ددرس‌گفتارها

بسم الله الرحمن الرحیم و بهی نستعین.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته.

سلامٌ علیکم و رحمة الله.

ثواب این معارف امروز رو هدیه می‌کنیم به همه عزیزانی که در شکل‌گیری این نهضت و این انقلاب سهم داشتن خصوصا امام عزیز و شهدای عزیزمون.

روح همشون شاد.

کلمه نوزدهم.

آن که در وادی مقدس من کیستم قدم ننهاده است خرواری به خردلی.

خب این محکه دیگه.

کیا در وادی من کیستم قدم گذاشتن، خودشونو شناختن و تلاش کردن در این حیث و اون‌ها هم که نکردن.

میگه اون‌هایی که نکردن باختن.

این کنایه است.

میگه خرواری به خردلی.

انگار مثلا شما یه دانه خردلی رو بدی یا مثلا خرواری رو بدی یه دانه خرده‌بگیری تو معامله.

انقدر ضرر می‌کنی، انقدر ضرر می‌کنی.

در پس چی انقدر ضرر می‌کنی؟

اینکه معرفت نفس نداری، خودتو نشناسی.

وقتی قرآن خدا در قرآن به نفس قسم یاد کرده "ونفس وما سواها" اول به نفس قسم خورده اینجا بعد به خودش که نفس رو در بهترین و نیکوترین شکل آراسته.

"وما سواها" اون خودشه.

اما اول، اول به نفس قسم می‌خوره "ونفس وما سواها".

"فألهمها فجورها وتقواها".

اگه کسی سر در گریبان خودش فرو ببره، ملهم شده هم به تقوی، هم به فجور.

هر دو تاش.

یعنی در درون قشنگ داره در درون خودش، خودش رو پیدا می‌کنه.

راه رو از چاه پیدا می‌کنه.

اشکال اصلی ما اینه که به خودمون اصلا توجه نداریم.

همش به بیرون از خودمون، پیرامون خودمون.

در رساله النهض الحق صفحه صد و پنجاه و یک ببینید علامه چی می‌فرماید.

این اعجوبه کون شما رو داره میگه ها شما حضرت عالی.

حضرت عالیای خواهرها.

علامه داره به شما میگه.

می‌فرماید این اعجوبه کون خودت رو تا حالا به اعجوبه دیده بودی؟

یعنی عجیب‌ترین وجه خلقت.

این اعجوبه کون که حالا کون رو هم که قبلا گفتیم یعنی چیه.

از حیث فلسفه میشه مادون فلک قمر.

از حیث عرفان، نگاه عرفان اینه.

ما سوی الله میشه کون، اکوان.

حالا میگه بین همه این اکوان انسان از همشون اعجوبه تره.

معجونی شگفت است که همه اسباب کار در وی جمع است.

آقا به هر کجا می‌خوای برسی تو خودته.

میگه اسباب کار همه در خودت جمعه.

دو مرتبه در همین رساله النهض الحق علامه می‌فرماید هیچ معرفتی چون معرفت نفس به کار انسان نمی‌آید.

دنبال چی می‌گردیم ما؟

چقدر باید بگیم ما؟

هیچ معرفتی چون معرفت نفس به کار انسان نمی‌آید و سرمایه همه سعادت‌ها این معرفت است و آن که خود را نشناخت عاتل و باطل زیست و گوهر ذاتش را تباه کرد و برای همیشه بی‌بهره ماند.

خودش رو نشناخت لذا رستخیز زندگی نکرد.

حالا در دروس در مومد الهمم علامه بحث شیرینی رو اونجا دارن.

پیرامون همین کلمه حالا بین ما معروف شده، متداول شده میگیم رستاخیز.

اصلش رستخیزه.

راست‌خیز بوده، مخفف شده رستخیز.

علامه می‌فرماید اکثر مردم راست‌خیز نیستن.

یعنی افقی حرکت می‌کنن.

یعنی معذرت می‌خوام مثل حیوان زندگی می‌کنن.

"أولئک کالأنعام" قرآن میگه دیگه.

راست‌خیز نیستن یعنی سرشون به سمت آسمون نیست.

افقی زندگی می‌کنن مثل معذرت می‌خوام بهایم و انسان‌ها از خودشون و درون خودشون غافلن.

بعد علامه می‌فرماید کی راست‌خیز یا رستخیز میشی؟

میان میگن روز رستاخیز.

میگه چرا منتظر اون موقعی؟

چرا منتظر اون موقعی که بلاجبار و به موت اجباری راستت کنن متوجه ملکوت عالم بشی و به قول ماها اونجا کوب کنی و زلزله وجودی بگیرد که "إذا زلزلت الأرض زلزالها" که دچار هیمان و حیرت بشی.

از همین جا، از همین جا رستخیز باش.

راست‌خیز باش.

سرتو به آسمان بگیر.

مثل حیوان زندگی نکن.

انسان زندگی کن.

چرا گناه می‌کنی؟

چرا با گناه دامن خودتو آلوده می‌کنی؟

اتفاقا خدا رحمت کنه آقای صافی رو متأسفانه از بین همین مذهبی‌ها هم می‌شنوه.

هروکر و خنده و شوخی البته اما زشته.

این آقا چیکار کرده صد و سه آخه بخل نسبت به عمر انسان‌ها.

مگه این چیکار کرده؟

اگر مثل ما مثلا شب و روز میومد سر کار صد و یک، صد و سه سال عمر نمی‌کرد.

یه حرف‌های عجیب و غریبی.

مگه کار کردن فقط همین اومدن و رفتن سر اداره و تو زمین و تو کشت‌زار و این‌هاست؟

اونم کار علمیه و اونم کار فکریه که سخت‌ترین کارها کار عقلیه، کار فکریه.

چطور یه آدم تاجر باید شب و روز مراقب تجارتش باشه، نوسانات دلار و بورس باشه که ضرر نکنه، آدم موفقی باشه.

بعد یه آدم محقق و عالم همین طوری مثل من و شما روزی دو خط کتاب بخونه باید عالم بشه؟

شب و روز باید ت-ت درس بخونه، تلاش علمی کنه.

علامه حسن زاده اواخر عمرش من با دامادشون صحبت می‌کردم می‌فرمود همین اواخر که حالش بد بود هجده ساعت کار علمی می‌کرد.

خب اینم کار، پس اشرف کار همینه.

بعد ما بگیم مثلا چرا این آقا صد و پ-- صد و سه سال عمر کرد.

بخل نسبت به عمر.

عزیزم امام صادق فرمود این حدیث رو گوش بدید و بسه بالا برادر امروز.

امام صادق صلوات الله علیه فرمود نهیب عجیبیه‌ها.

خوب اینو توجه کنید و بسه.

همین حدیث برای ما بسه.

فرمودن امام صادق صلوات الله علیه.

من امروز مخصوصا متن حدیث رو دیدم که باز اشتباه نگم چون خیلی سال‌های پیش دیده بودم.

فرمود تعداد آدم‌هایی که بر اثر طبیعی از دنیا میرن، مثلا عمرشون کمه، طبیعتاً عمرشون کمه، تعدادشون کمتر از آدماییه که بر اثر گناه می‌میرن.

یعنی گناه عمر رو کم می‌کنه و تعداد آدم‌هایی که به صورت طبیعی طول عمر دارن کمتر از آدماییه که به جهت اطاعت الهی طول عمر پیدا می‌کنند.

شما ببین اکثر ارمها و مراجع بزرگان ما طول عمر دارند.

تو بخل داری نسبت به عمر شریف این‌ها؟

شما هم بفرمایید در خدمت دین و اسلام و مردم و خدمت به مردم باشید ببینید چه خدمت‌هایی آقای صافی کرده به مردم.

چه خدماتی کرده اصلا نمیشه بنویسی این‌ها رو تو این عمر پربرکتش.

خب بله مردم رو خدا هم نگهش می‌داره.

ولی من و شما معذرت می‌خوام به قول علامه عذرخواهی می‌کنم از شما.

خودم رو میگم فقط شکمم رو پر می‌کنم، خالی می‌کنم.

توقع دارم که مثلا ما هم طول عمر.

نمیشه که.

برکت یه چیز دیگه‌ست.

هیچ‌وقت بخل نورزیم به اینکه دیگه کسی خدا به کسی مرحمت کرده.

انشاالله عاقبتمون ختم به خیر باشه.

به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

اللهم صل على محمد