د
درسگفتارها
بپرس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۹
دارای متن همگام
کلمهٔ هشتم؛ از سیرِ انفسی به سیرِ آفاقی
صد کلمه در معرفت نفس ۸
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۶:۲۹
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۶ سرفصل
## کلمهٔ هشتم؛ از سیرِ انفسی به سیرِ آفاقی
۰:۰۴
## سه قرآن؛ برگرفته از خودِ کتاب
۰:۴۳
## چشیدن؛ معرفتِ شهودی
۱:۰۳
روایتِ مشهور است: من عرف نفسه فقد عرف ربّه. روایتِ دیگر: من عرف نفسه فقد عرف الأشیاء کلّها. چرا کلّها؟ زیرا قرآن فرمود:
۲:۲۸
## عوالمِ چهارگانه در وجودِ انسان
۴:۱۸
## شرطِ سیرِ آفاقی
۶:۰۲
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
ربانی آیات. السلام علیکم و رحمة الله.
کلمه هشتم از
صد کلمه در معرفت نفس علامه رو بخونیم.
فرمودن آنکه از سیر انفسی
به سیر آفاقی نرسیده است
چه چشیده و چه دیده است.
خب دو تا نکته اول اینکه متوجه میشیم باید از سیر انفسی یعنی شناخت
خود و معرفت نفس برسیم به سیر آفاقی.
از این آیت عظمای الهی که نفس ناطقه انسانه از شناخت این برسیم به اون آیات الهی که
در آفاقاند. این کلمات وجودی.
حالا اینم که حکما و عرفا اینا میان مثلاً میگن سیر انفسیا اینم کتاب
قرآن آفاقی، قرآن انفسی.
اینا بر گرفته از خود قرآنه.
از خودشون حرف نمیذارن. کردیم که سنریهم آیاتنا آیه قرآنه.
سنریهم چی؟ آیاتنا.
ما میخوایم به اینا نشون بدیم.
نشون خواهیم داد آیات خودمون رو به کج-- در کجا خدایا میخوای نشون بدی؟
"في الآفاق وفي أنفسهم حتى يتبين لهم أنه الحق".
پس این که میگن مثلاً ما سه تا قرآن داریم، قرآن آفاقی یا هستی،
قرآن انفسی یا جان انسان کامل و این قرآن کتب شده از همین آیات
قرآن برداشت شده و حکما و عرفا از خودشون که نمیگن.
که حالا اون جان انسان کامل اصله.
اینها شرح، اینها فرع بر اوناند.
اون متنه، اینها شرح اوناند.
اون لفه، به هم پیچیده شدهست.
اینها منشره شده، باز شدهی اون هستند.
اصل اون جان انسان کامله.
که حالا ما جزئی از اون کل هستیم.
با شناخت خودمون میتونیم به اونجا برسیم.
این نکته اول. نکته بعد فرموده باید چشید،
چشید. چشیدن برای
رسیدنه. اینکه آدم یه جایی رو برسه به یه جایی.
اما چشیدن فرق میکنه.
بداند، بداند با دارا شدن فرق میکنه.
چشیدن معرفت شهودیه.
یعنی تو شاهد بشی بر خودت.
اینکه شهید سلیمانی فرمود تا شهید نباشی شهید نمیشی.
کسی شهید میشه که شهید بوده باشه یعنی،
یعنی به شهود رسیده حداقل به خودش، خودش رو شناخته.
و حالا جالب اینجاست که اینجا میفرماید خیلی نکته
ظریفی رو علامه در این یه جمله اشاره کردن که آنکه از سیر انفقى--
انفسی به سیر آفاقی نرسیده است، چه چشیده و چه دیده است.
این پیداست که سیر انفسی اصله.
سیر انفسی متنه و اون بقیه شرحشن، جزئشن.
و اگر کسی این رو نشناخت بقیه رو هم نشناخته.
چی رو؟ نفس خودش رو. چرا؟
اصلا داریم من عرف نفسه همه اینو حفظید فقط عرف ربه.
یکی دیگه هم داریم من عرف
نفسه فقط عرف
الأشیا كلها.
عجب! چرا كلها؟
چرا کسی خودش رو شناخت کل اشیا رو شناخته؟
به جهت اینکه قرآن فرمود و علم آدم الأسماء كلها.
علامه حسن زاده در دروس معرفت نفسش
میفرماید این اسماء رو وردار اشیا بذار به جهت تسهیل در فهم.
میفرماید اسماء همین اشیااند.
همین ممکناتاند. بگو و علم آدم الأشیا كلها.
یعنی تعلیم داد خدا به آدم همه اشیا رو تعلیم داد یعنی چی؟
یعنی علم فکری؟ یعنی بهش حفظ کرد مثلا حضرت آدم که چه اشیايي در عالمن.
نه این بحث تحقق
اشیاعه. یعنی تمام این اسم الله، اسماء الله که اشیااند
همه تحقق شدهاند.
تحقق، پیاده شدن در وجود انسان.
پس متوجه میشیم که نفس ناطقه انسانی چنان ظرفیتی دارد، ما متاسفانه از این ظرفیت بهره نگرفتیم.
چنان ظرفیتی دارد که تمام این عوالم هستی در اون مندمجاند.
اگر کسی نفسش رو شناخت همه چیز رو شناخته.
شما یه سیر معمولی تو وجود خودت میکنی میبینی عجب این مراتب خلقت.
حالا میخوای مراتب رو به صورت کلی چهارگانه بگیر بگو عالم طبیعت، عالم
ملکوت یا خیال یا مثال هرچی.
عالم مثلاً جبروت یا عقل،
ملائکه، ارواح، عالم قلب یا لاهوت، الهیت.
این چهار تا عالم تو خود ما هم هست.
ما هم یه طبیعت داریم، بدنمونه.
بعد قوه مثال، خیال.
بعد قوه عقل.
بعد قل-قوه قلب.
همه اینا رو داریم. یعنی
عوالمی که در بیرون هست در ما هم هست و تا ما اینا رو نشناسیم نمیتونیم با بیرون ارتباط بگیریم
یا حتی مراتب خلقت خود از جهت خود
اشیا، جماد و نبات و حیوان و انسان و ملک و شیطان و همه اینا در ما هست.
یعنی ما از حیث
نطفمون جمادی هستیم.
لذا این بدنمون که أنزلنا برته بنفس ناطقه است برمیگرده به چرخه طبیعت بالا.
بارها اینو عرض کردیم. یعنی ما جماد داریم در خودمون.
ما نفس نباتی داریم، در رشдим.
داریم رشد میکنیم. نفس حیوانی داریم،
نفس حیوانی داریم همین وهم ما حیوانیت وجود ماست.
نفس انسانی داریم، عقل داریم، روح داریم، قلب داریم،
ملکی داریم، نفس ملکی داریم
و حتی شیطانی هم داریم. نفس
اماره. إن نفس الامارة بسوء.
همه اینها در ما مندمجن.
در خودمون بهشت و جهنم داریم.
در خودمون یزید و حسین داریم.
هر دو در با هم درگیرند.
باید مراقب باشیم حسین وجود ما به دست
یزید نفسمون به مسلخ نره.
این حکمتشه که حالا
از اینجا متوجه میشیم که همه چی در درون ماست.
اگر خودمون رو شناختیم بیرون هم.
یه جمله هم بگم والسلام. تمام عرفا فرمودن اینکه کسی خودش رو شناخت
جایزش میشه سیر آفاقی یعنی از بیرون از خودش باخبر بشه.
اگر کسی سیر انفسی نکرد یعنی خودش رو نشناخت از بیرون هم بیخبر خواهد ماند.
ان شاء الله عاقبتمون خیر بشه به برکت
صلوات بر محمد و آل محمد.
اللهم صل على
محمد و آل محمد
جلسه قبل
جلسه بعد