتباه کردن اما خب صرفا نظرشون مف-- این تفسیر آفاقی‌ست.

علامه این کلمات کلا معرفت نفس، سیر انفسیه، تفسیر انفسیه، باطن قرآن رو شناختنه.

سیر در باطن قرآن یعنی به یک معنا سیر در باطن خودته.

به هر حال کتاب‌هایی که در سیر [مکث]انفسی یا تفسیر انفسی نوشته شدن همین تفا-- همین کتاب‌های متعارف به حالا حکمت متعالیه، عرفان این‌ها.

اتفاقا یه جمله علامه دارم براتون این جمله رو بگم یه ذره تنامون بلرزه که می‌فرمايد به جانم سوگند، علامه می‌فرمايد به جانم سوگند هر کس فهم این کتاب‌ها روزیش نشود به فهم خطاب محمدی هم نمی‌رسد.

اون کتاب‌ها چی‌ان؟

اسم می‌بره.

می‌فرمايد شفا، کتاب اشارات و شفای شیخ الرئیس، کتاب اسفار ملاصدرا، تنهید القواعد ابن ترکه، نسبا العنس ابن فناری.

اسم می‌بره صراحتا علامه.

فتوحات و fusus حضرت شیخ اکبر محی الدین.

که میگه اینا حالا چند تامون سر سفره این‌ها هستیم.

اینجام که ما میگیم بعضیا بدشون میاد یا خیلی جاهای دیگه.

اون‌هایی که اینجا اعتراض کردن آقا مثلا دهه فجر از امام چرا کم سخن میشه از شهدا فلان.

آیا بفرما ببینم نامه‌ای که بزرگی ما حضرت امام به اندیشمندان شرق و غرب نوشت جز این که دعوتشون کرد سر سفره همین عزیزانی که الان اسم بردیم.

تو اون نامه اسم همین عزیران با کتاباشونو میاره.

خب ما هم همین سی رو داریم به زبان همه فهم میریم.

چرا باید اینطوری باید رفتار بشه با اینجور حقایق و به-- در حقیقت ق-- پشت پا زدن به حقیقت خودته عزیزم.

حالا اینجا می‌فرمود که حالا جای دیگه منظومه ملا هادی سبزواری هم میگن بعضی از شاگردان ایشون اضافه کردن.

حالا من به، به زرع قاطع میگم اصلا خود کتاب‌های خود حضرت علامه رو مخصوصا کتاب‌های سیر معرفت نفس ایشون رو اگر کسی مورد توجه قرار نداده باشه اصلا محال خودشو بشناسه.

من رک به شما میگم.

چون یه چیزکی سر سوزنی رو رفتیم بالاخره یه چیزکی به ما چشوندن به شما حقیقتا عرض می‌کنم.

حیفه.

[مکث] حالا اتفاقا در همین خصوص خطاب محمدی و این‌ها اجازه بدید یه جمله از همین فس حکمتیه، اون فس بیست و هفت فسوس الحکم که علامه یکی از کتابا رو ایشون معرفی کرده براتون جمله اولشو بخونم ببینید چه کرده.

شیخ اکبر.

می‌فرمايد انما کانت حکمته فردیه لانه اکمل موجود فی هذا النوع الانسانی.

اسمشو میذاره حکمت فردیه.

حکمتی که به پیغمبر مختصه.

چرا؟

میگه این تو نوع انسان اکمله از همه کامل تره و می‌فرمايد و لهذا بد ابه الامر و ختم.

امر و ختم همه چی به اوست، به آقاست، به رسول الله.

فكان نبي او پیغمبر بود.

آدم، تازه حضرت آدم بین الماء والطین بین خاک و گل بود خاک و آب بود ولی پیغمبر ما پیغمبر بود.

ثم کان بنشأة العنصریه.

اما وقتی که به این نشئه عنصریه که رسید حالا تق-- ترتیب و تقدم و تأخر و زمان و مکان لحاظ شد اینجا خاتم النبیین شد.

حالا اینجا چه شیرین که بحث فردیت رو بعد می‌فرماید و اول الأفراد الثلاثه.

فردیت چرا؟

حکمتی که به پیغمبر عزیز عالم تعلق گرفته رو بیست و هفت حکمت میاره دیگه.

چرا اسم ایشون میذاره فردیه.

بعد می‌فرماید که خب اصلاً اولین عدد فرد سه.

سر رو ببینید.

ا-اصلاً می‌دونید خود علامه هم می‌فرمایند که عدد کمه یعنی عدد شمارش یک واحد.

اینکه اصلاً شمارش نداره یعنی چی؟

یک نداره.

وقتی می‌شه دو شمارش می‌شه.

پس اولین عدد دوئه که می‌شه اولین عدد زوج.

اولین عدد فرد می‌شه سه.

اولین عدد فرد رو سه رو می‌ذاره اینجا فس حكمة فردیه.

بعد سرش رو بعداً برملا می‌کنه.

فردیت چیه؟

سه، عدد سه.

که ایشون در تکوین کی؟

ابن عربی.

اصلاً تکوین رو بر پایه تثلیث می‌ذاره.

سه‌گانه.

این سه‌گانه ذات احدیته.

چون این بحث‌ها رو قبلاً کردیم من راحت دارم برای شما میگم.

کسی توجه کرده الان متوجهه.

ذات احدیت که روح ما به اونجا ارتباط داره.

مرتبه الهیت دومی‌ش که قلب ما به اونجاست و حقیقت روحانیه محمدیه صلی الله علیه و آله.

یعنی تکوین نظام اصلی بر این سه بنا شده.

که حالا ش-- میگه که اگر کسی خطاب این آقا رو یعنی قرآن رو توجه نکرد از خودش غافله و خودش رو مفت باخته.

یعنی از نه از جهت تکوین چیزی فهمیده نه تشریع.

انشاالله عاقبتمون ختم به خیر بشه.

لبرکة صلوات بر محمد و آل محمد.

اللهم صل على محمد و آل