ددرس‌گفتارها

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته سلام علیکم و رحمة الله.

یه سوالی از دفتر آقا شده که بعضی از بانک‌ها که وام ربوی میدن مثلاً یعنی مسجل بشه که این بانک وام ربوی میده.

بعد ما هم به شدت نیازمندیم که این وام رو بگیریم، در حالت اضطرار هستیم.

یک، آیا حالت اضطرار اجازه میده؟

یعنی میشه انسان در این حالت که مضطر هست بالاخره این وام ربوی رو بگیره؟

مثلاً بانک اعلام می‌کنه آقا در قبال انقدر وام که بهتون میدیم، انقدر اضافه باید بدی.

نکته دوم اینکه اگر اشکال داره آیا حاکم شرع و مجتهد ما اینا می‌تونن اذن بدن؟

یعنی با اذن اون‌ها این حرمت برداشته می‌شه.

آقا فرمودن که اولاً وقتی که گرفتن وام ربوی حرام بود حتی حاکم شرع هم نمی‌تونه این حرام رو برداره چون حرامه دیگه.

فقه هست، دستور شارع مقدس است و حاکم شرع و مجتهد هم نمی‌تونه حرام رو حلال، حلال اعلام کنه.

اما اینکه شما خودت به حالت اضطرار رسیدی اگرچه حرمت اون وام برقراره اما شما که به حالت اضطرار رسیدی و بعضا در حالت اضطرار مضطر واقعی حرام حلال می‌شه، اون رو آقا فرمودن شما وام رو بگیر اما قصد دادن اون پول اضافه رو نداشته باش.

شما قسطت رو بر اساس اون حالا چیزی که می‌بندن شروع کن به دادن اما قصد دادن اون پول اضافه رو نداشته باش چون بالاخره اون پول اضافه حرمت براش تعلق می‌گیره.

اما در خصوص قلب قسی یا قساوت قلب عرض کردیم یکی از آیات، آیه هفتاد و چهار سوره بقره بود.

اولین آیه ای که مورد مداقه قرار دادیم.

یه بار دیگه از نورانیتش استفاده کنیم که در این آیه خدا می‌فرماید «ثم قست قلوبکم من بعد ذلك» بعد از اون همه معجزات که دیدید که حالا این معجزات رو بعداً باید بررسی کنیم، دل‌های شما س-سفت شد، سخت شد، قسی شد.

"فهی كالھجاره" مثل سنگ "أو أشد قسوة" بلکه شدیدتر از سنگ.

حالا اینجا یه نکته‌ای که الان امروز روش بحث کنیم و برداشت کنیم اینکه وقتی خدا اول می‌فرماید "کالهجاره" بعد می‌فرماید "أو أشد قسوة" نشون میده که قساوت قلب هم مرحله به مرحله است.

یعنی اینطور نیست که طرف به یکباره قسی القلب بشه که.

ابتدا اینطوری نیست.

که اما اینکه بعدش هم خدا می‌فرماید که «وإن من الحجارة لما يتفجر منه الأنهار» از بعضی از سنگ‌ها آب می‌جوشه اما بعضیاشون هم نه، آب نمی‌جوشه.

سنگه اما آب ازش نمی‌جوشه.

سنگه اما ازش آب می‌جوشه.

در هر حال این‌ها با هم فرق می‌کنند.

سنگ‌ها با هم فرق می‌کنند.

بعضیا از زیرش آب می‌جوشه بعضیا می‌فرماید «وإن منها لما يشقق فيخرج منه الماء» خودش پاره پاره می‌شه، تیکه تیکه می‌شه سنگ و از دلش آب می‌جوشه.

این‌ها با هم فرق می‌کنند.

مراحل قساوت قلب، اصلاً مراحل انسان در این طبیعت سیری که داره متفاوته.

می‌دونید ما زندگیمون چهار مرحله داره دیگه.

مرحله جمادی‌ست و که اینجا خدا به این مرحله داره اشاره می‌کنه که متوقف شدن بعضیا تو همین مرحله firstly مثل سنگ شدن "أو أشد" بلکه بدتر از سنگ.

همین آیه هفتاد و چهار سوره بقره داره به مرحله جمادی بودن انسان‌ها اشاره می‌کنه که می‌فرماید هیچ هدف و دغدغه‌ای ندارن.

وجودشون جمود صرفه.

هیچ دغدغه‌ای ندارن.

جمادی فکر می‌کنند و زندگی می‌کنند.

مرحله بعدی که یه مرحله از این بالاتره اما کامل نیست، مرحله نباتی زندگیه که اینجا دغدغه‌ای جز گرفتن قف-غذا و آب از زمین و عرض کنم رسیدن به اندام و جسم و زیبایی ظاهر و پوشش و این‌ها ندارن.

فقط دغدغه‌شون همین چیزاست.

به موهاشون ساعت‌ها می‌رسن، ناخن می‌ذارن، آرایش.

دا-فقط به وجود ظاهرشون می‌پردازن.

این‌ها وجودشون چیه؟

صرفاً نباتیه.

اونجایی قرآن به این نوع یا مرحله زندگی انسان اشاره کرده، آیه بیست و هشت، بیست و شش سوره ابراهیمه.

می‌فرماید «ومثل كلمة خبيثة» مثال کلمه خبيثة «کشجرة خبيثة» مثل درخت خبيثه است.

«اصطدت من فوق الأرض ما لها من قرار» که او رو زمین پخش شده اما ریشه نداره.

بی‌قرار هم هست.

با یه بادی پخش و پلا می‌شه رو همون زمین.

اگرچه حجم زیادی از زمین رو به خودش گرفته مثل ولایت طاغوت که الان زمین رو پر کرده ظاهراً اما ریشه‌ای نداره.

اینجا اشاره به همون حالت یعنی مرحله نباتی زندگی کرده خدا در این آیه که در حقیقت انسان ثبات و قراری نداره در این مرحله فقط به ظاهرش می‌پردازه.

مرحله بعدی زندگی حیوانیه که اینجا البته دغدغه‌ش یه مقدار فراتر از فقط خودش میره.

به دیگران، به خونوادش هم می‌پردازه اما با دو-دزدی.

دزدی می‌کنه به خونوادش برسه یا از مرزهای خودش حراست می‌کنه اما از مرزهای به ناحق گرفته‌ش مثل اسرائیل.

یا بار می‌کشه برای صاحبانش اما صاحبان حاکمان ظلم و جور.

یعنی برای دیگران هم کار می‌کنه.

برای خونواده‌ش هم به فکر خونو-- اما از راه غیر شریعت این تو حالت چی قرار گرفته؟

میگن مرحله حیوانی زندگیه اینجا، اینجا.

که حالا آیه‌ای که مثلاً زیاده آیه، آیه‌ای که تبرکاً عرض می‌کنم بهش اشاره شده چهل و چهار سوره فرقان فرمود "أم تحسب أن أكثرهم يسمعون أو يعقلون".

تو گمان می‌کنی که این‌ها بیشترشون می‌شنون یا می‌اندیشند؟

"إن هم إلا كالأنعام".

بلکه این‌ها نیستند مگر چی؟

چهارپایان.

حیوونن اینا.

بدتر از اون اینه میفرماید "بل هم أبل سبيلا".

بلکه این‌ها گمراه‌ترن.

راهشون گمراه‌تر از حیوانات شده.

حیوانات هم دیگه خیلیاشون تعدی نمی‌کنن از حدود خودشون.

سیر شد دیگه ول می‌کنه.

وقتی یه شیر یه چیز حیوونی رو صید می‌کنه، یه مقدار که خورد سیر شد دیگه ولش می‌کنه.

نمی‌بره ذخیرش کنه برای خودش.

ولش می‌کنه لاشخورها بیان سراغش.

اما اینا بدتر از حیوان شدن.

همه چی رو برای خودشون می‌خوان.

فقط و فقط خودشون.

این مرحله حیوانی انسانه.

مرحله بعدی انسانیت انسانه.

مرحله انسانی که ما باید زور بزنیم به اون حالت برسونیم قصه رو که در قرآن معمولاً جاهایی که میگه "إن الذين آمنوا وعملوا الصالحات" اونجاهایی که بحث متقین است، بحث خاشعين است، بحث صالحین است، مقربون است.

این‌ها همون کسانی‌اند که به مرحله چهارم و نهایی زندگی که مرحله انسانیت است، رسیدن.

اما خب اون هم حد یقف نداره دیگه.

مراحلش بسیار گسترده و حد یقف نداره.

انشاالله که عاقبتمون ختم بخیر بشه به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

اللهم صل على محمد وآل محمد.