ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 003

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

وام مشروط به خواباندن پول

استفتا شده صندوق قرض‌الحسنه وام را مشروط می‌کند به افتتاح حساب و خواباندن مبلغی برای ماه‌ها بدون سود و بدون دست‌زدن. آیا حرام است؟ مراجع هر شرطی در قرض را حرام دانسته‌اند. رهبری می‌فرماید اگر در برگهٔ وام جزو شرایط باشد که پیش از گرفتن قرض بخشی را بخوابانی، قرض ربوی و حرام است. اصل پولِ به‌دست‌آمده تحت تصرف حلال است، اما ارتکاب این قرارداد فعل حرام است؛ خلط نشود. اما اگر صندوق بگوید هر که خواست حساب باز کند و سپس به دارندگان حساب وام دهد — ضابطهٔ داخلی بدون شرط ضمن عقد قرض — بی‌اشکال است.

ثم قست قلوبکم من بعد ذلک

در قلب قسی آیهٔ هفتادوچهار بقره نکته‌ای گران دارد:

«ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُكُم مِّن بَعْدِ ذَٰلِكَ فَهِيَ كَالْحِجَارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً» (بقره، ۷۴)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): سپس دل‌هایتان پس از آن سخت شد؛ پس همچون سنگ است یا سخت‌تر.

ذلک به معجزات پیشین بنی‌اسرائیل بازمی‌گردد: رهبری معصوم، منّ و سلوی، نجات از فرعون، شکافتن دریا، عصای موسی، سایهٔ ابر و باران ویژه. پس از این همه، دل‌ها سنگ شد. یعنی وای بر کسی که معجزه ببیند و لجاجت کند؛ حجت تمام شود و انکار، به قساوت می‌انجامد. مسئولیت پس از دیدن آیت سنگین‌تر است.

معجزهٔ قرن؛ انقلاب اسلامی

امام انقلاب را معجزهٔ قرن خواند. با چشم دیده شد که کسی می‌گفت شاه باید برود و مسخره می‌کردند که مستأجر را نمی‌توان بیرون کرد؛ و رفت. بیداری‌ها در کشورها و ناتوانی جنبش‌های صرفاً لیبرالی در برابر سرمایه‌داری، عظمت آن معجزه را نشان می‌دهد. بی‌تفاوتی و بستن چشم بر آن، زمینهٔ قساوت است. «یا لیتنی کنت معک» یعنی ای کاش با تو بودم نه لزوماً در زمان تو؛ معیت خط است نه تقویم.

سدیر و امتحان امام؛ علم حضوری

سدیر سیرافی وجوهاتی از امام صادق داشت؛ برای امتحان مقداری پنهان کرد. حضرت فرمود خیانت کردی — نه از سر عناد دزدی، بلکه غفلت از آنکه علم نزد ماست. اشاره به و کل شیء أحصیناه فی إمام مبین: علم حاضر است نه فقط حاصل. امتحان امام با شک، تشر می‌آورد و راه ثم قست قلوبکم می‌گشاید. برخی علم لفظی امامت دارند و علم حضوری ندارند؛ انکارهای آینده از همینجاست. برای رهایی از قلب قسی باید چشم بر معجزات و حکمت بالغه و آیات نبسته و توجه به امام عصر دائمی باشد.

«وَكُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْنَاهُ فِي إِمَامٍ مُّبِينٍ» (یس، ۱۲)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و هر چیز را در امامی آشکار برشمرده‌ایم.

«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خدایا بر محمد و خاندان محمد درود فرست.

حرام بودن شرط نه لزوماً مال

تفکیک فعل حرام قرارداد از حلال‌بودن عین مالِ به‌دست‌آمده، ادب فقهی دقیقی است. گناه در التزام به شرط ربوی است؛ مصرف بعد، مالکیت اعتباری دارد اما مسئولیت فعل می‌ماند.

قساوت پس از اتمام حجت

سنگ‌دلی پس از دیدن آیت، کیفر لجاجت است نه ابتدای راه. هر معجزهٔ فردی یا اجتماعی مسئولیت می‌افزاید؛ انکار آگاهانه دل را از سنگ سخت‌تر می‌کند.

معیت نه تقویم

تمنای معیت حسین، تمنای بودن در خط اوست در هر عصر. غیبت بهانهٔ سستی نیست؛ لطف به ضعفاست اگر چشم بر حجج زمانه بسته نشود.

ضابطهٔ داخلی صندوق در برابر شرط ضمن عقد

تفاوت ظریف فتوا این است: دعوت عمومی به افتتاح حساب و سپس وام‌دادن به اعضا، ضابطه است؛ گنجاندن خواباندن پول به‌عنوان شرطِ خودِ قرض، رباست. دقت در متن قرارداد، مرز حلال و حرام را روشن می‌کند.

مرور نعمات پیش از قساوت

آیات پیش از «ثم قست» کارنامهٔ نعمت است: نجات، غذای آسمانی، رهبری معصوم، سایه و باران ویژه. سنگ‌شدن دل پس از این کارنامه، کیفر لجاجت است. هر نسلی کارنامهٔ خود را دارد؛ انقلاب کارنامهٔ این قرن است.

بیداری‌ها و ناتوانی الگوهای صرف مادی

بسیاری از خیزش‌ها بدون ریشهٔ معرفتی به بن‌بست لیبرالی می‌رسند؛ معجزهٔ انقلاب از سنخ دیگری بود. بستن چشم بر این تفاوت، همان لجاجت بنی‌اسرائیل پس از آیت است به زبان امروز.

حاضر بودن علم نزد امام

فرق علم حاصل و علم حاضر در داستان سدیر روشن می‌شود. پنهان‌کردن برای آزمون، غفلت از حضور علم است. شکِ برنامه‌ریزی‌شده به حجت، بذر قساوت می‌کارد؛ توجه دائمی به امام عصر پادزهر آن است.

لفظ امامت بدون حضور",

"دانستن اصطلاحات امامت بدون علم حضوری، خطر انکار هنگام ظهور را می‌افزاید. قلب قسی از انباشت لفظ و تهی‌بودن شهود ساخته می‌شود؛ علاج، گشودن چشم بر آیات و حکمت بالغه است نه افزودن حفظیات.

لفظ امامت بدون حضور

دانستن اصطلاحات امامت بدون علم حضوری، خطر انکار هنگام ظهور را می‌افزاید. قلب قسی از انباشت لفظ و تهی‌بودن شهود ساخته می‌شود؛ علاج، گشودن چشم بر آیات و حکمت بالغه است نه افزودن حفظیات.

مسئولیت دیدن آیت اجتماعی

انقلاب چون آیت اجتماعی دیده شد، انکارش قساوت می‌آورد همان‌گونه که انکار شکافتن دریا آورد. مسخره‌کردن پیشگویی سقوط طاغوت، نمونهٔ لجاجت پیش از وقوع است؛ پس از وقوع، بستن چشم همان لجاجت را ادامه می‌دهد.

تجدید عهد ولایت

داستان خطور سلمان و امر به تجدید ولایت نشان می‌دهد حتی اولیا از مراقبت غافل نمی‌مانند. در غیبت، سختی تکلیف کمتر نیست؛ نوع امتحان عوض می‌شود: دیدن حجج زمانه و نسپردن دل به شک.

خیانتِ آزمون نه دزدی مال

امام به سدیر نگفت دزدیدی؛ گفت غافل شدی که علم نزد ما حاضر است. انگیزهٔ آزمون، خیانت معرفتی است. این نمط شکاکیتِ برنامه‌ریزی‌شده، دل را به‌سوی قساوت می‌برد.

جمع حکم وام و درس قساوت

دقت در شرط قرارداد، چشم‌گشودن بر جزئیات حکم است؛ چشم‌گشودن بر معجزهٔ قرن، چشم‌گشودن بر کلیات هدایت. هر دو ضد غفلت‌اند. قلب قسی از ریز و درشت حجج روی برمی‌تابد. توجه دائمی به حجت عصر، پادزهر قساوت پس از دیدن آیات است.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.