ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 014

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

کلمهٔ سیزدهم؛ آنکه از مرگ می‌ترسد از خودش می‌ترسد

کلمهٔ سیزدهم: آن که از مرگ می‌ترسد از خودش می‌ترسد. چرا علامه حسن‌زاده این را فرموده‌اند؟ پیداست که حقیقت موت، رسیدن خود به خود است؛ عبور از ظاهر خود به باطن خود.

یوم تبدّل الأرض و فعلیت نفس

مرحوم حاجی سبزواری علیه‌الرحمه در شرح خود پیرامون آیه سخن گفته‌اند:

«يَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ» (ابراهیم/۴۸)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): روزی که زمین به غیر این زمین بدل شود.

آن روز زمینِ ظاهرِ وجود تبدیل می‌شود به زمینی دیگر. ایشان فرموده‌اند یعنی همین جسم و تفالهٔ بدن را می‌گذاری و نفس به سمت فعلیت حرکت می‌کند. مرحوم ملاصدرا در شواهد الربوبیة اثبات می‌کند که حقیقت موت آن است که نفس ناطقه به فعلیت تام برسد؛ احتیاجش به جسمیت و بدن خاکی برداشته شود و از حالت قوه بیرون آید. نفس اعلام استقلال و بی‌نیازی از بدن می‌کند و به فعلیت می‌رود.

این فعلیت دو وجه دارد: یا به سمت اسماء جلالیه می‌رود — شدید العقاب، قهّاریت، ذو انتقام — یا به سمت اسماء جمالیه — غفّاریت و رحمت. در هر حال، فعلیت نفس آنجا آشکار می‌شود؛ باطن ظهور می‌کند و انسان خود را زیارت می‌کند. حقیقت موت، زیارت خود به خود است؛ یا به معنایی لقاء خود. در بحث لقاء الله نیز روشن می‌شود که هر کس به ملاقات خود می‌رسد و خود را می‌یابد: موت یعنی سفر از سرزمین ظاهر به باطن.

یوم تبلی السرائر

اکنون ذیل اسمِ ظاهر خدا نفس می‌کشیم و از باطن بی‌خبریم؛ آنگاه سفر می‌کنیم به اسم الباطن. علامه می‌فرمود «یوم» یعنی ظهور؛ ظرف ظهور اشیاء است.

«يَوْمَ تُبْلَى السَّرَائِرُ» (طارق/۹)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): روزی که رازها آزموده و آشکار شود.

سرائر یعنی باطن‌ها. باطن‌ها آشکار می‌شود؛ یعنی نفس از علاقهٔ ظاهر برمی‌دارد، اعلام انصراف می‌کند و انسان به باطن خود می‌رسد. پس اگر علامه فرمود «آن که از مرگ می‌ترسد از خودش می‌ترسد»، از آن روست که به هر چه می‌خواهد برسد خود اوست. انسان هنگام موت به حقیقت خود می‌رسد؛ و چون یکی از وجوه الله هستیم، یکی از معانی لقاء الله نظر انداختن به وجه الله است که نظر به باطن خود است.

اتحاد با علم و عمل؛ چراغ و فتیله

علم و عمل جوهرند و انسان‌ساز؛ اتحاد کامل با آن‌ها برقرار می‌شود. اگر حقیقت وجود نور رحمت باشد، اشکال و صور لذّت‌آور می‌شود — اشجار و انهار و حور. اگر به سمت زشتی‌ها رفته باشد، اشکال و صور مدهش می‌شود — کژدم و سگ و عقرب — و با همان‌ها در قبر مأنوس می‌گردد. حقیقت موت و خوشی یا ناخوشی قبر به حالات خود انسان بازمی‌گردد.

خدا رحمت کند علامه شعرانی، استاد علامه حسن‌زاده را. ایشان مثال چراغ می‌زدند: وجود را چراغ بگیر؛ فتیله را علم و عمل. هر چه فتیله را درشت‌تر کنی نور بیشتر می‌شود. اگر کبریت نزده‌ای چراغ خاموش است؛ یعنی به علم و معرفت نرفته‌ای.

«إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ» (عصر/۳)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): مگر کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته کردند.

عمل در کنار «آمنوا» است؛ ایمان و دلدادگی از علم و معرفت می‌آید. علم را بردار چه می‌ماند؟ چراغی خاموش؛ خودِ خاموش؛ رفتن به سمت ظلمت.

«وَالَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِيَاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ» (بقره/۲۵۷)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و کسانی که کفر ورزیدند، سرپرستانشان طاغوت‌اند که آنان را از نور به تاریکی‌ها بیرون می‌برند.

معنای تاریکی قبر و شب اول قبر و سختی و کژدم و مار و عقرب همین‌هاست که در وجود خود ماست.

آنچه پس از موت از صور و اشکال دیده می‌شود برگرفته از ملکات وجودی است؛ ملکات یعنی کارهایی که بر آن‌ها اصرار داریم. اگر ملکات نیک باشند صور نیک‌اند؛ اگر زشت باشند آنچه بعد از موت دیده می‌شود مدهش و خبیث است. پناه از خود به خدا. رسالهٔ «إنّه الحق» علامه حسن‌زاده این بحث را مبسوط دارد.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.