بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیات.
السلام علیکم و رحمة الله.
استفتای دیگهای که از رهبر عزیزمون شده اینه که خب بعضی از جاها مخصوصا با این کمبود آب اومدن منابعی رو در پشت بومشون یا حیاطشون و اینها قرار دادن یا بعضیها حتی زیر زمین و پمپاژ میکنن.
یه منبع آبی هست که به قدر کر یا بیش از اون درش آب وجود داره.
خب اینا هر روز که غسل و طهارت و اینها که انجام میدن وضو میگیرن یا هر چیز شیء متنجسی رو تمیز میکنن، این خیالشون راحته که این آب کره.
به قدر کر و بیشتر از کر در اون منبع وجود داره.
لکن حالا برای اینکه خیلی دست در دسترس نیست باید مثلا پلهای رو بالا برن یا زیر زمینی برن.
خیلی حوصله ندارن که خیلی بهش برن سر بزنن که آب الان مثلا چه مقدار توش باقی مونده به حدس و گمان که حالا ما انقدر که هنوز که خیلی مصرف نکردیم الان این آب کره هنوز هم کره.
حالا سؤال اینه که این منبع آب یا هر چیز دیگهای رو نی-- ما باید حتما علم یقینی به این پیدا کنیم که الان کره، آبش کره که باهاش طهارت انجام بدیم و باهاش حکم آب کر رو در طهارت لحاظ کنیم.
یعنی آثار شرعی که مترتب میشه بر آب کر در طهارت.
آقا فرمودن اگر که اون منبع قبل از این یعنی سابقهش این بوده که کر بوده، یعنی قبلاً مطمئن بودی که آب به میزان کر یا بیشتر درش هست، الان میتونی چیکار کنی؟
اعتنا به همون علم کنی و بگی که بنا رو بذاری بر اینکه انشاالله، انشاالله کر هست.
اما نه، اگر کر نبوده اون منبع الان شک داری.
حالا یه منبعی بوده که یه زمانی کر به میزان کر توش بوده.
الان یه وفس شک کردی که این منبع کر هست یا نه، کر شده یا نه؟
مثلا یه منبعی میان جدید نصب میکنن، جدید.
تو میخوای طهارت بگیری نمیدونی که الان این کره یا نه.
این یعنی شروعه.
تازه سابقهای نداشته.
اینجا نه، باید علمت به یقین برسه.
باید تحقیق کنی، بررسی کنی، بری نگاه کنی مطمئن بشی.
اما نه، اگر از قبل کر بوده نیازی به بررسی مجدد نداره.
خب ما عرض کردیم که بر اساس آیه بیست و دو سوره زمر که قلب قسا-- با قساوت یا قلب قسی رو مورد مراد مداقه قرار داده بودیم، اشاره کردیم به یک روایتی از ابن مسعود در ش-- عرض کنم تفسیر شریف نور الثقلین.
یادتون باشه وقتی بر اساس این آیه که میفرمود "أفمن شرح الله صدره للإسلام فهو على نور من ربه فويل للقاسية قلوبهم من ذكر الله أولئك في ضلال مبين" اینجا ابن مسعود یه زرنگی کرد و از پیغمبر عظیم الشأن اسلام سؤال کرد که نشونه این کسی که خدا بهش شرح صدر داده، سینشو گشایش داده و بر نور سوارش کرده، لذا از قلب قسی و سختی دل نجاتش داده چیه؟
خیلی سؤال قشنگی بود که حالا پیغمبر فرمودن "إذا دخل النور في القلب انشرح وانفتح" این خدا نوری رو در قلبش ایجاد میکنه که شرح صدر و گشادگی درش ایجاد میشه.
بعد دوباره زرنگی کرد خب علائمش چیه؟
علائم این گشادگی سینه که این نوری که خدا درش در وجودش القا کرده چیه؟
یکیشو عرض کردیم.
گفتیم که طبق این روایت پیغمبر سه تا نشونه، سه تا علامت دادن که معمولا هم اینها به گوش ما آشناست.
در بحث عملیات ما مشکل داریم در حد در موضوع نظر همه ما الحمد لله عالمیم و میدونیم مشکل عمله.
اینجا پیغمبر فرمودن که العنابة إلى دار الخلود.
یادتون باشه عرض کردیم که نوب رو یا عنابه رو توضیح دادیم.
آن به آن در حال برگشته به سمت آخرت و دار الخلود باشه.
یعنی از صبح که میزنه بیرون تا شب که بر میگرده تا شب که میخوابه که عملیات خوابش که خواب هم به واقع یک عملیات بسیار مهم و مهمتر از روز هست، آغاز میکنه، نگاهش، افق نگاهش دار الخلود است، آخرت است.
دو تا نشونه موند که دیگه فرصت نشد.
پیغمبر فرموده و هم نشونه دوم و تجافي عن دار القرور.
تجافي میگن که وقتی که در نماز جماعت شما میرسی به وضعیتی که امام و جماعت توی تشهدن یا سلامن و ولی تو الان وظیفت تشهد و سلام نیست.
میگن به حال تجافي بشین.
دیدی چجوری میشینن؟
بین نشسته و بلند ایستاده.
از زمین، در حقیقت از زمین کنده شده، آماده باش.
تجافي یعنی کنده شده.
به اون میگن تجافي در شریعت.
این حقیقتش یعنی از زمین کنده بشی.
یعنی اینکه آماده باش باشی.
حالا تجافي برای از کجا بکنی خودتو؟
عن دار القرور.
این خیلی مهمه.
دو تا نکته اینجا هست، دو تا نکات مهم اینجا هست.
یکیش اینه که آماده باش باشی و کنده باشی.
دو اینه که زمین رو، این دنیا رو دار غرور بدونی.
دار باقی ندونی، دار غرور بدونی که از تو دل فنا بیرون میاد.
کسی مغرور میشه که در فنا قرار گرفته.
نه فنای عرفانیها.
کسی که به باقی وصل شد، او هیچ وقت دچار غرور نمیشه.
چون هرچی میره به آخر نمیرسه.
وجود لایتناهیست حتی در علم.
این کندن خیلی مهمه اینکه انسان از زمین کنده شده باشه از علائق کنده شده باشه.
خیلی درش سر هست.
میگه تجافي.
میگه کن فینناس ولا تکن معهم.
بین مردم باش اما با اونها نباش.
حواست باشه بر اثر ارتباط با خیلیها ما متنجس میشیم.
خیلیها وجودشون ناپاکه.
خیلیها دچار خباثتются.
اصلاً این دنیا خبیثه.
دنیا چرا بهش میگن دنیا؟
از دنی میاد دیگه.
ریشهش از دنیه یعنی پست.
یه بار یه روایتی گفتم خیلی بعضیا تکون خوردن.
امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمود که از وقتی خدا این دنیا رو خلق کرده بهش نگاه نکرده.
نه اون نگاه تکوینیها نه، اون نگاه از روی محبت و رحیمیتش نه رحمانیتش.
رحمانیتش رو برداره که همه چی از بین میره.
نگاه رحیمیتش رو به دنیا انقدر که دنیا نزد خدا پسته.
حالا ما چسبیدیم به این دنیا به انحاء مختلف.
اگر کسی زیرک باشه از شئونات مختلف دنیویه در مسیر دار خلود بهره بگیره.
مثلاً این تازه ابتداییاته ها.
اینها خیلی هم ابتداییاته.
دلمون هم خوش نکنیم.
مثلاً غذا میخوره برای اینکه قوت پیدا کنه عبادت کنه.
و الا بدون این هم میشه.
یعنی خیلیها بدون غذا خوردن عبادت کردن.
موسی کلیم تو کوه طور چهل شبانه روز عبادت کرد بدون اینکه نه آب بخوره نه غذا.
اینها یه مقدار چون ماها مد-- س-- خودم رو عرض میکنم سیر نکردم تو اون عوالم اینطوره.
و الا خود آب فقط صرفاً مادی نیستش که.
آب چطور اگه مادیه چرا تو قرآن این همه میگه ولایت و من و جعلنا من الماء کل شيء حي و ان لبست قاموا الی الطريق لأسقینا ما عن غدغ ها قل ان قل ارایتم ان اصبح ماؤکم غورا فمن یأتیکم بماء معین.
این آب، آب، آب.
آب در قرآن همش بر ولایت و علم امام و قدرت امام و اینها انتفاع به علم امام و اینها شده.
پس اون یک موجود معنویست.
میشه اگر میشه کسی حتی تشنه بشه ظاهراً تشنگی ظاهری پیدا کنه لکن از اون آب معنوی بهره بگیره سیر بشه.
حالا این بحث میخواد که یه ذره الان تو ف-- نه تو فرصتش هستیم، نه تو بحثش.
لکن میخوام بگم که خیلی ما، امثال من خیلی دوریم.
به دنیا چسبیدیم.
میگه بکن از اینکه این دنیا رو موای خودت بدونی.
از اینکه دنیا رو افق نگاه خودت قرار بدی بکن.
اصلاً دنیا برات مو-- تو فرمول زندگی و سبک زندگیت ورود پیدا نکنه.
تو همه نگاهت با آخرت باشه.
این دنیا رو مثل یک گذرگاه ببینی.
اینم که تجافي دیگه.
بعدم میگه دار الغرور.
خیلی جالبه.
همه مغرورن.
چرا مغرورن؟
چون نمیدونن اینجا مسافرن.
خداوکیلی وقتی ما میریم یه هتلی جایی تو مشهدی انشاالله توفیق شه بریم یه هت-- بهترین هتل رو به ما بدن بگن آقا ده روز اینجا باش اصلاً یه ماه اینجا باش خدایی پز میدیم به اون تخت و تاج و اون سرویس آنچنانی اون چیزایی که تو اون خونه هست؟
اصلاً پز نمیده.
اصلاً پز بردار نیست.
چرا؟
چون مال ما نیست که.
اصلاً کسی-- شما کسی رو دعوت کنی اصلاً توجهش رو جلب نمیکنه.
کسی هم میاد توجهی نمیکنه.
تو رو میخواد، تو هم او رو میخوای.
اصلاً توجه-- چرا؟
چون مال تو نیست.
قرار نیست این مال تو-- اگر نگاه ما به دنیا این چنین شد، اون موقع این اتفاق این تجافي عن دار الغرور رخ داده.
وقتی حضرت نوح علیه النبي و آله و عليه الصلاة والسلام شنیدید همه از دنیا حضرت جبرئیل-- حضرت عزرائیل سلام الله علیه آمد قبض روحش کنه.
حالا میدونید تو یه غاری داشتن.
اون موقع که خونههای اینطوری نمیساختن که.
کوه رو میتراشیدن.
تو کوه مثلاً قوم عاد، قوم ثمود اینا تو خونه، تو کوهها تراشیده بودن حتی تو کوهها چه قصرهایی درست کرده بودن که تو تاریخ اومده با کمک اجنه و چه و چه.
جر ثقیل نبوده که.
حالا حضرت نوح یه غاری برای خودش درست کرده بود و حضرت وقتی اومد قبض روح کنه دراز کشیده بود حضرت نوح پاش از در غار زده بود بیرون.
مرحوم مجلسی آورده این روایتی که حضرت عزرائیل بهش گفت این چه وضع خونه درست کردنه حضرت پات بیرون از در خونته.
فرمود که اگر میدونستم انقدر زود تو میای سراغ من، همینم درست نمیکردم.
کی داره میگه؟
نوح.
که قرآن میگه نوح صد و پنجاه سال فقط نبوتش بوده.
بعضیا تا چهار هزار سال براش عمر نوشتن.
حالا حداقل دو هزارا، دو هزار رو داشته.
چق-- چند نسل ما باید بیان برن تا دو هزار سال رو هم بشه.
من نمیدونم چه غروری گرفته منو.
آخه چی دارم من؟
چیام؟
یکی دماغمو بگیره تمومه.
خفه خون میگیرم برای همیشه.
و این تجافي حواسمون باشه.
نمیخواستم انقدر توضیح بدم.
به بند بعدش میخواستیم برسیم نرسیدیم.
موضوع اینه که بفهمیم و رشد کنیم.
پس دومین نشانه از کسی که خدای منان به او نظر کرده است و از قساوت قلب نجاتش داده و به او شرح صدر داده و سوار بر نورش کرده بر اساس آیه بیست و دو سوره زمر در این فرمایش پیغمبر در تفسیر نور الثقلین التجافي عن دار الغروره.
کنده خودش رو از زمین.
اصلاً بیقرار عالم بالاست.
حتی میخوابه تو عالم بالا سیر میکنه.
خوابش هم عالم بالاست.
اینطوری نیست که وقتی میخوابه کیف و کوک بدنی بکنه و نوش جان بدنی بکنه.
این حرفا نیست.
انشاالله عاقبتمون ختم به خیر بشه به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
اللهم صلي على محمد و آل محمد و عجل