بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیات.
السلام علیکم و رحمة الله.
استفتاء شده از رهبر عزیزمون که گاهی اوقات به آب یه موادی رو اضافه میکنن که رنگ آب سفید میشه مثل شیر مثلاً.
رنگش خیلی سفید میشه این آب.
حالا همون آب لولهکشی حتی شهری گاهی اوقات یه چیزی بهش میزنن دقت کرده باشید خیلی رنگ آب به سفیدی میزنه.
خب آیا این آب مزافه یا نه؟
اگه مزاف باشه که نمیشه باهاش طهارت گرفت.
نمیشه وضو گرفت و غسل کرد.
آقا فرمودن نه خه صرف اینکه این رنگ آب به این شکل دراومده آب مزاف نیست.
اشکال نداره باهاش طهارت بگیرید.
یکی دیگه از آیاتی که پیرامون قلب قسی صحبت کرده، آیه پنجاه و سه سوره حجه.
میفرماید که "لیجعل ما یلقي الشيطان فتنه".
فرمود که تا خدا به اون القاءات شیطان بیاموزه.
فتنه حالا یه معناش عذاب هست، یه معناش امتحان است.
اینجا معنای امتحان و ابتلا رو میده.
چه کس-- که چه کسانی رو خدا بیاموزه؟
چه کسانی رو امتحان کنه؟
"للذین في قلوبهم مرض والقاسية قلوبهم".
برای کسانی که تو دلشون مریضی وجود داره، دل مریضاند و اونهایی که دلشون سخت شده.
"وإن الظالمين لفي شقاق بعيد".
که قطعاً اینهایی که ظلم میکنن، ستمکارن تو عالم سخت در ستیزه و دشمنین و دورن.
دش-- در حال بعید، در دشمنی دوری هستن.
دور از حق منظور هست.
حالا اینجا نکتهای رو تفسیر نور آقای قرائتی آورده که خب سنگدلی خودش یک نوع از انواع مریضی دل حساب میشه دیگه.
چطور اینجا گفته "للذین في قلوبهم مرض والقاسية قلوبهم" دوتا جدا از هم آورده؟
میفرماید که شاید علتش این باشه که انقدر اهمیت داره و خطرناکه سختدلی.
اینکه جدا آورده از دل مریض.
یعنی اولاً میشه این باشه که خب کسی دلش سنگ میشه که اول به مریضی دل مبتلا شده، دلش مریض شده و ما قبلاً فکر میکنم حدود بیست جلسه پیرامون قلب مریض آیاتشو بررسی کردیم و گفتگو کردیم.
همه اونا رو شما ارساق کنید به اینجا.
اون خطراتی که وجود داشت.
اگر کسی توجه به این خطرات نکنه "والقاسية قلوبهم" قطعاً این مریضی دلش بر-- بدل میشه به سختدلی و اگر کسی دلش سخت شد بلا فاصله میفرماید "وإن الظالمين لفي شقاق".
قطعاً دچار یک دوری از حق و دشمنی و ستیزه با معارف میشه و از اهل ظلم و ستم میشه.
حالا ظلم به خودش، به خدا، به حجت زمان، به مردم.
این یه نکته.
نکته بعدی اینکه تو تفسیر المیزان میفرماید که اولاً آزمایش و فتنه از نوامیس الهیه.
مرحوم طباطبایی علامه رحمة الله علیه اینچنین میارن که میفرماید در عالم انسانی این ناموس خدا یعنی همون فتنه در کالبد این عالم بر-بر در جریانه.
همه در حال امتحانن.
برای چی؟
برای اینکه سعادتمند و شقاوتمند از هم جدا بشن.
آدم شقی و آدم سعید در این آزمونها از هم جدا بشن و منافق چهره خودش رو نشون بده.
این علت اصلیست که علامه طباطبایی آوردن.
البته من خلاصه عرض کردم.
بعد در توضیحش میفرمایند که قلب مریض حالا چه فرقی با قلب قسی داره؟
علامه میفرمایند که قلب مریض دیر حقایق رو میگیره، تصرف-- تصور میکنه و دیر هم قبول میکنه.
قلب قسی اصلاً قبول نمیکنه.
قلب قسی اصلاً حق-حقایق رو نمیپذیره.
به قول یکی دیگه از مفسرین میفرماید اصلاً گوش شنوا نداره که بخواد بپذیره.
قلب مریض هنوز قلبش البته قساوت از انواع مریضی قلب هست اما اینجا که جدا شده یعنی اگر کسی هنوز دچار قلب قسی نشده، حقایق رو اگرچه دیر اما میگیره.
شاید هم بپذیره، شاید هم نپذیره.
بر-- بستگی داره به درجه مرض قلبیش.
اما کسی که دچار قساوت قلب شد اصلاً گوش شنوا نداره.
هرچی تو بهش بگی هیچ فایدهای نداره.
اینهایی که شما هرچی براش آیه و روایت میخونی و از اهل بیت میگن، مسخرهت میکنن، توجه ندارن، اصلاً دلشون نمیلرزه، اینها قطعاً دچار قساوت قلباند و از این نوع هستن.
البته علامه ابتدا میفرماید که میشه قلب مریض سریع بگیره، دیر باور کنه.
این هم هست.
عرض کردم به درجاتش بستگی داره.
اما چیزی که خطرناکه اینه که هر دو علامه میفرمایند هر دو، هم دل مریض هم دلی که از شدت مرض به قساوت رسیده، هر دو القاءات شیطان رو میگیرن.
یعنی تحت تسخیر شیطان و اون بحثی که دیروز داشتیم و زينت بخشی شیطان و انحرافات و القاءات شیطانی قطعاً خواهند شد.
نکته بعدی اینکه میفرماین در یکی از تفاسیر میخوندم که حالا خیلی هم تفسیرش معروف نیست اما نکات خوبی توش داشت.
میفرمود که چطور مؤمن رو در روایات به زنبور عسل تشبیه کردن [مکث] و کسی که قلبش مریض هستو به مگس تش-تشبیه کردن.
از همین دو تا تشبیه که تو روایات اومده نکات زیادی شما میتونید برداشت کنید.
عسل، زنبور عسل جاهای خوب میشینه، درسته؟
هیچوقت نمیره جای بد بشینه.
تا حالا دیدید زنبور عسل بره رو نجاست بشینه؟
رو خبائث بشینه؟
و بالعکس تا حالا دیدید مگس بره رو طیبات بشینه؟
چیزای پاک بشینه، رو گل، نه.
مگس همش جاهای خبیث میره.
یعنی چی؟
چرا مؤمن، حالا چون آیه بعدش، آیه پنجاه و چهار میره سراغ اهل ایمان که والا الان وقت نیست فردا ازش نکات خیلی مهمی رو انشاالله استخراج میکنیم به فضل الهی.
چرا مؤمن در روایات زنبور عسل بیان شده؟
برمیگرده به چی؟
خوشبینی مؤمن.
انقدر دلش سلیمه، خوشبینه، بدبین نیست.
بر، برعکس قلبی که مریضه، مخصوصاً قلبی که قسیه.
هرچی بهش میگن بد برداشت میکنه.
همه چی رو بد میبینه.
همه چی رو سیاه میبینه.
سیاهنمایی داره از همه چی.
اصلاً با خودشم دعوا داره.
توجه کردید کسی که مؤمن نیستها مثل مگسه.
همش جاهای کثیف میشینه.
همش جاهای زشت و خبیث میشینه.
همش میگه بعضیا مگس صفتن.
مگس صفت یعنی این دیگه.
میره یه جا هزار و یک نکته خوب هست اه دستشو میذاره رو اون کثیفترین نکته.
خب بابا این همه خوبی تو طرف بود.
این همه خوبی تو فلان هیئت مثلا بود.
چرا تو فقط بدیهاشو داری میبینی؟
مثل جریان حضرت موسی بود.
همه میدونید دیگه رفتن رد شدن.
اون سگه که مرده بود لاشش افتاده بود.
هرکی یه چیزی گفت.
یکی لگد زد.
اه، اه چه قیافهای، چه بوی گندی، چه فلان.
حضرت فرمود صبر کنید، صبر کنید.
تو کتاب احادیث قدسیه مرحوم شیخ حر عاملی دیدم که روایت میگه صبر کنید چرا همش بدیهاشو میبینید؟
چه دندونای سفیدی داره.
یعنی نهیبه برا ما دیگه.
مؤمن خوش قلبه.
مؤمن حسن ظن داره.
شاید از این حسن ظنش که سادگیشه بعضیا میگن سادهست.
استغفرالله بعضیا میگن امله بعضیا استغفرالله میگن احمقه.
شاید از این ضررهایی بکنه اما ضررش به مراتب کمتر از اون رشدیه که میکنه و اون منفعتیه که میبره.
اما بالعکس کسی که قلبش قساوت گرفته از مریضی قلب به اینجا کشیده شده اصلاً خوشبین نیست، همش بدبینه.
اگر خدای نکرده بچههای ما دچار بدبینی هستن باید ریشهای مداوا بشن.
باید مراقب باشیم.
این که اصلاً ج-- نمیتونه با کسی رفیق شه.
یه روز با یکی میپره سر میگه ببین فلانی هم اینجوریه ها و اون، اونم اینجوریه.
اون همش بدی میبینه.
این خوب نیست.
این نشانه استغفرالله ریشههای نفاق و کفر و شرکه که داره خودشو نشون میده.
انشاالله که عاقبتmu ختم به خیر بشه و برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
اللهم صل على محمد و آل محمد