ددرس‌گفتارها

بسم الله الرحمن الرحیم و بهی نستعین.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته سلام علیکم و رحمة الله.

بریم وارد بحث استفتائات پیرامون احکام طهارت و این‌ها بشیم.

دیگه بحث وام و قسط و بانک‌ها و این‌ها رو تقریباً تموم کردیم.

از رهبر عزیزمون در این خصوص استفتاء شده که اگر با آب قلیل که از البته بالا رها میشه و حالا بدون فشار میاد می‌رسه، می‌ریزه حالا روی نجاست یا روی جایی که نجس هست؛ مثل اینکه با آفتابه آب بریزی از بالا، این آبی که داره می‌ریزه بیاد پایین برخورد کنه به نجاست.

حالا اون آبی که اون بالا هست هم چون آب قلیله، کر که نیست، کر باشه که هیچی، اون آب بالا هم نجس میشه به واسطه‌ی برخورد اون آبی که اون پایین برخورد به نجاست کرده و نجس شده، آبی هم که از اون بالا داره میاد یا اون بقیه‌ی آب که هنوز تو آفتابه و پیوسته است، این آیا نجس میشه؟

رهبری فرمودن نه، اگر از بالا به پایین روند آب، جریان آب به جوری باشه که صدق کنه که از بالا به پایین داره میاد، در اون صورت نه نجاست، اون بقیه‌ی آب یا اون قسمت بالایی آب نجس نیست.

در صورتی که از بالا به پایین آب حرکت کنه.

در خصوص حالا قلب قصی مقدمتا چون روز میلاد با عظمت و بی‌نظیر پدر امام زمانمون سلام الله عليه هست، نکته‌ای رو عرض کنم و ارتباطش البته بدیم با بل، بحث قلب قصی به یک نکته‌ای که البته در آیه‌ی سیزده سوره‌ی مائده اومده.

تبریک میگیم خدمت حضرت ابا صالح المهدی میلاد با سعادت پدر عزیزشون رو و خدمت شما خوبان.

امام عسکری سلام الله عليه به زیبایی تمام ازشون در آیه‌ی نور صحبت شده.

جالبه که این روایت رو کتب مهم شیعه، کتب خوب و مهم روایی ما آوردن و تفاسیر هم زیاد نقل شده.

ذیل آیه‌ی نور "الله نور السماوات والارض مثل نوره في کمشعات" که امیرالمؤمنین علیه الصلاة والسلام یه روز آهی کشید و حالا راوی هم جابر بن عبدالله انصاری بزرگ هست.

میگه مولامون آهی کشید و فرمودن که در تعجبم کسایی که این آیه رو می‌خونن و توجه به معناش ندارن، نمی‌فهمن چی می‌خونن.

سریع پرسیدن که آقا کدوم آیه مد نظرتونه؟

این آیه رو قرائت کرد.

"الله نور السماوات والارض مثل نوره في کمشعات".

بعد ادامه داد آیه رو یک یک از پیغمبر و حضرت زهرا و خودشون مولا علی و امام حسن، امام حسین همینطور تا امام عصر رو یک یک با این آیه معرفی کرد که حدیث مبسوط و زیباییه و قبلاً یادمه تقریباً یک سال پیش ما این یکی یکی اهل بیت رو از درون این آیه براتون گفتیم روایتش رو اصلاً تا رسید به اون انتهای آیه که "نور على نور يهدي الله لنوره من يشاء".

حضرت امیرالمؤمنین علیه الصلاة والسلام فرمودن این "نور على نور" فرزند ما امام حسن عسکری علیه الصلاة والسلام هست و او "يهدي الله لنوره من يشاء" اون نوری که خدا هرکیو بخواد هدایت کنه با اون نور هدایت می‌کنه فرزند آخر ما مصلح کل حضرت ابا صالح المهدی سلام الله عليه هست.

اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

و اینجا اگر دقت کنید "نور على نور" البته مفسرین فرمودن نکره آمده "نور على نور" نکره آمده یعنی نمیشه حقش رو شناخت.

یعنی واقعاً در حد اندازه‌ی ما نیست شناخت این نور.

اما در هر حال معرفی شده و ما باید در حد سعه وجودمون از این نور بهره ببریم که تا نور نباشد همه جا تاریک است.

باید از این نور بهره جست و متأسفانه در زمان امام عسکری سلام الله عليه اگرچه جامعه شیعی رفته رفته چند تا آزمایش سخت داد و تقریباً نمره‌ش خوب بود که قبلاً بحث کردیم در مثلاً به طفولیت، ا، به امامت رسیدن در زمان طفولیت امام مثل امام جواد سلام الله عليه این‌ها تا امام عسکری سلام الله عليه که بحث غیبت و از پشت پرده با دوستان، با دوستانش صحبت کردن خودش یک وجهه جدیدی بود که پیش از این نبود و امتحاناتi پس دادن.

اما متأسفانه رهزنی‌های قوه واهمه و خیال مردم کار دستشون داد.

تا جایی که استاد روژدی می‌فرمودن که شاید تنها امامی که این جسارت بهش شد توسط زمان مردم زمانش امام عسکری سلام الله عليه بود که وقتی وجوهات رو بهشون داده بودن، اون نماینده جمع‌آوری وجوهات که اومد مثلاً بزرگ، بزرگی بود.

مثلاً عالمی بود اومد تقدیم حضرت کرد.

از حضرت سؤال کرد، فرمود اینا رو کجا شما هزینه می‌کنید؟

میشه مثلاً به ما بیلان بدید اینا کجا هزینه میشه؟

یه جسارت این چنینی به حضرت کرد که بعضیا میگن اصلاً این جسارتی که برای اولین بار به امام معصوم صورت گرفت یکی از دلایل غیبت بوده که به نمایندگی از شیعیان کسی بیاد به امام بگه bilan بده ببینیم پول‌هایی که ما به شما میدیم از وجوهات شرعیه تمام چه میشه؟

کجا میره؟

خاک بر سرش کنن.

یعنی اینایی که نفهمیدن امام کیه، چیه و با کی مواجه می‌شه.

اینا رهزنی‌های قوه‌ی خیاله و اگر دقت کنین حالا ارتباط این قصه خیلی با ل-لطائف الهیلی تو بحث همین آیه سیزده سوره‌ی مائده اومده.

با هم بخونیم ببینیم کجاشه به نظر شما.

"فبما نقضهم ميثاقهم لعنهم وجعلنا قلوبهم قاسية".

اینا چون پیمان شکنی کردن [مکث] مورد لعن ما واقع شدن و دلشون سنگ، دلشونو سنگ کردیم.

"يحرفون الكلم عن مواضعه" اینا تحریف ایجاد کردن در بطن دین، در حقایق "ونسوا حظا مما ذكروا به" اینجاست موضوع.

می‌فرماید اینا فراموش کردن "حظا مما ذكروا به" اون چیزی که بسیار و به کرار و بارها ما متوجه‌شون کردیم اون رو از اون حظی که باید از حقایق می‌بردن، از اون میثاق و از اون عهدی که با خدا داشتند، از اون نور تام و تمام وجود اهل بیت علیهم الصلاة والسلام از بحث میثاق ولایت، عهد ولایت فرمود "نسوا" فراموش کردن این حظ و بره-برهه‌ای که باید از چیزی که بارها "ذكروا به" ما به این‌ها بارها تذکرش رو داده بودیم.

مراقب این شجره باشید.

این شجره که باید قبس قبس ازش مثل موسی کلیم که از شجره طیبه‌ی [مکث] ابی عبدالله تو وادی تور قبلاً توضیح دادیم نور گرفت و "واستنارت کل نفسي" شد.

خدا او رو استیفاء کرد برای [مکث] عرض کنم خدمتتون انتخابش کرد برای پیغمبری قبس قبس نور گرفتن از همون شجره طیبه ولایت بود.

آیه صد و پونزده سوره‌ی طه هم قبلاً بحث کردیم که "ولقد عهدنا الی آدم من قبل" ما یه عهدی از آدم از قبل گرفته بودیم "فنسی" "فنسی" فراموش کرد "ولم نجد له" از ما.

حالا اون "فنسی" آدم رو بیارید اینجا کنار این "ونسوا" دوتاش هم از ریشه‌ی نسیان و فراموشیه.

چی رو فراموش کردین؟

عهد ولایت رو.

اصل عهد میثاق که با ولایت زمانمون، با امام عصرمون.

اون‌ها چنین عهدی رو فراموش کردن که به امام عسکری چنین جسارتی کردن.

قطعاً.

چرا؟

دلیلش چیه؟

خب در پس "وجعلنا قلوبهم قاسية" این اتفاق رخ میده دیگه.

یعنی اصلاً محاله.

اینو دقت بفرمایید نتیجه بحث.

محاله کسی به امامش جسارت کنه، شأن امامش رو رعایت نکنه و عهدی که و پیمانی که با او دارد رو فراموش کنه، مگر اینکه دلش سنگ شده.

دل سنگ از کجا اومده؟

اول آیه میگه چی؟

نقض پیمان.

البته [نفس عمیق] بخوایم همه فهم‌ترش کنیم یه حدیث بخونمو این حدیث خوبه همه گوش بدیم.

فصل الخطاب بحثمون که امیرالمؤمنین علیه الصلاة والسلام فرمودن سند در علل الشرایع جلد یک صفحه هشتاد و یکه.

مولا فرمودن که "ما جفت الدموع الا لقسوة القلوب" چشم‌ها خشک نمی‌شه مگر به جهت قساوت قلب، سنگی دل.

و جالبه می‌فرماید "وما قست القلوب" دل‌هام سنگ نمی‌شه "الا لكثرة الذنوب" مگر به "كثرة الذنوب" و گناهان.

گناه پشت گناه و یکی از بزرگ‌ترین این گناهان همین فراموشی عهد ولایت و عهد میثاق ولایت و اینکه خلاصه‌ش که آدم فراموش کنه امامی داره، حجت زمانی هست و در خصوص او [مکث] وظایفی داره که باید این وظایف رو انجام بده.

این باعث قساوت قلب و متاسفانه جسارت‌های ما به اون‌ها می‌شه.

تا جایی که قوه وهم و خیال میاد گمان می‌کنه من ولایتی هستم، تو راه حق هستم، دارم وجوهات شرعیه میدم آقا خمس واجباتمو دارم میدم.

اما انقدر حماقتم گل کرده، این قوه وهمم چنان منو به بیراهه کشونده و از قوای عاقله منو بیرون کشونده که دارم به او که نور محض است، نور على نور، ذکر محض است.

آیت عظمای الهی‌ست، اسم اعظم خداست، خلیفه خدا رو زمینه است.

دارم میگم bilan به ما بده.

وظیفه‌مونو انجام دادیم.

خمس دادیم.

اینو کجا بردی؟

و خیلی از ماها گاهی اوقات این جسارت‌ها رو ناخواسته به اماممون تو قوه وهم و خیالمون داریم.

مراقب باشیم.

انشاالله عاقبت به خیر بشیم.

به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

سلام بر محمد و آل محمد و هر چه