د
درسگفتارها
بپرس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۵
دارای متن همگام
کلمهٔ چهارم؛ خودفراموشی
صد کلمه در معرفت نفس ۴
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۵:۲۱
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۶ سرفصل
## کلمهٔ چهارم؛ خودفراموشی
۰:۰۸
علت این غفلت چیست؟ بر اساس آیهٔ صد و هفتاد و نه سورهٔ اعراف:
۱:۴۴
### عقل؛ وجه تمایز و مقدسترین موجود
۲:۲۱
### قلب عبارتی و تلطیف سر
۳:۰۸
### چهار پرسش علوی
۴:۰۲
### خطر هیئت بدون منبر
۴:۳۲
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
السلام علیک ای داعی الله و ربانی ایات.
سلام علیکم و رحمة الله.
سخن در صد کلمه معرفت حضرت علامه حسن زاده علیه الرحمه بود.
میرسیم به کلمه چهارم.
ایشون میفرمایند آن که خود را فراموش کرده است
از زیاد چه چیز خرسند است.
آن که خود را فراموش کرده است
از زیاد چه چیز خرسند است.
بسیار در درس و بحثهای حضرت استاد دیده میشد و
اینها که هنوز هم حالا اصواتش هست.
عزیزان که گوش میدهند میبینند خیلی در جلسات
حضرت استاد به آیه نوزده سوره هشت
در این رابطه اشاره میکردند که "ولا تكونوا كالذین نسوا الله
فأنساهم أنفسهم أولئک هم الفاسقون"
مثل کسانی نباشید که اینها
نسوا الله خدا را فراموش کردند.
فأنساهم أنفسهم ما هم کاری کردند که خودشون رو فراموش کنند.
این خودفراموشی
درد و بلای عظمایی است که متأسفانه
میشه گفت غریب به اتفاق
انسانها و بشر رو گرفته.
اینطوری نیست که حتی اونهایی که
مذهبی هستند و مسلمان هستند رو هم گرفته.
چه برسه اونهایی که دیگه اصلاً
به دین حق هم نرسیدند.
حالا علت این غفلت چیه؟
بر اساس آیه صد و هفتاد و نه سوره اعراف
که فرموده "أُولَئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ"
بعد میفرماید "أُولَئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ" اینجا غفلت رو میاره.
اینها چی شده که گرفتار غفلتهند؟
فرمود "كالأنعام بل هم أضل" یعنی اینها به مرتبهی حیوانیت
اضل اون میشه نباتیات و جمادیات.
اینطوری یعنی به مرحلهی انسانیت نرسیدند.
معذرت میخوام طبق این آیه قرآن مثل حیوان زندگی کردن.
چون بعدش میفرماید هم الغافلون.
همون غفلت ناشی از فراموشیه دیگه.
اینها داره خصوصیتشون رو بیان میکنه.
اینها اصلاً به اون مراتب انسانی نرسیدند.
حالا سؤال اون وجه تمایز بین
حالا ما نمیگیم نبات و جماد.
نه اصلاً حیوان. وجه تمایز بین انسان و حیوان چی بود؟
عقل بود، عقل. که حالا عقل تعالی پیدا میکنه به مرحله قلب میکشه.
عقل که به یک معنا میشه گفت مقدسترین
موجود است. این عقل
اگر تعطیل شد انسان سقوط میکنه به مرحلهی
حیوانی. حالا ببینیم ما از عقلمون چقدر بهره میگیریم.
عقل. متأسفانه مذهبیهای ما هم حال و حوصله اینا، حالا اینا
هم-همه اینطوری نیستن ولی خیلی دیده میشه متأسفانه بینشون
از مباحث عقلی، فکری، آنچه که نیاز به پیچیدگی و تأمل و تعقل داره
غافلن. بارها و بارها
حضرت علامه تأکید کردند بر اون قلب عبارتی قرآن اگر یک سوره داریم قلب قرآن یاسین.
قلب عبارتی قرآن وسط قرآن قرار گرفته "وليتلقف".
علامه فرمود اگر بخواهی به باطن قرآن برسی این سرشه.
همین قلب عبارتی. یعنی تلطیف سر میخواد.
بعد ایشون سرشون رو میبردن تو سینهشون.
اینطوری. میفرمودند این یعنی تلطیف سر.
یعنی بری تو خودت. تأمل کنی، تعقل کنی.
خودت خصوصاً از شناخت خودت
شروع کنی که من عرف نفسه فقد عرف ربه.
بری تو وجود خودت. این یعنی تلطیف سر.
اما کسی که این رو تعطیل کرد یعنی عقل رو تعطیل کرد.
عقل رو تعطیل کرد أولئک کالأنعام.
میشه معذب مثل حیوان زندگی میکنه.
میخوره، میخوابه و کیف و نوش و اینها
و و غضب و شهوت و بیخبر از خودش.
این که امیرالمؤمنین صلوات الله علیه فرمود خدا رحمت کنه اون کسی رو که بداند از کجا آمده،
به کجا آمده و به کجا میرود.
تو یه روایت دیگه میفرماید برای چی آمده هم اضافه شده.
پس چی شد؟ کسی که بداند از کجا اومده،
به کجا اومده، برای چی اومده و به کجا میره.
اگر-- یعنی همون شناخت خودت
که من کیم، از کجا اومدم، کیم، به کجا اومدم،
کیم، برای چی اومدم و کیم به کجا میرم.
اگر اینو تعطیل کنی تمامه.
حالا متأسفانه ما دیدیم و داریم میبینیم هی شدتش هم بیشتر میشه.
جلسات و هیاتهایی
که دم از ولایت هم میزنن و اینها اما منبر توشون تعطیله.
فقط سینه زنی و روضه و کف زنی و اینها و
این و اینا خطر بزرگیه که داره جوونهای ما رو تهدید میکنه.
یعنی عقل که تعطیل شد
تمام. آدم خودفراموشی میگیره
و گرفتار چی میشه؟ حالا حضرت علامه یه بار دیگه جمله رو بخونن ببین چه درون مایه ای داره.
آن که خود را فراموش کرده است از یاد چه چیز خرسند است.
از چی لذت میبره؟ کارش تمومه.
اصلاً لذتی نداره چنین کسی.
ان شا الله عاقبت ما ختم به خیر بشه و برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
اللهم صل على محمد و آل محمد
جلسه قبل
جلسه بعد