یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
استفتای وام و شرط مصرف در مورد معین
پیشتر حکمی دربارهٔ وام گفته شد که شاید بد بیان شده یا بد برداشت شده بود؛ باید درست جای بیفتد. در استفتایی از مقام معظم رهبری — که از دفتر ایشان نیز پرسیده شده — سؤال این بوده است: آیا کسی که وام گرفته، مثلاً وام خرید کالا، میتواند آن را به دیگری قرض دهد؟
وام در اسلام ذاتاً نیست مگر ذیل معاملهای از عقود اسلامی، با قید و قرارداد معین؛ وگرنه آنچه هست قرض است. فرض کنید وام خرید خودرا گرفته شد. سپس کسی قرض نیاز داشت. آیا میتوان این پول را به او داد و بعد که بازپس گرفت، خود در خرید خودرا مصرف کرد؟ رهبری فرمودند کسی که قرض میگیرد فقط در صورتی میتوان چنین کرد که او نیز در همان مورد مصرف کند. این نکتهای است که شاید اشتباه برداشت شده باشد. وام مختص خرید خودرا یا مسکن است؛ نمیشود قرضگیرنده در هرچه دوست داشت هزینه کند و وامگیرندهٔ نخست پس از بازپسگیری خود در هزینهٔ خودرا به کار برد. شرط، مصرف در همان مورد قرارداد است.
آیهٔ سیزده مائده؛ نقض میثاق و قساوت
«فَبِمَا نَقْضِهِم مِّيثَاقَهُمْ لَعَنَّاهُمْ وَجَعَلْنَا قُلُوبَهُمْ قَاسِيَةً ۖ يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَن مَّوَاضِعِهِ» (مائده/۱۳)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): پس به سبب پیمانشکنیشان آنان را لعنت کردیم و دلهایشان را سخت گردانیدیم؛ سخن را از جای خود تحریف میکنند.
در بحث قلب قسی نکتهای بسیار مهم ذیل آیهٔ سیزده سورهٔ مائده مانده بود. اگر کسی میثاق و عهد را بشکند، دو پیامد دارد که خداوند این دو را به خود نسبت داده است؛ چنان این قضیه نزد خدا سنگین و بد و مکروه و زشت است که میفرماید ما آنان را از رحمت خود دور میکنیم و دچار قساوت قلب میسازیم. بلافاصله میفرماید اینان به کاری بسیار زشت و ناپسند میافتند. فعل مضارع است: دائماً مشغول انحراف و تحریفاند. چه میکنند؟ «یحرفون الکلم عن مواضعه»؛ همه چیز را منحرف و تحریف میکنند. اسلام را، دین را، حقایق را، انقلاب را — همه را به رأی خود، به تفسیر خود، به نظر خود تغییر میدهند.
انحراف انقلاب؛ خطر داخلی و خارجی
یچه کسی از خطرهایی که انقلاب را به جد تهدید میکند همین انحراف انقلاب و تحریف حقایق و ارزشهای انقلابی است. باید به هوش بود. این قصه پیشتر گفته شده: در خارج به یک شکل و در داخل به شکلی دیگر؛ گاهی داخلی خطرناکترند. آرامآرام، قدم به قدم، خطبه خطبه، همچون شیطان مردم را میبرند. مثال قورباغه که در آب مینهند و آهسته گرم میکنند؛ حالیش نیست تا آب به جوش آید و باز درنمییابد.
حضرت آیتالله میرباقری میفرمود زمانی اینکه دختر و پسر خود بروند یکدیگر را در پارک یا خیابان برگزینند فاجعه شمرده میشد؛ اما اکنون به شدت عادی شده است. غرب و شیفتگان غرب در کشور — که متأسفانه بسیاریشان جزو مدیران کلاناند و برای ملت آشکار است — سر در برابر استکبار خم میکنند. شگفت آنکه شعارشان اسلامی کردن غرب است؛ در عمل فرهنگ آن سو را وارد اسلام و انقلاب میکنند و رفتهرفته صورت گرفته است. چهارشنبههای سفید نیز از حد گذشته و به جاهای دیگر کشیده که سنتهای پیشین را زیر پا میگذارد. این خطر جدی است؛ خارج از کشور یک گونه و داخل گونهای دیگر.
تحریف سخنان امام و رهبری
ارزشهای انقلاب و حرفهای امام گاه تحریف میشود؛ حرفهای رهبری مصادره به نفع خود میگردد. پارسال در فرانسه نشریهای خوانده شد؛ کتابی چاپ شده بود که انقلاب ایران را تحلیل کرده بود: اصلاً چرا امام با شاه درگیر شد؟ امام را ملایی بزرگ یاد میکند که زمینهای فراوان داشته؛ شاه گفته بیا زمین را تحویل بده، ما شاه این مملکتیم. دعوای امام و شاه را دعوای ملک و زمین شمرده و گفته مردم نفهمیدند و پشت سر امام رفتند. اراجیفی در کشورهای خارجی. از این روست که رهبری نامه به جوانان خارج مینویسد؛ میداند آن سو چه اتفاقی میافتد و چه انحرافاتی در اصل انقلاب و زوایای آن رخ میدهد. باید به هوش بود؛ حداقل در خانواده این چیز دیده نشود و فرزندان چنان بار آیند که این سم را نپذیرند.
خاطرهٔ آقای ناصری از قاضی و امام جوان
فیلم و صوتی از آقای ناصری — که در اصفهان بسیار خدمتشان میرسیدیم و از بزرگان و اساتید زمانهاند — در سالگرد ارتحال امام رحمة الله علیه خاطرهای از آشیخ عباس قوچانی، وصی آقای قاضی و شاگرد بلافصل او، نقل میکند. زمانهای قدیم، ظاهراً حدود بیست سال پیش از انقلاب ایران. یک روز امام، آیتالله سید روحالله، در سن کمتر، وارد میشود. آقای قاضی در کلاس بیستسینفره درس ولایت میداده و آقای قوچانی آنجا بوده. ناگهان میبینند این آقاسید وارد میشود. آقای قاضی جلوی حضرت امام جوان بلند میشود، بسیار احترام میکند و صدر مجلس جای میدهد. وقتی امام جلوس میفرمایند، آقای قاضی بحث را عوض میکند؛ از موضوع ولایت به قیام و وجوب قیام بر ضد ظالم میآورد. نزدیک یک ساعت بحث چنین میگذرد و همه متعجباند: آن احترام چه بود و این انحراف بحث به وجوب قیام در برابر ظلم و ظالم چه بود؟ مدام تکرار میکرد و به امام مینگریست که در شما واجب است قیام در برابر ظالم. برای همهٔ شاگردان تعجب بود. استوانهٔ توحید را میشناختند و همهٔ حرکاتش را حسابشده میدانستند. وقتی امام برخاست برود، آقای قاضی تا دم در بدرقهاش کرد.
آقای قوچانی میگوید پس از جلسه از آقای قاضی پرسیدم قصهٔ این جریان چه بود؛ این رفتار و عوض شدن بحث. آقای قاضی فرمود این سید بزرگوار توفیق پیدا میکند انقلابی کند که مهدی نتوانسته این کار را انجام دهد؛ حکومت اسلامی در ایران برقرار میکند و پس از خود به نیابت میرسد و پس از نیابت انشاءالله منجر به ظهور میشود. آقای ناصری بر منبر میگوید ما حتی پیرمرد امیدواریم.
بداء؛ عقب و جلو افتادن ظهور
البته باید گفت انشاءالله میشود؛ اما اگر درصدی نشود، برخی نگویند پس چه شد؛ مانند آنکه آیتالله بهجت فرموده بود ما پیرمرد و ریشسفیدان نیز امید داریم ظهور را ببینیم. بداء حاصل میشود: با بسیاری اتفاقات، مثلاً گناه و بهویژه نبود وحدت کلمه و نبود وحدت میان قلوب اهل ایمان، بداء حاصل میشود و ظهور دوباره عقب میافتد؛ چنانکه میتواند جلو بیفتد. انقلاب امام — ذات انقلاب — حداقل گفتهاند دویست سال ظهور را جلو انداخته؛ آیتالله بهاءالدینی فرموده بودند. دویست سال کم نیست.
سمپاشی روزمره و نتیجهٔ قساوت
همین انحرافات به عکس در میان جوانان میآید و میگویند مشتی آخوند جمع شدهاند و حکومتی تشکیل دادهاند تا جیب مردم را بچاپند؛ از این دست که روزمره شنیده میشود. چند روز پیش پراید کنار در پارک بود؛ آقایی رد شد و با تمسخر گفت حاجمیبینم پراید به شما رسیده؛ بنز و بیامو نرسیده. واقعاً گمانشان این است. وقتی با بعضیشان مینشینی، تقصیر هم از جایی ندارند؛ آنقدر سمپاشی میشود، آنقدر تحریف انقلاب صورت میگیرد، و آنقدر متأسفانه بعضی لباس روحانیت به تن خیانت کردهاند، که اینگونه میبینند و واقعاً چنین فکر میکنند.
باید از خدا خواست که جزو «یحرفون الکلم عن مواضعه» نشویم. نتیجهٔ آن چیست؟ قساوت قلب. حرامخواری و گناه و معصیت باعث میشود انسان به آن سو برود. دیگر چشم حقبین و گوش حقبین کر میشود؛ چرا؟ چون دل سنگ شده است. عاقبت به خیر شدن به برکت صلوات بر محمد و آل محمد و تعجیل فرج ایشان.
«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ»
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خدایا، بر محمد و خاندان محمد درود فرست و در فرجشان شتاب کن.
هوشیاری در برابر تحریف تدریجی
تحریف کلم عن مواضعه تن تحریف لفظ آیات نیست؛ تفسیر به رأی ارزشهای انقلاب، مصادرهٔ سخن رهبری، و عادیسازی آنچه روزی فاجعه شمرده میشد نیز از مصادیق آن است. قساوت قلب هم سبب این تحریف است و هم نتیجهٔ آن: هرچه دل سختتر، تحریف گستاختر؛ و هرچه تحریف بیشتر، دل سنگتر. راه خروج، پایبندی به میثاق، پرهیز از حرامخواری، و زنده نگه داشتن امید ظهور بدون غفلت از بداء است.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.