ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 006

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

تسهیلات بانکی؛ قرض ربوی یا عقود اسلامی

از رهبر استفتاء شده که آیا پول‌هایی که به صورت وام از بانک‌ها برای ساخت یا خرید مسکن یا راه انداختن کار یا زمین کشاورزی گرفته می‌شود و بابت آن سود تسهیلات می‌گیرند اشکال دارد؟ در سؤال دیده شد گفته‌اند این پول‌ها را قرض می‌دهند بعد سود می‌گیرند. رهبری بلافاصله فرموده‌اند اگر در قالب قرض این پول داده می‌شود یعنی قرضی است؛ ما قرض ربوی نداریم؛ اگر در قالب قرض داده شود هرگونه سودی حرام است و اشکال دارد. اما معمولاً غالباً این‌ها را بانک‌ها به صورت تسهیلات بر اساس عقود اسلامی که بارها گفته شده — مثل مشارکت و مضاربه و جعاله — می‌دهند. مثلاً بانک مسکن بخشی از هزینهٔ ساخت مسکن را می‌دهد و در یک دانگ دو دانگ به میزان پولی که می‌دهد در ملک سهیم می‌شود؛ بعد سهم خود را به شما بیست‌ماهه یا چهل‌ماهه می‌فروشد. این دیگر قصه‌اش فرق می‌کند با قرض؛ این می‌شود فروش سهم خودش به شما به صورت اقساطی و در قبالش می‌تواند سود دریافت کند؛ نوعی مشارکت که از جهت عقود اسلامی اشکالی ندارد. باید دقت داشت خلط بحث نشود بین قرض یا تسهیلات.

قلب سلیم و امتحان دوران غیبت

نکته‌ای که معمولاً از آن غفلت شده، در حالی که مثل ماهی در آب اکنون در آن هستیم: در مبحث قلب سلیم یک سلامت قلبی عموم جامعهٔ اسلامی را فرا گرفته که ما هم جزئی از آن جامعه‌ایم. آن هم — حواسمان گاهی شاید خیلی موقع‌ها شاید همیشه حرص از اینکه — ما در دوران غیبت هستیم و دائماً آن به آن در حال امتحان پس دادن به غیبت اماممانیم. این چیز کمی نیست. فقط یک قلب سلیم و تسلیم امام عصر می‌تواند این ولایت‌پذیری را به جان بخرد بپذیرد و در مسیر حضرت حرکت کند.

دوره‌های اهل‌بیت؛ از غربت تا مکتب‌سازی

در دوران اهل‌بیت علیهم‌الصلاةوالسلام دوره‌های متعددی را در حدود دویست و پنجاه سال طی کردند که این دوره‌ها بسیار عجیب بوده. مثلاً امام سجاد سلام‌الله‌علیه می‌فرمایند که در کل جزیرة العرب و شامات و آن ممالک اسلامی بیست نفر هم ما را قبول نداشتند، دوست نداشتند. چه دوره‌ای؛ و حتی قبل از امام سجاد یا در زمان امام سجاد شیعیان می‌رفتند سؤالات شرعی‌شان را از علمای اهل تسنن می‌پرسیدند؛ از امام نمی‌پرسیدند. دوران عجیبی بود که در زمان امام باقر و امام صادق صلوات‌الله‌علیهما یک نهضتی شکل گرفت. الحمدلله به جهت دعوای بین بنی‌عباس و بنی‌امیه مکتب‌سازی کردند؛ جریانی به فضل الهی شکل گرفت و مکتب — که می‌گوییم رئیس مکتب ما امام صادق یا امام باقر است — آن دوره واقعاً این مکتب شکل گرفت و همه حول امام حلقه زدند و تجمع کردند.

امتحان خردسالی امام جواد؛ علی بن جعفر

امتحان الهی پیش رفت تا زمان امام کاظم و امام رضا؛ به قدری تبیین شد مسئلهٔ امامت که به قول بزرگان جامعهٔ شیعی در خصوص خردسال بودن امام امتحان شد و الحمدلله پیروز بیرون آمد. یعنی کسی مثل امام جواد صلوات‌الله‌علیه در خیلی خردسالی مثلاً هشت سالگی، نه سالگی امام شد؛ این حدود سنی و جامعه پذیرفت. حتی در روایتی بسیار جالب: علی بن جعفر عموی امام رضا و فرزند امام صادق صلوات‌الله‌علیه که از فضلا و فقها و علمای زمان خود بود و کتاب‌ها در ابواب مختلف علمی داشت، ریش‌سفید بود، پیرمرد نورانی و معنوی — فکر کنید یک مرجع تقلید — ایشان در مسجدالنبی داشتند درس می‌دادند. امام جواد خردسال وارد شد. علی بن جعفر بلند شد جلوی همهٔ شاگردانش — به خدا کسی این کار را نمی‌کند — جلوی همهٔ شاگردانش رفت؛ گوشهٔ عمامه را باز کرد با آن نعلین امام جواد سلام‌الله‌علیه را پاک کرد. همهٔ شاگردان اعتراض کردند این چه کاری است شما می‌کنید؟ شمای ریش‌سفید یک بچه؟ فرمود خدای منان ریش‌سفید من را قابل امامت ندانست، ولی ایشان را امام من قرار داد. این یک؛ و همه هم تبعیت کردند. این یک امتحان بزرگی بود.

تکرار تاریخی در غیبت امام عصر

منتها از این قصه غافلیم که بعدش که به امام عصر سلام‌الله‌علیه می‌رسد دوباره این تکرار می‌شود و ما اکنون در همان تکرار تاریخی قرار داریم؛ یا آن پیچ طویل تاریخی. چند تا پیچ داشته تاریخ؛ همهٔ پیچ‌ها که سریع ازش نمی‌گذرند. یک گذر بعضی موقع‌ها خیلی طول می‌کشد؛ همین غیبت. در زمان امام هادی و امام عسکری یواش‌یواش این شکل گرفت؛ قبلش بحث امامت امام خردسال؛ خود امام عصر هم دوباره این امتحان را گرفت از مردم؛ خود آقا هم حدود پنج شش سال بود که امامت گرفت. که این تکرار شده بود اما قصهٔ غیبت تکرار نشده بود و اکنون هم در همان دورانیم؛ حواسمان نیست. یک امتحان بسیار بزرگی است.

از امام رضا به بعد؛ انسجام اثنی‌عشری

بعد از امام رضا دیگر جامعهٔ شیعه انشقاق نداشتند. ما هفت‌امامی داریم حتی؛ شیعهٔ هفت‌امامی تا موسی بن جعفر؛ واقفیه مثلاً؛ تمام؛ دیگر امام رضا را قبول ندارند. اما امام رضا را هرکس قبول کرده — یکی از دلایلی که زیارت ایشان افضل از همهٔ زیارات است همین است — همه دور امام رضا جمع می‌شوند و جامعهٔ شیعهٔ اثنی‌عشری شکل می‌گیرد که شکل گرفته و ان‌شاءالله منتج به ظهور می‌شود. اما در هر حال از امام رضا به بعد دیگر این انشقاق وجود ندارد. شیعیان خوب پذیرفتند که حتی امامت — نه سلطنت پادشاهی — امامت که و آتیناه الحکم صبیاً در بچگی حکم و نبوت و امامت به آن‌ها داده شود پذیرفتند. این را اکنون امام عسکری سلام‌الله‌علیه هم داشتند اما قصهٔ غیبت خیلی پیچیده‌تر از این‌ها بود.

سه غیبت؛ جسم و معارف و ولایت

امام سه تا غیبت کردند و ما اکنون در دوران سه غیبت هستیم. غیبت باید به خوبی تبیین شود و جز قلب سلیم نمی‌پذیرد این‌ها را. و از یک جهت البته وجوهی دارد؛ از یک جهت ما باید شاکر باشیم، سر به سجده بگذاریم که خدا این امتحان را از ما گرفته. ما الحمدلله حداقل در بعضی از وجوهش پیروز بیرون آمده‌ایم و این سلامت قلب ما را می‌رساند. چرا شاکر نباشیم؟ اینکه حضرت امام می‌فرمود شما قسم یاد می‌کنم که از مردم حجاز و حتی زمان امام حسن و امام حسین شما مردم بهترید همینه. این سلامت قلب اینجا خودش را نشان داده که سه تا غیبت: یکی جسم امام غایب شده؛ یکی کلمة الغیب یعنی آن معارف، آن حقایقی که غایب‌اند از فهم و از درک و از آگاهی ما؛ بسیاری از معارف دین. أین معالم الدین؟ این کلمهٔ غیب یعنی حقیقت آن معارف. در آیات اولیهٔ سورهٔ بقره هم می‌خوانید الذین یؤمنون بالغیب؛ این دل می‌دهند به غیب؛ به آن معارف. غیب همان معارفی است که در سینهٔ آقاست. جسم حضرت غایب است؛ معارف از دست ما به دور. سه، غیبت خود اصل ولایت که پرده و لیلة إذا یغشی یک پرده و غشایی از ظلمت سرتاسر دنیا روی ولایت را گرفته. ولایت اهل‌بیت بسیار بسیار غریب واقع شده است؛ طرد و شرید و فرید و وحید که خود حضرت هست طرد شده است، آواره است. اما شیعیان پذیرفتند این را. این خیلی مهم است. تا قلبی تسلیم امامت و ولایت آن‌ها نباشد نمی‌تواند به این جایگاه برسد. این را باید شکرگزار بود. باید شاکر باشیم که توانستیم حداقل در این امتحانات خداروشکر خودمان را حفظ کنیم. حالا امتحانات بعدی باید مراقب باشیم که به کجا می‌رویم.

نواب اربعه و غیبت کبرا؛ امتحان روزانه

پس وقتی در زمان امام هادی و امام عسکری ارتباطات بین امام و شیعیان غالباً از طریق وکلا و نواب اتفاق می‌افتاد و امام عصر هم وقتی به محض اینکه امام عسکری سلام‌الله‌علیه به شهادت رسید قصهٔ غیبت شروع شد و آن امتحان عظیم الهی در کنار اینکه یک بچهٔ پنج شش ساله امام می‌شود که قبلاً هم امتحان پس داده بودند اما شروع غیبت. اکنون این کار هر کسی نیست. پذیرفتن امام غایب از نظر. امامی که — اکنون بعضی‌ها در همین انقلاب ما این‌ها را دقت داشته باشید ظرائف را — یک‌دفعه از قطار انقلاب پیاده می‌شوند به جهت کهولت سنشان نمی‌توانند بپذیرند از اینکه یکی مثلاً رهبر انقلاب از این‌ها بچه‌تر است، سنش کمتر بوده ولی به مقامات عالی معرفتی و معنوی رسیده، شده ولی‌امر مسلمین؛ نمی‌تواند برتابد. نمی‌تواند. این کار هر کسی نیست و معمولاً در سن بالا این خودش را نشان می‌دهد، این تسلیم بودن. جوان‌ها زود تسلیم می‌شوند؛ سلیم‌القلب‌اند زود تسلیم می‌شوند. اما یک ذره سن می‌رود بالا: من بیایم از یک بچه تبعیت کنم؟ سر می‌خورد. یا برخی دیگر به جایی می‌رسند که کو؟ اگر واقعاً آقا بود آمده بود. این‌همه ظلم، این‌همه خیانت. این پیداست که امتحان بسیار سنگینی است. شاید ما در دورهٔ توقیر الون قرار گرفتیم و باید مراقب باشیم.

بعد وقتی حضرت سلام‌الله‌علیه غیبت می‌کنند بلافاصله بعد شهادت امام عسکری، اولین نائب ایشان هم عثمان بن سعید ثمان معروف به روغن‌فروش از طریق روغن این‌ور آن‌ور کردن نامه‌ها و این‌ها را از جهت اقتصادی، سیاسی حتی اعتقادی ارتباط بین حضرت و دیگران را برقرار کرده بود تا هفتاد سال تقریباً؛ غیبت کبرا چهار تا نائب و دیگر تمام. امام نامه زد که دیگر سلسلهٔ نیابت خاص تمام شد. دیگر بعد از آن ورود به آن قسمت ظلمت‌سرای تاریخ که غیبت کلیه است؛ این ما در آن دالان تاریخ قرار گرفتیم. در عین حال از نور ولایت داریم ارتزاق می‌کنیم. این خیلی لطف بزرگی است و امتحان بزرگی است که از ما گرفته شده و هر روز ما صبح که از خواب پا می‌شویم، شب که سر به زمین و بستر خواب می‌گذاریم در این امتحان قرار گرفتیم. اگر صبح پا می‌شویم حواسمان به امام زمان هست و شب که می‌خوابیم توجه‌مان به امام عصر هست، یعنی تسلیم امام بودن و قبول شدن در این امتحان بزرگ. خیلی باید شاکر باشیم. همین را خواستم بگویم. ان‌شاءالله که عاقبتمان ختم به خیر بشود به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.