ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 001

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

استفتای قرض‌الحسنه در بانک ربوی

از رهبر عزیزمان استفتا شده است که آیا در بانک‌هایی که برای ما مسجل شده کارشان کار ربوی است و وام و قرضشان همه به صورت ربوی است — یعنی کاری که در آن بانک صورت می‌گیرد از نوع حرام و رباست — آیا اجازه داریم در آن بانک‌ها که سیستم کاری‌شان این‌گونه است قرض بدهیم به آن بانک یا از بانک قرض بگیریم؟ مقصود وام نیست؛ قرض، قرض‌الحسنه. برخی بانک‌ها هستند که قرض‌الحسنه از شما می‌گیرند؛ دعوی‌شان این است که این را به نیازمند با سیستم قرض‌الحسنه می‌دهیم. اجازه هست؟ رهبری فرموده‌اند که اگر صرفاً قرض‌الحسنه باشد — یعنی آن پولی که می‌گذاری واقعاً قرض‌الحسنه بگذاری، هیچ سودی نخواهی گرفت و به تبع سودی نخواهند به تو بدهند؛ یا اگر پولی خودت گرفتی صرفاً قرضی باشد، قرض‌الحسنهٔ محض باشد، قرض ربوی نباشد که تعریفش را اسلام دارد — این اشکال ندارد؛ ولو سیستم آن بانک دادن ربا و از این قبیل باشد. اما چون تو قرض می‌دهی و قرض هم می‌گیری اشکال ندارد.

دهمین نوع قلب؛ قلب قسی

یکی دیگر از قلب‌ها که دهمین نوع قلب در قرآن است — از قلب سلیم که نهمین قلب بود بررسی کردیم و گذشتیم و نکاتی گفته شد — به فضل الهی عنوان دیگری از قلب در قرآن را بحث می‌کنیم؛ آیاتش را مرور و ذیلش روایات را می‌بینیم: به نام قلب قسی با قاف. قلبی که قساوت گرفته، سخت شده، محکم شده، سفت شده. ببینیم آیاتی که پیرامونش در قرآن آمده چگونه است.

یکی از ترجمه‌های نوع قلب در قرآن مثلاً در آیهٔ هفتادوچهار سورهٔ بقره چنین آمده است.

«ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُكُم مِّن بَعْدِ ذَٰلِكَ فَهِيَ كَالْحِجَارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً ۚ وَإِنَّ مِنَ الْحِجَارَةِ لَمَا يَتَفَجَّرُ مِنْهُ الْأَنْهَارُ ۚ وَإِنَّ مِنْهَا لَمَا يَشَّقَّقُ فَيَخْرُجُ مِنْهُ الْمَاءُ ۚ وَإِنَّ مِنْهَا لَمَا يَهْبِطُ مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ ۗ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ» (بقره/۷۴)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): سپس دل‌هایتان پس از آن سخت شد؛ پس همچون سنگ‌هاست یا سخت‌تر. و همانا از سنگ‌هاست آنچه جوی‌ها از آن می‌جوشد؛ و از آن‌هاست آنچه شکاف برمی‌دارد و آب از آن بیرون می‌آید؛ و از آن‌هاست آنچه از خشیت خدا فرو می‌افتد؛ و خدا از آنچه عمل می‌کنید غافل نیست.

ثم قست قلوبکم — فرمود اینان چون آیات پیش به معجزاتی بازمی‌گردد که بنی‌اسرائیل دیده بودند، می‌گوید با آنکه این‌همه معجزه دیدند، ثم قست قلوبکم؛ خطاب کرده ما را که شما با همهٔ این معجزات باز همچنان سخت‌دل شدید. قست قلوبکم من بعد ذلک — بعد از آن‌همه معجزات — فهی کالحجارة؛ کأنّه دل‌های شما مثل سنگ است. تعبیر قرآن چنین است: أو أشد قسوة — بلکه شدیدتر از سنگ. برخی دیگر دل سنگ‌تر از سنگ می‌شوند. تعبیر قرآن عجیب است.

دلیل قرآن بر سخت‌تر بودن دل از سنگ

قرآن برای بیان خود شاهد و دلیل می‌آورد. مثل آنکه ما بی‌اساس نقد کنیم و دلیل و شاهدی نداشته باشیم و فقط چیزی شنیده باشیم؛ اما قرآن می‌گوید ما دلیل داریم که می‌گوییم از سنگ سفت‌تر است دل شما. چرا؟ می‌فرماید وإن من الحجارة لما یتفجر منه الأنهار — بعضی از سنگ‌ها هستند که آب از آن‌ها می‌جوشد؛ اما دل چنان سخت و سفت شده که هیچ جوششی ندارد. بعد می‌فرماید وإن منها لما یشقق فیخرج منه الماء — تازه بعضی از سنگ‌ها هستند که اصلاً متلاشی می‌شوند؛ یشقق — می‌ترکند، پخش می‌شوند، تکه‌تکه می‌شوند و باز از آن‌ها آب می‌زند بیرون؛ ولی دل اصلاً به این راه‌ها نمی‌رود.

وإن — تازه بسیار جالب نوع بعدی را می‌فرماید — وإن منها لما یهبط من خشیة الله. از این سنگ‌هایی که مثال می‌زنیم نوعی هست که یهبط — می‌افتند — من خشیة الله؛ از ترس خدا، از خشیت خدا که در بحث قلب خاشع فرق خشیت با خوف گفته شد. از خشیت خدا می‌افتند. یعنی این سنگ‌هایی که به ظاهر می‌بینیم از کوه افتاد، ناگاه کوه منفجر شد یا زلزله آمد و سنگ افتاد — ظاهراً قصهٔ طبیعت است و دگرگونی در زمین و مثلاً آتشفشان و زلزله — اما حقیقت باطنش قرآن می‌فرماید یهبط من خشیة الله؛ این سنگ‌هایی که می‌افتند از خشیت خدا می‌افتند. با این حال می‌گوید دل شما اصلاً به سمت خدا سجود و کرنش و افتادگی ندارد. پس برای همین می‌فرماید أو أشد قسوة — بلکه سخت‌تر است از سنگ دل‌های شما.

وما الله بغافل؛ داروی قساوت

و آخرش یک خطاب بسیار خطرناک خدا دارد: وما الله بغافل مما تعملون — خدا غافل نیست از آنچه شما عمل می‌کنید. مفسران برخی — مثلاً آقای قرائتی در تفسیر نور — این را داروی سخت‌دلی و قساوت قلب معرفی کرده‌اند. می‌فرماید اینکه خدا آخر می‌فرماید وما الله بغافل مما تعملون، درست است که تذکر زده؛ به قول آقای مکارم در تفسیرشان این تذکر بسیار جدی و خطرناک خداست برای هر کسی که مثل بنی‌اسرائیل بهانه بگیرد، معجزات را ببیند، ایمان نیاورد، دلش سنگ شود. اما آقای قرائتی می‌فرماید اتفاقاً این یک دلیل است؛ یعنی خدا انتهای آیک با لطافتی داروی قساوت قلب را بیان می‌کند. می‌فرماید داروی قساوت قلب چیست؟ توجه به علم خدا؛ اینکه بدانی وما الله — خدا چنین نیست که بغافل باشد عما تعملون — به آنچه عمل می‌کنید.

«وَقُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ» (توبه/۱۰۵)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و بگو عمل کنید؛ پس به‌زودی خدا و رسول او و مؤمنان عمل شما را خواهند دید.

پیش‌تر بحث کردیم که پس قطعاً خدا و پیغمبر و مؤمنون که اهل‌بیت‌اند آن‌به‌آن عمل شما را می‌بینند. یرَی — می‌بینند؛ نه اینکه بدانند. آن دیگر بسیار بالاتر از دانستن است؛ دیدن است. وقتی انسان این‌گونه متوجه قصه شد، بسیار مراقب می‌شود کاری نکند که دلش به چنین قساوتی برود.

سه نوع سنگ و سیر جمادی تا انسانی

انواع سنگ را اگر دقت کرده باشید در همین آیک به نظر سه نوع سنگ خدا بیان کرده است. یک نوع سنگی که از آن آب می‌جوشد، از آن آب بیرون می‌آید؛ جوشش — یا خودش متلاشی می‌شود و از زیرش آب می‌جوشد. خیری از این سنگ سر می‌زند که متأسفانه قلب سخت‌شده هیچ خیری انگار از آن نیست؛ هیچ جوششی ندارد. نوع دوم بسیار جالب است که می‌گوید افتادن این سنگ‌ها از روی خشیت است؛ یعنی سجود دارند در برابر خدا و خشیت در دلشان است. در دل این سنگ‌ها خشیت هست. کسی که دلش خالی از خشیت خداست از سنگ هم پست‌تر است. و نوع سوم فرمود همان حالت تکوینی که در سنگ‌ها وجود دارد که یسبح لله ما فی السماوات... — یعنی نه فقط خشیت دارند؛ می‌گوید یهبط می‌افتند؛ یعنی شاید این افتادنشان ذکرشان است؛ نمی‌دانیم. اما در هر حال در حال تسبیح‌اند. اما دل گاه هیچ تسبیحی ندارد، هیچ خروجی‌ای ندارد.

این یکی از آیاتی است که فقط ترجمهٔ ظاهری شد؛ هنوز ورود به بحث و بررسی تفاسیر و نکات شارحی نشده. ان‌شاءالله روزهای بعد چند آیک هم هست. فقط به ظاهر آیک بسنده شد و دیده شد عجب چه اسراری در این عالم هست و چه سیری را باید طی کنیم از جمادی به نباتی، به حیوانی و انسانی؛ این سیر زندگی باید سیر کنیم تا به انسانیت برسیم؛ و متأسفانه در همان جمادی‌اش که سنگ زندگی کردن سنگی یا بدتر از سنگ مانده‌ایم. چرا؟ چون دل قساوت پیدا کرده. این‌ها مصداق‌هایش را باید پیدا کرد. مثال‌هایی که خدا می‌زند ممثل دارد؛ ممثل‌ها را باید یافت و مراقب بود که دل به آن حالت نرود که اکنون برخی واقعاً این‌گونه‌اند.

مصداق امروز؛ سنگ‌دلی در برابر رنج

بچه‌های یمن دارند از گرسنگی می‌میرند. بچهٔ مثلاً هشت‌نه‌ساله می‌بینی ده کیلو دوازده کیلو وزن دارد و از گرسنگی می‌میرد. اصلاً عین خیال نیست؛ اصلاً کک هم نمی‌گزد. تازه اعتراض هم دارد که چرا صندوق کمک به یمن می‌گذارید و مگر در مملکت خودمان فقیر نیست؟ خیر؛ بسم‌الله اگر راست می‌گویی در همین مملکت خودمان کمک کن. چرا کمک نمی‌کنی؟ چرا عید که می‌شود میلیاردها دلار صرف کشورهای اروپایی و خارجی و عیش و نوش می‌شود هیچی نیست؛ ولی تا اربعین می‌شود پول‌ها را سرازیر کنید برای فقرا — این‌طور بحث می‌شود. اصلاً عین خیال نیست. سنگ شده چنان دل‌ها که با هیچ چیز تکان نمی‌خورد. ان‌شاءالله که عاقبت ختم به خیر شود به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.