بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی ایه آیه.
سلام علیکم و رحمة الله.
یکی دیگه از استفتائاتی که از رهبر عزیز شده اینه که آیا گرفتن این جوایزی که بر بعضی از وامها یا مثلاً قرضالحسنه تو بانک میگن این مقدار بذار بعد این جایزه ها رو داره، آیا گرفتن این جایزهها اشکالی داره؟
یا اگر هم میگیریم خمس بهش تعلق میگیره یا نه به این جایزهها؟
حالا یا به قرضالحسنه یا به هر تسهیلاتی یا سپردهگذاری کوتاه مدت و بلندمدت.
در هر حال جایزه ای که بانک در پس اینها میده.
آقا فرمودن نخیر بیاشکال است گرفتن این جوایز و این جایزهها خمس هم ندارد.
بحث ما قلب سلیم بود و دیروز عرض کردیم که یکی از بزرگترین ابتلاءات و امتحانات بزرگی که خدای منان از ما گرفته در ایام غیبت، در اونم سه وجه غیبت، غیبت در وجه جسم امام، غیبت در کلمه، غیبت کلمه الغیب و بحث در پس پرده ظلمت ولایت طاغوت قرار گرفتن ولایت امام.
این امتحان بزرگی بوده که از شیعه پس گرفته شده و تنها کسی تونسته بر این در زمان غیبت بر امامت امام و ولایت امام باقی بمونه که قلب سلیم داره.
یعنی تسلیم امام و اوامر اوست.
به غیر از این نمیشه.
حالا امروز عرض کنیم دلیل عمده جدا شدن از صف امام چیه؟
کسانی که در زمان غیبت از امام فارغ میشن مشکل اصلیشون چیه؟
باز هم بر میگرده به همون بحث قلب.
مثال غیبت زمان موسی.
خیلی مثال قشنگ و خوب و قرآنی و شسته رفته که من آیه شو براتون میخونم.
ببینید چقدر عجیبه این قصه.
وقتی حضرت موسی علی نبینا و آله و علیه الصلاة والسلام رفت به کوه طور، اینجا خدای منان میفرماید که "و اذ اخذنا" آیه نود و سه سوره بقره است.
"و اذ اخذنا ميثاقكم".
یاد بیارید اون وقتی که ما از شما میثاقی گرفتیم "و رفعنا فوقكم الطور" کوه طور رو بالا سر شما قرار دادیم.
"خذوا ما آتيناكم بقوة" گفتیم بگیرید اونچه که بر شما وارد شده با قدرت.
اونم نمیگه مثلاً آتيناكم مثلاً تورات.
اینطوری نیست.
میگه هرچی که اومده، هرچی بر شما وارد شده رو به قوت بگیرید.
حالا اینا چی گفته-- بعد میفرماید "و اسمعوا" بشنوید حرف ما رو.
حالا اینا چی گفتن در جواب این امر خدا؟
"قالوا" اینا گفتن "سمعنا" عجیب اینجاست "وعصينا" گفتن باشه ما شنیدیم.
"وعصينا" دیگه چیه اینجا؟
یعنی ما عصیان کردیم.
حالا بعضیا گفتن این تو قلبشون پدیدار شد بعضیا گفتن نه این شیطنت به زبانشون هم جاری شد.
در هر حال با پررویه تمام گفتن باشه شنیدیم اما ما کار خودمون رو میکنیم.
"عصينا" ما اون راهی که شما بهش میگید عصیان رو میریم.
چرا؟
به چه دلیلی اینها صفشون رو در غیبت موسی، چهل روز هم بیشتر غیبت نکرد، جدا کردن.
صراحتاً قرآن میفرماید "وشربوا" اشراب شد.
چی؟
"في قلوبهم" تو دلهاشون.
این دلهای اینها بحث ذات اینهاست.
ذات هر کسی رو دلش تشکیل میده دیگه.
سرمایه هر کسی دلشه.
میگه "وشربوا في قلوبهم" چی؟
"العجل".
عجل حالا گوساله است.
اون گوساله ای است که اونها حالا توضیح میدم.
"بكفرهم" اینها البته به کفر و پوشوندن رو حق این کار رو کردن.
"قل بعث الله امرا بكم به ايمانكم ان كنتم مؤمنين".
چه بسیار کار زشتی کردن.
حالا جالبه اینجا نمیفرماید "وشربوا في قلوبهم حب العجل".
میگه "وشربوا في قلوبهم العجل".
اون گوساله در دلشون پر شده بود.
یعنی دل اینها "اشربوا" اشراب شده بود قلبشون از گوساله، پر شده بود از گوساله.
یعنی چی؟
حتی نمیگه حب گوساله.
حالا قصه گوساله چیه؟
قصهش خلاصهش اینه که وقتی اینها خدا دستور داد به بنی اسرائیل که شبانه طرفدارای خود حضرت موسی سلام الله علیه راه بیفتید برید که فرعون دنبال سر شماست ما شما رو نجات میدیم.
اینا تو روایت داره که شروع کردن هرچی میتونستن طلا و سکه و اینا با خودشون برداشتن.
هرچی میتونستن طلا، چیز دیگهای برنداشتن.
طلاجاتشونو برداشتن.
به پیداست که اینها به طلا خیلی علاقهمند بودن.
یعنی حب به این طلا یا که نماد دنیاست تو دلشون افتاده بود.
آ این تب-- بعد سامری اینو متوجه بود.
آدم زیرکی بوده.
فهمید که اینها با خودشون طلا زیاد برداشتن.
وقتی که رسیدن به اون محلی که مستقر شدن گفت خب این طلا و موسی رفت به میقات.
گفت این طلاهاتونو بدید من با براتون یه چیزی از همین طلای خودتون یه چیزی، یه نمادی چیزی درست کنم که هر روز میبینیدش کیف کنید.
با طلاهای خود اینها، این طلاها رو گرفت ذوب کرد.
یه گوساله به جنس طلا ساخت.
بعد جالبه که خب معلومه آدم زیرکی بوده.
در یه روایت میگه از اثر پای جبرائیل دیده بود که جبرائیل نازل شده بر موسی.
بعضیا میگن نه از اثر پای خود حضرت موسی روی زمین که متبرک بود این خاک زیر پای رسول خدا رو برداشت ریخت تو دهان این گوساله و صدا میکرد این گوساله اینها خیلی خوششون اومد و استغفرالله اینو خدا پنداشتن دیگه.
که صدا میکنه و بعد حالا ا-علت اصلی که اینها در برابر این گوساله سجده کردن و به قول ما عشقشون شد این گوساله چی بود؟
صراحتا میگه "عشرة في قلوبهم العجل".
جنس این گوساله از چی بود؟
طلا.
از چه طلاهایی؟
طلاهایی که خود اینا، مال خود اینا بود.
اگر از طلاهای خود سامری بود اینا اینطور علاقه نشون نمیدادن.
چون از طلاهای خود اینها بود یک.
دو، جنسش نماد دنیا بود.
چیزی بود که اینا خوششون میاد ازش.
همهی وجودشون اشباع شده بود، قلبشون از این گوساله پر شده بود در دلشون.
خود گوساله یعنی خود اون طلاها.
نه تازه حبش.
اصلا به عشق اون نفس میکشیدند.
لذا این به این انحراف یعنی تو، به انحراف کفر و شرک و عرض کنم بتپرستی رفتن که هیچی دست از موسی هم کشیدند و اون انحراف ششصد هزار نفری رخ داد که از عجائبه که به این سرعت ششصد هزار نفر بتپرست بشن.
این چیزی نیست جز حب دنیا.
حالا من فکر میکردم این مثلا ضریح سیدالشهدای که رو به روی شما قرار گرفته اینجا این نمادش برای چیه؟
جز حب قلبی اینها.
حالا یکی حب امام حسین تو دلشه، یکی خود آقا تو دلشه.
اصلا با آقا نفس میکشه.
اینها هم باز درجاتش فرق میکنه.
ببین این چرا اینجا گذاشته شده؟
نماده.
اگر کسی که نماد دنیا تو دلشه اصلاً توجه به این نمیکنه.
اینم شاید میبینه اما اصلاً چشمش به این نیست، چیز دیگهای میبینه.
ببینید شما تو خونههامون اگر برید پیشانی خونهی ما نشون میده دل ما به چه سمتیه، چی رو پیشانی خانه قرار بدیم، چه عکسی رو، چه نمادی رو.
حتی من بعضیا رو دیدم، یه کپی رنگی از یه سکه گرفتن، یه سکه به هر حال از طلا، طلا.
اونو تابلو کردن بزرگ تو خونهشون زدن.
دیدما.
یا مثلاً اسکناسهای زمان قدیم شاهو با همون عکس شاه بزرگ کردن زدن تو خونهشون.
خب این مشخصه که دلش به چه سمتی متمایله دیگه.
تا کسی که مثلاً بیاد عکس رهبری، عکس شهدا.
تازه بعضیا اینم میزنن که دیگه اصلاً توجه به این ندارن که اون اصلاً-- بعضی مخصوصا این مدیرایی که تو دفتراشون عکس امام و رهبر بزرگ زده شده باور کن اگه ازش بری بپرسی یا، یه حدیثیه بخشی از نهجالبلاغه بغل عکس آقا من دیدم خورده.
ازش بپرسی بالا سرت، دفتر تو، تو محیط کارت، اونجایی که میشینی میزت چی زده؟
هرچی فکر کنه یادش نمیاد چی زده.
اصلا توجه نداره اونجا چی خورده.
چرا؟
چون عکس اون رو داره عمل میکنه.
بسیاری از مدیران ما عکس اون چیزی که واقعا رهبر میفرماید، انقلاب ما میفرماید، امیرالمؤمنین تو نهجالبلاغه میفرماید، دارن عمل میکنند.
بسیاری از مشکلات اقتصادی، فرهنگی و حتی سیاسی ما به جهت بیتدبیری بعضی از مدیران کلان ماست.
این دیگه برای همه ما مسجل شده.
رهبری هم فرمودن چیز عجیبی نیست.
در هر حال اون نماده مهمه.
ببینید اینجا داره میگه نماد دنیاست.
این "عشرة في قلوبهم العجل" باعث شد در زمان غیبت پیغمبر اینها فاصله بگیرن برن به سمت ناکجا آباد و شرک و بتپرستی.
ما هم اگر خدایی نکرده دلمون اشباع بشه از نماد دنیا یعنی به سمت ولایت طاغوت که همون نماد اصلی دنیاست، حقیقت دنیاست اصلاً.
قطعا از امام جدا خواهیم شد و در زمان غیبت خودمون رو میبازیم.
اون عجل میشه گفت همون یک نمادی بوده از همون ولایت طاغوت که بعضی از مفسرین هم این چنین فرمودن.
ولایت ائمه کفر که الان دیگه آخر دنیا به قول خودشون همین لیبرال دموکراسیه دیگه.
همین آزادی بیبند و باری شهوترانی و این چیزاست که یعنی دیگه جوون تا آخر خطش رفته.
دیگه حرفی برای گفتن ندارن امروز.
تمام.
ولی ما تازه اول قصهمونه.
وقتی انشاالله حضرت ظهور کنن، وقتی این سه تا پرده از جسم حضرت از کلمه غیب که معارف حضرت هست و اون پرده ظلمتی که روی خود ولایت حضرت هست برداشته بشه که کل دنیا رو ملء از ظلمة وجوه را گرفته، اون موقع تازه سیرابی تشنهگان معرفت و ولایت شروع میشه.
تازه اول کاره.
ولی اینا آخر کارشونه.
دیگه حرفی برای گفتن ندارن.
انشاالله که عاقبتمون ختم به خیر بشه.
به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل