ددرس‌گفتارها

سلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته.

سلام علیکم و رحمه الله.

کلمه دوم از صد کلمه معرفت نفس از تلنامه.

می‌فرمایند که آن که از صحیفه خود آگاهی ندارد، [مکث] از کدام کتاب و رساله ترفی می‌بندد.

کسی که از صحیفه و کتاب وجودی خودش معرفت نفس نداره، نمی‌شناسه خودش رو، دیگه از خواندش و خواندن و کـ-- عرض شود خوانش چه کتابی بره- بهره می‌بره، ترفی می‌بنده.

خب ببینید یه وقت ما میایم اینجا اثر دیگران رو، خب خیلیا شرح دادن این جمله رو، نگاه می‌کنیم تقلیدی عمل می‌کنیم.

میایم مثلاً از نظرات دیگه همونو بیان می‌کنیم.

این یک کاره.

ولی خب این سر سفره دیگران نشستن و تقلیده.

بهترینه که خودمون ببینیم از این حدیث چی برداشت، از این جمله چی برداشت می‌کنیم.

ما این رو چون از لسان یک انسان جامع الاطرافی دراومده اصل می‌گیریم ثابت شده، خب.

این رو فرض می‌گیریم ثابت شده و درباره‌ش فکر می‌کنیم.

شما فکر کنید.

می‌فرماید کسی که کتاب خودش رو نخونده چگونه از کتاب‌های دیگران بهره بگیره؟

یعنی چی؟

فکرتونو به کار بندازید.

من خودم وقتی هرچی نشستن یک ساعت حدوداً درباره‌ش فکر کردم به این نتیجه رسیدم.

پس این کتاب وجود ما اصله، [مکث] کتاب‌های بیرون از ما فرع‌اند.

درست شد؟

که میگه اگه اینو نخوندی از خوندن اونا چی حاصل می‌شه؟

پس کتاب وجود ما اصله، اونا فرع‌اند.

به یک معنا این کتاب وجود ما متنه، اونا شرح‌اند.

این حکمه، قضاست، اونا قدرند.

حالا می‌شه آدم بره سراغ فرع در حالی که از اصل بی‌خبره؟

می‌شه به شما بیان شرحو بدن؟

شرح چی در حالی که متن رو نداری؟

اندازه رو بدن در حالی که حکم و قضا رو نداری، یعنی چی؟

هاج و واج می‌مونی.

توجه کردید چی شد؟

به همین راحتی متوجه اهمیت می‌شی.

یا من خودم داشتم فکر می‌کردم، خدا بالاخره القا می‌کنه دیگه.

یادم افتاد از اون دعای مخصوص این ایام.

مخصوص ایام آخر زمان.

"الله معرفنی نفسك فانک ان لم تعرفنی نفسك لم اعرف رسولک" تا آخر.

ببینید اینا چگونه به هم متصل شده.

خدایا اگه نفس خودت رو به من شناسایی دادی، من پیغمبرتو می‌شناسم.

پیغمبرتو شناسایی دادی، حجتت رو و اگر حجتت رو نشناختم، ولت و اندینی.

اینا در طول هم‌ند.

شناخت خدا می‌شه شناخت رسول، می‌شه شناخت حجت.

این از این.

از این طرف داریم "من عرف نفسه فقد عرف ربه".

کسی که نفسش رو شناخت، پروردگارش رو شناخته.

خب پروردگارو کسی شناخت می‌شد شناخت پیغمبر و شناخت امام.

حالا کسی که نفسش رو شناخت، پروردگارو شناخت.

اینو بذار کنار اون می‌شه چی؟

اگر کسی نفسش رو شناخت، در نتیجه پروردگارش رو شناخته، در نتیجه رسول رو شناخته، در نتیجه امام رو شناخته.

حالا نقیضش کن.

اگر کسی معرفت نفس پیدا نکرد، کتاب وجودی خودشو نخوند، نه خدا رو می‌شناسه، نه پیغمبرو، نه امامو.

الله اکبر.

ببینید چی شد.

به همین راحتی وقتی شما دقت می‌کنی، اجتهاد می‌کنی با ذهنت، می‌بینی عجب به چه نتایجی رسیدی.

البته یه حدیث بسیار وزینی که واقعاً ده جلسه می‌خواد روش کار بشه.

مرحوم ملا محسن فیض از تفسیر صافی خدمتتون عرض می‌کنم.

ذیل آیه دو سوره بقره، جلد یک، صفحه نود و دو می‌تونید رُجوع بکنید در تفسیر صافی.

اینو گوش بدید تن‌تون بلرزه.

در خصوص این صورت انسانیت، نه صورت انسان.

صورت انسان یعنی ظاهرش.

صورت انسانیه، ببین امیرالمؤمنین چی میگه.

یعنی اون نفست، یعنی سیرتت.

"الصورة الانسانیه هي اكبر حجج الله".

بزرگ‌ترین حجت خداست.

"على خلقه".

یعنی شما حجت خدا بر همه خلقشی.

"هي الكتاب".

این اصلا نفس تو یه کتابه.

"هي الكتاب الذي كتبه بيده".

بعضیا ترجمه کردن خدا به دست خودش کتاب نفس ما و شما رو نوشته.

می‌شه اینطوری هم ترجمه کرد که ما به دست خودمون داریم کتاب خودمون رو می‌نویسیم.

"وهي الهيكل الذي بناه بحكمته".

الله اکبر.

آخه من چی بگم؟

فرمایش مولامون علیه.

که این رو خدا بنا کرده به حکمتش.

سر تا سر وجود تو از ظاهر و باطنت حکمت.

"وهي مجموع".

اینجا رو دقت کنید.

یک مجموعه‌ای هستیم ما از چی؟

"صور العالمين".

تمام صورت‌های عالم در وجود ما متنقشه، مندرجه، مندم- مندمجه.

یعنی در ما هست.

لذا خودت رو بشناسی، همه چی رو شناختی.

"وهي المختصر".

الله اکبر.

اینجا قسمت آخرش.

باور کنید من تنم می‌لرزه.

شماها نمی‌دونم.

"وهي المختصر من العلم في اللوح المحفوظ".

حالا لوح محفوظ خدا رو اگر متوجه باشیم بدونیم چیه، چه عظمتی داره و چه کسی اجازه داره به اونجا نگاه کنه، توجه کنه، می‌فهمیم که ما یک اختصاری هستیم، مختصری هستیم از اون چکیده‌ای، MP3 فشرده شده‌ای هستیم از لوح محفوظ خدا.

حالا نمی‌خوای خودمون رو بشناسیم؟

صلوات بفرستید.

اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجهم