یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
وام مسکن و قرض موقت به دیگری
از رهبر معظم انقلاب سؤال شده است. حکم کلی آن است که هر وامی را به هر منظوری از هر بانک و مؤسسهای بگیری باید در همان موضوع خاص هزینه شود؛ برای نمونه وام مسکن باید در مسکن صرف شود نه جای دیگر، وگرنه شرعاً اشکال دارد. پرسش این است: اگر وام را گرفتیم و کسی گفت قرض بده، میتوان این پول را فعلاً به او قرض داد و بعد بازگرداند و در همان مورد خاص هزینه کرد؟ رهبر فرمودهاند اشکال ندارد به شرط آنکه چون پول بازگشت و پس گرفته شد، حتماً در همان مورد خاصی که برایش وام گرفته شده هزینه شود.
ابراهیم و قلب سلیم؛ پیش از دعوت
دربارهٔ قلب سلیم نکتهای که جا مانده این است که در آیاتی که سخن از حضرت ابراهیم علینبیناوآلهوعلیهالصلوة است، معمولاً قرآن قلب سلیم را دربارهٔ او آورده؛ دو جا در صافات و شعراء. در صافات:
«وَإِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْرَاهِيمَ إِذْ جَاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ» (سوره صافات، آیات ۸۳–۸۴)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و از پیروان اوست ابراهیم؛ آنگاه که پروردگارش را با دلی سالم آمد.
شیعهٔ نوح در قرآن که تأویلش به امیرالمؤمنین بازمیگردد؛ و یکی از شیعیان امیرالمؤمنین حضرت ابراهیم است. بلافاصله میفرماید إذ قال لأبیه و قومه ما هذا تعبدون. أب در اینجا عموی او آزر است که به احترام پدر صدایش میکرده. ابراهیم رو به عمو و قوم میکند که چرا بت میپرستید.
نکتهٔ ظریف آن است که ابراهیمی که به دل دشمن میرود برای وعظ و هدایت، پیش از آن با چه وضعیتی به درگاه خدا آمده؟ إذ جاء ربّه بقلب سلیم. نخست خود را ساخت و به سلامت قلب رسید؛ سپس جلودار شد و پرچم هدایت گرفت. بلافاصله پس از آمدن به سوی خدا با قلب سلیم، إذ قال لأبیه و قومه. چنین نیست که آدم ظاهرسازی کند، لباسی از پیامبر بپوشد، چند سخن حفظ کند و بتواند اصلاح ایجاد کند؛ اتفاقاً بدتر خراب میکند.
وای بر آنکه پیش از خودسازی محل رجوع شود
امام رحمةاللهعلیه جملهای شگفت دارند: وای بر آنکه پیش از آنکه خود را بسازد محل رجوع مردم شود — خواه چهرهٔ مذهبی، خواه مدیر جایی مهم، خواه نماد دین و اسلام. اگر خود را اصلاح نکرده باشد بدتر خرابکاری میکند. بسیاری از خرابیهای انقلاب و مسیر دین از آدمهایی بود که خودساخته نبودند و جلودار شدند؛ نالایقانی که حد آن جایگاه را نداشتند، پرچمی گرفتند که اندازه شان نبود، آمادهاش نکردند؛ مردم هجوم آوردند و تشویق کردند و طرف خود را گم کرد، گمان کرد با حکمی انتصابی پسر پیامبر شده و میتواند بر گردهٔ مردم سوار شود. همهٔ عالم حساب و کتاب دارد؛ زیر پایش خالی میشود مانند فرعون و قارون که به قعر زمین رفتند.
او أباصالحالمهدی است که میخواهد صلح و سلامت و صلاح و فلاح را در کل عالم برقرار کند؛ خود پدر همهٔ صلحهاست. امام رحمةاللهعلیه در هفتادسالگی حکومت تشکیل داد؛ هفتاد سال خودسازی. برخی با چند درس و لباس پیامبر و دو تعریف، سریع خود را گم میکنند و جلودار میشوند و عدهای را خراب میکنند. باید بسیار مراقب بود.
توحید ابراهیم در شعراء؛ پرچم هدایت پس از سلامت دل
در آیات شعراء نیز نگاه سراپا توحیدی است: هو الأوّل والآخر؛ همان که میمیراند و زنده میکند؛ همان که طمع بخشش در روز دین میدهد؛ رب هب لی حکماً و ألحقنی بالصالحین؛ و اجعل لی لسان صدق فی الآخرین — در ذریه که پیامبر و اهلبیتاند؛ کونوا مع الصادقین؛ و اجعلنی من ورثة جنّة النعیم؛ و اغفر لأبی — همان آزر عمو — إنه کان من الظالمین. آب و غذا و دارو و شفا همه را به خدا میبندد. چنین کسی اگر به قلب سلیم دست یافته میتواند پرچمدار هدایت شود.
شهید مدرس که امروز سالگرد شهادتش است خودسازی کرد تا توانست جلوی پادشاه زمان بایستد؛ و در آخر در نماز شهیدش کردند، چون دیدند برای مطامع خود باید از سد او بگذرند. اینان را عمدتاً نمیگذارند بمانند؛ مانع خودخواهیها و طمعکاریهایند. امید عاقبت به خیر؛ به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
پیوند وام و امانت نیت
حکم وام تنها یک فرع فقهی نیست؛ آینهٔ نیت و امانت است. پول با عنوان مسکن گرفته شده امانتی است که باید در همان مسیر بنشیند. قرض موقت به دیگری تا وقتی که بازگشت و دوباره در مسکن صرف شود، از نگاه مرجع جایز شمرده شده؛ اما روح حکم آن است که عنوان وام بازیچه نشود و مسیر پول از نیت اولیه منحرف نماند. قلب سلیم نیز همینگونه است: ظاهر دینداری بدون سلامت باطن، انحراف عنوان است.
ترتیب ابراهیمی؛ ساختن سپس گفتن
قرآن ترتیب را آشکار میکند: نخست إذ جاء ربّه بقلب سلیم؛ سپس إذ قال لأبیه و قومه. آمدن به سوی پروردگار با دل سالم، مقدم بر گفتن به عمو و قوم است. ابراهیم به دل دشمن میرود، اما نه با دست خالی از تزکیه. وعظ بدون خودسازی، هیاهوی بیریشه است. آنکه لباس دین بپوشد و چهار سخن حفظ کند و محل رجوع شود، اگر دل سلیم نداشته باشد، فسادش بیش از اصلاح است. تاریخ انقلاب پر از نمونههایی است که نالایقان بر کرسی نشستند، تشویق شنیدند، خود را گم کردند و زیر پایشان چون فرعون و قارون خالی شد.
اباصالح و پدر صلحها
صلح راستین را کسی میآورد که خود أباصالح است؛ پدر همهٔ صلحها. شعار صلح سر دادن کافی نیست. امام خمینی پس از دههها خودسازی در هفتادسالگی مسئولیت حکومت را پذیرفت. در برابر، شتابزدگی در جلوداری — با اندک سواد و اندک تعریف — انسان را به ورطهٔ خرابکردن دیگران میکشاند. قلب سلیم شرط پرچمداری است، نه نتیجهٔ آن پس از شهرت.
توحید عملی در آیات ابراهیم
در سورهٔ شعراء زنجیرهٔ نسبتها همه به خدا بازمیگردد: میراندن و زندهکردن، طعام، شفا، طمع مغفرت در روز دین، درخواست حکم و الحاق به صالحان، لسان صدق در آخرالزمان که به صادقین و اهلبیت تفسیر میشود، وراثت جنّة النعیم، و آمرزش برای عموی ظالم. آب خوردن و دارو گرفتن نیز در این نگاه فعل خداست. چنین توحیدی اگر در قلب بنشیند، صلاحیت هدایتگری میآورد. شهید مدرس با همین خودسازی در برابر پادشاه ایستاد و در نماز به شهادت رسید؛ چون مانع مطامع بود. سلامت دل، هم قدرت مقاومت میبخشد و هم دشمن را ناچار به حذف میکند.
جمعبندی جلسه
از فرع وام تا اصل قلب سلیم یک رشته است: عنوان را نگه دار، نیت را خالص کن، پیش از دعوت خود را بساز، و پرچم را جز پس از سلامت دل برمدار. ابراهیم الگوی این ترتیب است؛ مدرس نمونهٔ معاصر مقاومت برآمده از خودسازی. امید آنکه عاقبت ختم به خیر شود؛ به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
هشدار تاریخ معاصر
بسیاری از انحرافات مسیر انقلاب از آنجا برخاست که کسانی بدون آمادگی درونی بر مسند نشستند. اندازهٔ جایگاه را نداشتند؛ پرچم را گرفتند و با چند تعریف خود را گم کردند. حساب عالم دقیق است. قلب سلیم همان آمادگی است که ابراهیم پیش از خطاب به قوم حاصل کرد و مدرس پیش از ایستادن در برابر سلطنت. بدون آن، داعیهٔ اصلاح به فساد میانجامد.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.