سلام علیک یا داعی الله و ربانیة آیاته.
سلام علیکم و رحمه الله.
کلمه دوازده از صد کلمه در معرفت حضرت علامه عسگرزاده علیه الرحمه.
میفرمود که آن که به هر آرمانه است ارزش او همان است.
اشاره دارد به همان حکمت هشتاد و یک نهج که یه روزی در خصوصش فکر میکنم در اولین جلسه قلب منغمر بود، قلب بیخبر.
اونجا بحث کردیم که قیل-- قیمت و کل امرئ ما يحسنه و این متن فرمایش مولامون علی علیه الصلاة والسلام بود که اونجا به یک معنای دیگه، به یک برداشت دیگهای حول حوش این فرمایش شریف حرف زدیم که حالا اینجا میفرمود ارزش هر انسانی به همان است که آن را نیکو میشمارد.
اونجا گفتیم نیکو انجام میدهد.
اینجا حالا بزرگان تعابیر مختلفی کردن.
بله میشه وقتی که یک حرف از قرآن هفتاد هزار معنا دارد، حدیث اهل بیت هم همچنین هست.
هرکی به ظرف وجودیش برداشتی داره.
مثلا علامه جعفری علیه الرحمه اینطوری برداشت کردن از این حدیث.
فرمودن ارزش هر انسانی ناشی از آن امتیاز نیکوست که در اوست.
یعنی اون امتیاز نیکویی که در خودشه ارزشش همونه.
یعنی به چی امتیاز میده؟
مثلا قیامت میگه و امتاز الیوم ایها المجرمون.
اینجا امتیازی که من به شما اهل جرم و فسق و فجور و اینا میدم اینه که بفرمایید اینجا بفرمایید اینور شما جدا بشید.
جداشون میکنه.
این جداسازیها در، درون، درون کتاب وجودی ما مرقوم شده، نوشته شده.
تا جایی که یعنی اینکه ما بر اساس آرمانمون چیه؟
اون چیزی که حالا خیلی خلاصه بگیم خودمونی عرض کنیم همه فهم.
دلم چی میخواد؟
دل من دنبال چیه؟
اونچه که در کتاب وجود ما رقم خورده، مرقوم شده، نوشته شده، چه خوبان، چه بدان، همون خطورات قلبی و افکار و اون چیزی هواها و اون چیزایی که دنبالشه.
دنبال چیه؟
قیمتش همونه.
یعنی اون چیزی که بهش امتیاز داده دنبال همونم میره دیگه.
به یه وجهی اینها رو میشه از دعاها فهمید.
مثلا آقای قراتی یه روز میفرمود که از دعاهای خودت، خودت رو بشناس.
جمله خوبی بود.
جمله قشنگی ایشون فرمودن مبنایی بود.
واقعاً آدم چی میخواد؟
مثلا قرآن به ما میگه بگه آقا ربنا آتنا فی الدنيا حسنة و فی الآخرة حسنة.
هیچ، هیچ کدومو به خاطر اون یکی ول نکن.
دوتاشو و قنا عذاب النار.
که البته این حسنه به یک تعبیری فرمودن محبت فاطمه زهرا سلام الله علیهاست.
تو دو دنیا ما اینو طلب میکنیم.
خب این از دعا معلوم میشه که طلب وجودی طرف چیه دیگه.
یا اونجا که عرض میکنیم تو دعا ربنا ما خلقت هذا باطلا سبحانک فقنا عذاب النار.
این نشأت طبیعت رو باطل ن-- نمیدونی.
یعنی یه عبث و بیهوده نمیدونیم.
یعنی براش یه منظوری از سمت تو مشخص شده.
اینها نشون میده که نگاه تو به این دنیا چگونه است.
یا حتی مثلا اینا دعاهای قرآنی یا در دعاهایی که خود اهل بیت دارن.
الهی هب لي مناج، مناجات شعبانیه کمال الانقطاع الیک.
کمال انقطاع به سمت خدا رو وقتی میخواد یعنی هیچ چیزی به اندازه حضرت، حضرت حق براش ارزشمند نیست.
وقتی که خدا به ح-- پیغمبرش فرمود به فاطمه بگو از من چیزی بخواه، عجیبه واقعاً حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها عرض کرد یا بابا من هیچی نمیخوام.
خدایی به این خوبی دارم دیگه چی میخوام؟
الله اکبر.
بعد خدا فرمود نمیشه احمد جان باید فاطمه از من چیزی بخواد.
بایدیه.
یعنی الزامیه.
حکم الزامیه.
و حضرت فاطمه به نظر شما چی خواسته در اجبار خواستن؟
حالا من بودم میگفتم همه دنیا رو به من بده.
حضرت زهرا فرمود انظر في وجهک.
دوست دارم وجهت رو ببینم.
یعنی میبینه اما میخواد عمیقتر بشه.
تا جایی که باباش رسول الله میفرماید لي مع الله وقت.
برای من یه حالا یه وقتهایی هست وقت.
همیشه البته نیست.
وقت لي مع الله.
مع الله.
یه وقتهایی هست که لا يسعني فيه ملك مقرب أو نبي مرسل.
یعنی نه هیچ ن-- هیچ نبی مرسلی و هیچ ملکی اونجا همراه من، منم و خدا.
و اونجا به قول حکما و عرفا میگن اونجا دیگه خودش هم حتی ورمیداره چون خودش هم نبیه، خودش هم مرسله.
ولا نبي مرسل یعنی چی؟
یعنی خودمم نیستم.
دیگه هرچی هست خداست.
ببین به کجا میره.
شما آرمان رو ببینید.
آرمان هرکسی مشخصه که چیکاره است.
اگر آرمانش حیوانیه، معذرت میخوام شهواته، دنیاست.
مثلا همش به دائم به این چیزا فکر میکنه.
همش میخواد پشت میز بشینه دستور بده، تکبر و این چیه؟
مشخصه چه جور آدمیه دیگه.
خودش راحت خودش رو میشناسه.
قرآن هم میفرماید بل الإنسان على نفسه بصيرة.
بصيرة.
از همه به خودت آگاهتری.
اما نه یه کسی هست دنبال اینه که خدمت کنه، به معرفت برسه، زیارت کنه، به شهادت برسه.
خب اینا ارزش و آرمان هرکسی با اون چیزیه که پیشه دیگه.
از آرمانهای خودش، از اون آرزوهای خودش، از دعاهای خودش، از اون آههایی که تو دلش میکشه معلومه.
یکی ماشین شاسی بلند و یه مثلا کاخ خوش فلان میبینه آه میکشه.
یکی هم مثلا از اینکه عزيز علي أن أرى الخلق ولا ترى آه میکشه.
هل إليك يا ابن أحمد سبيل فتلقى آه میکشه.
اینا فرق میکنند کاملا.
حالا قرآن هم این فرق رو کاملا مشخص کرده.
در آیات هجده به بعد سوره متفfin فرمود كلا إن الأبرار لفي عليین.
و ما أدراک ما عليین.
کتاب مرقوم.
ببین کتاب مرقوم.
اونچه که در درون ما میگذره نوشته شده است.
یه کتابیست.
يشهدہ المقربون.
اینو کاملا شاهدن براش اهل نزدیک، اونایی که خیلی نزدیک شدن.
این یه کتابیه که إن الأبرار لفي نعیم.
همین الان تو نعمتن.
بعد دوباره آیات بالایش میفرماید إن الفجار لفي سجين.
یا ان-- كلا إن كتاب الفجار لفي سجين.
کتاب فجار.
کتاب فجار چرا میگه؟
یعنی همون اعمال و آرزوها.
یعنی همونچه که خطورات قلبیشه، اون آههای دلش.
اینا همه نوشته شده اما در کجا؟
در سجين.
پس امروز، الان، همین الان مهک بزنم.
آرمان و آرزوی من چیه؟
من همونم.
والسلام.
ان شا الله عاقبت ما ختم بخیر بشه.
به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
الله