ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 016

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

تطهیر زمین بدون کفشور

از رهبری سؤال شده بود که اگر زمین نجس شود چگونه پاک شود؛ زمینی که کفشور ندارد و آب جایی نمی‌رود — پذیرایی و اتاق خواب بسیاری از خانه‌ها چنین است. فرموده‌اند اگر با آب شهری متصل به لوله و کر شسته شود یک بار کافی است؛ اگر با آب قلیل دو بار. نخستین وظیفه ازالهٔ عین نجاست است؛ سپس محل متنجس پاک می‌شود. آب لوله را می‌ریزی تا فضای نجس را فراگیرد؛ غساله را با پارچه جمع می‌کنی و بیرون می‌ریزی. با آب لوله یک بار؛ با آب قلیل — پارچ و آفتابه کمتر از کر — دو بار. نیازی به کفشور نیست.

آیهٔ شرح صدر و قساوت قلب

اما در خصوص قلب قسی رسیده بودیم به آیهٔ مهم بیست‌ودو سورهٔ زمر:

«أَفَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ فَهُوَ عَلَىٰ نُورٍ مِنْ رَبِّهِ فَوَيْلٌ لِلْقَاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ مِنْ ذِكْرِ اللَّهِ أُولَٰئِكَ فِي ضَلَالٍ بَعِيدٍ» (زمر/۲۲)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): آیا کسی که خدا سینه‌اش را برای اسلام گشوده و بر نوری از پروردگارش سوار است، با کسانی که دل‌هاشان از یاد خدا سخت شده یکسان است؟ وای بر آنان که در گمراهی دورند.

خدا مقایسه‌ای نهاده میان کسانی که شرح صدر برای پذیرش اسلام یافته‌اند و بر مرکب نور از پروردگار سوارند، و کسانی که دلشان قسی است. فویل للقاسیه: وای به حال آنان. چند جای قرآن خدا «ویل» گفته است؛ یک‌بار بگوید وای به حال کسی، واقعاً وای به حال اوست.

ویل در قرآن

یک‌جا می‌فرماید ویل للمصلین الذین هم عن صلاتهم ساهون: آنان که نماز می‌خوانند اما کوتاهی می‌کنند؛ بی‌توجه به وقت و شرایط و آداب. یک‌جا ویل للمطففین: کم‌فروشان. اینجا فویل للقاسیة قلوبهم: وای بر آنان که دل سنگ شده‌اند. وقتی این‌ها کنار هم نهاده شود بسیار چیزها دستگیر می‌شود.

روایت ابن مسعود؛ ورود نور به قلب

در تفسیر نور الثقلین روایتی است که ابن مسعود از پیامبر دربارهٔ همین آیه پرسید. آیه نشان می‌دهد که اگر کسی نخواهد دچار قساوت قلب شود باید به سوی شرح صدر و سوار شدن بر نور هدایت رود؛ از خدا بخواهد، چون می‌فرماید شرح الله صدره. راه نجات از قساوت اینجا داده شده؛ اما برای بسیاری گنگ است: چگونه؟ نشانهٔ شرح صدر چیست؟

پیامبر فرمودند: إذا دخل النور فی القلب انشرح و انفتح — وقتی نور وارد قلب شد شرح صدر و گشایش درون پدید می‌آید. انسان بشاش و با نشاط می‌شود؛ همچون کوه آتشفشان فوران می‌کند؛ پر از انرژی. دو قطره اشک برای امام حسین چه نشاطی می‌آورد؛ همان نور آمده و بر مرکب نور تا مقصد بی‌انتها در حرکتی — مگر آنکه گناه متوقف کند.

سه نشانه؛ نخستین: انابه الی دار الخلود

ابن مسعود زیرک بود و پرسید نشانه چیست تا بدانیم از خطر قساوت نجات یافته‌ایم. پیامبر سه نشانه دادند. نخستین: الانابة الی دار الخلود. پیش‌تر فرق انابه با توبه گفته شده بود: انابه برگشت تند و پی‌درپی است؛ همچون زنبور عسل به سوی کندو. دائماً در حال برگشت به خدا؛ به هر سو رود قصدش بازگشت به خداست. حتی وقتی صبح به کار می‌رود پول درآورد، هدفش خیر است؛ فکرش به آخرت و قیامت و حساب است، نه خشت‌برخشت گذاشتن دنیا و فخرفروشی.

غنای دین و حدیث امانت مدیریت

هر یک از این نشانه‌ها جای بحث دارد. دین ما بسیار غنی است. امروز در اداره گفته شد اگر یک حدیث پیامبر در دایرهٔ مدیریت کشور لحاظ شود مشکلی نمی‌ماند؛ همه تعجب کردند. از فرانسه پروفسوری تراز اول علوم با همسرش — هر دو در بالاترین تراز علمی فرانسه — نزد علامه حسن‌زاده زانو زدند تا دربارهٔ هیئت و ریاضیات و نجوم و کلام سخن گویند. استاد صمدی نقل می‌کردند که در هر وادی علامه می‌غرید و می‌خروشید و بابی تازه می‌گشود؛ حتی دربارهٔ کرویت زمین که اسلام اثبات کرده است. پروفسور فرانسوی گریست. علامه پرسید چیزی ناراحت‌کننده گفتم؟ گفت نه؛ گریه به حال خودمان است که در فرانسه عده‌ای لباس پیامبر بر تن دارند و ادعای آخوندی می‌کنند و هیچ نمی‌دانند؛ و ما این همه راه آمده‌ایم و شما ته هر باب علمی را رفته‌اید. علامه حسن‌زاده را چند تن می‌شناسند؟ علما چنین‌اند؛ فخر آن است که حرف آنان بازگو شود.

حدیثی که در اداره گفته شد این بود: پیامبر فرمود اگر کسی مسئولیت هفت نفر را بپذیرد در حالی که لیاقت و توان و استعدادش را ندارد، به من خیانت کرده است. و اگر مسئولیت هفت نفر به او بسپارند و بتواند از پس آن برآید اما نپذیرد، باز به من خیانت کرده است. وقتی چنین نگریسته شود هر کس سر جایی می‌نشیند که لیاقتش را دارد. مشکلات از بی‌لیاقتی‌هاست: کسانی جایی نشسته‌اند که لیاقت آن را نداشته‌اند. همین یک فرمول در سیستم مدیریتی پیاده شود، مشکلات داخلی از این سنخ کم می‌شود؛ آنگاه نوبت مشکلات خارجی است که به قول رهبری خود فرصتی است.

بازگشت به نشانهٔ نخست؛ علامه صافی

سه نشانه برای آنکه بدانی شرح صدر داری و از قساوت نجات یافته‌ای؛ فرصت گذشت و جزئیات به جلسهٔ بعد موکول شد تا تشنگی بماند. اما نخستین را بازگو کنیم: الانابة الی دار الخلود؛ همه‌توجهی به آخرت. آقای بهجت می‌فرمودند علامه ملا شیخ محمدجواد صافی در مسجد بالاسری حضرت معصومه سلام‌الله‌علیها دستم را گرفت و جایی از زمین را نشان داد و فرمود بعدها سر این قطعه یاد ما باش؛ زیاد یاد ما کن. بعداً که از دنیا رفت همان‌جا دفن شد. این انابه الی دار الخلود است: حواس به آن سو؛ چنان که خانه‌اش را می‌داند کجاست. امروز اگر بپرسند خانه‌ات کجاست ساختمان و آپارتمان را نشان می‌دهی؛ حال آنکه خانهٔ حقیقی دار الخلود است. خوشا به حال کسی که خانه‌اش را می‌داند.

ویل للمصلین و ویل للمطففین؛ سنگینی وعید

وقتی خدا برای نمازگزاران ساهی و برای کم‌فروشان و برای قسی‌القلبان «ویل» می‌گوید، سنگینی وعید آشکار می‌شود. قساوت قلب هم‌ردیف کوتاهی در نماز و خیانت در معامله نهاده شده است. نجات از این وعید به شرح صدر است؛ و شرح صدر به ورود نور؛ و ورود نور نشانه‌هایی دارد که پیامبر برشمرده‌اند تا تشخیص ممکن شود نه گنگ بماند.

انابه در کار روزانه

انابه الی دار الخلود فقط ذکر لفظی نیست. صبح که به کار می‌رود نیز می‌تواند انابه باشد اگر قصد و فکر به آخرت باشد نه فخر و خشت‌برخشت. فرق انابه و توبه در پیوستگی و سرعت بازگشت است؛ زنبور به کندو پی‌درپی برمی‌گردد. کسی که خانه‌اش را دار الخلود می‌داند، مثل علامه صافی، حتی محل دفن را از پیش نشان می‌دهد؛ چون حواسش آنجاست.

امانت هفت نفر و نظام مدیریت

حدیث امانت هفت نفر فرمولی ساده و سخت است: لیاقت شرط قبول است و قبول با لیاقت واجب. بی‌لیاقتی در مناصب ریشهٔ بسیاری از مشکلات داخلی است. دین در این باره گنگ نیست؛ غنی است. داستان پروفسور فرانسوی نزد علامه حسن‌زاده نشان می‌دهد عمق علمی میراث اهل‌بیت تا کجاست و فاصلهٔ تظاهر با حقیقت چقدر.

جمع‌بندی مسیر نجات از قساوت

پس آیهٔ زمر میان صاحب شرح صدر بر نور رب و قسی‌القلب فاصله می‌نهد و ویل می‌گوید. راه نجات ورود نور به قلب است که انشراح و انفتاح می‌آورد؛ و نشانهٔ نخست انابهٔ پیوسته به دار الخلود. مدیریت نیز امانت است؛ پذیرفتن بی‌لیاقتی و رد کردن با لیاقت هر دو خیانت به پیامبر است. غنای دین را باید در عمل آورد نه در تظاهر. بقیهٔ نشانه‌ها جلسهٔ بعد.

ازالهٔ نجاست و جزئیات شست‌وشو

اول عین نجاست برداشته می‌شود؛ سپس محل متنجس. اگر آب لولهٔ شهری متصل به کر باشد یک بار می‌ریزی تا فضای نجس را آب فراگیرد؛ غساله را با پارچه جمع می‌کنی و بیرون می‌ریزی. اگر به اندازهٔ یک سکه نجس شده همان مقدار کافی است که آب کل آن نقطه را بگیرد؛ اگر به اندازهٔ دست یا تشت، همان اندازه. با آب قلیل این کار دو بار تکرار می‌شود. حتماً نیاز به کفشور نیست؛ بسیاری از اتاق‌ها کفشور ندارند و حکم همین است.

مرکب نور و نشاط اشک

آیه می‌گوید فهو علی نور من ربه: بر نور سوار است. مرکب نور راه را تا مقصد بی‌انتها روشن می‌کند. دو قطره اشک برای امام حسین نشاط می‌آورد؛ همان نشانهٔ ورود نور است. با گناه این حرکت متوقف می‌شود. ابن مسعود با پرسش از نشانه، تشخیص را آسان کرد تا ادعا بی‌معیار نماند.

تظاهر دینی در برابر حقیقت علم

پروفسور فرانسوی گریست نه از بحث علمی، که از فاصلهٔ تظاهر و حقیقت: در فرانسه مدعیان لباس پیامبر و در ایران عالمی که ته هر باب را رفته است. علامه حسن‌زاده را چند تن می‌شناسند؟ فخر آن است که حرف علما بازگو شود نه ادعای بی‌سوادی پنهان. غنای دین در یک حدیث مدیریت نیز آشکار است؛ اگر لیاقت معیار شود بسیاری از گره‌ها باز می‌شود و آنگاه چالش بیرونی خود فرصت است.

خانهٔ حقیقی و دار الخلود

اگر بپرسند خانه‌ات کجاست ساختمان نشان داده می‌شود؛ حال آنکه آن مکان موقتی است برای تخلیه و استراحت پیش از رفتن به دار الخلود. علامه صافی محل دفن را از پیش نشان داد چون انابه‌اش به دار الخلود زنده بود. خوشا به حال کسی که خانه‌اش را می‌داند. بقیهٔ نشانه‌های شرح صدر به جلسهٔ بعد موکول شد تا تشنگی بماند.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.