یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
کلمهٔ نوزدهم: وادی «من کیستم»
ثواب این معارف به همهٔ عزیزانی که در شکلگیری نهضت و انقلاب سهم داشتند هدیه میشود؛ خصوصاً امام عزیز و شهیدان. روح همهٔ آنان شاد.
کلمهٔ نوزدهم: آن که در وادی مقدس «من کیستم» قدم ننهاده است، خرواری به خردلی. این محک است. آنان که در وادی «من کیستم» قدم گذاشتند خود را شناختند و در این حیث کوشیدند؛ و آنان که نکردند باختند. این کنایه است: خرواری به خردلی؛ چنانکه در معامله دانهای خردل بدهی و خرواری بگیری، یا برعکس، زیان بسیار است. زیان از کجاست؟ از آنکه معرفت نفس نیست و خود را نشناختهای.
قسم قرآن به نفس
خدا در قرآن به نفس قسم یاد کرده است.
«وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا» (شمس/۷)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): سوگند به نفس و آن که آن را بپرداخت و آراست.
نخست به نفس قسم خورده، سپس به آنکه نفس را در نیکوترین شکل آراسته است؛ «وما سواها» همان خود اوست. آنگاه میفرماید:
«فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا» (شمس/۸)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): پس فجور و تقوایش را به او الهام کرد.
اگر کسی سر در گریبان خود فرو برد، هم به تقوا ملهم شده و هم به فجور؛ هر دو. در درون خویش خود را مییابد و راه را از چاه بازمیشناسد. اشکال اصلی آن است که به خود توجه نیست و همهٔ توجه به بیرون و پیرامون است.
اعجوبهٔ کون در رسالهٔ «النهضه الحق»
در رسالهٔ «النهضه الحق» صفحهٔ صد و پنجاه و یک علامه میفرماید: این اعجوبهٔ کون خودت را تا کنون به اعجوبه دیده بودی؟ یعنی عجیبترین وجه خلقت. کون از حیث فلسفه مادون فلک قمر است؛ از حیث عرفان ماسویالله میشود کون و اکوان. میان همهٔ اکوان انسان از همه اعجوبهتر است: معجونی شگفت که همهٔ اسباب کار در وی جمع است. به هر کجا برسی، در خودت است؛ اسباب کار همه در خود جمع است.
دوباره در همان رساله میفرماید: هیچ معرفتی چون معرفت نفس به کار انسان نمیآید. هیچ معرفتی چون معرفت نفس به کار انسان نمیآید و سرمایهٔ همهٔ سعادتها این معرفت است؛ و آن که خود را نشناخت عاتل و باطل زیست و گوهر ذاتش را تباه کرد و برای همیشه بیبهره ماند. خود را نشناخت، پس رستخیز زندگی نکرد.
رستخیز و راستخیز
در دروس «ممد الهمم» علامه بحثی شیرین دارد پیرامون همین کلمه که میان ما متداول شده «رستاخیز» میگوییم؛ اصلش رستخیز است، از راستخیز مخفف شده. علامه میفرماید اکثر مردم راستخیز نیستند؛ افقی حرکت میکنند؛ همچون چهارپایان زندگی میکنند.
«أُولَٰئِكَ كَالْأَنْعَامِ» (اعراف/۱۷۹)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): آنان مانند چهارپایاناند.
راستخیز نیستند یعنی سرشان به سمت آسمان نیست؛ افقی میزیند و از خود و درون خود غافلاند. کی راستخیز یا رستخیز میشوی؟ میگویند روز رستاخیز. چرا منتظر آن وقتی که به موت اجباری راستت کنند تا متوجه ملکوت عالم شوی و آنجا کوب کنی و زلزلهٔ وجودی بگیرد؟
«إِذَا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزَالَهَا» (زلزله/۱)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): هنگامی که زمین به لرزش سخت خود بلرزد.
از همینجا رستخیز باش؛ راستخیز باش؛ سر را به آسمان بگیر؛ مانند حیوان زندگی نکن؛ انسان زندگی کن. چرا با گناه دامن خود را آلوده میکنی؟
بخل نسبت به عمر و کار علمی
متأسفانه از میان همین مذهبیها نیز شنیده میشود — گاهی با شوخی — سخنی زشت دربارهٔ عمر صد و سه سالهٔ برخی بزرگان و بخل نسبت به عمر انسانها. مگر کار فقط آمدن و رفتن به اداره و کشتزار است؟ کار علمی و فکری نیز هست و سختترین کارها کار عقلی و فکری است. تاجر باید شب و روز مراقب تجارت و نوسان دلار و بورس باشد تا زیان نکند؛ محقق و عالم نیز نمیتواند روزی دو خط بخواند و عالم شود؛ شب و روز باید درس بخواند و تلاش علمی کند. علامه حسنزاده اواخر عمر، به روایت دامادشان، با آنکه حالش بد بود هجده ساعت کار علمی میکرد. این نیز کار است و اشرف کار همین است. پس بخل نسبت به عمر شریف آنان روا نیست.
حدیث امام صادق دربارهٔ عمر
امام صادق صلواتاللهعلیه نهیبی عجیب فرمودهاند؛ همین حدیث بس است. متن حدیث امروز دوباره دیده شد تا اشتباه نشود. فرمودند: شمار کسانی که به مرگ طبیعی — با عمر کوتاه طبیعی — از دنیا میروند کمتر از کسانی است که بر اثر گناه میمیرند؛ یعنی گناه عمر را کم میکند. و شمار کسانی که به صورت طبیعی طول عمر دارند کمتر از کسانی است که به جهت اطاعت الهی طول عمر مییابند. اکثر علما و مراجع بزرگ طول عمر دارند. بخل به عمر شریف آنان چرا؟ در خدمت دین و اسلام و مردم باش؛ ببین چه خدمتهایی آقای صافی در عمر پربرکتش به مردم کرده که نوشتنش آسان نیست. خدا چنین کسی را نگه میدارد. اما کسی که — به قول علامه — فقط شکم را پر و خالی میکند توقع طول عمر بیجا دارد. برکت چیز دیگری است. هرگز بخل نورزیم به آنچه خدا به کسی مرحمت کرده. عاقبت همه ختم به خیر باد به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.