ددرس‌گفتارها

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته.

سلام علیکم و رحمة الله.

از رهبر عزیز استفتاء شده که آیا این پول‌هایی که به صورت وام از بانک‌ها برای حالا مثلاً ساخت مسکن یا خرید مسکن یا امثالهم گرفته می‌شه یا برای مثلاً راه انداختن یه کار یا زمین کشاورزی و این‌ها بعد بابتش سود تسهیلات می‌گیرن.

آیا این اشکال داره؟

البته تو سؤال من دیدم که گفتن که این پول‌ها رو قرض میدن بعد سود می‌گیرن.

رهبری بلافاصله فرمودن که اگر در قالب قرض این پول داده می‌شه یعنی قرضی‌ست.

ما قرض ربوی که نداریم که.

اگر در قالب قرض داده می‌شه هر گونه سودی حرام است و اشکال دارد.

اما نه معمولاً غالباً این‌ها رو بانک‌ها به صورت تسهیلات حالا در بر اساس اون عقود اسلامی که بارها عرض کردیم مثل مشارکت و مضاربه و جعاله و این‌ها میدن بر اساس اونه مثلاً ااا بانک میاد، بانک مسکن میاد یه ااا بخشی از هزینه ساخت مسکن شما رو میده و در ا یه دونگ دو دونگ حالا به میزان پولی که میده در ملک شما سهیم می‌شه.

بعد میاد این سهم خودشو به شما بیست ماهه مثلاً چهل ماهه می‌فروشه.

این دیگه قصه‌ش فرق می‌کنه با قرض.

این می‌شه فروش سهم خودش به شما به صورت اخصاصی و در قبالش می‌تونه سود دریافت کنه از جهت یعنی می‌شه یه نوع مشارکت کردن که اشکالی هم نداره از جهت حالا عقود اسلامی.

اینو باید دقت داشته باشیم که خلط بحث نشه بین قرض یا تسهیلات و این‌ها.

نکته‌ای که باید عرض کنیم و معمولاً خود ماها ازش غفلت کردیم، در حالی که مثل ماهی تو آب الان درش هستیم.

تو مبحث قلب سلیم یه سلامت قلبی عموم جامعه اسلامی رو فرا گرفته که ما هم یک بخشی از یک جزئی از اون جامعه هستیم.

اونم حواسمون گاهی اوقات شاید خیلی موقع‌ها شاید همیشه حرص از اینکه ما در دوران غیبت هستیم و ما دائماً آن به آن در حال امتحان پس دادن به غیبت اماممونیم.

این چیز کمی نیست.

فقط یه قلب سلیم و تسلیم امام عصر می‌تونه این ولایت پذیری رو به جان بخره بپذیره و در مسیر حضرت حرکت کنه.

شما ببینید در دوران اهل بیت علیهم الصلاة والسلام دوره‌های متعددی رو در اون حدود دویست و پنجاه سال طی کردن که این دوره‌ها خیلی عجیب بوده.

مثلاً امام سجاد سلام الله عليه می‌فرمایند که در کل جزیرة العرب و این‌ها بیست نفر یا شامات و اون ممالک اسلامی بیست نفرم ما رو قبول نداشتن، دوست نداشتن.

ببینید چه دوره‌ای و حتی قبل از امام سجاد یا در زمان امام سجاد شیعیان می‌رفتن سؤالات شرعی‌شون رو از علمای اهل تسنن می‌پرسیدن.

از امام نمی‌پرسیدن.

یه دوران عجیبی بود که در زمان امام باقر و امام صادق صلوات الله عليهما یه نهضتی شکل گرفت.

الحمد لله به جهت دعوای بین بنی العباس و بنی امیه و این‌ها مکتب سازی کردن.

یه جریانی به فضل الهی شکل گرفت و مکتب و اینکه می‌گیم مثلاً ااا رئیس مکتب یا رئیس مثلاً مکتب ما امام صادق یا امام باقر هست هر کدوم فرق نمی‌کنه.

اون دوره واقعاً این مکتب شکل گرفت و همه حول و حوش امام حلقه امام تجمع کردن.

در زمان این ااا عرض کنم امتحان الهی پیش رفت تا زمان امام کاظم و امام رضا به قدری تبیین شد مسئله امامت که به قول بزرگان جامعه شیعی در خصوص خردسال بودن امام امتحان شد و الحمد لله پیروز بیرون اومد.

یعنی یه کسی مثل امام جواد صلوات الله عليه در خیلی خردسالی مثلاً هشت سالگی، نه سالگی این‌ها امام شد.

این حدود سنی و جامعه پذیرفت.

حتی من تو یه روایتی دیدم خیلی جالب بود برام که علی بن جعفر عموی امام رضا و فرزند امام صادق صلوات الله عليه که از فضلا و فقها و علمای زمان خودش بود و کتاب‌ها در ابواب مختلف علمی داشت، ریش سفید بود، پیرمرد نورانی و معنوی خیلی فکر کنید یه مرجع تقلید.

ایشون تو مسجد النبی داشتن درس می‌دادن.

امام جواد خردسال وارد شد.

علی بن جعفر بلند شد جلوی همه شاگرداش، به خدا کسی این کارو نمی‌کنه.

جلوی همه شاگرداش رفت تحت Henk اینکه الان من باز کردم به این میگن تحت Henk گوشه عمامه رو باز کرد باهاش نعلین امام جواد سلام الله عليه رو پاک کرد.

همه شاگردا اعتراض کردن این چه کاریه شما می‌کنی؟

شمای ریش سفید یه بچه فرمود خدای مننان ریش سفید منو قابل امامت ندونست، ولی ایشون رو امام من قرار داد.

ببینید این یک و همه هم تبعیت کردن.

این یک امتحان بزرگی بود.

منتها از این قصه ما غافلیم که بعدش که به امام عصر به امام زمان ما سلام الله عليه می‌رسه دوباره این تکرار می‌شه و ما الان در همون تکرار تاریخی قرار داریم.

یا اون پیچ طویل تاریخی.

چند تا پیچ داشته تاریخ دیگه.

همه پیچ‌ها که سریع ازش نمی‌گذرن که.

یه گذر بعضی موقع‌ها خیلی طول می‌کشه.

همین غیبت.

حالا در، در زمان امام هادی و امام عسکری یواش‌یواش این شکل گرفت که حالا قبلش بر بحث امامت امام خرسان که خود امام عصر هم دوباره این امتحان رو پس گرفت یعنی گرفت از مردم دوباره.

خود آقا هم حدود پنج شش سال بود که امامت گرفت دیگه امام زمان ما.

که این تکرار شده بود اما قصه غیبت تکرار نشده بود و الانم تو همون دورانیم حواسمون نیست.

یه امتحان بسیار بزرگیه.

ببینید بعد از امام رضا دیگه جامعه شیعه انشقاق نداشتن.

ما هفت امامی داریم حتی.

شیعه هفت امامی داریم تا موسی بن جعفر، واقفیه مثلا.

تمام.

دیگه امام رضا رو قبول ندارن.

اما امام رضا رو هرکس قبول کرده تا یکی از دلایلی که زیارت ایشون افضل از همه‌ی زیارات اینه دیگه.

همه دور امام رضا جمع می‌شن و جامعه شیعه اثنی عشری شکل می‌گیره که شکل گرفته و انشاالله منتج به ظهور می‌شه.

اما در هر حال از امام رضا به بعد دیگه این انشقاق وجود نداره.

شیعیان خوب پذیرفتن که حتی امامت نه سلطنت پادشاهی، امامت که و آتیناه الحکم الصبیان در بچگی حکم و نبوت و امامت به اون‌ها داده بشه پذیرفتن.

این رو خب امام عسکری سلام الله علیه هم داشتن اما قصه غیبت خیلی پیچیده‌تر از این‌ها بود.

امام سه تا غیبت کردن و ما الان در دوران سه غیبت هستیم.

غیبت باید به خوبی تبیین بشه و جز قلب سلیم نمی‌پذیره این‌ها رو.

و شما باید از یک جهت البته وجوهی دارد، از یک جهت ماها باید شاکر باشیم، سر به سجده بگذاریم که خدا این امتحان را از ما گرفته.

ما الحمد لله حداقل تو بعضی از وجوهش پیروز بیرون اومدیم و این سلامت قلب ماها رو می‌رسونه.

چرا شاکر نباشیم؟

اینکه حضرت امام می‌فرمود شما قسم یاد می‌کنم که از مردم حجاز و حتی زمان امام حسن و امام حسین، حضرت امام می‌فرمود شما مردم بهترید همینه.

این سلامت قلب اینجا خودش رو نشون داده که سه تا غیبت، یکی جسم امام غایب شده، یکی کلمة الغیب یعنی اون معارف، اون حقایقی که غائب‌اند از فهم و از درک و از آگاهی ما.

بسیاری از معارف دین.

أینهم هی معالم الدين.

این کلمه‌ی غیب یعنی ح-حقیقت اون معارف.

شما تو آ-آیات اولیه سوره بقره هم می‌خونید.

الذين يؤمنون بالغيب این دل میدن به غیب، به غیب، به اون معارف.

غیب همون معارفیه که تو سینه آقاست.

جسم حضرت غائبه، معارف از دست ما به دوره.

سه، غیبت خود اصل ولایت که پرده و ليلة اذا یغشى یک پرده و غشایی از ظلمت سرتاسر دنیا روی ولایت رو گرفته.

ولایت اهل بیت بسیار، بسیار غریب واقع شده است.

طرد و شرید و فرید و وحید که خود حضرت هست طرد شده است، آواره است.

اما شیعیان پذیرفتن اینو.

این خیلی مهمه.

تا قلبی تسلیم امامت و ولایت اون‌ها نباشه نمی‌تونه به این جایگاه برسه.

این رو باید شکرگزار بود.

باید شاکر باشیم که تونستیم حداقل توی این امتحانات خداروشکر خودمون رو حفظ کنیم.

حالا امتحانات بعدی باید مراقب باشیم که به کجا میریم.

پس وقتی امام عسک-- در زمان امام هادی و امام عسکری ارتباطات بین امام و شیعیان غالباً از طریق وکلا و نواب اتفاق می‌افتاد و امام عصر هم وقتی به محض اینکه امام عسکری سلام الله علیه به شهادت رسید، قصه غیبت شروع شد و اون امتحان عظیم الهی در کنار اینکه یک بچه‌ی پنج شش ساله امام می‌شه که قبلاً هم امتحان پس داده بودن اما شروع غیبت.

خب این کار هر کسی نیست.

پذیرفتن امام غایب از نظر.

امامی که ما از دست اینکه الان بعضی‌ها توی همین انقلاب ما، اینا رو دقت داشته باشید ظرائف رو، یه دفعه از قطار انقلاب پیاده می‌شن به جهت کهولت سنشون نمی‌تونن بپذیرن از اینکه یکی مثلاً رهبر انقلاب از اینا بچه‌تره، سنش کمتر بوده ولی به مقامات عالی معرفتی و معنوی رسیده، شده ولی‌امر Muslims نمی‌تونه برتابه.

نمی‌تونه.

این کار هر کسی نیست و معمولاً تو سن بالا این خودش رو نشون می‌ده، این تسلیم بودن.

جوون‌ها زود تسلیم می‌شن.

سلیم القلب‌اند زود تسلیم می‌شن.

اما یه ذره سن میره بالا، اِ من بیام از یه بچه تبعیت کنم؟

سر می‌خوره.

یا بعضیا دیگه به جایی می‌رسن که کو؟

اگه واقعاً آقا بود اومده بود.

این همه ظلم، این همه خیانت، این همه فلان.

این پیداست که امتحان، امتحان بسیار سنگینیه.

شاید ما تو دوره‌ی توقر الون قرار گرفتیم و باید مراقب باشیم که بعد وقتی حضرت سلام الله علیه غیبت می‌کنند بلافاصله بعد شهادت امام عسکری، اولین نائب ایشون هم که عثمان بن سعید ثمان معروفه به روغن فروش از طریق روغن اینور اونور کردن نامه‌ها و این‌ها رو از جهت اقتصادی، سیاسی حتی اعتقادی اِاِ ارتباط بین حضرت و دیگران رو برگ-برقرار کرده بود تا هفتاد سال تقریباً غیبت کبرا چهار تا نائب و دیگه تمام.

امام نامه زد که دیگه سلسله نیابت خاص تمام شد.

دیگه بعد از اون ورود به اون قسمت ظلمت سرای تاریخ که غیبت کلیه است، این ما توی اون دالون تاریخ قرار گرفتیم.

در عین حال از نور ولایت داریم ارتزاق می‌کنیم.

این خیلی لطف بزرگیست و امتحان بزرگیست که از ما گرفته شده و هر روز ما صبح که از خواب پا می‌شیم، شب که سر به زمین و بستر خواب می‌گذاریم در این امتحان قرار گرفتیم.

اگر صبح پا می‌شیم حواسمون به امام زمان هست و شب که می‌خوابیم توس-توجهمون به امام عصر هست، یعنی تسلیم امام بودن و قبول شدن تو این امتحان بزرگ.

خیلی باید شاکر باشیم.

همین رو خواستم عرض کنم.

انشاالله که عاقبتمون ختم بخیر بشه به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

اللهم صل على محمد و آل محمد