ددرس‌گفتارها

بسم الله الرحمن الرحیم و به این استعین.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیات.

سلام علیکم و رحمة الله.

یه روزی ما یه حکمی پیرامون وام و این‌ها عرض کردیم.

حالا یا من بد عرض کردم یا عزیزان بد برداشت کردن اینو درست جا بندازم که در استفتایی از مقام معظم رهبری که به خود حقیر، هم از دفتر ایشون پرسیدن، سؤال این بوده که آیا کسی که خب وامی رو وام مثلا خرید کالا عرض کردیم وام با یک قیدی، با یک قراردادی طبق یک عرض کنم ااا مع-- طبق ذیل یک معامله از عقود اسلامی باید داده بشه و الا ذاتاً وام در اسلام وجود نداره.

اون قرضه.

خب حالا ما گرفتیم مثلا وام خرید خودرو.

بعد یه نفر قرض نیاز داشت.

یادتونه؟

گفت بعد سؤال شده از آقا که میشه این پولو به اون آقا بدیم، بعد که گرفتیم خب حتما باید تو خرید خودرو استفاده بشه دیگه.

خودمون اینو ببریم تو خرید خودرو استفاده کنیم.

آقا فرمودن اگر اون شخص که داره قرض میگیره، یعنی آقا که یعنی خود بنده از دفترشون استفتای کرد، استفتا کردم.

فرمودن اون کسی که قرض رو میگیره در صورتی میشه که اون هم چیکار کنه؟

تو همون مورد مصرف کنه.

این نکته‌ست که میگم بعضیا شاید اشتباه برداشت کردن.

گفتیم میشه در صورتی که اون تو همین هزینه.

چون وام، وام مختص مثلا خرید خودروست، خودرو، خرید مسکن عرض شد.

نمیشه اون که حالا قرض می خواد بده تو هرچی دوست داشت هزینه کنه بعد تو پس بگیری خودت هم تو هزینه خودرو استفاده.

نمیشه اینطوری.

در خصوص قلب قسی نکته بسیار مهمی که جا مونده تو البته توی ذیل این آیه سیزده سوره مائده.

اگر دقت بفرمایید خب آیه رو که با هم مورد بررسی قرار دادیم.

ابتداش کهِ [آیه قرآن]، اگر کسی میثاق رو، عهد رو بشکنه دو تا پیامد داره که خدا این رو خودش به خودش نسبت داده.

یعنی انقدر این قضیه پیش خدا سنگینه، بده، مکروه، کراهت داره و زشته، چی؟

پیمان شکنی که می‌فرمایدِ [آیه قرآن] ما اینو از رحمت خودمون به دور می‌کنیمِ [آیه قرآن].

دچار قساوت قلبش می‌کنیم.

بعد بلافاصله این رو می‌فرمایدِ [آیه قرآن].

نکته بسیار مهم اینجاست که می‌فرماید این‌ها می‌افتند به یک کار خیلی زشت و ناپسندی،ُ حرفون هم فعل مضارعه یعنی دائما مشغول به یک انحراف و تحریفی میشن.

چی؟

الكلمة عن مواضع.

همه چی رو منحرف و تحریف میکنن.

اسلام رو، دین رو، حقایق رو، انقلاب رو، همه چی رو به رأی خودشون، به تفسیر خودشون، به نظر خودشون تغییر میدن.

یکی از خطراتی که انقلاب ما رو به جد داره تهدید میکنه قربونتون برم همین بحث انحراف انقلابه.

تحریف حقایق و ارزش‌های انقلابه.

شما همه‌تون الحمدالله بچه‌های انقلابی هستید.

باید به هوش باشیم.

خیلی این قصه من خیلی وقت پیش عرض کردم تو خارج به یه شکل، داخل به یه شکل حتی گاهی اوقات داخلی‌ها خطرناک‌تر.

یواش یواش قدم، خطبه خطبه مثل شیطان این‌ها قدم به قدم مردم رو می برن مثل قورباغه که میذاریش تو آب یواش یواش که آب رو گرم می‌کنی حالیش نمی‌شه.

بعد آب به جوش میاد باز حالیش نیست.

یعنی یه مثالیه که می‌زنن.

یواش یواش یه زمانی به قول استاد میرباغری حضرت آیت الله میرباغری می‌فرمودن که یه زمانی اینکه دختر پسر خودشون برن همدیگه رو تو پارک خیابونی جایی انتخاب کنن می‌گفتیم آخ، آخ چه انح-- چه فاجعه‌ای رخ داده فلان.

اما الان بس-- به شدت عادی شده.

یعنی همینطور که غرب، این شیفتگان غرب، غرب زده‌های تو کشور ما که متاسفانه خیلیاشون جزو مدیران کلان ما هستن و برای شمای مبحنه و برای همه ملت آشکاره.

این‌ها به هر حال سر خم میارن جلو، سر خم می‌کنند جلوی استکبار.

هی غرب زدگی و عجیبه که شعارشون اینه میخوایم غرب رو اسلامی کنیم.

غرب، اسلامی کردن غربشون بخوره تو سرشون.

دارن فرهنگ اونورو وارد اسلام و انقلاب میکنن و این رفته رفته صورت گرفته.

الان دیگه چهارشنبه‌های سفید هم دیگه رد کرده به جاهای دیگه کشیده که اصلاً سنت‌های پیشین ما رو زیر پا میذارن.

این بسیار یه خطر جدیه.

خارج از کشور یه گونه، داخل یه گونه.

ارزش‌های انقلاب، حرف‌های امام گاهی تحریف میشه.

حرف‌های رهبری ااا عرض کنم مصادره به نفع خودشون میشه.

مثلا من یادم پارسال بود فکر کنم عرض کردم خدمتتون تو فرانسه یه کتابی، یه نشریه می‌خوندم.

یه کتابی چاپ شده بود که مثلا تحلیل کرده بود انقلاب ایران چی بود؟

اصلا چرا امام با شاه درگیر شدن؟

بعد امام رو یک ملا که بزرگی اونجا یاد میکنه تو کتاب که زمین‌های فراوانی داشته، امام میگه بیا زمین‌ها رو تحویل بده.

این زمین‌ها ما شاه این مملکتیم، زمیناتو به ما بده.

این دعوای بین امام و شاه رو میگه دعوای ملکه، دعوای زمین بوده، اینطوری شده.

بعد مردم هم نفهمیدن و ریختن و گفتن این شعار نمی‌دونم خواب رهنما رو میده حتما ملکش رو به ما میده و رفتن پشت سر امام.

یک مشت اراجیف تو کشورهای خارجی.

اینکه امام، رهبر عزیزمون نامه میزنه به جوون‌های خارج از کشور چون میدونه اونور چه اتفاقی داره میفته، چه انحرافاتی در اصل انقلاب و زوایای مختلف.

ما باید به هوش باشیم حداقل تو خونواده‌مون دیگه این چیزا رو نبینیم.

بچه هامون یعنی چنا اینا رو بار بیاریم.

یه فیلمی هم اگه دوست داشتید من دارم اینو بعضیا صوتشو دارن ولی من فیلمشو دارم که قشنگ از آقای ناصری خدا حفظشون کنه.

ایشون اصفهان ما خی-- خیلی خدمت ایشون می‌رسیدیم.

خیلی من ایشونو قبول دارم.

یکی از زсходان زمان و عرفا و علمای زمانه که از-- واقعاً میشه گفت از بزرگان و اساتید ماست.

زی قیمت وجود ایشون و هر کسی هم متاسفانه ایشونو نمی‌شناسه.

ما هم البته نمی‌شناسیم.

اصفهان که می‌رفتیم خدمتشون چیزای عجیبی ما ازشون می‌دیدیم.

یه فی-- یه صوتی ازشون پخش شده که من تصویریشو دارم که ایشون سالگرد ارتحال امام امسال، همین امسال، شب سالگرد امام رحمت الله علیه یه خاطره‌ای رو از آشیخ عباس قوچانی که وصی آقای قاضی بوده نقل می‌کنه.

البته خیلی مفصله من خلاصشو عرض کنم که میگه که خود ایشون میگه "من خودم از آشیخ عباس قوچانی که وصی آقای قاضی بود، شاگرد بلا فصل آقای قاضی بود، شنیدم که خیلی زمان‌های قدیم ظاهراً برمی‌گرده به بیست سال قبل انقلاب ایران.

یه روز امام، آیه سید روح‌الله خب سنش کمتره اون موقع‌ه.

آقای قاضی داشته تو کلاس بیست سی نفری درس ولایت می‌داده که آقای قوچانی اونجا بوده.

میگه یه دفعه دیدیم این آقا سید یعنی آیه سید روح‌الله یعنی امام عزیز ما وارد می‌شه.

آقای قاضی جلوی حضرت امام بلند می‌شه.

جلوی حضرت امام جوان بلند می‌شه و خیلی احترام می‌کنه.

ایشون صدر مجلس جا می‌ده.

وقتی امام جلوس می‌فرمایند بحثو اصلاً عوض می‌کنه آقای قاضی.

از موضوع ولایت بحثو میاره به قیام و وجوب قیام بر علیه ظالم.

میگه یه تقریباً یک یک ساعتی بحث اینطوری گذشت و ما همه متعجب شدیم.

اون احترام چی بود؟

این انحراف بحث به سمت قیام، وجوب قیام در برابر ظلم و ظالم چی بود؟

و همش هم تکرار می‌کرد آقای قاضی و به امام نگاه می‌کرده که در شما واجب است قیام در برابر ظالم و تموم شد و به هر حال برای همه‌ی ما بیست سی نفر شاگردها تعجب بود این چه رفتاری بود از آقای قاضی دیدیم.

خب اون استوانه عرض کنم توحید رو می‌دونستیم.

همه حرکاتش رو حساب و بعدم که امام پا شد بره تا دم در بدرقه امامو کرد.

کی؟

آقای قاضی.

بعد ایشون آقای قوچانی میگه من خودم از آقای قاضی بعد از جلسه پرسیدم قصه این جریان چی بود؟

این مثلاً رفتار شما، عوض شدن بحث و اینا.

خلاصه آقای قاضی می‌فرماید که این سید بزرگوار توفیق پیدا می‌کنه که انقلابی رو بکنه که اهدی نتونسته این کارو انجام بده و حکومت اسلامی در ایران برقرار می‌کنه و بعد از خودش به نیابت خودش می‌رسه و بعد از نیابت خودش انشاالله منجر به ظهور می‌شه.

که آقای ناصری بالا منبر میاد حرف فیلمشو من دارم.

میگه ما حتی پیرمردهام امیدواریم." حالا البته اینم عرض کنم یه وقت این اتفاقا انشاالله که می‌شه ولی یه وقت یه درصدم نشه بعد بعضیا بگن آقا پس چی شد؟

مثل اینکه آقای بهجت فرموده بود ما پیرمردها و ریش سفیدا هم امید داریم ظهور آقا رو ببینیم.

پس چی شد؟

میگیم بدا حاصل می‌شه دیگه.

یعنی با خیلی اتفاقات م-مثلاً گناه و خصوصاً عدم وحدت کلمه و عدم وحدت بین قلوب اهل ایمان بدا حاصل می‌شه و ظهور دوباره عقب می‌افته.

همینطور که می‌تونه جلو بیفته.

مثلاً انقلاب امام، ذات انقلاب امام حداقل می‌گفتن دویست سال ظهور آقا رو جلو انداخته.

آقای بهائ‌الدینی فرموده بودند.

خب کم نیست دویست سال.

بخوام عرض کنم که همین انحرافات و برعکس تو جوونا میان میگن که چی؟

آره استغفرالله یه مشت آخوندها جمع شدن دور هم و یه مثلاً حکومتی تشکیل دادن که جیب مردمو ب-بچاپن و و امثال اینا که روزمره دارید می‌شنوید.

من چند روز پیش پرای-پرایدمو جلو در پارک کردم می‌خواهم برم خونه یه آقایی رد می‌شد تازه به ما خیلی احترام گذاشت.

گفت حاج آقا می‌بینم که پراید به شما رسیده.

پرایدش به شما رسیده.

بنز و نمی‌دونم بی‌ام‌و اینا نرسیده.

و اینها واقعاً گمانشون اینه ها.

شما میری وقتی با بعضیاشون می‌شینی به هر حال از بعضی جاها تقصیرم ندارن.

انقدر که سمپاشی می‌شه، انقدر که تحریف انقلاب صورت می‌گیره و انقدر که متاسفانه بعضی لباس روحانیت به تنها خیانت کردن، اینا اینطوری می‌بینن و واقعاً به واقع اینطوری فکر می‌کنند.

انشاالله که امام عصر ما رو کمک کنه جزو این یحرفون، یحرفون الكلم عن مواضعه نشیم.

این نتیجه‌ش چیه؟

قساوت قلب.

که حرامخوری و گناه و معصیت باعث می‌شه انسان به اون سمت بره.

اصلاً دیگه چشم حق‌بینش، گوش حق‌بینش کر می‌شه.

چرا؟

چون دلش سنگ شده.

انشاالله عاقبتمون ختم به خیر بشه.

به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم