ددرس‌گفتارها

السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته.

کلمه چهاردهم.

آن که خدایی را انکار دارد منکر وجود خود است.

حضرت استاد علامه حسن زاده علیه الرحمه در اینجا اشاره دارند به اینکه کسی که منکر خدا شد یا حالا به یه وجهی بشه گفت خدا رو فراموش کرد، قطعاً دیگه اون طور وجودی خدا رو هم فراموش می‌کنه که بر اساس آیه چهارده سوره نوح که "و قد خلقکم اتوارا" خدا فرمود ما شما را به طورهای مختلف خلق کردیم و اصلاً به-- بنا به فرمایش عرفا عالم اتوار وجودی حقه.

و اون طور اعظمش می‌شود انسان.

و وقتی که خدا رو برداری خب خود رو هم برداشتی.

خدا را، خود، نفس خودت رو هم برداشتی.

در آیه نوزده سوره حشر خیلی از طعم ال-- علیه الرحمه تاکید به فرزندشون داشتن به این آیات انتهایی سوره حشر که می‌فرماید "ولا تكونوا كالذین نسوا الله فأنساهم أنفسهم أولئک هم الفاسقون".

نباشید مثل کسایی که نسوا الله، خدا رو فراموش کردن.

نتیجه فراموشی الله می‌شه چی؟

فأنساهم أنفسهم.

خودشون رو فراموش می‌کنند.

پس اگر خدا رو برداری خودت رو برداشتی.

خدا رو فراموش کنی خودت رو فراموش کردی.

یا به یه وجهی بر اساس آیه هشتاد و پنج سوره اسرا "ويسألونك عن الروح قل الروح من أمر ربي".

این روح امر پروردگاره که در آیه هفتاد و یک سوره ص هم می‌فرمود "ونفخت فيهم روحي".

خدا از خودش از روح خودش در ما دمیده و امر پروردگار است.

پس اگر خدا رو برداری روحش رو هم برداشتی.

کاملاً با توجه به روایات و آیات مشخص و مبرهنه قصه و اصلاً اینکه در وجود ما، در فطرت ما، ذات ما، اون الوهیت وجود ما می‌شود گفت جستجو و تفحص و خواستگاه ما اون به سمت حضرت حق نوک پیکان باطن ما به سمت حضرت حق نشانه گرفته شده و به اون سمت معطوف شده.

یعنی اینکه ما فطرتاً "فطرت الله التي فطر الناس عليها".

فطرت الله، فطرت الله، الهیه.

اصلاً از درون به سمت حضرت حقیم.

اگه خدا رو برداری خودت رو هم برداشتی.

و جالبه که در همون آیه صد و هفتاد و دو سوره اعراف قطعاً ملاحظه فرمودید که اشاره به عالم زر دارد.

"و إذ أخذ ربك من بني آدم من ظهورهم ذريتهم".

از پشت آدم ذریت‌شون، ذریه‌ش رو، فرزندانش رو میگه اونجا گرفتیم.

به سخن گرفتیم، شهادت گرفتیم "وأشهدهم على أنفسهم".

اون‌ها رو به نفس خودشون شهادت گرفتیم که "ألست بربكم".

آیا من پروردگار شما هستم؟

"قالوا بلى".

یعنی در درون خودمون این اتفاق افتاده.

حالا عالم زر رو باید توصیف کرد که قبلاً هم چند تا نمونه از توصیفات بزرگان رو در سایر بعض از بحث‌ها عرض کردیم.

پس ما در درون خودمون این شهادت و شهود بوده از الست، از عهد الست، از ازل به یک معنا.

در درون خودمون خدا هست.

اگر خدا رو برداری دیگه چیزی از ما نمی‌مونه.

صبغة الله رو برداری، رنگ خدا رو برداری از خدا چی می‌مونه؟

از بن-- از رنگ خدا چی می‌مونه؟

اگر خدا رو برداری صبگه‌ش، صبغه او یعنی رنگ او رو هم برداشتی.

آیه شریفه صد و سی و هشت بقره چقدر شیرینه.

تفاسیر ذیل این آیه رو ببینید خیلی شیرینه.

حتماً برید ببینید "صبغة الله ومن أحسن من الله صبغة ونحن له عابدون".

این رنگ توحیدی ذات و سرشت ماست.

میگه بهترین رنگ، رنگ خداست که در درون ماست.

شما خدا رو برداری رنگش رو هم برداشتی.

الله رو بردار صبگه‌ش هم، صبغه او رو هم برداشتی.

و چه شیرین که حالا من داشتم بررسی می‌کردم.

کتاب شجرة الكون حضرت شیخ اکبر محی الدین رو به نام درخت هستی دانلود کنید هست تو فضای مجازی.

شیرینه، خیلی کتاب جالب.

که اونجا ایشون اشاره به همین آیه می‌کنه و می‌فرماید که چرا خدا اینجا فرموده "ألست بربكم؟" آیا من پروردگار شما نیستم؟

چرا نفرموده "أولستم بعبادي؟" آیا شما بندگان من نیستید؟

بعد یه بحثی رو اونجا مطرح می‌کنه.

خیلی جالب که اساس عبودیت بر شدت و ضعف و نقصان و کاستی و ایناست.

یعنی ما در عبودیت‌مون خیلی کم و کاستی داریم، نقص داریم.

ام-- اگر خدا می‌فرمود "أولستم بعبادي؟" آیا شما بندگان من هستید؟

انگار که اساس خلقت بر اساس یک ضعفی بنا شده و اون استحکام رو نداشت.

اما ربوبیت حضرت حق بی‌نقصه.

لذا می‌فرماید اولست و ببین چه ذره‌بین‌هایی گذاشتن و چه نکاتی رو استخراج کردن از آیات که اصلاً به مخیله ما نمی‌گنجد.

محی الدین علیه الرحمه که رهب-- آقا، امام عزیزمون خیلی با عظمت از ایشون یاد می‌کرد.

ایشون می‌فرماید که گفته "ألست بربكم" که نشون بده اصلاً اساس و پایه خلقت بر اساس استواری، استحکام و حکمه.

حکیمه دیگه.

محکمه همه چیش.

"ولا يمكن الفرا من حكمتك".

و وقتی نگاه می‌کنی به انسان که یکپارچه انسان بزرگ‌ترین صنعه الهیه.

از وحدت صنع به خدا پی می‌بری و وقتی خودت رو نگاه می‌کنی می‌بینی بزرگ‌ترین صنعه الهی هستی چگونه خدا به سنت استدراجش ثمه، ثمه از نطفه برده، بردت به مزغه و علقه و عظام و لحم و جنین و همینطور غذا از اون موقعی که نطفه بودی آب و نان مادر غذات شد شدی نطفه بعد اومد همینجوری غذا پشت غذا آنچه که نیاز داشتی خدا برات تامین کرد.

نگاه می‌کنی می‌بینی خب چگونه‌ست که آخه چگونه می‌شه خدا رو اینجا دست غیبی خدا اون "ید الله فوق أیدیهم" رو ورداری؟

اصلا می‌شه؟

یعنی خودت رو ورداشتی اصلا.

کدوم دست به جز "ید الله فوق أیدیهم" می‌تونه تو رو خلق کنه که بعد به خودش بارک الله بگه "فتبارک الله احسن الخالقین".

کدوم دست؟

که حضرت علامه خیلی در شرح فس، فسوس ابن عربی اون قسمت حالا درس پنج، شصت و پنجم بود اگر اشتباه نکنم خیلی شیرین می‌فرمود که ببین بچه حتی به دنیا میاد غذاش وقتی تو رحمه نسبت به مزاجش غذا آماده‌ست.

به دنیا میاد نسبت به مزاجش، خیلی جالب از سینه مادر ایشون به دو مشک تعبیر می‌کنه که بالا سر بچه است.

دو تا مشک آماده هر وقت بخواد از این دو مشک می‌نوشه و خیلی جالب که اونجا [نفس عمیق] یه در خ، اون سینه مادر یه ترشحاتی در کنار شیر هست از اون سوراخ‌های سینه در کنار شیر یه ترشحاتی بیرون میاد که اصلا اونه که باعث اعتدال مزاج بچه می‌شه و هضم شیر رو آسان می‌کنه.

خدا تا کجاشو فکر کرده.

لذا امام صادق صلی الله علیه فرمود هیچ غذایی برای بچه مثل شیر مادرش نیست.

اینا رو کی تامین کرده؟

کی؟

به هرچی میری بالاتر غذای متناسب با خودت.

حالا این غذای جسمت.

غذای روح هم تا دلت بخواد "اقرأ وارق" بخوام بالا برو.

همه‌چی رو خدا مهیا کرده و جز خدا کی می‌تونسته همچین کارخانه با عظمتی مثل من و شما رو خلق کنه؟

پس اگر خدا رو برداشتی یعنی خودت رو برداشتی.

چون کسی جز خدا نمی‌تونه یه همچین صنعی بیافرینه.

از وح، وحدت صنع می‌شه به صانع رسید.

ان‌شاءالله عاقبتمون ختم به خیر بشه و برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

الله-