د
درسگفتارها
بپرس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۷
دارای متن همگام
قضای نماز نشسته؟
قلب مطمئن7_ ج7
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۷:۲۹
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۴ سرفصل
## قلب مطمئن و آیهٔ دویست و شصت بقره
۰:۳۰
### خواب؛ برادر مرگ
۲:۰۶
### لیطمئن قلبی؛ رؤیت راه اطمینان
۲:۴۰
## برتری یقین علی بر طلبِ اطمینان ابراهیم
۶:۲۹
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
بسم الله الرحمن الرحیم و بهی نستعین.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی ایات.
سلام علیکم و رحمة الله.
سؤال شده که آیا نمازهای قضا رو میشه نشسته خوند؟
جواب این هستش که به فتوای همه
مراجع که نخیر چون نمازهای مستحبی رو فقط میشه نشسته خوند و نماز قضای واجب هم باید همونطور ایستاده خونده بشه.
موضوع بحث ما پیرامون حدود شصت نوع قلبی بود که در قرآن برشمردیم و ابتداً شروع کردیم به
توضیح قلب مطمئن به خاطر البته اهمیت اون.
اشارتاً به آیه دویست و شصت سوره بقره وقتی دقت میکنین برمیگرده به
داستاني که اصل ماجرا رو در کتاب
کافی شریف مرحوم کلینی اعلا الله مقامه الشریف جVIII
صفحه سیصد و پنج بیان کرده که
وقتی حضرت ابراهیم علیه النبيین و آله و عليه الصلاة والسلام گذر میکرد از کنار یه
دریا یا دریاچهای دیدن که یک مرداری از حیوان افتاده نیمیش در آبه نیمیش در خشکیه
و حیوانات خشکی و آبزی از اون دارن تغذیه میکنن و تجزیه میشه و
به فکر فرو رفت حضرت که
چگونه وقتی که حالا اگر این مردار، مردار انسان باشه و به این شکل تجزیه بشه در بدن
حیوانات مختلف چگونه خدای منان
قیامت در حشر کبرا، قیامت کبرا این بدن رو برمیگردونه؛
تا ما معتقد هستیم که بر اساس آموزه های قرآن
در قیامت کبرا همین جسم به مرتبه شکل خودشو میره و برمیگرده.
اون در قیامت صغری یا برزخ است که
این جسم دیگه کارایی نداره و در قبر میپوسه،
پوسیده میشه لکن این روح
از این جسم که خارج میشه وارد در قالب مثالی اصطلاحاً میشه همون
قالبی که در عالم خواب ما باهاش این ور اون ور میریم.
در روایت هم داریم که وقتی
اولین انبیاء الهی
دیدن که هرچه از معاد برای پیروانشون بیان میکنن
اونها قبول نمیکنن و اینها هرچه سعی میکنن راهی برای تفهیمش پیدا نمیکنن از خدای منان کمک خواستن.
خدای متعال خواب رو ایجاد کرد در وجود انسان به منزله برادر مرگ که میگن یعنی همین.
به منزله اینکه زنده شدن پس از مرگ رو
به نوعی انسان درک کنه. به هر حال
وقتی حضرت ابراهیم علیه الصلاة والسلام و علیه النبيین و آله این منظره رو دید از خدا خواست که
به او متوجه کنه و نشون بده که چگونه بدن انسان
بعد از این تجزیه دو مرتبه به حالت اولش برمیگرده.
اگر، اگر دقت کنید وقتی این سؤال رو از خدا میپرسه
خدای منان سؤال میکنه که
یا ابراهیم آیا تو اینو قبول نداری؟
حضرت میفرماین که این تیکه رو دقت کنید میفرماین که عرض میکنن که خدایا ولکن لیطمئن
قلبی قبول دارم لکن میخوام که قلبم مطمئن بشه.
پس یکی از راههای یا یکی از بهترین راههای رسیدن به اطمینان قلبی دیدن است، رؤیت است.
حالا شهود است. میشه
هم به شهود باطنی هم ظاهری
اختصاص پیدا کنه. میتونه تعمیم داده بشه.
میتونه هم دیدن در عالم رؤیای صادقه باشه.
میتونه در بیداری باشه، توجه به حقایق باشه.
میشه پردهها برای انسان کنار بره.
خوبه انسان از خدا بخواد بعضاً
پردهای براش کنار بره، معرفتی کسب کنه
که البته همونطور که عرض کردیم قبلاً
معمولاً این چنین هست که خدای منان آینده و افق
حرکتی بزرگان رو در عالم خواب یا
حتی در بیداری چون فقط عرض کردیم خواب تعبیر نداره، بیداری هم اتفاقات پیرامون انسان هم تعبیر داره.
بر اساس اونها آیندهشون رو نشون میده.
به هر حال خوبه که انسان یه
ذره چشمش رو باز کنه و از خدا بخواد چیزهایی رو بهش نشون بده که به اطمینان قلبی برسه و فقط به یافتههاش
اکتفا نکنه. اینجا این
داستان که در این
کتاب شریف مرحوم کلینی اعلا الله مقاش، مقامش شریف وارد شده
به همین اکتفا کرده.
لکن در تفاسیر مخصوصاً تفسیر عیاشی
جلد یک صفحه صد و چهل و دو اشاره کرده از امام صادق صلوة الله علیه روایتی پیرامون همین در،
در حقیقت ذیل این آیه آورده
که حضرت میفرمود اون چهار پرندهای که خدای متعال
به حضرت ابراهیم دستور داد اینا رو بگیر بکش
قطعه قطعهشون کن در هم بیامیز و بر چهار تپه یا کوه قرار بده.
اونها رو بخون به سمت میان.
این چهار تا پرنده بودند که
طاووس بود و خروس و کبوتر و کلاغ.
البته در طاووس روایات همه متفق القول هستند.
اما روایات دیگهای که ما داریم
خروس و کبوتر و کلاغ رو پرنده های دیگه ای هم گفتن.
به هر حال علمای اخلاقی و عرفانی ما هم اینجا
نکات اخلاقی و عرفانی رو بیان کردن.
به عنوان نمونه گفتن هر کدوم از این چهار پرنده نمادی از
ریشههای گناهانن، گناهان کبیره.
مثلاً طاووس رو گفتن نماد تکبر و خودشیفتگیست.
خروس نماد شهوت و شهوترانیست.
کبوتر نماد بازیگری و حب دنیاست.
کلاغ نماد طول عمل، آرزوهای طولانی و حرص و آز است.
شاید به گونهای بشه گفت با یک نگاه، به نگاه اخلاقی و عرفانی که
مراقبت بر این گناهان
خودش راهیست برای رسیدن به اطمینان قلبی.
و اگر قلبی پاک مونده از این گناهان او به اطمینان خواهد رسید.
به هر حال این داستانی که عرض کردیم
من حيثالمجموع نشون میده که برای رسیدن به اطمینان قلبی
انسان باید از طریق قرآن رمز و رمزهاش رو کشف کنه و به اون سمت حرکت کنه، از خدا تقاضا کنه.
اگرچه مولای ما علی علیه الصلاة والسلام
باعث افتخار ماست فرمودن
وقتی که از ایشون سؤال کردن که شما برتری یا ابراهیم خلیل الله؟
اشاره به همین آیه کردن، آیه دویست و شصت سوره بقره به همین موضوع.
خیلی جالبه که فرمود جان عالم به فداش.
فرمودن که من از ابراهیم برترم از این جهت که
ابراهیم از خدا خواست نشون بده بهش چگونه
اجساد برمیگردن در قیامت تا به اطمینان قلبی برسه.
ولی من علی لو كشف الغطاء
ما زدت يقينا اگر
پردهها کنار بره سر سوزنی به یقین هم
اضافه نمیشه. خدا به آبروی مولای متقیان
و امیر المؤمنان ان شاء الله که
همه ما رو به اون یقین کامل و اطمینان قلبی برسونه.
مثل رهبر عزیزمون که با اطمینان گفتن من از این دنیا میرم.
ما هم همینطور با اطمینان از این دنیا بریم.
عاقبتمون ختم به خیر بشه به ذکر صلوات بر محمد و آل محمد.
جلسه قبل
جلسه بعد