ددرس‌گفتارها

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته.

السلام علیکم و رحمة الله.

استفتا شده از رهبر عزیزمون که اگر این لباس‌هایی که وقتی مرطوب میشن رنگ میدن میشورین، این رنگی که به آب میدن چجوری میشه؟

آیا مشکلی هست بر طهارت این لباس‌ها؟

مثلا لباس نجس باشه بخوای بشوری‌ش رنگی که میده چی میشه؟

آقا فرمودن که جواب آقا این هستش که اگر چنانچه به قدری رنگ بده که این آبی که داری باهاش لباس متنجس رو پاک می‌کنی و میشوری بدل بشه به آب مضاف، اینجا اشکال داره.

نمیشه این بعد از برطرف شدن عین نجاست این آبی که داری میشوری‌ش باید چی باشه؟

مضاف نباشه، آب مطلق باشه.

وقتی انقدر رنگ بده که بدل بشه به آب مضاف باید آب عوض شه، با آب جدید بشوری‌ش.

حواسمون باشه.

در خصوص قلب قسی رسیدیم به آیه پنجاه و سه سوره حج که می‌فرمود "لیجعل ما یلقي الشيطان".

اونچه که اون القاءات شیطانی که "فتنة للذین في قلوبهم مرض والقاسية قلوبهم" این القاءات شیطانی رو که دائما جریان داره تو این عالم این رو قرآن می‌فرماید که آزمایشی قرار دادیم برای اون‌هایی که دلشون مریضه یا "قاسية قلوبهم" دچار قلوبهم، دچار قسافت قلب هستن.

آیه بعدش رو قرار بود امروز بررسی کنیم ببینیم خب چه کسانی هستن که از این امتحان پیروز میشن و سر بلند بیرون میان.

اونایی که قساوت قلب دارن، اونایی که مریض دل هستن طبق آیه پنجاه و سه "و ان الظالمين لفي شقاق بعيد" اینا گرفتار میشن از خدا و حق دور میشن و این‌ها.

اما خب چه کسایی از این وضعیت نجات پیدا می‌کنند؟

یعنی دچار قساوت قلب نمیشن.

مریض نیست دلشون.

لذا این آزمایش‌ها، امتحان اتفاقا باعث میشه که نمرشون بالا بره و پیروز بشن.

آیه بعدش رو اگر دقت کنید پرده‌برداری کرده از این قصه و فرموده آیه پنجاه و چهار "وليعلم الذين أوتوا العلم انه الحق من ربك فيؤمنوا به".

می‌فرماید این، این اتفاقی که می‌افته، این آزمایشی که ما می‌گیریم هدف ما از این، اینه که "ليعلم الذين" برای اینکه بدانند اون‌هایی که "أوتوا العلم" اون‌هایی که آگاه‌ند، دارای علم‌اند، عالمن، آگاهن، متوجه‌اند.

این‌ها برای اینکه بدونن "انه الحق حق من ربك" بدونن که این ات-- این آزمایشی که داره صورت می‌گیره از طرف خداست.

یعنی حواسشون جمعه.

اینا خیلی متوجه‌اند.

خیلی چشمشون بازه به اتفاقاتی که حول و حوششون می‌افته و می‌فرماید برای این‌ها چه، چه خوبی‌ها و خیراتی رو این آزمایش به دنبال داره؟

می‌فرماید "فتخبت له قلوبهم" یه مژده‌ای خدا به اینا میده.

فرمود اینا اتفاقا این از آزمایش‌ها و این مسائلی که حول و حوششون رخ میده، حالا خیلی چیزها می‌تونه باشه مصداقش رو خودتون پیدا کنید.

این اتفاقا باعث میشه که اولا که می‌فرمود "فيؤمنوا به" باعث میشه که این‌ها ایمان، یعنی ایمانشون تقویت بشه.

دو "فتخبت له قلوبهم" اینا خاضع‌تر میشن، قلبشون خاضع میشه که حالا تو قلب مخبت انشاالله بعدا وارد میشیم این خودش یه عنوانه، قلب مخبت که اینجا ازش یاد کرده که د-- میرن تو وادی خضوع و "ان الله لهاد الذين آمنوا الى صراط مستقیم".

بشارت بعدی برای اینه که حواسشون جمعه و آگاهانه زندگی می‌کنند اینه که هدایت الهی به قدری سراغ اینا میاد که می‌برشون به صراط مستقیم.

این‌ها بشارت‌های خداست.

حالا مخبت از، اه، عرض کنم ریشه خبت میاد.

خبت هم میگن وارد گودی شدن.

در عرب میگن وارد گو-- اصن مخبت یعنی کسی که وارد گودی شده.

یعنی چی؟

یعنی افتاده حال شده، خضوعش بیشتر شده، بالانشین نشده، سرشو بالا نگرفته و همه رو به دیده از بالا به پایین نگاه کنه.

و این خیلی نکته مهمیه.

من در، در حقیقت میگه این کسانی که حواسشون به امتحانات الهی و این سم پراکنی‌هایی که شیطان با القاءاتش ایجاد می‌کنه در حقایق، در اصول، در عقاید و به هر حال ارزش‌ها میاد هی القا می‌کنه این راه غلطه، این کارو نکن، یه عمر نماز خوندی چی شد؟

هیئت رفتی چی شد؟

ببین همه خوشن، همه کیف و نوش دارن می‌کنن، همه پی زندگیشونن، تو بدبختی، تو بیچاره‌ای.

هی القاءات متعدد، شبهاتی که از جهت حالا تو فضای مجازی هم پره اعتقادات ما رو هدف گرفته و این‌ها میگه اتفاقا بالعکس باعث میشه برای کسایی که آگاهانه زندگی می‌کنند "أوتوا العلم" البته این علم، علم صرف تحصیلی نیستا.

علمیست که انسان رو به شهود بکشونه.

علمیست که بر اساس طهارت یعنی کسی تحصیل علم کنه و به طهارت هم برسه.

هر چقدر علمش بیشتر آگاهی‌ش بیشتر میشه طهارت نفسش بیشتر میشه.

چنین کسی میگه قطعا هم ایمانش زیاد میشه هم خاضع‌تر میشه.

من دارم از احوالات امیرالمؤمنین علیه الصلاة والسلام دیروز مطالعه می‌کردم خیلی تکون خوردم.

دیدم اصلا ما کجا؟

ایشون این بزرگوار کجا؟

بعد مدعی هستم که شیعه و پیرو اون‌ها هم هستم که مثلا امیرالمؤمنین میخوندم که تو مثلا تو کوچه بازار میرفت میدید کسی مثلا بند کفشش باز شده خم میشد خلیفه مؤمنین، خلیفه مسلمین، امام اول بلحق مؤمنین، وصی بلا فصل الرسول الله خم میشد بند کفش طرف رو می بست.

کاری نداشت کارگره، رفتگره، کیه؟

چیه؟

فقیره، ضعیفه، غنیه، کفششو می بست.

میگفت کاری دیگه نداری؟

ببند بند کفشتو ببند زمین نخوری.

یا میدید یه ه-حمالی بارش افتاده مولا امیرالمؤمنین می‌رفت کمک می‌کرد بارش رو روی دوشش می‌ذاشت کمکش می‌کرد.

کار دیگه‌ای نداری؟

یا کسی سؤال می‌کرد راه رو گم کرده بود حضرت می‌رفت راه رو قشنگ نشونش میداد.

کاملا یعنی با تواضع کامل.

رو خاک می‌شست.

ابوطراب تو خرابه می‌رفت گدا می‌د-می‌دید کنارش می‌شست باهاش هم سفره می‌شد.

اصلا چیزهایی که آدم می‌خواست بره خطبه نماز جمعه بخونه.

اون‌هایی که مسئول حراست جان مولا بودن اجازه نمی‌دادن کسی نزدیک بیاد.

زنه پیرزنه اومد گلایه داشت حضرت فرمود برید کنار بذارید بیاد گلایه‌شو بگه.

نامه‌شو داد گلایه کرد گفت شما چه جور رئیس حکومتی هستی که فلان کس داره این کارو می‌کنه؟

همونجا حضرت نامه‌ی عزل طرف رو نوشت.

البته یه مشورت گرفت که صحت داره تایید کردن همونجا.

قبل از خطبه نماز جمعه.

با اینا آدم اینا رو که میخونه چفا-- متوجه فاصله فاحش ما با اون‌ها میشه.

یا کسایی که متاسفانه حالا یا شیفته علمشون شدن یا شی-- معمولا اینطوریه یا شیفته علممون میشیم یا شیفته مقام و منصب و مدیریت و مسئولیتمون میشیم.

به جای اینکه مسئولیت مورد سؤال باید واقع بشیم.

در دفترش بسته‌ست شش ماه باید وقت بگیری تا آقا رو بتونی ببینی.

امام عصر رو زودتر میشه-- رهبری رو زودتر از این آقا میشه دید.

نمی‌دونم از دماغ کدوم فیل و شتر افتادن بعضیا.

سرویس بهداشتی‌شون کاملا جدا از دیگران از همکارهای دیگه.

یعنی نمی‌دونم در دفترشون بسته‌ست.

در خیلی‌ها هم گرفتارن.

گرفتاریم یعنی هممون.

گاهی آقا آدم شیفته نسبش میشه از اینکه مثلا پسر فلانیه، دختر فلانیه.

خب باشه از فضل پدر تو لاجاباسه.

گاهی بدتر شیفته جسم و این خریت وجودش میشه.

این الاغه که سوارش شدی ببرت اینور اونور.

شیفته این میشی.

شیفته پول، مقام، چه می‌دونم شهرت، معروفیت.

آقا غوغا می‌کنه که فرمودم خوبش هم سمه.

توجه کردید؟

این‌ها میگه کسی که اهل علمه، کسی که علم رو به شهود کشونده از تحصیل، چنین کسی قطعا دچار این مراقبه.

نمی‌ذاره دلش مریض بشه که به قساوت بیفته دچار این مسائل بشه.

مثل مولا خاکی زندگی می‌کنه.

آغوشش بازه به روی همه.

چنین نیست که فقط به فکر خودش و خونواده خودش باشه و از مشکلات مردم غافل باشه.

تا حد توانش حداقل یه آهی می‌کشه، دلسوزی می‌کنه.

ببخشید شرمنده‌ام دستم بسته‌ست ولی به فکرتم.

اینطوری نیست که ولمون کن بابا تو هم فقط ما رو گیر آوردی.

چنین کسی-- بعد جالبه من می‌دیدم امیرالمؤمنین با اون عظمت وقتی این کارا رو می‌کرد می‌دیدم غالبا داره این آیه رو تکرار می‌کنه.

برید ببینید آیه هشتاد و سه سوره قصص که می‌فر-- زیر لب زمزمه می‌کرد "تلك الدار الآخرة نجعلها للذين لا يريدون علوا في الأرض ولا فسادا والعاقبة للمتقين" یعنی چی؟

فرمود که خدا خودش و امیرالمؤمنین زیر لب داره بار کارگر رو می‌ذاره رو دوشش بند می‌بنده، بند کفش می‌بنده، خب بعد زیر لب زمزمه می‌کنه با سوز که بهشت رو آخرت رو خدا قا-قرار داده برای اونایی که تکبر، تکبر ندارن.

متکبرانه رفته لا يريدون علوا في الأرض دنبال علو و برتری نیستیم.

خیلی تکان‌دهنده‌ست این حدیث.

تو رو خدا تأمل کنیم من.

حدیث داریم اگر کسی فقط به واسطه یه کفش نوعی که پوشیده خودش رو برتر از دیگران بدونه با فرعون محرو-- محشور میشه.

چون صفت فرعونی پیدا کرده.

دوست داره برتر از دیگران باشه.

خب این چه مرضیه که منو گرفته؟

این چه قساوتیه تو دل من نشسته؟

چرا من این چیزا رو نباید توجه داشته باشم؟

چرا این‌ها رو قصه بدونم؟

گرفتاریم آقا جان.

گرفتاریم.

از اون بزرگ و کوچیکمون گرفتاری‌هایی داریم.

باید حدیث نفس خونیم-- بخونیم حواسمون به هم باشه.

گوش همدیگه رو بپیچونیم.

رفاقت تو این وادی هم خوبه.

تو این وادی هم باید باشه.

نه فقط پول قرض گرفتن و دادن.

انشاالله که عاقبتمون ختم به خیر بشه به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

اللهم صل على محمد و آل محمد