یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
آب قلیل از بالا؛ پایان بحث وام
بحث وام و قسط و بانک تقریباً تمام شده و وارد استفتائات طهارت میشویم. از رهبری پرسیدهاند: اگر آب قلیل از بالا رها شود و بدون فشار پایین بیاید — همچون ریختن از آفتابه — و به نجاست برخورد کند، آیا آب بالای پیوسته یا باقیماندهٔ آب در آفتابه نیز نجس میشود؟ چون آب قلیل است و کر نیست. رهبری فرمودهاند: نه؛ اگر جریان آب چنان باشد که صدق کند از بالا به پایین میآید، قسمت بالایی و باقیمانده نجس نیست. شرط، صدق سرازیری از بالاست.
میلاد امام عسکری و آیهٔ نور
چون روز میلاد باعظمت پدر امام زمان، امام حسن عسکری علیهالسلام است، تبریک به حضرت اباصالح المهدی و به حاضران، و پیوندی با بحث قلب قسی. در آیهٔ نور از ایشان به زیبایی سخن رفته است. جابر بن عبدالله انصاری روایت میکند مولا آهی کشید و فرمود در شگفتام از کسانی که این آیه را میخوانند و به معنایش توجه ندارند. پرسیدند کدام آیه؟ قرائت کرد:
«اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۚ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكَاةٍ» (نور، ۳۵)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خدا نور آسمانها و زمین است؛ مثل نور او چون چراغدانی است.
سپس یکیک از پیامبر و زهرا و خود و حسن و حسین تا امام عصر را با فقرات آیه معرفی کرد. حدیث مبسوط است و پیشتر شرح شده. چون به «نور علی نور یهدی الله لنوره من یشاء» رسید فرمود: نور علی نور فرزند ما امام حسن عسکری است؛ و آن نوری که خدا هرکه را بخواهد با آن هدایت میکند، فرزند آخر ما مصلح کل، اباصالح المهدی است. صلوات و تعجیل فرج.
مفسران گفتهاند «نور علی نور» نکره آمده؛ یعنی شناخت کامل حقش در حد ما نیست. با این حال معرفی شده و باید در حد سعهٔ وجود از این نور بهره برد؛ تا نور نباشد همه جا تاریک است.
امتحانات عصر عسکری و رهزنی خیال
در زمان امام عسکری جامعهٔ شیعه آزمایشهای سختی داد و تقریباً نمرهٔ خوبی گرفت — از امامت در طفولیت چون جواد تا سخنگفتن از پس پرده با دوستان که وجههای نو بود. اما رهزنیهای قوهٔ واهمه و خیال کار دستشان داد. استاد میفرمود شاید تنها امامی که چنین جسارتی از مردم زمانش دید امام عسکری بود: نمایندهای بزرگ وجوهات آورد و پرسید اینها را کجا هزینه میکنید؟ بیلان بدهید. برخی این جسارت را — که برای نخستین بار به معصوم شد — از زمینههای غیبت دانستهاند. خاک بر سر کسانی که نفهمیدند با که روبهرویند. این رهزنی خیال است.
آیهٔ سیزده مائده؛ نقض و قساوت و نسیان
«فَبِمَا نَقْضِهِم مِّيثَاقَهُمْ لَعَنَّاهُمْ وَجَعَلْنَا قُلُوبَهُمْ قَاسِيَةً ۖ يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَن مَّوَاضِعِهِ ۙ وَنَسُوا حَظًّا مِّمَّا ذُكِّرُوا بِهِ» (مائده، ۱۳)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): پس به سبب پیمانشکنیشان لعنتشان کردیم و دلهایشان را سخت ساختیم؛ کلمات را از جای خود بد میگردانند و بهرهای از آنچه را بدان تذکر داده شدند فراموش کردند.
پیمانشکنی، لعنت و سنگدلی آورد؛ سپس تحریف در بطن دین؛ و نسیانِ حظی که باید از حقایق و میثاق و عهد و نور تام اهلبیت — میثاق ولایت — میبردند. بارها تذکر داده شده بود: مراقب این شجره باشید؛ همان شجرهٔ طیبهای که موسی کلیم از آن قبس قبس نور گرفت و هر نفسش روشن شد و برای نبوت برگزیده گشت.
فنسی آدم و نسیان عهد ولایت
«وَلَقَدْ عَهِدْنَا إِلَىٰ آدَمَ مِن قَبْلُ فَنَسِيَ وَلَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْمًا» (طه، ۱۱۵)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و به راستی از پیش با آدم پیمان بستیم؛ پس فراموش کرد و برای او عزمی استوار نیافتیم.
فنسی آدم را کنار ونسوا مائده بنهید؛ هر دو از ریشهٔ نسیاناند. چه را فراموش کردند؟ عهد ولایت زمان و امام عصر را. آنان که به عسکری جسارت کردند، چنین عهدی را فراموش کرده بودند. محال است کسی به امامش جسارت کند و شأن او را نگاه ندارد و پیمان را از یاد ببرد مگر آنکه دلش سنگ شده باشد. دل سنگ از کجا؟ اول آیه میگوید: نقض پیمان.
حدیث علل الشرایع؛ اشک و قساوت و کثرت ذنوب
فصلالخطاب روایتی از امیرالمؤمنین در علل الشرایع، جلد یک، صفحهٔ هشتاد و یک: ما جفت الدموع إلا لقسوة القلوب؛ چشمها خشک نمیشود مگر از سنگدلی. و ما قست القلوب إلا لکثرة الذنوب؛ دلها سنگ نمیشود مگر از بسیاری گناهان. گناه پشت گناه؛ و یکی از بزرگترینها فراموشی عهد ولایت و اینکه آدم فراموش کند امامی و حجت زمانی دارد و وظایفی در برابر او. این قساوت میآورد و جسارت.
تا جایی که وهم میگوید من ولایتیام، خمس میدهم، در راهم؛ اما حماقت وهم چنان از عقل بیرونش برده که به نور محض، نور علی نور، ذکر محض، آیت عظما، اسم اعظم، خلیفهٔ خدا میگوید بیلان بده؛ پول را کجا بردی؟ بسیاری ناخواسته در خیال چنین جسارتی دارند. مراقب باشیم. امید عاقبت به خیر؛ به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
دو طهارت؛ ظاهر آسان و باطن سخت
حکم آب سرازیر، آسانگیری ظاهر شرع در سرایت نجاست است؛ حکم دل، سختگیری باطن در برابر نسیان میثاق. شستن لباس بدون یاد امام، فقه ناتمام است. نور عسکری و مهدی برای روشنکردن همین تاریکی قساوت آمده؛ تا کسی خمس را طلبکاری از خلیفه نپندارد.
کر و قلیل در فرض آفتابه
اگر آب کر باشد سخن از سرایت به بالا نیست؛ مسئله برای قلیل طرح شده است. عرف، ریختن پیوسته از ظرف بلند را جریان سرازیر میشناسد و فتوا بر همین صدق نشسته است. مکلف نباید با وسواس، آب بالای نیامده به نجاست را نجس بشمارد.
معرفی اهلبیت در مشکوٰة
حدیث جابر زنجیرهٔ نور را از مشکات تا مصباح و زجاجه بر مصادیق اهلبیت تطبیق میکند. رسیدن روایت به عسکری بهعنوان نور علی نور، جایگاه پدر امام زمان را در هندسهٔ نور قرآنی نشان میدهد؛ و مهدی غایت هدایت به آن نور است.
نکره بودن نور علی نور
نکره آمدن عبارت، حد معرفت ما را پایین میآورد تا ادعا نکنیم حق نور را دانستهایم؛ در عین حال تکلیف بهرهبردن در حد سعه باقی است. تاریکی بدون این نور، همان قساوتی است که میثاق را از یاد میبرد.
آزمایش طفولیت امامت
امامت جواد در کودکی و تداوم تا عسکری، تمرین پذیرش غیبگونه برای شیعه بود؛ سخن از پس پرده نیز افق غیبت را نزدیک کرد. نمرهٔ نسبی خوب امت، مانع رهزنی خیال در مسئلهٔ مال نشد.
شجرهٔ طیبه و قبس موسی
مراقبه از شجرهٔ ولایت همان است که موسی از آن آتش گرفت. فراموشی حظ ذکر، بریدن از همان شجره است؛ آنگاه دل سنگ میشود و زبان به امام جسارت میکند.
ترتیب قرآنی قساوت
نقض، لعنت، قساوت، تحریف، نسیان: زنجیرهٔ مائده نقشهٔ تشخیص است. جسارت بیلانخواهی در حلقهٔ آخر مینشیند؛ علاج باید از اول زنجیره باشد: نگهداشت پیمان.
خشکی اشک بهعنوان علامت
حدیث علل، اشک را بارومتر دل میداند. چشمی که در مصیبت حق و یاد امام تر نمیشود، خبر از سنگینی گناهان پیاپی میدهد؛ و بزرگترین لایه، نسیان حجت است.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.