یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
کافر اعتقادی و روز سپردن عالم
اگر کسی یکی از ضروریات دین را انکار کند او نیز کافر است و به او میگویند کافر اعتقادی. برخی ضروریات دین را برای نمونه بگوید همهٔ ابعاد دین را قبول دارم، نماز میخوانم، روزه میگیرم، حج میروم، خمس میدهم اما وجود و غیبت امام زمان را قبول ندارم؛ این نیز کافر است — کافر قلبی است.
اما در خصوص این روز بسیار باعظمت که واقعاً باید شیعه امروز به خود ببالد و امروز را جشن بگیرد با لباس خوب پوشیدن، عطر زدن، شیرینی دادن، خوشبرخوردی؛ حتی در خانه جشنی کوچک امروز بگیرد با خانواده در حد توان؛ یعنی خانواده متوجه شوند که امروز با روزهای دیگر فرق میکند. سرنوشت عالم ناسوت برای ما — عوالم دیگر که هست ولی در حد خود سخن بگوییم — این دنیا امروز به دست حضرت اباالحسن سپرده شده. چیز کمی نیست.
صدق و طمأنینه؛ راه امام عصر
بحث قلب مطمئن بود؛ برای آنکه بحث به قلب مطمئن گره بخورد، ابتدای حدیثی بسیار قابل توجه از کتاب نهج الفصاحه: «الصدق طمأنینة و الکذب ریبة.» چهار کلمه است اما غوغاست. پیامبر فرمودند صداقت مایهٔ آرامش قلبی میشود، اطمینان قلبی میآورد؛ و الکذب ریبة — دروغگویی و دروغپردازی و شخصیت دروغ از خود ایجاد کردن و همهٔ مصادیقش سبب شک و تردید میشوند.
این را بگذارید کنار
«رَبِّ أَدْخِلْنِي مُدْخَلَ صِدْقٍ وَأَخْرِجْنِي مُخْرَجَ صِدْقٍ وَاجْعَل لِّي مِن لَّدُنكَ سُلْطَانًا نَّصِيرًا» (اسراء/۸۰)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): پروردگارا مرا به ورودی راستین درآور و به خروجی راستین بیرون بر و از نزد خود سلطانی یاریگر برایم قرار ده.
غالب بزرگان مانند آقای کشمیری یا عرفا مانند شیخ رجبعلی خیاط برای ارتباط با امام عصر و دیدن ایشان سفارش به روزی صد بار قرائت این آیه میکردند. چرا؟ چون در تفاسیر ذیل این آیه آمده که انتهای آیه — «و اجعل لی من لدنک سلطاناً نصیراً» — آن سلطان نصیر امام عصر است. لازمهٔ رسیدن به امام عصر چیست؟ میگوید رب ادخلنی مدخل صدق و اخرجنی مخرج صدق. صداقت، راستگویی؛ انسان راست با خودش، راستکردار و راستگو؛ سعی کند در همهٔ امورات زندگی و شؤونات راستگو باشد و کذب و دروغ از وجودش ریشهکن شود؛ وگرنه به این اطمینان خاطر نمیرسد.
خصوصاً کسانی که میخواهند منتظر ظهور حضرت باشند و با حضرت مرتبط باشند، شاید بشود گفت تنها شاهراه صداقت است. این صداقت باید هم در اعتقادات انسان لحاظ شود هم در عملیات بندگی و التزام عملی. یعنی کسی بیاید بگوید قربانت بروم نوکرتم فدایت شوم و در عمل منتظر واقعی نباشد؛ خب این صداقت ضعیف است چون در لسان حرف میزند اما در عمل منتظر نیست.
تا کنون شده منتظر یک آدم مهمی باشی شب تا صبح خوابت نبرد؟ علت آنکه نوبتها بعضاً لب طلایی میشود یا میپرد همین است که استغفرالله خدا برایمان بسیار مهم نیست. اگر با آدم مهمی قرار داشته باشی زودتر میرسی. دیروز جایی بسیار مهم قرار بود؛ یک ساعت و نیم زودتر از قرار رسیدم آنجا؛ آنقدر که برایم مهم بود. بعد به خود نهیب زدم: اگر تو اینطور منتظر امام زمانت بودی مشکل حل بود. واقعاً صداقت نسبت به حضرت همین است.
منتظر یعنی مترصد؛ قلب حقگرا
رهبر اخیراً چند نکتهٔ کلیدی در سخنرانی نیروهای مسلح پیرامون امام عصر فرمودند. یکی اشاره به «السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته» که امام عصر داعی الی الله است. اگر دنبال خدایید باید پشت سر امام عصر باشید. این بسیار مهم است که فرهنگ مهدویت را برای چه در زندگی میآوریم؟ چون او داعی الی الله است. اگر توحید را در زندگی داری، اگر میخواهی انسان موحد شوی، راه امام عصر است؛ راه دیگری ندارد.
بعد فرمودند همین که انسان بداند در پس این شب ظلمانی قرار است طلوعی صورت بگیرد، شب ظلمانی را تا صبح منتظر میماند و صبوری میکند، مشکلات را تحمل میکند و با امید حرکت میکند. نکتهٔ سوم که مورد بحث ماست فرمودند منتظر یعنی مترصد — یعنی آمادهباش. معنای آماده هم اگر واقعاً قرار باشد امام عصر — چون روایتی هم داریم ظهور ناگهانی رخ میدهد، اتفاق میافتد در حالی که همه متعجب میشوند و آمادگی ندارند؛ و بعضی روایات میگوید باب توبه بسته میشود؛ آقا بیاید هر کس هر چه کرده تا آن لحظه است. خب برای آنکه بتوانیم منتظر باشیم راهش را این حدیث کوتاه گفته. منتظر یعنی مترصد به قول رهبر — جانم به فدایش — یعنی آمادهباش. آماده باش چه کسی میتواند باشد؟ کسی که صداقت داشته، میدانسته برای که بندگی میکند، نوکری میکند، بندهٔ دنیایش نبوده.
در کتاب اصول کافی مرحوم کلینی اعلیمقامه حدیثی بسیار زیبا: إن القلب لیَتَجَلْجَلُ فی الجوف — همانا دل بیقرار است. بیقرار شدی؟ دلت هی اینسو آنسو میزند؛ نمیدانی چیست. چرا؟ فرمود یطلب الحق — چون حقگراست. قلب انسان حقگر است؛ دنبال حق میگردد. اوکی آروم میشود. فرمود فإذا أصابه — این ضمیر برمیگردد به آن حق؛ یعنی وقتی حق به او اصابت کرد. بحث اصابت را میآورد؛ نمیگوید خودش رسید. یعنی «العلم نورٌ یُنزل علی قلب من أراد أن یهدیه» — چون امر ولایت امر قلبی است. بسیار هم بحث نکنید با کسانی که ولایت را نپذیرفتهاند؛ دلیل و محاجه بکنید اما بسپارید به خدا. قلب اصلاً امر ولایت امر قلبی است. باید قلب طرف سالم مانده باشد تا بتواند به اطمینان برسد.
بعد میفرماید وقتی فإذا أصابه وقتی حق به این قلب اصابت کرد، اطمأنّ — مطمئن میشود — و قرّ — قرار میگیرد. هر وقت احساس کردی دلت بیقرار است، اصلاً آشفته است، معلوم نیست چیست، چه شده؟ از حق فاصله گرفتهای. جا الحق؛ از حق به باطل. قرار امام عصر که همان حق مطمئن بیاید. هر چقدر به امام عصر نزدیکتر باشیم آنموقع است که به حق نزدیکتریم و آرامش بیشتر — مانند حضرت امام. اکنون میفهمیم چرا امام میگوید در عمرم نترسیدم؛ چون به اطمینان رسیده بود.
ابراهیم و یقین؛ شک و بیخیری
بحث حضرت ابراهیم را که گفتیم گمان نکنیم حضرت ابراهیم به شک افتاده بوده، مردد بوده. آمد گفت «و لکن لیطمئن قلبی» خدایا به من نشان بده چگونه مردهها را زنده میکنی. دو روایت: از امام هشتم یکی سؤال کرد آیا حضرت ابراهیم مشکوک بود؟ قبول نداشت؟ حضرت رضا صراحتاً فرمود نه خیر؛ اتفاقاً حضرت کاملاً یقین داشت به زنده شدن مردهها؛ منتها از خدا میخواست یقینش بیشتر شود. این فرق میکند.
روایت دیگر از امام کاظم: یکی نوشت برای حضرت که من در شکم — بسیاری نسبت به امام عصر مشکوکاند. از کجا بفهمیم؟ از آنکه مترصد نیستیم، آماده نیستیم؛ آمادهٔ ظهور حضرت نیستیم؛ لذا معلوم است مشکوکیم. جالب که گفت یابن رسول الله نامه نوشت به مسلم بن عَقفَر که من مشکوکم؛ همانطور که ابراهیم از خدا خواست از شک بیرونش ببرد گفت به من نشان بده، به من هم چیزی نشان بده. پررو شده بود. حضرت فرمود چه حرفی میزنی؟ ابراهیم مؤمن بود از خدا خواست یقینش را بیشتر کند؛ اما تو در حالت شک هستی. جملهٔ پایانی بسیار نگرانکننده است: فرمود کسی که در شک است هیچ خیری در او نیست. چرا خیرات ما کم است؟ چرا خیری از من سر نمیزند؟ بزرگترین درد را اگر بخواهم به امام عصر در یک جمله بگویم: آقا من بیخیر شدم. اکنون متوجه میشوم چرا بیخیرم؛ چون در شکم، مطمئن نیستم.
القلب حرم الله و تثبیت در دل
در قلبمان چه تثبیت شده؟ اگر علامه حسنزاده نوشت — یک بار خدمتش رسیدم گفتم چیزی بنویس برای آخر عمرم بس باشد؛ همین را نوشت داد: القلب حرم الله فلا تسکن حرم الله غیر الله. حرم خدا قلب ماست که جایگاه مهدی و فاطمه است. اگر آقا را راه دادی با صداقت رب أدخلنی مدخل صدق وأخرجنی مخرج صدق، آنموقع سلطان دیاریگر که امام عصر است در قلبت مینشیند و تو مطمئن میشوی؛ و این قلب حقیقتش در برزخ و قیامت جلوهگر میشود. یعنی آنچه در نشئهٔ صغری که برزخ است و نشئهٔ کبری که قیامت است رخ میدهد حقیقت قلب ماست؛ نه بازیهایی که از خود درآوردهایم. آنچه در وجودمان تثبیت شده.
چون جشن است اندکی این مثال شاید خندهدار باشد اما با این مثال بحث جمع میشود. خدا رحمت کند حضرت آیتالله استاد کل آقای حقشناس را؛ شاگردی داشتند. یک روز برزخ شاگردشان را دیدند و آمدند گوششان را پیچاندند. گفتند تو بسیار شوخی، بسیار مزاحی. گفت بله استاد. برخی اینگونهاند؛ بسیار مزاحاند — خوب نیز هست؛ امیرالمؤمنین هم مزاح بوده اما نه به هر قیمتی. بسیار مزاح بود؛ همه را میخنداند به هر طریقی.
ایشان فرمودند گوش شاگرد را چرا پیچانده بودم؟ گفت من در عالم برزخ دیدم که تو را کتبسته با دو ملک غلاظ و شداد گرفتهاند دارند میبرند محضر میزان آن انوار که امیرالمؤمنین است. محضر علی علیهالصلوةوالسلام که رسیدی گفتند یا علی این بسیار شوخی میکند، بسیار جوک میگوید؛ همهاش همه را میخنداند. تو هم در آن لحظه دیدی کار تمام شده؛ محضر میزان رسیدی و کارت را توجیه کردی برای مولا. خندیدی در خواب به مولا گفتی یا علی من این کارها را کردم مگر ادخال السرور در قلب مؤمن خودش ثواب ندارد؟ ادخال السرور در قلب مؤمن میکردم، میخندیدم. امیرالمؤمنین سرش را تکان داد گفت خب حالا اگر این است اشکال ندارد. بعد برگشت — نکته اینجاست خندهدار اما بسیار مهم — برگشت رو به آن دو ملک غلاظ و شداد شستشو نشان داد. یعنی بعد میگوید آقای حقشناس به او گفت که یعنی این در وجودت تثبیت شده. آن دنیا هم باز از این کار دست برنداشتی.
اینکه برخی میگویند چشمت را کنترل نکنی یکهو میروی آن دنیا هم با حوریان بهشتی کار دستت میدهد؛ حواست باید باشد آنجا چشمک به آنان نزنی. این تثبیت شدن در دل بسیار مهم است. چه در قلب ما تثبیت شده؟ همان است. اصلاً نیت ما همین است. سریرت ما همین است. حقیقت ما همین است. عاقبت همگان ختم به خیر باد؛ به ذکر صلوات بر محمد و آل محمد.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.