ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 015

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

کلمهٔ چهاردهم؛ منکر خدا منکر وجود خود است

کلمهٔ چهاردهم: آن‌که خدایی را انکار دارد منکر وجود خود است. علامه حسن‌زاده علیه‌الرحمه اشاره دارند که کسی که منکر خدا شد — یا به وجهی خدا را فراموش کرد — قطعاً آن طورِ وجودی خدا را نیز فراموش می‌کند که بر اساس آیهٔ چهارده سورهٔ نوح:

«وَقَدْ خَلَقَكُمْ أَطْوَارًا» (نوح/۱۴)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و شما را به طورهای گوناگون آفریده است.

بنا به فرمایش عرفا عالم اطوارِ وجودی حق است و طور اعظمش انسان. وقتی خدا را برداری خود را نیز برداشته‌ای؛ نفس خودت را نیز.

فراموشی خدا؛ فراموشی خود

در آیهٔ نوزده سورهٔ حشر — که بسیار بر فرزندان تأکید می‌شد به آیات انتهایی حشر — می‌فرماید:

«وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنسَاهُمْ أَنفُسَهُمْ ۚ أُولَٰئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ» (حشر/۱۹)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و مانند کسانی نباشید که خدا را فراموش کردند پس خدا خودشان را از یادشان برد؛ آنان همان فاسقان‌اند.

نتیجهٔ فراموشی الله آن است که خودشان را فراموش می‌کنند. پس اگر خدا را برداری خودت را برداشته‌ای.

روح از امر پروردگار

یا به وجهی بر اساس آیهٔ هشتادوپنج سورهٔ اسراء:

«وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ ۖ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي» (اسراء/۸۵)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و از تو دربارهٔ روح می‌پرسند؛ بگو روح از امر پروردگار من است.

و در سورهٔ ص:

«فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِن رُّوحِي» (ص/۷۲)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): پس چون او را درست کردم و از روح خود در او دمیدم…

خدا از روح خود در ما دمیده و امر پروردگار است. پس اگر خدا را برداری روحش را نیز برداشته‌ای. قصه با آیات و روایات مبرهن است. در فطرت و ذات، الوهیتِ وجود ما نوک پیکان باطن را به سمت حضرت حق نشانه گرفته:

«فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا» (روم/۳۰)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): فطرت الهی که مردم را بر آن سرشته است.

فطرت الله الهیه است؛ از درون به‌سوی حق‌ایم. اگر خدا را برداری خودت را نیز برداشته‌ای.

عالم ذر و ألست بربکم

در آیهٔ صدوهفتادودو سورهٔ اعراف اشاره به عالم ذر است:

«وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِن بَنِي آدَمَ مِن ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَىٰ أَنفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ ۖ قَالُوا بَلَىٰ» (اعراف/۱۷۲)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و هنگامی که پروردگارت از پشت فرزندان آدم ذریه‌شان را گرفت و آنان را بر خودشان گواه ساخت که آیا پروردگار شما نیستم؟ گفتند آری.

در درون این شهادت و شهود از عهد الست بوده است. در درون خدا هست؛ اگر خدا را برداری چیزی از ما نمی‌ماند. صبغة الله را نیز:

«صِبْغَةَ اللَّهِ ۖ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً ۖ وَنَحْنُ لَهُ عَابِدُونَ» (بقره/۱۳۸)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): رنگ خدا؛ و کیست نیکوتر از خدا در رنگ‌آمیزی؟ و ما پرستندگان اوییم.

این رنگ توحیدی ذات و سرشت ماست؛ بهترین رنگ رنگ خداست که در درون ماست. الله را بردار، صبغه‌اش را نیز برداشته‌ای.

شجرة الکون؛ چرا ألست بربکم نه أولستم بعبادی

کتاب شجرة الکون شیخ اکبر محی‌الدین — درخت هستی — به همین آیه اشاره می‌کند و می‌پرسد چرا خدا فرمود «ألست بربکم» و نفرمود «أولستم بعبادی»؟ اساس عبودیت بر شدت و ضعف و نقصان است؛ اگر می‌فرمود آیا بندگان من هستید انگار خلقت بر ضعف بنا شده بود. اما ربوبیت حضرت حق بی‌نقص است؛ از این رو «ألست بربکم» می‌گوید تا نشان دهد پایهٔ خلقت بر استواری و استحکام و حکمت است. محی‌الدین — که امام خمینی با عظمت از او یاد می‌کرد — چنین استخراج کرده است.

وحدت صنع و احسن الخالقین

وقتی به انسان نگاه می‌کنی بزرگ‌ترین صنعهٔ الهیه است؛ از وحدت صنع به خدا پی می‌بری. خدا به سنت استدراج از نطفه به مضغه و علقه و عظام و لحم و جنین برده و غذا را از آب و نان مادر تا هر مرحله تأمین کرده است. چگونه می‌توان دست غیبی خدا را برداشت؟

«يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ» (فتح/۱۰)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): دست خدا بالای دست‌های آنان است.

«فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ» (مؤمنون/۱۴)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): پس بزرگ است خدا، نیکوترین آفرینندگان.

کدام دست جز ید الله می‌تواند چنین بیافریند؟ علامه در شرح فصوص ابن‌عربی — حدود درس شصت‌وپنجم — می‌فرمود: حتی در رحم غذا نسبت به مزاج کودک آماده است؛ پس از تولد سینهٔ مادر را به دو مشک تعبیر می‌کند بالای سر کودک؛ و ترشحاتی کنار شیر از سوراخ‌های سینه بیرون می‌آید که اعتدال مزاج و هضم شیر را آسان می‌کند. خدا تا کجا اندیشیده است. امام صادق علیه‌السلام فرمود هیچ غذایی برای کودک مثل شیر مادرش نیست. برای روح نیز «اقرأ وارق» — بخوان و بالا برو — همه مهیا است. جز خدا کی می‌توانست چنین کارخانهٔ عظیمی بیافریند؟ پس اگر خدا را برداشتی خودت را برداشته‌ای؛ از وحدت صنع به صانع می‌توان رسید. امید که عاقبت ختم به خیر شود؛ به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.