ددرس‌گفتارها

بسم الله الرحمن الرحیم و بهی نستعین.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته.

سلام علیکم و رحمة الله.

استفتاء شده از رهبر عزیزمون که بانک مسکن برای ما منزلی می‌خره و به صورت قسطی ما موظف می‌شیم پول این خونه رو برگردونیم به بانک.

آیا ما مالک این منزل حساب می‌شیم و اصلاً این معامله شرعیه یا نه؟

آقا فرمودن اگر بانک مسکن ابتدا به ساکن این مس-- این خونه رو برای خودش بخره بعد به شما قسطی بفروشه اشکال نداره و شما مالک حساب می‌شید.

پس بانک باید اول اون ملک رو، اون مغازه رو هرچی که هست بخره برای خودش بعد قسطی به شما بفروشه.

در خصوص قلب سلیم نکته‌ی دیگه‌ای رو هم به فضل الهی عرض کنیم.

اونم اینکه در بحث تَمَيَّزُونَ لَيَمِيزَ اللَّهُ خَبِيثَ لَيَمِيزَ اللَّهُ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ که در قرآن می‌فرماید بالاخره باید خبیث و طیب از هم جدا شن و بعد تَمَحَّزُونَ که این شرک‌های درون انسان باید بالاخره پاک شه و تَغَرْبَلُونَ که امام صادق سلام الله عليه سه بار این جمله رو آوردن البته ما قبلاً عرض کردیم دیگه.

توی غربال روزگار تنها کسی می‌تونه پشت سر امامش حرکت کنه و با امامش باشه که صاحب قلب سلیم باشه.

یعنی قلبش تسلیمه به امامش باشه.

برای همین ما در زیارت اربعین یکی از عهدنامه‌ای که امضا می‌زنیم دو مرتبه در زیارت قلبی لقلبکم سلم هست که توضیحش رو دادیم و این قصه به قدری حساس هست که کسی مثل سلمان با اون عظمت که يعلمنه من سر المکنون دیگه.

در حقیقت یا من مکنون سره اینو، اینو هم داریم که فرمودن این يعلمنه برمی‌گرده به پیغمبر و امیرالمؤمنین.

یعنی سلمان به مقامی رسیده بود که پیغمبر و امیرالمؤمنین دائماً بهش از اسرار تعلیم می‌دادن.

ش-- اسم اعظم بلد بوده سلمان.

بسیار شخصیت والا و وارسته‌ای داشته.

اونم از کی تعلیم ببینه؟

از امیرالمؤمنین که خود مولا در خطبه‌شون فرمودن سن-- سينهدر یا ينهدر ان السيل از من این سیل معارف و خ-- سیل خروشان معارف در جریان است و هرکی می‌تونه از اون اس-- و البته فرمودن لا یلقى علیه ط-- پرنده نمی‌تونه هیچ عقلی، هیچ ش-- هیچ کسی، پرنده‌ی وجود هیچ کسی نمی‌تونه به قله من دست پیدا کنه.

یه همچین کسی معلم سلمان می‌شه.

با این حال سلمان وقت غربال روزگار روایت عجیبی داریم که یک آن نه اینکه استغفرالله برگرده مثلاً اون از قلب سلیم فارغ بشه اما یک آن میگن یه نقطه تو قلبش یه خلجانی چی بگم ایجاد می‌شه نسبت به امیرالمؤمنین.

متعجب می‌شه در حقیقت که مولا این تا-- این توقع رو نداشت.

اونم وقتی که قصه‌ی کوچه پیش میاد سلمان حاضر بوده.

خب می‌گه مولا امیرالمؤمنین با این عظمت که خود ایشون حقیقت اسم اعظم عالمان، خب جسارت به حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها چیز کمی نیست.

خب مقام شامخ حضرت زهرا رو سلمان می‌شناخت دیگه.

ولی دید امیرالمؤمنین سکوت کرد.

اینجا یک لحظه سلمان میگن تو ذهنش خلجانی تو قلبش یه به قول ما استپی پیش اومده و یه نقطه‌ای ایجاد شد.

همونجا امیرالمؤمنین در حالی که می‌بردن مولا رو برگشت نگاه به سلمان کرد و فرمود سلمان به عهدی که با من داشتی تجدید کن.

تجدید عهد کن.

دو مرتبه عهدت رو تجدید کن.

یه خلجانی در بحث ولایت ایجاد-- ببینید یک آنه.

اگر کسی قلب سلیم نداشته باشه می‌بره.

می‌بره میره.

نه اینکه مکی-- مثل یک، مثلاً سلمان یک آنی یه لحظه متوقف بشه یا متعجب بشه.

نه، اصلاً ول می‌کنه میره.

جریان روزگار این چنینه و ما عرض کردیم قلبی لقلبکم سلم برمی‌گرده به تعلقات قلبی.

اگر کسی نسبت به امامش یا به امام معصوم و امام عصرش یا حتی ابا عبدالله سلام الله عليه که رفته زیارتش تعلقاتش با او همسو نباشه، یک روزی سر یه قصه‌ای وقتی دید تعارض پیدا شد بین تعلقات قلبی خودش و امامش صفش رو جدا می‌کنه.

اونم تو غربالگری روزگار این رخ می‌ده.

شما تو بحث آداب زیارت مرحوم مجلسی اگر دقت کرده باشید تا جایی ایشون پیش میره که می‌گه وقتی شما داری میری به سمت ابا عبدالله الحسین برای زیارت باید راحل الی الله باشی، نه مسافر.

مسافر وطن پشت سرشه.

جایی که میره قصد توتون نمی‌کنه که.

وطنش رو پشت سرش می‌ذاره.

لذا برنامه‌ریزی می‌کنه برای برگشتش.

اما راحل الی الله در حال کوچ الی الله.

اصلاً وطن روبه‌روشه.

لذا در حرم ابی عبدالله نماز رو کامل می‌خونه.

می‌ره اونجا توتون کنه، قصد توتون کنه.

میره که برنگرده و اگر مجبوره به برگشت شد برنامه‌ریزی می‌کنه برای اینکه دو مرتبه به اربابش برگشت کنه.

این سر زیارت که من-- مرحوم مجلسی می‌فرماید این وقتی حاصل می‌شه که تو از تمام تعلقاتت بکنی، تعلقات قلبی‌ت.

بعد اشاره می‌کنه به آیه جریان حضرت موسی که وقتی به سمت مصر حرکت می‌کرد با همسرشون، خب همسرشون تو راه درد مخاض گرفت، باردار بود هوا هم سرد بود شب زمستان و تاریک به سمت مصر و فرعون هم در حرکت بود.

اون آتیش رو وقتی از راه دور دید گفت بذارید برم ببینم یا کسی رو می‌بینم راه رو گم کرده بودن یا حداقل یه آتیش برای شما تهیه می‌کنم تو این سرما رفت.

اونجا تو روایت داریم زیر این آیه "فخلع نعليك إنك بالواد المقدس طوى" این مق-- وادی مقدس کربلا بوده.

اون شجره ابی عبدالله الحسین سلام الله عليه بوده.

این خلع نعال یعنی بکن کفشاتو دو تا نعلین، دو تا نعل در پای ایشون بوده اشاره به اون دو تا دل-- حالا میشه گفت تعلق قلبی‌ش بوده.

یکی از پیش، یکی از پس.

از پیش به زن و بچه‌ش تعلق خاطر داشت، نگران حال اونا بود که وضع خانمم چی می‌شه و روبرو نگران قصه فرعون بود.

"اذهب الی فرعون فإنه طغى".

نگران این دو تا بود.

اینجا بهش گفتن بکن.

تو اومدی وادی کربلا نگران چی؟

این تعلقاتو تا نکنی تو زائر حساب نمی‌شی.

بعد اونجا فرمود "إنني أنا الله" من خدای توام.

اس-- و "و استنعتك لنفسي" اونجاست اتفاق افتاد.

خدا او را برگزید.

کی؟

وقتی که خلع نعال صورت گرفت.

یعنی کفش‌هاشو کند.

در حقیقت باطن این آیه برمی‌گرده به کندن تعلقات.

چون موسی اق-- پیش خدا اعلان کرد که من تمام وجودم غرق محبت توئه.

من خالص کردم خودم رو برای تو.

می‌خوام در خدمت تو باشم.

خدا اینجا بهش ثابت کرد این دو تا تعلق هنوز تو قلبت مونده.

اینا رو بکن.

اونم اینجا تو شج-- توی وادی ایمن کربلا.

می‌خوام عرض کنم که حتی حالا مرحوم مجلسی اشاره به این می‌کنه می‌گه کسی راحل الی الله و کسی زائر واقعیه و کسی اون شصت هزار قدم از فرات تا حرم اباعبدالله که قص می‌کنه میره خود مرحوم مجلسی میگه شمردیم شصت هزار قدم بود و هر قدم یک حج یعنی شصت هزار حج مقبول.

کسی اینا براش اتفاق میفته که خلع نعال کرده باشه.

کسی که از تعلقاتش کنده باشه، صاحب قلب تسلیم باشه.

یعنی قلبش و حوزه تعلقاتش تسلیم محض امامش باشه.

چون و چرا نداره.

نگران هیچ چیزی نباشه.

خودش رو کاملاً سپرده باشه به حضرت.

حالا این برای کسی که درک و شعورش و ظرفیتش بالاست از اول سفر اتفاق میفته.

خودشو و اباعبدالله.

دل کنده از همه تعلقات به سمت اباعبدالله از همون آغاز این حرکتش این اتفاق در وجودش افتاده.

به سمت آقا در حرکته و راحل الی الله امام سجاد سلام الله عليه هم توی مناجاتشون به خدا عرض می‌کنن چی؟

"و ان الراحل الیک قريب المسافة" کسی که راحل به سمت توست راه براش کوتاهه.

یکی اینطوریه یکی هم نه.

یک آن میره حالا با این و اونه، خشکه، خیلی تعلقاتش هست.

یک آن به عنایت سید الشهدا تو حرم ارباب مثلاً یه دفعه می‌کنه از تعلقات یک آن لحظاتی با اباعبدالله سیر می‌کنه.

یکی هم از اول سیر می‌کنه.

اینا با هم فرق می‌کنه زیارتشون.

همش برمی‌گرده به وضعیت سلامت قلب که به حوزه تسلیم رسیده یا نه.

این قلب سلیم این خیلی حوزه گسترده‌ای داره.

خیلی دامنه داره و خیلی بحثش مفصل و مبسوطه و ما متبرکاً نکاتی رو عرض می‌کنیم و رد می‌شیم.

ان شا الله که عاقبتمون ختم به خیر بشه به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

اللهم صل علی محمد و آل محمد