یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
قضای نماز نشسته؟
سؤال شده آیا نمازهای قضا را میتوان نشسته خواند. پاسخ به فتوای همهٔ مراجع آن است که خیر؛ چون فقط نمازهای مستحبی را میتوان نشسته خواند و نماز قضای واجب باید همانطور ایستاده خوانده شود.
قلب مطمئن و آیهٔ دویست و شصت بقره
موضوع بحث حدود شصت نوع قلبی است که در قرآن برشمرده شده؛ ابتدا قلب مطمئن به خاطر اهمیتش آغاز شده است. وقتی به آیهٔ دویست و شصت سورهٔ بقره دقت شود، داستان به روایتی در کتاب کافی شریف مرحوم کلینی بازمیگردد.
حضرت ابراهیم علیهالنبیین از کنار دریا یا دریاچهای میگذشت؛ مرداری از حیوان دید که نیمش در آب و نیمش در خشکی افتاده و حیوانات خشکی و آبزی از آن تغذیه میکنند و تجزیه میشود. به فکر فرو رفت: اگر این مردار، مردار انسان باشد و چنین در بدن حیوانات مختلف تجزیه شود، چگونه خدای منّان در حشر کبرا و قیامت کبرا این بدن را برمیگرداند؟ ما بر اساس آموزههای قرآن معتقدیم در قیامت کبرا همین جسم به مرتبه و شکل خود بازمیگردد؛ اما در قیامت صغری یا برزخ این جسم دیگر کارایی ندارد و در قبر میپوسد؛ روح از این جسم خارج و وارد قالب مثالی میشود — همان قالبی که در عالم خواب با آن اینسو و آنسو میرویم.
خواب؛ برادر مرگ
در روایت آمده وقتی نخستین انبیای الهی دیدند هرچه از معاد برای پیروان بیان میکنند قبول نمیکنند و راهی برای تفهیم نمییابند، از خدای منّان کمک خواستند. خدا خواب را در وجود انسان به منزلهٔ برادر مرگ ایجاد کرد تا زنده شدن پس از مرگ را به نوعی انسان درک کند.
لیطمئن قلبی؛ رؤیت راه اطمینان
وقتی ابراهیم این منظره را دید از خدا خواست متوجهش کند و نشان دهد چگونه بدن پس از تجزیه دوباره به حالت اول برمیگردد. خدا پرسید: یا ابراهیم آیا تو این را قبول نداری؟ حضرت فرمود — و این جمله دقیق است — قبول دارم ولکن لیطمئن قلبی؛ میخواهم قلبم مطمئن شود. پس یکی از راهها یا بهترین راههای رسیدن به اطمینان قلبی دیدن است؛ رؤیت؛ شهود. میتواند شهود باطنی یا ظاهری باشد؛ دیدن در رؤیای صادقه یا در بیداری و توجه به حقایق؛ پردهها برای انسان کنار رود. خوب است انسان از خدا بخواهد گاه پردهای کنار رود و معرفتی کسب کند. معمولاً خدای منّان آینده و افق حرکتی بزرگان را در خواب یا حتی بیداری نشان میدهد؛ چون فقط خواب تعبیر ندارد — اتفاقات پیرامون در بیداری نیز تعبیر دارد. خوب است چشم را باز کند و از خدا بخواهد چیزهایی نشان دهد که به اطمینان قلبی برسد و فقط به یافتههای خود اکتفا نکند.
چهار پرنده در تفسیر عیاشی
کافی به همین اکتفا کرده؛ اما در تفاسیر، بهویژه تفسیر عیاشی، از امام صادق روایتی ذیل آیه آمده است. حضرت میفرمود آن چهار پرندهای که خدا به ابراهیم دستور داد بگیر، بکش، قطعهقطعهشان کن، در هم بیامیز و بر چهار تپه یا کوه قرار ده و بخوان تا به سمت تو آیند، این چهار بودند: طاووس و خروس و کبوتر و کلاغ. در طاووس روایات متفققولاند؛ در بقیه پرندگان دیگری نیز گفتهاند.
علمای اخلاق و عرفان نکات اخلاقی بیان کردهاند: هر یک نماد ریشههای گناهان کبیره است. طاووس نماد تکبر و خودشیفتگی؛ خروس نماد شهوت و شهوترانی؛ کبوتر نماد بازیگری و حب دنیا؛ کلاغ نماد طول امل، آرزوهای طولانی و حرص و آز. با نگاه اخلاقی و عرفانی، مراقبت بر این گناهان خود راهی برای رسیدن به اطمینان قلبی است؛ و اگر قلبی از این گناهان پاک بماند به اطمینان خواهد رسید. این داستان نشان میدهد برای اطمینان قلبی باید از طریق قرآن رمزها را کشف کرد و به آن سمت حرکت کرد و از خدا تقاضا نمود.
برتری یقین علی بر طلبِ اطمینان ابراهیم
مولای ما علی علیهالصلوة والسلام باعث افتخار ماست. وقتی از ایشان پرسیدند شما برترید یا ابراهیم خلیلالله، اشاره به همین آیهٔ دویست و شصت بقره کردند. فرمودند من از ابراهیم برترم از این جهت که ابراهیم از خدا خواست نشان دهد چگونه اجساد در قیامت برمیگردند تا به اطمینان قلبی برسد؛ ولی من — لو کشف الغطاء ما ازددت یقیناً — اگر پردهها کنار رود سرِ سوزنی به یقینم افزوده نمیشود. خدا به آبروی مولای متقیان همه را به یقین کامل و اطمینان قلبی برساند؛ مانند رهبر عزیز که با اطمینان گفت من از این دنیا میروم. ما نیز با اطمینان از این دنیا برویم. عاقبت به خیر، به ذکر صلوات بر محمد و آل محمد.
جمعبندی راه اطمینان
از مردارِ کنار آب تا لیطمئن قلبی، مسیر روشن است: ایمان ذهنی کافی نیست؛ قلب باید با رؤیت و شهود آرام گیرد. خواب برادر مرگ است تا معاد فهمیده شود؛ قالب مثالی پل برزخ و رؤیاست. چهار پرنده یادآور آناند که تکبر و شهوت و حب دنیا و طول امل دل را از اطمینان بازمیدارند. مراقبت از این ریشهها، تقاضای کنار رفتن پرده، و حرکت بر رمزهای قرآن، راه قلب مطمئن است. اوج این راه یقین علی است که با کشف غطا نیز افزوده نمیشود؛ هدف آن است که رفتن از دنیا نیز با همان اطمینان باشد.
قضای واجب ایستاده است؛ اطمینان قلب با رؤیت میآید؛ و یقین کامل آن است که پرده نیز بر آن نمیافزاید.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.