د
درسگفتارها
بپرس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۹
دارای متن همگام
وام مسکن و قرض موقت به دیگری
قلب سلیم۱۹_ج۱۳۸
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۹:۵۵
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۳ سرفصل
## وام مسکن و قرض موقت به دیگری
۰:۱۲
## وای بر آنکه پیش از خودسازی محل رجوع شود
۳:۳۷
## توحید ابراهیم در شعراء؛ پرچم هدایت پس از سلامت دل
۴:۱۳
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته.
السلام علیکم و رحمه الله.
از رهبر عزیزمون سؤال شده که اگر خب حالا این حکم کلیه که اگر هر وامی رو به هر منظوری
از هر بانک و مؤسسهای بگیری باید تو همون هزینه بشه.
تو همون موضوع خاص مثلا برای مسکن اگه وام میگیری
باید حتما اون وامی که گرفتی تو مسکن هزینه بشه، نه جا دیگه.
شرعا اشکال داره. حالا سؤال اینه که اگر ما این وام رو گرفتیم،
یه کسی گفت به ما قرض بده،
ما میتونیم این پول رو فعلاً به اون قرض بدیم بعد برگردونیم تو اون مورد خاص هزینهش کنیم؟
رهبر فرمودن اشکال نداره به شرط اینکه پول برگشت،
پول رو پس گرفتی تو همون مورد خاص که براش
وام گرفتی حتما هزینه بشه.
در خصوص قلب سلیم نکتهی دیگهای که بههرحال جا مونده این رو هم عرض کنیم به موقع خودش خیلی مهمه
و دیگه بحثش رو جمع کنیم.
اگر دقت کرده باشین عزیزان
توی ای-آیاتی که در مورد حضرت
ابراهیم علی نبینا و آله و علیه الصلاة والسلام وقتی صحبت به میان میاد
و معمولا تو قرآن قلب سلیم رو
در مورد حضرت ابراهیم بیان کرده.
دو جا که حالا یکی سوره صافات هست و یکی سوره شعراء که ما قبلاً آیاتشو برام کردیم.
اگر به آیات قبل و بعدش دقت کنید
مثلا در سوره صافات،
آیهی هشتاد و سه و هشتاد و چهار که صراحتا میفرماید "وإن من شيعته لإبراهيم"
شیعه نوح تو قرآن که البته تأویلش بر میگرده به امیرالمؤمنین عرض کردیم که
شیعه امیرالمؤمنین یکیش حضرت ابراهیم هست.
"إذ جاء ربه بقلب سليم".
وقتی که به سمت پروردگارش اومد با قلب سلیم.
اینجا یه نکتهای هست که بلافاصله میفرماید "إذ قال" هنگامی که گفت،
کی؟ حضرت ابراهیم. به کی؟
لأبيه. این لأبيه قرآن که آورده
منظورش عموی حضرت ابراهیم است.
آذر نامی بوده، عموی ایشون بوده.
ایشون به احترام پدر صداش میکرده.
لکن اینجا میفرماید "إذ قال لأبيه وقومه ما هذا تعبدون".
حضرت ابراهیم رو میکنه به عموشون که اینجا پدر نامبرده شده ازش و قومش که چرا شما بت میپرستید.
نکتهی ظریفی اینجا هست اونم این که میگه ابراهیمی که میره تو دل
دشمن، میره برای وعظ و خطابه، میره برای
هدایت و ارشاد مردم، قلبش با قبل از این با چه وضعیتی در خونه خدا اومده؟
"إذ جاء
ربه بقلب سليم".
میگه این اول خودشو ساخت،
به سلامت قلب و درون رسید،
بعد رفت جلودار شد و پرچم دستش گرفت و
داعی هدایت بشر داشت.
بلافاصله بعد از اینکه به سمت خدا با قلب سلیم میره،
بعد میفرماید "إذ قال لأبيه وقومه
ما هذا تعبدون". این نکته خیلی ظریفیه.
یعنی اینطور نیست که آدم همینجوری ظاهرسازی کنه،
یه لباسی از پیغمبر تنش کنه، چهار تا حرف حفظ کنه و
بزنه و بعدم مثلا بتونه اصلاحی ایجاد کنه.
اتفاقا بدتر خراب میکنه.
از ته امام رحمت الله علیه یه جملهی عجیبی دارن.
میفرماید وای بر اون کسی که قبل از اینکه خودش رو بسازه محل رجوع مردم بشه.
حالا فرق نمیکنه تو هر وا--
حالا لاجرم هم حتما نمیتونه لباس پیغمبر باشه.
چهره مذهبی پیدا کنه.
نمیدونم مدیر جای مهمی بشه، محل رجوع مردم بشه
و او رو نماد دین و اسلام و
اینها بشناسن. بعد اگر خودش رو اصلاح نکرده باشه بدتر میزنه خرابکاری میکنه.
بسیاری از خرابیهایی که
تو همین انقلاب خود ما و در مسیر دین ما پیش اومد به جهت آدمهایی بود که خودساخته نبودن
و اومدن جلودار شدن. بسیاری از انحرافاتی که الان تو انقلاب خود ما پیش اومده همینه.
آدمای نالایق اومدن جایی نشستن که حدش نبوده، در حد اونجا نبودن،
حد و اندازهی اونجا نبودن.
پرچمی رو دست گرفته بودن،
گرفتن که در حد اندازهی اون نبودن.
خودشون رو آمادهی برای اون جا-- داستان نکردن.
همینطوری یهو مردم هجوم آوردن و به به و چه چه.
چهار تا تعریف و طرف خودشو گم کرد.
فکر کرد خبریه. یه حکمی انتصابی
چیزی بهش دادن و گمان کرد حالا به همین حکم دیگه پسر
پیغمبر شد و دیگه میتونه رو گردهی مردم سوار شه و اینطوری نیست.
همهی این عالم حساب و کتاب داره.
چنان زیر پاش یه روزی خالی میشه
مثل فرعون، میره با-- در قعر زمین.
توجه کردین مثل قارون میره در قعر زمین.
اینطور نیستش که هر کس داعی صلح سر داد بتونه سر--
او أبا صالح المهدیست که میخواست-- میخواد بیاد
صلح و سلامت و صلاح و فلاح برقرار کنه در کل عالم خودش أبا صالح هست.
پدر همهی صلحهاست.
امام رحمت الله علیه در سن چند سالگی حکومت تشکیل داد؟
هفتاد سالگی. شوخی نیستها.
یعنی هفتاد سال خودسازی کرده.
بعد حالا بعضیا مثل من چهار تا ضرب و ضربا میخونن و
لباس پیغمبر و دو نفرم تعریفشونو میکنن، سریع گم میکنه خودشو.
سریع جلودار میشه و بعد خراب میکنه یه عده رو.
خیلی باید مراقب بود. شما حتی
برای اینکه به جلسه بعدم کشیده نشه بحث،
شما به آیات حتی سوره شعراء هم که این سوره صافات بود
شوره، سوره شعرا هم شما دقت
داشته باشید اگر یادتون باشه حالا اینجا بلد آیه
هشتاد و هشت تا هشتاد و نه سوره شعراست.
که باز اینجا همین مطلب رو میفرماید "یوم لا ینفع مال و لا بنون.
الا من أتى الله بقلب سلیم".
قبلش رو شما بخونید داستان حضرت ابراهیم رو بیان میکنه.
ببینید جملات حضرت ابراهیم رو
چند تاشو من برای شما بخونم.
ببینید جهانبینی و نگاه توحیدی حضرت ابراهیم رو ببینید.
چه کسی میخواد بره بت بشکونه.
وقتی حرف خدا رو میزنه "فإنهم أعداء لي إلا رب العالمين".
بعد میگه الذي وقتی حرف خدا رو میزنه ابراهیم این چند تا آیه رو دقت کنید.
الذي حضرت ابراهیم داره خداشو معرفی میکنه.
"الذي خلقني فهو يهدين".
او منو خلق کرد و او هدایتم کرد.
"والذي هو يطعمني ويسقين".
عجب خداست که لقمه لقمه به من طعام میخوراند و جرعه جرعه به من آب مینوشاند.
ببینید نگاه توحیدی رو. "وإذا مرضت فهو يشفين".
کدوم یکی از ما وقتی نسخه رو از دست دکتر میگیریم
میگیم که خدا اراده شفای من کرده به دست این دکتر.
این نگاه خیلی ظرافت میخواد.
"وإذا مرضت" وقتی من مریض میشم "فهو يشفين" خدا منو شفا میده.
آقا اول خدا، بعدا دوم خدا، سوم خدا، چهارم شما.
اینا رو مثلا خدا تا سوم بیشتر حد نداره.
چهارم دیگه حد شماست.
اینا واقعا شرکه. اینا اصلا با نگاه توحیدی، توحیدی سازگار نیست.
اول خدا دو آخر هم خدا "هو الأول والآخر".
"والذي يميتني
يميتني ثم يحيين".
همون کسی که ما رو میمیرانه بعد زنده میکنه.
مثلا همه چی دست خداست. "والذي أطعم
أطعم أن يغفر لي خطيئتي يوم الدين".
همون خدایی که یه
طوری رفتار کرده من بهش طمع دارم که منو تو روز قیامت ببخشه.
اون خدا رو دارم میگم. "رب هب لي حكما وألحقني بالصالحين".
بعد دعا میکنه خدا به من حکم بده.
منو "ألحقني بالصالحين". "واجعل لي لسان صدق في الآخرين".
توی ذریه من آینده من که همون پیغمبر و اهل بیتن.
تو ذریه من در
آخرالزمان لسان صدق قرار بده که اونها صادقین هستند.
"كونوا مع الصادقین" یعنی با همراه اهل بیت باشید.
"واجعلني من ورثة جنت النعيم".
منو از اونهایی قرار بده که ارث میبرن از بهشت.
"واغفر لأبي واغفر لأبي".
تو ببخش پدرمو همون آزر
همون عموش. "إنه كان من الظالمين".
او گمراه شده "ولا تخزن يوم يفترون".
بعد از اینکه ببینید همش نگاه، نگاه توحیدیه.
میخواد آب بخوره، غذا بخوره، میخواد دارو بخوره، شفا بگیره.
همش میگه خدا، خدا، خدا.
چنین کسی اگر به قلب سلیم دست پیدا کرده میتونه پرچمدار هدایت بشه.
همین مرحوم شهید مدرس که امروز سالگرد شهادتشونه
خودسازی کرد که تونست جلوی پادشاهی زمان بایسته.
اونطوری در آخ-- آخر هم تو نماز شهیدش کنن.
چون دیدن نمیتونن اگر بخوان به مطامع خودشون برسن باید از رو سد و
مانع شهید مدرس رد شن.
لذا تو نماز شهیدش کردن
و نمیذارن هم عمدتا اینها بمونن.
چون اینها مانع اون
خودخواهیها و طمعکاریهای اونه.
انشاالله که عاقبتمون ختم به خیر بشه.
به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
اللهم
صل على محمد. وعجل فرجه. آمين
جلسه قبل