بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیات.
السلام علیکم و رحمة الله.
موضوع ما بحث قلب بود و رسیدیم به [اه] اطمینان قلبی.
عرض کردیم حدود شصت نوع قلب در قرآن وجود داره که ما نیت کردیم به فضل الهی اینا رو مختصراً البته توضیح بدیم.
متوجه بشیم حداقل یه موضوع در قرآن به چه صورت که اونم موضوع بسیار مهمی است که ما هر روز بهش در باهاش درگیریم.
اولیش رو قلب اطمینان انتخاب کردیم.
نکته خیلی مهمی رو امروز عرض میکنم.
خیلی هم سهل الوصول فهمش منتها عملیاتش یه ذره دشوار و کاربلدی میخواد.
اونم من خودم اسمش رو خدا هم چنین به ذهن ما عنایت کرد و اینا اسمش رو گذاشتم خانواده مرحومه.
ما اگر چنانچه بخواهیم به اطمینان قلبی برسیم، لاجرم باید دین رو خوب بشناسیم.
باید بدانیم دین ما، این مکتب و این مذهب و این آیین برای جمیع شئونات بشری از هنگام تولد تا مرگ و بعد از اون دستورالعمل داره و پاسخگو نیازهاست.
این رو ما باید بدونیم و عملیاتی رو اختصاص بدیم، وقتی رو به این قضیه اختصاص بدیم و این رو حداقل از خودمون و خونوادهمون شروع کنیم.
تا ما و خونوادهمون، زن و بچههامون متوجه این قضیه نشیم که دین ما یک بسته کاملیست که برای جمیع شئونات ما جوابگو و پاسخگوست، هیچوقت به اطمینان قلبی نخواهیم رسید.
اون موقع است که نمیشه توقع داشته باشیم که بعداً پسفردا بچههایمون تو این جامعه دچار مذهبها و مکاتب انحرافی و حلقههای عرفان کاذب و چه وچه نشن.
ما باید این رو برای خودمون اول تو زندگیمون جا بندازیم که دین یعنی چی؟
یه حدیثی من به شما مب-- بحث عرض میکنم در کتاب کافی جلد یک صفحه سی و دو که یک توضیح بسیار خوب و شاید بهترین توضیح رو پیرامون ذیل این حدیث حضرت علامه جوادی آملی کردن.
من توصیه میکنم برید سرچ کنید و توضیح علامه رو پیرامون این حدیث گوش بدید، بخونید خیلی زیباست که حضرت فرمودند که انما العلم ثلاثة.
پیغمبر فرمودند علم سه دسته است.
آیه محکمه که این آیه محکمه به قول آقای جوادی آملی بسیاری از علمای پیشین اینو ف-- فقه و اصول میدونستن اما آقای جوادی میفرمود نه خیر این اعتقاداته.
او فریضه عادله این باید و نباید های شرعی است.
او سنت قائم و باید و نباید های اخلاقی.
این سه دسته علمن، اعتقادات، شریعات، اخلاقیات، بایدها و نبایدهاشون که اینا علمن.
بعد حضرت فرمود و ما خلاه نفه و فضل.
هرچی به غیر از ایناست این فضله.
ما باید جایگاه علم و فضل رو از قرآن دربیاریم خودمون و به خونوادهمون تبیین کنیم که تو دنبال چی؟
دنبال خودبرتریای که فضیلت تو جامعه داشته باشی مثلاً مدرک تحصیلیه فلان جسم قوی یا نه.
دنبال علم و حقیقت و عرفان و شناختی.
وقتی علمش بالا رفت بعداً به فضیلت هم کشیده میشه.
ما باید توی این س-- م-- چه اشکالی داره تو زندگیمون ما برای خودمون و اگر تو اجتماع اشکال وارد میکنیم که دانشگاههای ما مثلاً اسلامی نیست، ادارجات ما اسلامی نیست، بعضاً حتی متأسفانه امام حسن منو ببخشه بعضی حوزههای علمیه ما اسلامی نیست.
خیلی جالبه.
بعضی از نهادهای به ظاهر دینی ما ضد دین عمل میکنند.
اگر اجتماع ما منکوس شده، خب همش هم ما اشکال وارد میکنیم به مدیران، به مسئولین، به اونهایی که تراز بالان چه وچه و اینها خودمون چی؟
خودمم چی؟
خونوادم چی؟
مگر پیغمبر دعوت عشیرت اقربین نداشت؟
مگر با خونوادش و فامیلها شروع نکرد؟
مگر حضرت امام از خودش و بچههاش شروع نکرد؟
خودمون و بچههامون، زندگیمون یک برنامهای بریزیم اسمش هم بذاریم مثلاً [اه] خانواده مرحومه.
چرا میگم خانواده مرحومه؟
این حدیث رو دقت کنید امام رضا سلام الله علیه فرمودن خیلی این حدیث زیباست.
خیلی قشنگه.
واقعاً جا داره که اصلاً این حدیثو ما برای بچههامون بگیم، توضیح بدیم.
میزان الحکمة جلد هشت مخصوصاً میگم عدد حدیث رو سیزده هزار و هفتصد و نود و هفت عدد حدیثشه.
خب این کتاب رو که آقای ریشهری جمعآوری کردن احادیثو چند تا حدیث ما از این تو خوندیم خودم رو عرض میکنم.
حضرت رضا قربونش بریم فرمودن رحم الله عبدا احیا امرنا.
خدا رحمت کنه بندهای که امر ما را احیا کنه.
قال راوی قلت له فکیف یحیی امرکم؟
يا ابن رسول الله چگونه امر شما احیا میشه؟
قال يتعلم علومنا و یعلمها الناس.
به اینکه یاد بگیرن علوم ما رو و به مردم یاد بدن.
این مردم همون خونواده کوچک خودمون میتونه باشه.
بعد فرمود لو علم محاسن کلامنا لتبعونا.
قطعاً اگر کسی لام تأکید هم میاره لتبعونا قطعاً اگر کسی زیبایی کلام ما را بشنوه، بدانه قطعاً لتبعونا از ما تبعیت میکنه.
انقدر دین ما زیباست.
اگر بچههای ما به انحراف میرن به خاطر اینکه شیرینی دین رو در زندگی شخصی خودشون ندیدن.
تو زندگی شخصی همش درد و مرض و فریاد و نمیدونم لجاجت و دعوای زن و شوهر، پدر و مادر دیدن و عدم اخلاق، عدم رعایت شئونات.
پدر نماز نمیخونه به بچه میگه چرا نمیخونی؟
مادر لحاظ نمیکنه رعایت شریعت و حیا رو و زیربنای حیا و ارتباط با نامحرم و راحت با نامحرم میگه میخنده بعد توقع داره دخترش با حجاب باشه.
نمیشه باید اینها در زندگی رخ نشون بده.
علامه حسن زاده در زندگی در خودش میفرمود که وقتی اومد تو خونه از بعد از یه نمازی خسته میخواست استراحت کنه بچهها داد و فریاد کردن سر و صدای بچهها تو خونه هممون هست.
علامه حسن زاده، علامه حسن زاده، علامه حسن زاده، ابوعلی سینای عصر حاضر.
ایشون میفرمایند داد زدم سر بچههام.
حالت بعد یه مدت قبض برام پیش اومد.
یعنی دیگه دلم از اون حالت اطمینان و اون آرامش خارج شد.
حالت بدی قلب، سنگی قلب، سختی قلب.
خودم متوجه شدم.
ببینید مراقب خودش و خونوادهشه.
میگه رفتم بیرون یه سری معکولات برای بچهها خریدم.
اومدم دلجویی کردم درست نشد.
هرچی کردم درست نشد.
چهطور او به فکره که از تو خونواده شروع کنه اما نه.
میگه پاشدم رفتم تبریز برای یک حالت ا– عدم اطمینان قلبی و خروج از اون اعتدال قلبی برنامه داره.
پاشد رفت تبریز محضر محمد-- حضرت آیت الله محمد حسن الهی.
تا بهش رسید هنوز حرف نزده گفت آقای، آقای آملی کجا بودی که کارت داشتم میخواستم برات نامه بنویسم.
نمیدونستم قومی نمیدونم آملی کجایی؟
چی شده؟
پیش آقای قاضی بودم.
ناراحت شما بود.
حرف شما به میون اومد.
سفارش شما رو بهش کردم.
فرمود این حسن زاده چگونه هوس این راه رو داره در حالی که دل بچههاشو شکسته.
اونجا بود که علامه میگه من اشکم جاری شد.
ببین حضرت آیت الله فاطمی نیا میفرمود زندگی که توش دعوای بین زن و شوهر و عصبیت باشه برکت از اون زندگی میره.
ما برا-- چه اشکالی داره؟
اصلاً همین مبنی-- مبانی شرعی، اخلاقی، اعتقادی رو از خودمون تو زندگیمون شروع کنیم.
همین دیروز پسر نه ساله من به من گفت بابا اگه من چهل میلیون داشتم مثلا این قرعه کشیها تلویزیون دید سریع عکس العملش چی بود؟
بابا اینجا داره برای نمیدونم بایودنت چی چی صد میلیون میده بریم بادامس بخریم صد میلیون.
گفتم خب صد میلیون درآوردی میخوای چیکار کنی بابا؟
گفت برم یک N90 خوشگل برات بخرم بقیشم فلان.
گفتم خب خوبه پسرم عمو دست نگه دار.
آخر کار ما چیه؟
بچهست ولی میفهمه ما چطور اینطوری رفتار نمیکنیم بعد توقع داریم بچه ما عالم بیرون بیاد، دینپرور بیرون بیاد، جهتگیریهاشو از اول ابتدای بچگی درست نمیکنیم.
گفتم پسرم خب به من بگو آخر کار ما تو این دنیا چیه؟
گفت همه میمیریم.
نه سالش هست.
گفتم خب رفتیم چی با خودمون میبریم؟
گفت هیچی.
گفتم هیچی که نمیشه.
چی می-- خونه میبریم؟
گفت نه.
ماشین میبریم؟
نه.
مدرک میبریم؟
نه.
اینو گفت نه.
گفتم خب چی میبریم؟
گفت اعمالمون و میبریم پس-- پدر.
بابا.
گفتم خب تمام.
بیا ع-- اگر قراره همه چی رو بذاریم و بریم اول اونورو درست کنیم.
بعداً اگه وقت کردیم اینورم درست میکنیم.
به فکر اینورم باشیم.
رفت تو فکر.
وقتی ما در قبال یک جهتگیری بچمون از آگهی، آگهی تلویزیون نمیتونیم خط دیواره درست بکنیم، چطور توقع داریم بچه بعداً بشه پسر پیغمبر خلاف-- یعنی ما باید بدونیم که برای جمیع شؤونات و نیازهای بشری، اعم از اد-- حواس ادراکی و غیر ادراکی ما، دین ما جهتگیری داره، خط و مشی داره، برنامه داره.
بیایید از خودمون داخل زندگیمون شروع کنیم.
خانواده مرحوم و این روایت امام رضا که رحم الله عبدا ام احیا امرا.
کسی خدا رحمت کنه اون اصلا خونوادهای که امر ما را احیا کنه.
ببخشید یه ذره طول کشید.
انشالله که عاقبتمون خیر بشه.
خانوادهای داشته باشیم، خانوادهای که به اطمینان قلبی برسه.
به ذکر صلوات بر محمد و آل محمد الله- اللهم صل علی محمد و آل محمد