ددرس‌گفتارها

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته سلام علیکم و رحمه الله.

استفتای دیگری که از رهبر عزیزمون شده پیرامون وام و قرض و این‌ها، این هستش که ما میریم از یک صندوق قرض‌الحسنه قرضی، وامی چیزی می‌گیریم.

اون‌ها مشروط می‌کنند دادن این وام رو به اینکه شما تو صندوقی حساب باز کنید، ن تومن پول بریزید مثلا بیست ماهه، چهل، چهل و پنج ماهه چه می‌دونم شصت ماهه.

بعد این پول تا آخر دست بهش نمی‌خوره.

سودی هم بهش تعلق نمی‌گیره.

این شرط دادن وامه.

خب الان شما برید معمولا چنین هست.

آیا این وام و این قرض اشکال داره یا نه؟

چون همه مراجع فرمودن هر گونه شرطی در گرفتن وام و قرض حرام است.

آقا جوابشون این هست که اگر [مکث] در اون برگه‌ای که شما داری وام می‌گیری بالاخره یه شرgyiط داره گرفتن وام.

جزو شرایط گرفتن این قرض و این وام از این موسسه و این بانک، این هست که شما بخشی از پول رو بخوابونی، دست بهش نزنی و حالا شرطش اینه که پول قبلش بخوابونی، این میشه قرض یا وام ربوی و حرام است.

[سرفه] البته توجه بکنید فرق می‌کنه به اینکه حالا این خیلی معمولا به این دقت نمی‌کنیم.

این کار حرامه.

یعنی در حقیقت رفتن زیر بار این قرارداد حرامه و الا خود اصل قرض اشکالی نداره‌ها.

اینو متوجه باشید.

یعنی اون پولی که می‌خوابونی اونجا، این شکل گرفتن وام یا قرض حرامه و الا اون پول رو گرفتی، تحت تصرفت گرون می‌ها-- می‌تونی براش تصرف کنی.

مالک پولی، پوله هم حلاله.

اما این کار حرامه.

یعنی شما فعل حرام مرتکب شدی.

اینو با هم خلط بحث نشه.

نکته دیگه آقا فرمودن اگر نه صندوق میاد چیکار می‌کنه؟

تو توضیح همین استفتائه ها.

آقا می‌فرمایند صندوق میاد میگه آقا بیاید حساب باز کنید.

هر کی دوست داره میره حساب باز می‌کنه.

بعد میگه حالا به اون‌هایی که تو این صندوق حساب باز کردن وام میدیم یا قرض میدیم این اشکال نداره.

این بی‌اشکاله.

چون ضابطه‌ایه در داخل صندوق برای کسایی که اونجا حساب دارن.

در خصوص قلب قسی و قلبی که سخت شده یا بدتر از [نفس عمیق] سنگ شده، داشتیم تا پیرامون تازه یه دونه از آیات کار می‌کردیم.

نکته خیلی، خیلی و خیلی مهم رو به فضل الهی از این آیه امروز برداشت کنیم.

اگر دقت بفرمایید آیه هفتاد و چهار، سی بقره همون ابتداش نکته‌ای رو به دست میده.

فرمود «ثم قست قلوبکم» شما ای بنی اسرائیل سپس دل‌هاتون سنگ شد.

«من بعد ذلك» بعد از آن.

این ذلك بر می‌گرده به چی بحث ما اینجاست.

بعد چی شما دلتون سنگ شد؟

این خیلی مهمه، این موضوعیت داره.

که بعد می‌فرماید ՝ «فیک الحجاره» مثل سنگ شد دل‌هاتون «أشد قسوه» بلکه سخت‌تر و اینا.

بعد از چی شما دلتون سنگ شد؟

آیات قبل رو مرور کنید.

معجزات زمان بنی اسرائیل رو خدا ذکر کرده.

یاد کنید از اون موقعی که ما شما رو رهبری معصوم دادیم، اون همه نعمت دادیم.

من و سلوی و ترنجبین و نمی‌دونم آرامش و نجات از دست فرعون و شکافته شدن دریا و اون معجزه عصای موسی و ها؟

رهبری، رهبری پیغمبر معصوم رو به شما دادیم.

شوخی نیست.

این همه نعمت، کوه شکافته شدن کوه طور یا اینکه ابر به خواست خدا رو سر شما و شهر و دیارتون قرار می‌گرفت، سایه می‌انداخت روتون، بارون می‌بارید، برای شما خاص بود.

«ثم قست قلوبکم من بعد ذلك» بعد از این همه معجزه دل‌های شما سخت شد.

یعنی چی؟

یعنی وای به کسی که ببینه معجزات رو و لجاجت کنه.

وای به اینکه به کسی که براش عرض کنم حجت تمام بشه، ببینه با چشمش حجت رو باز انکار کنه.

این میفته به دام چی؟

قساوت قلب.

یعنی در حقیقت این نکته از این آیه بیرون میاد که باید حواسمون جمع باشه که اگر برای ما حجتی تموم میشه، معجزه‌ای می‌بینیم، چه فردی، چه اجتماعی، این مسئولیت ما رو سنگین‌تر می‌کنه.

اگه بخوایم انکار کنیم و لجاجت کنیم دچار قساوت قلب می‌شیم.

الان مثلا معجزه ما هم قرن ما چی بود؟

امام فرمود معجزه قرن انقلاب اسلامی.

ما اینو با چشممون دیدیم که یکی از علما به امام اشکال می‌کرد که بابا چی میگی شاه باید برود، شاه باید برود.

یه مستأجر از خونه‌مون نمی‌تونیم بیرون کنیم.

شما میگید باید برود.

مسخره می‌کردن بعضیا امام رو.

امام می‌فرمود ما گفتیم باید برود، باید برود و رفت.

ببینید این معجزه است واقعاً.

الان شما چقدر کشورها دچار بیداری اسلامی شدند.

همین فرانسه که الان داره بر علیه سرمایه‌داری هشتاد و چهار درصد مردمش تقریباً انقلاب کردن.

سه هفته‌ست.

چه وضعیه تو فرانسه ما موفق نمیشن.

اگرچه اونا بره سرمایه‌دار هستن بحث کاملاً لیبراله.

هیچ ربطی به مثلا معارف نداره.

نتونست.

نمی‌تونن.

ببینید این معجزه قرن شد.

خب آدم بیاد نسبت به این معجزه بی‌تفاوت باشه، لجاجت کنه، چشمشو ببنده قطعاً دچار قساوت قلب میشه.

گاهی اوقات آدم وقتی اینطوری فکر می‌کنه قربونتون برم عزیزان دلم میگه خداروشکر ما زمان اهل بیت نبودیم این يا ليتني كنت معك بحثش فرق می‌کنه.

ما میگیم كنت معك یعنی من ای کاش با تو بودم نه در زمان تو بودم.

این اشتباه نشه.

هر جا بودم ای کاش با تو بودم.

نه اینکه در زمان تو بودم.

اگه ما زمان امیرالمؤمنین بودیم سلمان یه لحظه خلط جان تو ذهنش ایجاد شد تو کوچه.

جریانشو براتون گفتم.

امیرالمؤمنین فرمود ولایتت رو تجدید کن با ما عهدت رو.

خیلی داستانا الان گاهی آقا دم می‌شه خدا رو شکر اصلاً تو زمان غیبتیم که خدا به ما سخت نگرفته انکار کنیم.

به ما خیلی خدا لطف داشته امثال من ضعیف النفسو این موقع آورده.

یه مثال بزنم استاد لوجردی این روایت رو می‌گفت فکر کنم در اصول کافی بنده حقیر دیدم که صدیر درستش بعضی صدع هم تلفظ کردن ما از اساتید شنیدیم صدیر درسته.

صدیر سیرافی از شاگردهای امام صادق سلام الله علیه بود.

این روایتو گوش بدین قشنگ متوجه میشید.

اِممم تو مسجد خودش میگه پول کلانی از حضرت دست من بود.

حالا وجوهات بود یا هرچی بود سهم امام بود.

حضرت که تشریف آوردن من برای اینکه حضرت رو امتحان کنم یه مشت از این پول رو برداشتم پنهان کردم ببینم حضرت متوجه می‌شه یا نه.

تا حضرت به من رسید فرمود صد-صدیر به من، به ما خیانت کردی.

اگرچه بعد دقت کنین مبنای خیانت رو چجوری بیان می‌کنه.

فرمود اگرچه تو قصد نداشتی عناد با ما نداشتی، قصد نداشتی که عناد و دشمنی کنی چون نمی‌خواستی این پول رو ورداری.

یعنی برداشته بودی که از ما جدا بشی و بری.

قصد دزدی نداشتی.

اما حواست نبود که آنچه علم است نزد ماست.

بعد اشاره می‌کنه به این آیه که و کل شی این آیه رو نخوندی صدیر که کل شیء احصیناه فی امام مبین.

هر چیزی تعریف شده شمارش شده در امام، امام مبین و اون مایی.

اصن همه علم در محضر ما حاضره.

حاضره نه که حاصل باشه.

حاضره.

علم حضوریه.

داشته شد میگه این امتحانی که تو از ما کردی خیانت بود.

تشر زد امام بهش.

اگر اینطوری بود اگه آدم بخواد امامشو امتحان کنه، بخواد حقایق رو نسبت بهش با دیده شک و ریب و تردید نگاه کنه، معجزات الهی اینا همش تشر داره.

تشرش رفته، رفته، رفته ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُکُمْ می‌شه.

انسان به سمتی میره که دیگه دلش چنان سفت و سخت می‌شه که هرچی هم جلوش حقایق رو ببینه انکار می‌کنه.

یکی از دلایلی که بعض از گفتن از علما وقتی آقا تشریف بیارن جلوی حضرت وایمیسن مگه علمشو نداره؟

همین انکارهاست.

فقط یاد گرفته بگه.

ولی اون علم حضوری رو نداره.

حاصل کرده فقط.

یه چیزایی تو ذهنش جمع کرده.

خیلی خطرناکه این قصه‌ها.

اگر می‌خوایم دچار قلب قسی نشیم باید چشم نبندیم به روی معجزات، به روی حکمت، حکمت بالغه الهی، به روی آیات الهی.

به سمت امام عصر توجهمون دائمی باشه.

انشاالله عاقبتمون ختم بخیر بشه.

به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

اللهم صل على محمد و آل محمد