ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 005

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

آغاز؛ وام و قرض بانکی

به نام خداوند بخشندهٔ مهربان، و از او یاری می‌جوییم. درود بر خوانندهٔ به‌سوی خدا و پرورندهٔ آیات او.

پیرامون وام و قرض و احکام بانکی، استفتائات رهبری بررسی می‌شد. یکی از پرسش‌ها این است: اگر از مؤسسه یا بانک یا صندوقی وام یا قرض گرفته شود و آنان شرط کنند که پولی در حساب بخوابد، حکم چیست؟

شرط خواباندن پول؛ فرق عضویت و وام

اگر خواباندن پول جزو شرایط خودِ وام باشد، آن پول ربا حساب می‌شود و حرام است. اما اگر شرطِ عضو شدن در صندوق آن باشد که پولی در حساب بماند، این صورت اشکال ندارد؛ شرط وام نمی‌تواند خواباندن پول باشد، ولی شرط عضویت می‌تواند. پس از آنکه عضو صندوق شدی و پول گذاشتی و وام گرفتی، اگر شرطِ گرفتن وام این باشد که حساب مسدود شود — هر مقدار که در حساب نهاده‌ای تا پایان آخرین قسط قابل برداشت نباشد — این را نیز حرام و ربا دانسته‌اند. نه وام‌گیرنده حق دارد چنین شرطی بپذیرد و نه بانک یا مؤسسه یا صندوق حق دارد چنین کند.

قلب قسی؛ مرض رایج روزگار

بحث به قلب قسی می‌رسد؛ قلبی که دچار قساوت و سختی شده است. این مرضِ بسیاری از اهل زمانه است و نکات بر پایهٔ آیهٔ هفتاد و چهار سورهٔ بقره پیش می‌رود.

«ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُكُم مِّن بَعْدِ ذَٰلِكَ فَهِيَ كَالْحِجَارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً» (سوره بقره، آیه ۷۴)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): سپس دل‌هایتان پس از آن سخت شد؛ پس همچون سنگ است یا سخت‌تر از سنگ.

بعد از علم؛ پردهٔ آیه از علت قساوت

یکی از نکاتی که این آیه به زیبایی تمام از آن پرده برمی‌دارد، علت قسی‌القلب شدن است. می‌گوید: «ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُكُم مِّن بَعْدِ ذَٰلِكَ»؛ یعنی قساوت قلب پس از آن آمد که به علم رسیده بودید. پیش‌تر رهبری معصومی چون موسی علیه‌السلام به شما داده شده بود؛ آیات پیشین معجزات و نشانه‌ها را بررسی کرده است. در حقیقت آیه می‌گوید شما علم آن را داشتید.

تفسیر نور؛ علم منهای یقین و عمل

استاد قرائتی در تفسیر نور ذیل این آیه می‌فرماید که مقصود آن است که علم به‌تنهایی، منهای یقین، یا علم بدون عمل، فایده‌ای ندارد. علم بدون عمل، یا علم بدون ایمان، یا علم بدون پشتوانهٔ یقین، سبب قساوت قلب می‌شود. اگر عمل نکند، هرچه بیشتر بداند در مفقودات بیشتر فرو می‌رود و دچار سختی و سفتی قلب می‌شود؛ تا جایی که دیگر پای موعظهٔ دیگران نیز حاضر نیست بنشیند. چون این‌قدر شنیده و عمل نکرده که از شنیدن و دانستن خسته شده است. چنین کسی بسیار خطرناک است. باید مراقب بود؛ به‌ویژه سخنرانان که به قول آقای بهجت برخی‌شان عادت کرده‌اند فقط بشنوند و بگویند — همین — و عمل در کار نیست. این خطر بسیار بزرگی برای گویندگان است.

نقش نگین امام حسین؛ علمت فاعمل

در کتاب شریف ارشاد القلوب، صفحهٔ صد و پنجاه و یک، حدیثی آمده است. نقش خاتم امام حسین علیه‌السلام — آنچه بر نگین انگشتر می‌نویسند چکیدهٔ آن چیزی است که برای صاحبش بسیار مهم است — دو کلمه است:

«عَلِمْتَ فَاعْمَلْ» (ارشاد القلوب؛ نقش نگین امام حسین علیه‌السلام)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): یاد گرفتی؟ پس عمل کن.

یاد گرفتی؟ عالم شدی؟ پس عمل کن؛ تمام. نقش نگین ابی‌عبدالله همین است: هرچه یاد گرفتی عمل کن. غفلت از این نقش، در حالی که شاید هر روز بر مصیبت آن حضرت سینه زده شود، مایهٔ تأسف است.

غرر الحکم؛ وظیفهٔ عالم

در کتاب شریف غرر الحکم، حدیث شش هزار و صد و نود و شش، امیرالمؤمنین علیه‌السلام می‌فرماید:

«عَلَى الْعَالِمِ أَنْ يَعْمَلَ بِمَا عَلِمَ ثُمَّ يَطْلُبَ تَعَلُّمَ مَا لَمْ يَعْلَمْ» (غرر الحکم، حدیث ۶۱۹۶)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): بر عالم است که به آنچه می‌داند عمل کند؛ سپس در پی آموختن آنچه نمی‌داند برود.

این «عالم» به معنای خاص علما و مراجع نیست؛ هر کس به اندازهٔ خود علومی دارد. بر عالم فریضه است — واجب است — که آنچه می‌داند به کار بندد و عمل کند؛ سپس برود دنبال یادگیری آنچه نمی‌داند. این نکته بسیار مهم است.

نصیحت مکرر آقای بهجت

کمتر پیش آمده سائلی از آقای بهجت نصیحتی بخواهد و ایشان همین را نگفته باشد: آنچه بلدی عمل کن؛ تمام. سپس آنچه بلد نیستی را خدا به تو می‌آموزد. بارها این را گفت و گفت تا آنجا که کلیدواژهٔ راه نجات همین شد. خود ما نیز بسیار ایشان را اذیت می‌کردیم؛ هر بار که به محضرشان می‌رفتیم از سر و کله بالا می‌رفتیم که وقتی بدهد. حرفشان همواره همین بود. سرانجام کار به تهدید کشید و ایشان بر ما بانگ زد. آنچه در پایان نوشت و به ما داد باز همین بود: تو دروغ می‌گویی؛ می‌گویی نمی‌دانم چه کنم و چه نکنم؛ همان چیزهایی که بلدی عمل کن؛ تمام. اگر بدانیم، سرِ نجات همین است: همانچه بلدی را عمل کنی؛ به آن دانسته بازگرد و عمل کن؛ راه سعادت همین است. متأسفانه بسیاری جای دیگر در پی آن می‌گردند.

خطبهٔ صد و شصت و چهار نهج‌البلاغه

در خطبهٔ صد و شصت و چهار نهج‌البلاغه امیرالمؤمنین علیه‌السلام پیرامون همین قصه چه زیبا فرموده است:

«إِنَّ الْعَالِمَ الْعَامِلَ بِغَيْرِ عِلْمِهِ كَالْجَاهِلِ الْحَائِرِ الَّذِي لَا يَسْتَفِيقُ مِنْ جَهْلِهِ بَلِ الْحُجَّةُ عَلَيْهِ أَعْظَمُ وَالْحَسْرَةُ لَهُ أَلْزَمُ وَهُوَ عِنْدَ اللَّهِ أَلْوَمُ» (نهج‌البلاغه، خطبه ۱۶۴)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): همانا عالمی که به غیر علم خود عمل کند همچون نادان سرگشته‌ای است که از جهل خویش بیدار نمی‌شود؛ بلکه حجت بر او بزرگ‌تر، حسرتش لازم‌تر، و نزد خدا سزاوارترِ سرزنش است.

آن عالمی که علم دارد اما به علمش عمل نمی‌کند، مانند نادان سرگشته است؛ جهلش او را از خواب بیدار نمی‌کند. بلکه حجت بر او از دیگران بیشتر تمام شده؛ حسرتش از دیگران بیشتر است؛ و خدا بیشتر از همه او را سرزنش می‌کند، چون می‌دانست و عمل نکرد. این بسیار ترسناک است.

شدیدترین مثل‌های قرآن دربارهٔ عالم بی‌عمل

در بررسی قرآن و روایات، شدیدترین وجوه و مثل‌ها دربارهٔ کسی است که می‌داند و عمل نمی‌کند. آیهٔ صد و هفتاد و شش سورهٔ اعراف می‌گوید:

«فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ» (سوره اعراف، آیه ۱۷۶)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): پس مثل او همچون مثل سگ است.

کسی که عالم است و به سوی دنیا می‌رود و به علمش عمل نمی‌کند، مثل سگی است که زبانش را بیرون می‌آورد؛ و آیه در این باره طولانی است. یا در آیهٔ پنج سورهٔ جمعه آمده است:

«كَمَثَلِ الْحِمَارِ يَحْمِلُ أَسْفَارًا» (سوره جمعه، آیه ۵)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): همچون مثل الاغی که کتاب‌ها را حمل می‌کند.

مثل الاغی که کتاب‌ها بر او بار کرده‌اند؛ فقط کشندهٔ بار است و سختی بار را می‌کشد.

مثل‌های روایات؛ چراغ و بام و تیر و درخت

در روایات نیز پیامبر عظیم‌الشأن اسلام مثل می‌زند: عالمی که به علمش عمل نکند مثل چراغی است که خود می‌سوزد اما به دیگران نوری نمی‌دهد. حضرت عیسی علی نبیّنا و آله و علیه‌السلام می‌فرماید مثل کسی است که بر پشت‌بام چراغ روشن کرده اما اتاق‌هایش تاریک است؛ در خانه‌اش تاریک است. باز پیامبر می‌فرماید مثل تیرانداز بی‌خشاب: تیر و سلاح در دست دارد اما تیری برای افکندن ندارد و گمان می‌کند مسلح است. مولایمان علی علیه‌السلام می‌فرماید مثل درخت بی‌ثمر؛ یا مثل گنجی که از آن انفاق نشود — پیش او مانده، می‌گندد و خاک می‌خورد. امام صادق صلوات‌الله‌علیه فرمود موعظه‌ای که عالم بی‌عمل می‌کند اثری چون باران بر سنگ دارد؛ هیچ اثری در سنگ نمی‌گذارد و خشک می‌شود و می‌رود. ازاین‌رو نباید پای صحبت هر کسی نشست.

دل سنگ؛ دلیل و راه درمان

به هر حال در خطر بزرگی قرار داریم که این آیه به شدت گوشزد می‌کند: یکی از دلایل سنگ‌شدن دل آن است که به آنچه می‌دانیم عمل نمی‌کنیم. وگرنه تبدیل علم به یقین و سپس ایمان، چنان‌که گفته‌اند، در سه وجه باید کار شود. یکی ذکر مدام: همواره ذاکر ذکر باشد؛ ذکر لسانی. دوم ذکر عملی: همواره بکوشد عمل کند. سوم ذکر قلبی: همواره حضور قلب در کارهای عبادت داشته باشد. این سه را باید تمرین کرد تا یقین حاصل شود. امید آنکه عاقبت به خیر باشد؛ به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ لِفَرَجِهِمْ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خدایا، بر محمد و خاندان محمد درود فرست و در گشایش امرشان تعجیل فرما.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.