ددرس‌گفتارها

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیات.

السلام علیکم و رحمة الله.

استفتا شده از رهبر عزیزمون که طهارت داخل بینی چگونه است؟

اگر داخل بینی ما نجس بشه خون بیاد داخل را چگونه تطهیر کنیم؟

آقا فرمودن اصلا طه-- تطهیر یا طهارت داخل بینی نیازی نیست.

اولا موقع نماز اگر داخل بینی خون هم حتی باشه اشکالی نداره.

میشه باهاش نماز خوند.

در فضای داخلی بینی، نه بیرونی و با برطرف شدن یعنی ازاله عین نجاست از داخل بینی دیگه یعنی اون نجاست اون خونی که هست وقتی بیرون ریخته شد دیگه پاک میشه.

نیاز نداره که با آب حتی اون داخل رو شستشو بدی.

نکته‌ی دیگری که باقی مونده بود از قصه‌ی سه تا نشانه‌ی شرح سدر در انسان که عرض کردیم بر اساس آیه بیست و دو سوره زمر که شرح سدر رو کنار قلب قسی معرفی میکنه و راه برون رفت از قساوت قلب رو شرح سدر بیان می‌کرد.

شرح صدری که شرح الله صدره للاسلام دیگه خدا سینه رو گشاده کنه که حدیثی رو از تفسیر نور الثقلین آوردیم ابن مسعود که از پیغمبرش سؤال کرده بود که چگونه این شرح سدر در انسان ایجاد میشه که پیغمبر فرموده بودند که با نوری که خدا در قلب طرف می‌تابونه و انشراح و انفتاح ایجاد میشه نشونه خواسته بود.

پیغمبر سه تا نشونه دادن که ما دو تاشو توضیح دادیم.

فرموده بودند اولیش العنابه الى دار الخلود عرض کردیم.

دومیش التجافي عن دار الغرور اینم عرض کردیم.

سومین نشانه کسی که شرح سدر پیدا کرده لذا از مرض مزمن قساوت قلب نجات پیدا کرده پیغمبر فرموده والاستعداد للموت قبل نزوله که امام مجتبی سلام الله علیه توی فرمایشی می‌فرمایند قبل حلول اجلك یعنی آماده شدن برای مرگ قبل از اینکه بمیری.

خب این داستانش چی میشه؟

یعنی چی؟

یعنی مرگ قبل از مرگ یعنی چی؟

یعنی تو خودت بمیری قبل از اینکه بمیری؟

موتو قبلاً تموتو این یعنی چی؟

یعنی چاقو برداری خودتو بکشی؟

خودکشی کنی؟

چیکار کنی؟

ببینید یه نکته خیلی مهم و لاپرانتز عرض کنم که خودش بحث‌ها می‌طلبه.

ما بعد از مرگ، ما مردن اصلاً در کارمون نیست.

انسان ابدیه.

همه اوالم هستی، از جمادات و نباتات و عرض کنم حیوانات و عقول، ملائکه، آسمان‌ها و زمین، کائنات، اصلاً یه عالم تکوین دست به دست هم دادن خرج انسان بشن.

همه میخوان خودشونو نذر انسان کنن.

چرا؟

چون میگن انسان ابدیه.

لوح محفوظ همون نفس ناطقه انسانی‌ست که در درون انسان...

همه میخوان خرج انسان بشن.

مثلاً مردنی در کار نداریم.

انسان ابدیه.

پس بحث مردن اینکه انسان ظاهراً از این دنیا میره، از حالتی به حالت دیگه‌ای در میاد.

از عالمی به عالم دیگه‌ای وارد میشه.

دوره‌ش عوض میشه.

حالا اولین کاری که در عالم برزخ صورت می‌گیره لای روپی کانال‌های وجودی انسانه.

در درون ما کانال‌هایی رو خدا در قرار داده که باهاش مرتبط بشیم.

این کانال‌ها لای روپی نشدن، زنگ زدن، آلوده شدن، زنگار گرفتن.

ما باید این که میگه موتو قبلاً تموتو میگه قبل اینکه بمیری اون دنیا کانال تو، درون تو، وجود تو، عرض کنم خدمتتون حالا میشه گفت از قوای واهمه و خیا-خیالیه بگیر تا قوای عاقله و نمی‌دونم قلب و روح و تا نهایت سر جان تو رو قبل از اینکه اون دنیا تصفیه کنن، لای روبیش کنن همین جا انجام بده.

این یعنی مرگ قبل از مرگ.

یعنی خودتو آماده کن.

اینجا خودت رو لای روپی کن که این کانال‌ها وصل بشه، شبکه‌ها وصل بشه، همین جا چشمت به ملکوت باز شه، به شهود بیفتی.

چون اونجا به یکباره یه دفعه به شهود بیفتی سکته می‌کنی.

اصلاً ظرفیتشو نداری و اذیت میشی.

اون فشار قبر، اون سختی‌ها خدا که بدش نمیاد که از بنده‌ش.

خدا که دشمن بنده‌ش نیست که.

بالاخره اونجا لای روپی رو انجام میده.

همون فشارها، همون سختی‌ها، همون به ظاهر عذاب‌ها، به ظاهر جهنم‌ها.

اینا برای چی؟

برای اینکه اون لای روبیه صورت بگیره بتونی ملکوت رو م-مشاهده کنی.

بتونی خ-وجه خدا رو نظاره کنی.

حالا نشده، اونجا مجبوره.

میگه اینجا خودتو جلو بنداز.

جهش کن.

اینجا خودت رو آماده کن برای اون مرگ که از اینجا چشمت باز بشه، حقیقت مرگ رو بفهمی.

که البته این عزیزان دلم زمان می‌طلبه.

نباید عجله کرد.

البته در تحصیل علم و معرفت و این چیزهایی که لازمه این راهه باید تلاش کرد.

اما اینکه بخوای سریع بمیری سریع خودتو بکشی نه این همون خودکشیه.

این خوب نیست.

باید وقت بذاری، زمان بذاری.

خدا رحمت کنه حاج ملا حسین قلی همدانی رحمت الله علیه رحمت الله قدس سره.

چه عظمتی داشته این بزرگوار.

خودش میگه تو احوالاتش که تو نجف می‌دونید ایشون زندگی می‌کرد.

میگه تو نجف تو حیاط خونه‌مون نشسته بودم رو کردم به امیرالمؤمنین.

چندین سال بود این مشغول را-- لای روبی درون خودش بود.

خودشو داشت آماده می‌کرد قبل از اینکه بمیره اینجا بمیره.

نفسشو بکشه برسه به ملکوت.

مشاهده به شهود بیفته.

در هر حال میگه رو کردم به حرم مولا.

گفتم آقا جان چندین ساله من دارم زجر می‌کشم.

چرا راهی باز نمیشه؟

چشم ما باز نمیشه.

یه خواب خوشی ببینیم.

یه نسیم ملکوتی بوزه صدایی بشنویم.

میگه تو همین حالت بود که یه پرنده‌ای اومد نشست تو حیاط خونه.

یه تیکه نونی گوشه حیاط افتاده بود.

این پرنده هی نوک زد اینو بخوره هرچی زد سفته نمی‌تونه رفت.

دوباره برگشت.

دوباره هی نوک زد دید نمیشه رفت.

دوباره برگشت.

انقدر این پرنده رفت و اومد انقدر نوک به این نون خشک زد تا خوردش کرد و خورد خورد خورد و رفت.

ملا حسین قلی همدانی رحمت الله علیه اینجا ملهم شد.

گفت آقا با من حرف زد.

ببین یه پرنده تو این عالم می‌تونه الهام به ما بده.

می‌تونه جبرائیل ما بشه به یک بنده.

خ-- اینطوری بهش خبر دادن که عجله نکن، تو کار خودتو بکن.

ما می‌دونیم چه کنیم.

بعد از بیست و دو سال چشم باز شد.

بعد بیست و دو سال زحمت به شهود رسید.

طی طریق کرد به گونه‌ای که بعضیا تا پونصد تا اما من غالبا مثلا از علامه حسن زاده آملي رحمت-- حفظه الله تعالی و بسیاری از بزرگان دیگه شنیدم سیصد تا حالا خیلی هم داغش نکن.

سیصد تا دیگه قضیه سیصد تا از بزرگان و نفوس مستعد زمان خودش رو جزو عرفا و بزرگان و علما کرد که چشماشون باز شد و طی طریق کردن.

سیصد تا عارف پروروند.

اما خودش بیست و دو سال زحمت کشید، جان به لب آورد تا آماده شد.

پس این زمان می‌بره.

باید وقت گذاشت.

ان شا الله که عاقبت ما ختم به خیر بشه به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

اللهم صل على محمد وآل محمد و عجل فرجهم