ددرس‌گفتارها

بسم الله الرحمن الرحیم و به این استعین.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته.

السلام علیکم و رحمه الله.

استفتا شده از رهبر عزیزمون که آیا در بانک‌هایی که برای ما مسجل شده این بانک‌ها کارشون کار ربوی‌ست و حالا وام و قرض و این‌هاشون همه به صورت ربوی یعنی کاری که تو اون بانک صورت می‌گیره از نوع حرام و ربا و این‌هاست.

آیا اجازه داریم توی اون بانک‌ها که سیستم کاری‌شون این شکلیه ما قرض بدیم به اون بانک یا از بانک قرض بگیریم؟

وام نه ها قرض، قرض‌الحسنه یا بدیم بعضی بانک‌ها هستن قرض‌الحسنه از شما می‌گیرن که مثلاً دعاییشون اینه که خب اینو میدیم به نیازمند قرض میدیم با سیستم قرض‌الحسنه.

اجازه هست؟

رهبری فرمودن که اگر صرفاً قرض‌الحسنه باشه، یعنی شما اون پولی که می‌ذاری واقعاً قرض‌الحسنه بذاری، هیچ سودی نخواهی گرفت و به تبعش سودی نخوان بهت بدن.

یا اگرم پولی خودت گرفتی صرفاً قرضی باشه قرض‌الحسنه محض باشه.

قرض ربوی نباشه که تعریفش رو داره اسلام این اشکال نداره.

ولو سیستم اون بانک دادن ربا و اینجور چیزام باشه.

اما چون شما قرض میدی و قرض هم می‌گیری اشکال نداره.

خب یکی دیگه از قلب‌ها که دهمین نوع قلب در قرآن هست ما دیگه از قلب سلیم که نهمین قلب بود بررسی می‌کردیم گذشتیم دیگه.

نکاتی رو عرض کردیم.

به فضل الهی عنوان دیگه‌ای از قلب در قرآن رو بحث می‌کنیم درباره‌ش آیاتش رو مرور می‌کنیم.

ذیلش روایات رو می‌بینیم به نام قلب قسی با قاف و سه دندونه.

قلبی که قساوت گرفته، سخت شده، محکم شده، این سفت شده.

ببینیم آیاتی که پیرامونش اومده در قرآن چگونه است.

یکی از ترجمه‌های نوع قلب در قرآن مثلاً در آیه هفتاد و چهار سوره بقره این چنین اومده: "ثم قصد قلوبهم" "ثم قصد قلوبهم" فرمود که اینا چون آیات قبلش برمی‌گرده به معجزاتی که بنی اسرائیل دیده بودن میگه با اینکه اینا این همه معجزه دیدن "ثم قصد قلوبهم قلوبکم" خطاب قرار داده ما رو که شما با همه این معجزات باز همچنان سخت دل شدید.

"قصد قلوبکم من بعد ذلك" بعد از اون همه معجزات "فهی کالحجارة" کأنه دل‌های شما مثل سنگه "کالحجارة" تعبیر قرآن این چنین است "أو أشد قسوة أشد قسوة" بلکه شدیدتر از سنگ.

بعضیا دیگه دل سنگ‌تر از سنگ میشن.

عجیبه تعبیر قرآن.

بعد حالا قرآن این چنین برای خودش، برای بیان خودش، اه شاهد میاره یا دلیل میاره.

مثل اینکه ما نقد می‌کنیم بی‌اساس نقد می‌کنیم، دلیل و شاهدی نداریم فقط یه چیزی شنیدیم.

اما قرآن میگه ما دلیل داریم براش میگیم از سنگ سفت‌تره دل شما.

چرا؟

می‌فرماید "وإن من الحجارة لما يتفجر منه الأنهار" بعضی از سنگ‌ها هستن که آب می‌جوشه ازشون.

اما دل شما انقدر سخت شده، سفت شده، هیچ جوششی نداره.

بعد می‌فرماید "وإن منها لما يشقق فيخرج منه الماء" تازه بعضی از سنگ‌ها هستن که اصلاً متلاشی میشن.

"يشقق" اینا اصلاً می‌ترکن، پخش میشن، تیکه تیکه میشن باز ازشون آب می‌زنه بیرون.

ولی شما اصلاً دلتون این به این راه‌ها نمیره.

"وإن" تازه خیلی جالب نوع بعدی رو می‌فرماید "وإن منها لما يهبط من خشية الله" از این سنگ‌هایی که ما داریم مثال می‌زنیم یه نوعش هست به شما میگیم که این سنگ‌ها چی؟

"يهبط" می‌افتند "من خشية الله" از ترس خدا، از خشیت خدا که حالا تو ب- قلب خاشع ما فرق خشیت رو با خوف گفتیم.

از خشیت خدا می‌افتند.

یعنی این سنگ‌هایی که ما به ظاهر می‌بینیم از کوه افتاد، یهو کوه منفجر شد یا زلزله اومد سنگ افتاد.

ظاهراً قصه طبیعت است و دگرگونی در زمین و مثلاً آتشفشان و زلزله و این‌ها.

اما حقیقت باطنش قرآن داره می‌فرماید "يهبط من خشية الله" این سنگ‌هایی که میفتن از خشیت خدا میفتن.

با این حال میگه که شما دلتون اصلاً به سمت خدا سجود و کرنش و افتاده‌ای نداره.

پس برای همین می‌فرماید "أو أشد قسوة" بلکه سخت‌تر است از سنگ دل‌های شما و آخرش یه خطاب خیلی خطرناکی خدا داره که "وم الله بغافل مما تعملون" خدا غافل نیست از اونچه که شما عمل می‌کنید.

که حالا مفسرین بعضی مثلاً قراعی در تفسیر سوره نورش این رو داروی سخت‌دلی و قساوت قلب معرفی کرده.

می‌فرماید اینکه خدا آخرش می‌فرماید "وم الله بغافل مما تعملون" خدا درسته تشر زده به قول آقای مکارم دیدم تفسیرشون می‌فرماید این تشر خیلی جدی و خطرناک خداست.

برای هر کسی که مثل بنی‌اس- بنی‌اسرائیل بهانه بگیره، معجزات رو ببینه، ایمان نیاره، دلش سنگ بشه.

اما آقای قراعی می‌فرماید اتفاقاً این یک دلیل یعنی خدا انتهای آیه با یک لطائف الیگلی داره داروی قساوت قلب رو بیان می‌کنه.

می‌فرماید داروی قساوت قلب چیه؟

توجه به علم خدا.

این که بدونی "وما الله" خدا این چنین نیست.

چی؟

"بغافل" غافل نیست.

"اما تعملون" به اونچه که شما عمل می‌کنید.

تو surah عرض کنم فکر کنم هفتاد و یک اسرا باشه حالا.

شک از منه که "فسیر الله عملکم و رسوله والمؤمنون" قبلاً بحث کردیم که پس قطعاً خدا و پیغمبر و مؤمنون که اهل بیت‌اند، آن به آن عمل شما رو می‌بینند.

"فسیر الله".

"یر الله" می‌بینند نه اینکه بدانند‌ ها.

اون دیگه خیلی بالاتر از دانستن است، دیدن است.

وقتی انسان اینطوری متوجه قصه شد خیلی دیگه مراقب میشه کاری نکنه که س-- دلش به سمت این چنین قساوت بره.

حالا انواع سنگ رو اگه شما دقت کرده باشید تو همین آیه به نظر سه نوع سنگ رو خدا بیان کرده.

یه نوع سنگی که ازش آب می‌جوشه.

اممم ازش آب بیرون میاد.

جوشش حالا یا خودش متلاشی میشه و از زیرش بالاخره آب می‌جوشه ازش.

یه خیری از این سنگ سر می‌زنه که متاسفانه قلب امثال من که سخت شده، سفت شده هیچ خیری انگار ازش نیست.

هیچ جوششی نداره.

نوع دوم خیلی جالبه که میگه افتادن این سنگ‌ها از رو خشیته.

یعنی سجود دارن در برابر خدا خشیت در دلشونه.

در دل این سنگ‌ها خشیت هست.

کسی که دلش خالی از خشیت خداست از سنگ هم پست‌تره.

و نوع سوم فرمود همون حالت تکوینی که در سنگ‌ها وجود داره که "یسبح لله ما في السماوات وما..." یعنی نه فقط خشیت دارن میگه "یهبط" می‌افتن.

یعنی شاید این افتادنشون ذکرشونه.

نمی‌دونیم.

اما در هر حال در حال تسبیح‌اند.

اما دل ما هیچ تسبیحی نداره، هیچ خروجی‌ای نداره.

ببینید این یکی از آیاتیه که حالا من فقط ترجمه ظاهری کردم هنوز ورود به بحث و بررسی تفاسیر و نکات شارحی نکردم.

انشاالله روزهای بعد چند آیه هم هست.

ما فقط به ظاهر آیه بسنده کردیم، توجه کردیم دیدیم عجب چه اسراری در این عالم هست و چه سیری رو ما باید طی کنیم از جمادی به نباتی، به حیوانی و انسانی این سیر زندگی باید سیر کنیم به انسانیت برسیم و ما تو همون متاسفانه جمادیش که سنگ زندگی کردن سنگی یا بدتر از سنگ موندیم.

چرا؟

چون دل قساوت پیدا کرده.

حالا اینا مصداق‌هاشو باید پیدا کرد.

مثال‌هایی که خدا می‌زنه ممثل داره، ممثل‌هاشو باید پیدا کرد و مراقب بود که خدا نکرد ما دلمون به اون حالت نره که الان بعضیا واقعاً اینطوری شدن.

بچه‌های یمن دارن از گرسنگی می‌میرن.

بچه مثلاً هشت نه ساله می‌بینی ده کیلو دوازده کیلو وزنشه می‌میره از گرسنگی.

اصلاً عین خیالش نیست.

اصلاً ککش هم نمی‌گیرزه.

تازه اعتراض هم داره که چرا صندوق کمک به یمن دارید می‌ذارید و مگه تو مملکت خودمون فقیر نیست؟

خیر بسم الله اگه راست میگی تو همین مملکت خودمون کمک کن.

چرا کمک نمی‌کنی؟

چرا عید که می‌شه میلیاردها دلار صرف کشورهای اروپایی و خارجی و یللی تللی و عشق و عشق و عیش و نوشتون می‌شه هیچی نیست.

ولی تا اربعین می‌شه پولا رو سرازیر کنین برای فقرا.

اینطوری بحث می‌شه.

اصلاً عین خیال نیست.

سنگ شده چنان دل‌ها که هیچ با هیچ چیزی تکون نمی‌خوره.

انشاالله که عاقبتمون ختم بخیر بشه به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم