ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 013

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

استفتا؛ افزودن ماده به آب و سفیدشدن رنگ

استفتا شده از رهبری که گاه به آب موادی می‌افزایند تا رنگ آب سفید شود مانند شیر؛ حتی آب لوله‌کشی شهری گاه چنین می‌شود و بسیار به سفیدی می‌زند. آیا این آب مضاف است؟ اگر مضاف باشد نمی‌توان با آن طهارت گرفت؛ نه وضو نه غسل. آقا فرمودند صرف اینکه رنگ آب چنین شده آب مضاف نیست؛ اشکال ندارد با آن طهارت بگیرید.

حج/۵۳؛ فتنۀ القائات شیطان برای بیمار و قاسی‌القلب

«لِيَجْعَلَ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ فِتْنَةً لِّلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَالْقَاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ ۗ وَإِنَّ الظَّالِمِينَ لَفِي شِقَاقٍ بَعِيدٍ» (حج/۵۳)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): تا آنچه شیطان القا می‌کند آزمونی باشد برای کسانی که در دل‌هایشان بیماری است و برای سنگدلان؛ و ستمکاران در ستیزه‌ای دورند.

خدا القائات شیطان را فتنه می‌سازد؛ فتنه اینجا به معنای امتحان و ابتلاست. چه کسانی را؟ للذین فی قلوبهم مرض والقاسیة قلوبهم — آنان که در دل بیماری دارند و آنان که دلشان سخت شده. و إن الظالمین لفی شقاق بعید — قطعاً ستمکاران در ستیزه و دشمنی دور از حق‌اند.

چرا مرض و قساوت جدا آمده‌اند؟

تفسیر نور آقای قرائتی نکته‌ای آورده: سنگدلی خود نوعی بیماری دل است؛ چرا جدا از دل مریض آمده؟ شاید ازآن‌رو که سخت‌دلی این‌قدر مهم و خطرناک است که جدا ذکر شده. نخست می‌توان گفت کسی دلش سنگ می‌شود که اول به بیماری دل مبتلا شده باشد. پیشتر حدود بیست جلسه پیرامون قلب مریض و آیاتش گفتگو شد؛ آن خطرات را باید به اینجا پیوند داد. اگر کسی به آن خطرات توجه نکند، والقاسیة قلوبهم — بیماری بدل به سخت‌دلی می‌شود؛ و چون دل سخت شد بلافاصله می‌فرماید و إن الظالمین لفی شقاق؛ دچار دوری از حق و ستیزه با معارف می‌شود و از اهل ظلم — به خود، به خدا، به حجت زمان، به مردم.

المیزان؛ فتنه ناموس الهی و فرق مرض و قساوت

در المیزان علامه طباطبایی می‌فرماید آزمایش و فتنه از نوامیس الهیه است؛ در عالم انسانی این ناموس — فتنه — در کالبد عالم جاری است. همه در حال امتحان‌اند تا سعادتمند و شقاوتمند از هم جدا شوند و منافق چهره‌اش را نشان دهد. این علت اصلی‌ای است که علامه آورده است.

قلب مریض چه فرقی با قلب قسی دارد؟ علامه می‌فرماید قلب مریض دیر حقایق را تصور می‌کند و دیر قبول می‌کند؛ قلب قسی اصلاً قبول نمی‌کند؛ حقایق را نمی‌پذیرد. مفسری دیگر می‌گوید اصلاً گوش شنوا ندارد. اگر کسی هنوز به قساوت نرسیده، حقایق را اگرچه دیر اما می‌گیرد؛ شاید بپذیرد شاید نه — بسته به درجۀ مرض. اما کسی که دچار قساوت شد هرچه بگویی فایده ندارد. آنان که آیه و روایت و سخن اهل‌بیت را می‌شنوند و مسخره می‌کنند، توجه ندارند، دلشان نمی‌لرزد، قطعاً دچار قساوت‌اند. علامه نیز می‌گوید گاه قلب مریض سریع می‌گیرد و دیر باور می‌کند؛ به درجات بستگی دارد. آنچه خطرناک است آنکه هر دو — دل مریض و دلی که از شدت مرض به قساوت رسیده — القائات شیطان را می‌گیرند؛ تحت تسخیر شیطان و زینت‌بخشی و انحرافات شیطانی خواهند شد؛ همان بحث پیشین.

تشبیه مؤمن به زنبور و مریض‌دل به مگس

در یکی از تفاسیر آمده مؤمن در روایات به زنبور عسل تشبیه شده و کسی که قلبش مریض است به مگس. از این دو تشبیه نکات بسیار برمی‌آید. زنبور عسل جاهای خوب می‌نشیند؛ بر نجاست و خبائث نمی‌نشیند. مگس بر طیبات و گل نمی‌نشیند؛ همواره جاهای خبیث می‌رود. چرا مؤمن زنبور عسل خوانده شده؟ به خوش‌بینی مؤمن بازمی‌گردد. دلش سلیم و خوش‌بین است؛ بدبین نیست. برعکس قلب مریض و به‌ویژه قلب قسی: هرچه بگویند بد برمی‌دارد؛ همه چیز را بد و سیاه می‌بیند؛ سیاه‌نمایی دارد؛ حتی با خود دعوا دارد. کسی که مؤمن نیست مانند مگس همواره جاهای کثیف می‌نشیند؛ مگس‌صفت است: هزار و یک نکتۀ خوب هست دست را روی کثیف‌ترین نکته می‌گذارد. این‌همه خوبی در طرف یا در هیئت بود؛ چرا فقط بدی‌ها را می‌بیند؟

لاشۀ سگ و دندان سفید؛ حسن ظن مؤمن

جریان حضرت موسی معروف است: بر لاشۀ سگی مرده گذشتند؛ هر کس چیزی گفت؛ یکی لگد زد؛ چه قیافه‌ای، چه بوی گندی. حضرت فرمود صبر کنید. در احادیث قدسیه شیخ حر عاملی روایت است که فرمود صبر کنید؛ چرا همه بدی‌ها را می‌بینید؟ چه دندان‌های سفیدی دارد. نهیبی است برای ما. مؤمن خوش‌قلب است؛ حسن ظن دارد. شاید از این حسن ظن — که سادگی‌اش می‌خوانند — برخی بگویند ساده است یا امّل است؛ استغفرالله برخی بگویند احمق است. شاید از این ضرر کند اما ضررش به‌مراتب کمتر از رشد و منفعتی است که می‌برد. بالعکس کسی که قلبش از مرض به قساوت کشیده اصلاً خوش‌بین نیست؛ همواره بدبین است. اگر خدای‌نکرده فرزندان دچار بدبینی‌اند باید ریشه‌ای مداوا شوند. کسی که نمی‌تواند با کسی رفیق شود و همواره بدی دیگران را می‌گوید نشانه‌ای است — استغفرالله — از ریشه‌های نفاق و کفر و شرک که خود را نشان می‌دهد. ان‌شاءالله عاقبت ختم به خیر شود به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

پیوند جلسات قلب مریض با قساوت

خطراتی که در حدود بیست جلسۀ قلب مریض بررسی شد اگر جدی گرفته نشود، مرض به قساوت بدل می‌گردد. قساوت مرحلۀ پس از مرض است نه جایگزین آن؛ ازاین‌رو آیه مرض و قساوت را کنار هم اما جدا می‌آورد تا هشدار شدت دهد. ظلمِ پیامد قساوت فقط ستم به مردم نیست؛ ستم به خود و به خدا و به حجت زمان نیز هست. شقاق بعید یعنی فاصله‌ای که پر کردنش با موعظۀ سطحی ممکن نیست.

درجات مرض و مرز برگشت‌پذیری

تا وقتی عنوان مرض برجاست، امکان دیرگرفتن و دیرپذیرفتن هست؛ گاه سریع می‌گیرد و دیر باور می‌کند. این نوسان نشان می‌دهد هنوز روزنه‌ای هست. چون عنوان قساوت نشست، روزنه بسته می‌شود؛ گوش شنوا نیست و استهزای آیه و روایت علامت همین بسته شدن است. تشخیص این مرز برای مربی و والدین حیاتی است: بدبینی مزمن و سیاه‌نمایی را نباید شوخی گرفت.

خوش‌بینی سلیم و مداوای بدبینی

مؤمن از سلیم‌القلب بودن گاه به سادگی متهم می‌شود؛ اما منفعت آن رشد بیشتر از ضرر محتمل است. بدبینیِ ریشه‌دار در فرزندان باید درمان شود پیش از آنکه به قساوت و نشانه‌های نفاق بکشد. رفاقت‌ناپذیری و عیب‌جویی دائمی زنگ خطر است. زنبور بر پاکی می‌نشیند و مگس بر خبث؛ انتخاب نشستگاهِ نگاه، خود میزان قلب است.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.