ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 009

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

پذیرش امام و رد نایب؛ ولایت ناقص

اگر کسی امام زمان را بپذیرد اما نایب او را نپذیرد، ولایتش کامل نیست. از جهت شرعی و فقهی، اگر کسی مرجع تقلید نداشته باشد — یعنی به فرامین ولی‌فقیه حتی در شرع توجه نکند و به مجتهد که نمایندهٔ عام امام عصر است رجوع نکند — نمازهایش شرعاً باطل است و واجبات از او پذیرفته نمی‌شود.

تصور کنید کسانی که مسلم برای بیعت ابی‌عبدالله به کوفه رفت، بگویند ما امام حسین را می‌خواهیم با تو کاری نداریم؛ تا امام حسین نیاید با تو کاری نداریم. آیا این معقول و درست است؟ خیر؛ غلط است. یکی از وجوه کشته شدن مسلم و برپایی کربلا همین بود که برخی گفتند تا حسین نیاید با نایبش کاری نداریم. این مخالفت با خود امام است. نمی‌شود پاره‌ای از دین را پذیرفت و پاره‌ای را نه؛ چنان‌که یهود پاره‌ای آیات را گرفتند و پاره‌ای را نه. دین بستهٔ کامل است.

حدیث جعلی رفع قلم در نهم ربیع

حدیثی که متأسفانه به عنوان رفع قلم در نهم ربیع جعل شده و برخی امروز را به آن بهانه عید می‌گیرند، کاملاً جعلی و بدعت است؛ افزودن چیزی که در اسلام نیست. اگر کسی بگوید فلان عالم چنین گفته، پاسخ این است که باید پشت سر نایب امام عصر و مراجع حرکت کرد. بررسی نظرات مراجع نشان می‌دهد هیچ‌یک از فقهای امامیه چنین چیزی را قبول ندارند؛ رهبر معظم، آیت‌الله مکارم، آیت‌الله سیستانی، آیت‌الله نوری همدانی همه رد کرده‌اند. چنین حدیثی وجود ندارد. آیت‌الله نوری همدانی می‌گوید حتی اگر فرضاً چنین حدیثی باشد، معنای رفع قلم این نیست که هر گناهی بنویسند؛ این وقاحت محض است. ما چنین چیزی در اسلام نداریم.

متأسفانه برخی هیئتی‌ها و مذهبی‌ها و گاه انقلابی‌ها نمی‌پذیرند؛ بحث علمی و اعتقادی هم قانعشان نمی‌کند. نمی‌شود ولی‌فقیه مرتبط با امام عصر را جدا کرد؛ نمی‌شود امام عسکری را پذیرفت و پسرش را نه.

دلتنگی ناقص؛ توحید قلبی ناتمام

از اشکالات اساسی قلب این است که دلتنگ امام زمان می‌شویم اما دلتنگ امام عسکری نه. عرفا گفته‌اند توحیدت وقتی کامل است که دلتنگ همه باشی. نمی‌شود دلتنگ رسول خدا بود و دلتنگ حضرت زهرا نبود؛ معلوم است توحید در قلب تثبیت نشده است. باید پشت سر کارشناس دین حرکت کرد.

روز ازدواج پیامبر و حضرت خدیجه؛ الگوی تفویض کامل

امروز روز ازدواج پیامبر و حضرت خدیجه است؛ چه مناسبتی بهتر برای جشن. حضرت خدیجه تمام وجود و قلب را به پیامبر تفویض کرد. نفر اول تجارت با سرمایهٔ پاک بود؛ خودش پیشنهاد ازدواج داد. شایعاتی که یکی از همسران بعدی پیامبر پخش کرد — که همسرانی داشته، باکره نبوده، سنش زیاد بوده — همه دروغ است. مجرد و باکره و جوان و زیبا بود و خواستگاران بسیار از بزرگان قریش داشت؛ اما همسر یتیمی پابرهنه شد که همه بایکوتش کرده بودند.

تا وقتی بعثت سیاسی نشده بود پیامبر را همه دوست داشتند؛ چون امین بود. به محض اعلام بعثت صف‌آرایی علیه او آغاز شد؛ مانند عالمی که تا شریعت می‌گوید محبوب است و چون سخن سیاسی و اجتماعی گفت حمله شروع می‌شود. عموها رهایش کردند و بدترین کارها کردند. در چنان حالی خدیجه ثروتش را پای او ریخت. عمویی اهل معنویت نشانه‌های نبی را در او دید و گفت این همان منجی است. وقتی اعتقاد خدیجه محکم شد زندگیش را پای او گذاشت.

یا نباید انتخاب کرد یا وقتی انتخاب شد باید خود را پای دین ریخت؛ معنویت گزینشی معنا ندارد. اینکه بخشی را بپذیرم و بقیه را به هوای رفع قلم رها کنم نمی‌شود. قلب باید کاملاً در اختیار آنان باشد وگرنه به اطمینان و آرامش نمی‌رسیم.

قلب مطمئن و مظروف قلب

بحث قلب مطمئن در آخرین جلسه است. یکی از دلایل تزلزل و ریب و بی‌ثباتی قدم این است که تمام قلب در اختیار دین نیست؛ دو دوزه بازی می‌کنیم. آیت‌الله حائری مثالی می‌زدند: دو کاغذ؛ روی یکی عکس امام و روی یکی عکس شاه. هر دو کاغذند؛ اما یکی را احترام می‌گذاری و یکی را پاره می‌کنی. ارزش از مظروف است نه ظرف. قلب ظرف است؛ آنچه در آن نشسته ارزشش را می‌سازد. پیامبر به‌عنوان انسان کامل در قلب خدیجه تجلی کامل یافت و او وجودش را پای او ریخت؛ خدا نیز جایزه‌ای چون فاطمهٔ زهرا داد که نمونه ندارد. مجاهدت چنین جایزه‌ای دارد.

اگر بخشی از دین را قلباً بپذیریم و بخشی را که با سلیقه نمی‌سازد نپذیریم، هرگز به ثبات رأی و اعتقاد نمی‌رسیم. باید تمام قلب یکپارچه خرج آنان شود.

روایت درندگان و امام عسکری

روایت است شخصی به نام نُهیر — یا مشابه آن — امام عسکری را نزد درندگان انداخت. برگشت پنداشت خورده شده؛ دید حضرت نماز می‌خواند و درندگان گرداگرد او نشسته‌اند. چرا دل من پر از حیوانات درندهٔ غضب و شهوت می‌شود؟ چون امام عسکری در قلبم نیست؛ اگر باشد آنان هجوم نمی‌آورند.

پس وقتی قلب به اطمینان می‌رسد که همه در قلب جای بگیرند؛ دستورات همه؛ نایب نیز؛ هرکس و هرچه امام عسکری تأیید کرده در دل جا بگیرد و در برابرش کرنش کنیم؛ وگرنه متزلزلیم. ان‌شاءالله عاقبت ختم به خیر شود به ذکر صلوات بر محمد و آل محمد.

وحدت قبول امام و قبول نایب در عمل

پذیرش گزینشی همان منطق کوفه است: حسین را می‌خواهیم، مسلم را نه. امروز نیز کسانی مهدی را می‌ستایند و مسیر فقاهت و ولایت فقیه را عقیم می‌گذارند. نتیجه همان است: نماز بی‌مرجع، عمل بی‌حجت، و قلبی که به اطمینان نمی‌رسد چون مظروفش ناقص است.

بدعت رفع قلم و فروپاشی تقوا

جعل رفع قلم در نهم ربیع نه جشن محبت که مجوز هوس است. وقتی مراجع متفق‌اند بر رد، اصرار عوام‌زده بر بدعت نشانهٔ همان نفاق قلبی است که توحید محبت اهل‌بیت را تکه می‌کند. خدیجه تمام قلب را داد؛ ما حتی یک روز تقوا را کامل نمی‌دهیم و دم از محبت مهدی می‌زنیم.

تفصیل فقهیِ رجوع به نایب

نمایندهٔ عام امام عصر همان مجتهد جامع‌الشرایط است. ترک رجوع به او به بهانهٔ محبت مستقیم به امام، تکلیف را برنداشته بلکه عمل را بی‌حجت می‌کند. فقها تصریح کرده‌اند که عبادات بدون تقلید یا احتیاط صحیح، در معرض بطلان است. پس شعار «ما فقط مهدی را می‌خواهیم» اگر به ردّ فقاهت بینجامد، همان شعار کوفه است که مسلم را تنها گذاشت.

اجماع مراجع بر ردّ رفع قلم

بررسی فتاوای معاصر نشان می‌دهد رهبر انقلاب، آیت‌الله مکارم، آیت‌الله سیستانی و آیت‌الله نوری همدانی حدیث رفع قلم در نهم ربیع را مردود دانسته‌اند. اصرار بر جشن گناه به نام محبت اهل‌بیت، وارونه کردن دین است. حتی بنا بر فرض ضعیفِ وجود روایت، تفسیر آن به آزادی معصیت با روح شریعت ناسازگار است و وقاحت است نه دیانت.

خدیجه؛ آینهٔ قلب مطمئن

خدیجه سرمایهٔ پاک و جایگاه اجتماعی را پای پیامبر ریخت؛ چون یقین کرد او همان منجی است. شایعاتِ کاستن از مقام او — سبقهٔ ازدواج، سن، بکارت — ساخته‌های حسد تاریخی است. امروز روز ازدواج آنان بهترین فرصت جشن مشروع است، نه بهانهٔ رفع قلم. قلب مطمئن قلبی است که مانند خدیجه مظروفش انسان کامل باشد و تمام ظرفیت را خرج او کند؛ نه آنکه بخشی را برای سلیقه و هوس نگه دارد.

از تزلزل تا اطمینان

ریب و بی‌ثباتی قدم از دوپارگی قلب می‌آید. مثال دو کاغذ با تصویر امام و تصویر طاغوت نشان می‌دهد ارزش از نقش است نه از کاغذ. اگر نقش امامان و نایب تأییدشده در قلب بنشیند، درندگان غضب و شهوت نمی‌مانند؛ چنان‌که در روایت افکندن امام عسکری میان درندگان، درندگان حلقه زدند و حضرت نماز گزارد. اطمینان نهایی آن است که همهٔ دستورات و همهٔ تأییدهای امام عسکری در دل کرنش بیابند.

جمع‌بندی اطمینان قلب

اطمینان قلب میوهٔ پذیرش یکپارچه است: امام، نایب، شریعت و ادب محبت. گزینش میان اهل‌بیت، گزینش میان توحید و هوای نفس است. جشن مشروعِ پیوند نبی و خدیجه نماد ریختن تمام سرمایه در پای حقیقت است؛ بدعت رفع قلم نماد نگه داشتن سهمی برای معصیت. راه نجات، کرنش در برابر هرچه امام عسکری تأیید کرده و پرهیز از منطق کوفه است.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.