ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 003

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

خرید قسطی از بانک مسکن؛ فتوای رهبری

استفتا شده از رهبر معظم انقلاب: بانک مسکن برای ما منزلی می‌خرد و به‌صورت قسطی موظف می‌شویم پول این خانه را به بانک برگردانیم. آیا مالک این منزل حساب می‌شویم و اصلاً این معامله شرعی است یا نه؟ رهبری فرموده‌اند اگر بانک مسکن ابتدا این خانه را برای خودش بخرد سپس قسطی به شما بفروشد اشکال ندارد و شما مالک حساب می‌شوید. پس بانک باید اول آن ملک یا مغازه یا هرچه هست را برای خود بخرد، بعد قسطی به شما بفروشد.

قلب سلیم؛ تمییز و غربال روزگار

در خصوص قلب سلیم نکتهٔ دیگری: در قرآن می‌فرماید باید خبیث و طیب از هم جدا شوند — «لیمیز الله الخبیث من الطیب» — و شرک‌های درون انسان پاک شود و غربال صورت گیرد. امام صادق علیه‌السلام سه بار این جمله را آورده‌اند. در غربال روزگار تنها کسی می‌تواند پشت سر امامش حرکت کند و با او باشد که صاحب قلب سلیم باشد؛ یعنی قلبش تسلیم امامش باشد. ازاین‌رو در زیارت اربعین یکی از عهدنامه‌هایی که امضا می‌زنیم دو مرتبه «قلبی لقلبکم سلم» است که توضیحش گذشته. این قصه به قدری حساس است که کسی مثل سلمان با آن عظمت — که از سر مکنون تعلیم می‌دید و می‌گویند این تعلیم به پیامبر و امیرالمؤمنین برمی‌گردد؛ یعنی سلمان به مقامی رسیده بود که پیامبر و امیرالمؤمنین دائماً از اسرار به او تعلیم می‌دادند؛ اسم اعظم بلد بوده — با این حال در وقت غربال روزگار روایت عجیبی داریم.

یک آن — نه آنکه استغفرالله از قلب سلیم فارغ شود — می‌گویند نقطه‌ای در قلبش خلجانی ایجاد می‌شود نسبت به امیرالمؤمنین. متعجب می‌شود که مولا این توقع را نداشت. وقتی قصهٔ کوچه پیش می‌آید سلمان حاضر بوده. می‌گوید مولا با این عظمت که خود حقیقت اسم اعظم عالم است، جسارت به صدیقهٔ طاهره علیهاالسلام چیز کمی نیست؛ مقام شامخ زهرا را می‌شناخت. اما دید امیرالمؤمنین سکوت کرد. اینجا یک لحظه در ذهنش خلجانی و در قلبش توقفی ایجاد شد. همان‌جا امیرالمؤمنین در حالی که می‌بردندش برگشت نگاه به سلمان کرد و فرمود سلمان به عهدی که با من داشتی تجدید کن؛ دو مرتبه عهدت را تجدید کن. یک آن است. اگر کسی قلب سلیم نداشته باشد می‌برد و می‌رود؛ نه مانند سلمان که یک لحظه متوقف یا متعجب شود — اصلاً ول می‌کند و می‌رود. جریان روزگار چنین است.

قلبی لقلبکم سلم؛ تعلقات همسو با امام

«قلبی لقلبکم سلم» به تعلقات قلبی برمی‌گردد. اگر کسی نسبت به امام معصوم و امام عصرش یا حتی اباعبدالله علیه‌السلام که به زیارتش رفته تعلقاتش با او همسو نباشد، روزی سر قصه‌ای وقتی تعارض میان تعلقات قلبی خودش و امامش پیدا شد صفش را جدا می‌کند. آن نیز در غربالگری روزگار رخ می‌دهد.

راحل الی الله نه مسافر؛ آداب زیارت مجلسی

در آداب زیارت مرحوم مجلسی تا جایی پیش می‌رود که می‌گوید وقتی به سمت اباعبدالله الحسین برای زیارت می‌روی باید راحل الی الله باشی، نه مسافر. مسافر وطن پشت سرش است؛ جایی که می‌رود قصد توطن نمی‌کند؛ وطنش را پشت سر می‌گذارد؛ لذا برنامه‌ریزی برای بازگشت می‌کند. اما راحل الی الله در حال کوچ الی الله است؛ اصلاً وطن روبه‌رویش است. لذا در حرم ابی‌عبدالله نماز را کامل می‌خواند؛ می‌رود آنجا قصد توطن کند؛ می‌رود که برنگردد؛ و اگر مجبور به بازگشت شد برنامه‌ریزی می‌کند که دوباره به اربابش بازگردد. مرحوم مجلسی می‌فرماید این وقتی حاصل می‌شود که از تمام تعلقات قلبی‌ات بکنی.

خلع نعلین موسی؛ وادی مقدس کربلا

سپس اشاره می‌کند به آیهٔ جریان حضرت موسی: وقتی به سمت مصر حرکت می‌کرد با همسرشان، همسر درد مخاض گرفت؛ باردار بود؛ هوا سرد؛ شب زمستان و تاریک؛ به سمت مصر و فرعون در حرکت. آن آتش را از راه دور دید؛ گفت بگذارید بروم ببینم یا کسی را می‌بینم — راه را گم کرده بودند — یا حداقل آتشی برای شما تهیه کنم در این سرما. رفت. در روایت زیر این آیه آمده:

«فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ إِنَّكَ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى» (طه/۱۲)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): کفش‌هایت را درآور؛ تو در وادی مقدس طوی هستی.

این مقام وادی مقدس کربلا بوده؛ آن شجره اباعبدالله الحسین علیه‌السلام بوده. خلع نعال — کندن دو نعلین — اشاره به دو تعلق قلبی است: یکی از پیش، یکی از پس. از پیش به زن و بچه تعلق خاطر داشت و نگران حال آنان بود؛ روبه‌رو نگران قصهٔ فرعون — «اذهب الی فرعون إنه طغی». اینجا به او گفتند بکن؛ تو آمده‌ای وادی کربلا نگران چه؟ این تعلقات را تا نکنی زائر حساب نمی‌شوی. آنجا فرمود «إننی أنا الله» من خدای توام و «و اصطنعتک لنفسی» — آنجا اتفاق افتاد؛ خدا او را برگزید وقتی خلع نعال صورت گرفت. باطن آیه به کندن تعلقات برمی‌گردد. موسی پیش خدا اعلان کرده بود تمام وجودم غرق محبت توست؛ خود را برای تو خالص کرده‌ام. خدا اینجا ثابت کرد این دو تعلق هنوز در قلبت مانده؛ این‌ها را بکن — در وادی ایمن کربلا.

مرحوم مجلسی اشاره می‌کند که کسی راحل الی الله و زائر واقعی است و آن شصت‌هزار قدم از فرات تا حرم اباعبدالله — که خود مجلسی می‌گوید شمردیم شصت‌هزار قدم بود و هر قدم یک حج؛ یعنی شصت‌هزار حج مقبول — برای کسی اتفاق می‌افتد که خلع نعال کرده باشد؛ از تعلقات کنده باشد؛ صاحب قلب تسلیم باشد؛ یعنی قلب و حوزهٔ تعلقاتش تسلیم محض امامش باشد؛ چون‌وچرا نداشته باشد؛ نگران هیچ چیز نباشد؛ خود را کاملاً سپرده باشد به حضرت.

برای کسی که درک و شعور و ظرفیتش بالاست از اول سفر این اتفاق می‌افتد: دل کنده از همهٔ تعلقات به سمت اباعبدالله حرکت می‌کند و راحل الی الله است. امام سجاد علیه‌السلام در مناجات می‌فرماید:

«وَإِنَّ الرَّاحِلَ إِلَيْكَ قَرِيبُ الْمَسَافَةِ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و همانا رونده به سوی تو راهش نزدیک است.

یکی چنین است؛ یکی نه: با تعلقات می‌رود و خشک است؛ یک آن به عنایت سیدالشهدا در حرم از تعلقات می‌کند و لحظاتی سیر می‌کند؛ یکی از اول سیر می‌کند. زیارتشان فرق می‌کند؛ همه به وضعیت سلامت قلب برمی‌گردد که به حوزهٔ تسلیم رسیده یا نه. قلب سلیم دامنهٔ گسترده‌ای دارد و بحثش مفصل است؛ متبرکاً نکاتی گفته شد. امید عاقبت به خیر؛ به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

پس زیارت واقعی وقتی است که تعلقات پیش و پس — نگرانی اهل خانه و بیم دشمن بیرونی — از دل کنده شده باشد و قلب تسلیم محض امام باشد. یکی از آغاز سفر راحل است؛ یکی در حرم یک آن عنایت می‌گیرد و می‌کند؛ یکی خشک و پر از تعلق می‌آید و زیارتش با آنان یکی نیست. همه به سلامت قلب و رسیدن به حوزهٔ تسلیم برمی‌گردد. دامنهٔ قلب سلیم بسیار گسترده و بحثش مبسوط است؛ این جلسه متبرکاً گوشه‌ای از آن را باز کرد.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.